بندر پوتی، نقطه عطفی در رقابت ژئوپلیتیک کریدورهای ترانزیتی
مراسم کلنگزنی اسکله جدید در بندر پوتی گرجستان، با حضور مقامات ارشد این کشور و کاردار سفارت آمریکا برگزار شد. این مراسم را باید فراتر از یک رویداد زیرساختی صرف تلقی کرد. این پروژه که با حمایت مالی نهاد «شرکت تامین مالی توسعه بینالمللی آمریکا» (DFC) در حال اجراست، به وضوح نشاندهنده تغییر در معادلات قدرت در منطقه قفقاز جنوبی و تلاش غرب برای بازتعریف مسیرهای تجاری حیاتی با هدف کاهش وابستگی به روسیه است.
زهرا اخوانزاده – پژوهشگر مسائل ترکیه و قفقاز جنوبی
اندیشکده زاویه: از منظر راهبردی، سرمایهگذاری مجدد آمریکا در بندر پوتی، پاسخی عملی به خلأهای ژئوپلیتیک ناشی از جنگ اوکراین محسوب میشود. در شرایطی که کریدور میانی (ترانسخزر) به عنوان جایگزینی امن برای مسیرهای شمالی مورد توجه قرار گرفته، واشنگتن با تقویت زیرساختهای گرجستان در تلاش است تا عملاً گرهگاه اصلی این مسیر ترانزیتی را تحت نفوذ خود درآورد.
تأکید کاردار سفارت آمریکا بر اهمیت کریدور میانی و پیوند آن با طرحهایی نظیر به اصطلاح «مسیر ترامپ برای صلح»، نشان از آن دارد که این پروژه علاوه بر ابعاد تجاری که از آن برخوردار است، در اصل حلقهای از زنجیرهای بزرگتر برای اتصال اقتصادی منطقه و ایجاد وابستگی متقابل بر اساس منافع غرب است.
تحولات میدانی در گرجستان نشان میدهد که دولت تفلیس با وجود چالشهای سیاسی داخلی، استراتژی متوازنی را در پیش گرفته است. از یک سو، پروژه آناکلیا که با سرمایهگذاری چینیها همراه بوده، با اما و اگرهای فراوانی مواجه است و از سوی دیگر، دولت گرجستان با تکیه بر حمایت مالی و سیاسی آمریکا، پروژه پوتی را با سرعت بیشتری پیش میبرد. این دوگانگی در واقع نشاندهنده رویکرد هوشمندانه گرجستان برای بهرهگیری از رقابت قدرتهای بزرگ به نفع خود است؛ به طوری که با ارائه بندر پوتی به عنوان گزینهای مطمئن برای غرب، هم سرمایه جذب میکند و هم جایگاه خود را به عنوان هاب منطقهای تثبیت میکند.
اما در پشت پرده این همکاریها، واقعیت تلخی برای روسیه نهفته است. هر متر مکعب ظرفیت جدید در پوتی به معنای کاهش سهم مسیرهای سنتی تحت کنترل مسکو و تقویت استقلال اقتصادی جمهوریهای آسیای مرکزی و قفقاز است. اظهارات مدیرعامل گروه «پیس» مبنی بر بارگیری کودهای معدنی از جمهوری آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان، نشان میدهد که این پروژه عملاً حلقههای زنجیره تامین کشورهای حوزه خزر را به هم متصل کرده و آنها را از وابستگی به بنادر روسیه بینیاز میکند. این امر در بلندمدت میتواند به کاهش نفوذ اقتصادی و سیاسی مسکو در منطقه منجر شود که دقیقاً همان هدف راهبردی غرب از حمایت از کریدور میانی است.
با نگاهی عمیقتر، برگ برنده آمریکا در این پروژه، ارائه تسهیلات مالی با کارمزد پایین از طریق نهاد DFC است. این نهاد که به عنوان بازوی توسعهای دولت آمریکا عمل میکند، با سرمایهگذاری ۷۵ میلیون دلاری در پوتی، عملاً ریسک سرمایهگذاری بخش خصوصی را کاهش داده و مسیر را برای حضور شرکتهای غربی در منطقه هموار میکند. در شرایطی که اقتصاد جهانی به دنبال زنجیرههای تامین مقاوم است، بندر پوتی میتواند به نقطه اتکایی برای ورود کالاهای اروپایی به بازارهای آسیای مرکزی و بالعکس تبدیل شود.
از سوی دیگر، باید اذعان داشت که موفقیت این پروژه در گروی ثبات سیاسی گرجستان و عدم انحراف از مسیر اروپایی است. جمهوری خواهان در تفلیس و مخالفان دولت فعلی، همواره از چرخش به سمت غرب حمایت کردهاند، اما نگرانیهایی درباره نفوذ روسیه از طریق آبخازیا و اوستیای جنوبی وجود دارد. بنابراین، سرمایهگذاری در پوتی نه تنها یک اقدام اقتصادی، بلکه یک پیام سیاسی روشن به مسکو است که قفقاز جنوبی از حوزه انحصاری آن خارج شده و به عرصه رقابت برابر تبدیل شده است.
در جمعبندی، باید اذعان کرد که توسعه بندر پوتی یک بازی برد-برد برای تمامی ذینفعان به جز روسیه است. گرجستان به دروازه طلایی تجارت منطقه تبدیل میشود، کشورهای آسیای مرکزی به مسیری امن و کوتاه برای دسترسی به بازارهای جهانی دست مییابند، آمریکا نفوذ خود را در قلب اوراسیا گسترش میدهد و اروپا به کریدوری مطمئن برای تأمین انرژی و کالا دسترسی پیدا میکند. با این حال، مهمترین چالش فراروی این پروژه، زمان و سرمایه است؛ زیرا برای رقابت با پروژه آناکلیا که با پشتوانه چین در حال پیشرفت است، پوتی نیازمند تسریع در اجرا و افزایش شفافیت مالی است تا اعتماد سرمایهگذاران بینالمللی را جلب کند. در غیر این صورت، شاید این اسکله نیز به سرنوشت پروژههای نیمهتمام منطقهای دچار شود.






