ارتقاء مداخله نظامی ترکیه در سومالی و مخاطرات بالقوه آن
مداخله نظامی ترکیه در آفریقا و سومالی با سه خطر جدی روبروست. در سطح نظامی، درگیری در سومالی اساساً به بنبست رسیده است. در سطح مالی، هزینههای حفظ حضور نظامی در خارج از کشور بسیار بالاست. یکی از دلایل اصلی خروج ارتشهای غربی از آفریقا، ناتوانی در تحمل بار مالی حمایت از دولتهای ضعیف بوده است. در سطح سیاسی، مداخله ترکیه ممکن است باعث نگرانی کشورهای منطقه شود.
زهرا اخوانزاده – کارشناس مسائل ترکیه
اندیشکده زاویه: در ۳۰ ژوئن ۲۰۲۶، جنگندههای اف-۱۶ ترکیه مواضع گروه الشباب در سومالی را بمباران کردند. این اقدام نشاندهنده تغییر کیفی در نقش نظامی آنکارا در شاخ آفریقا است. این عملیات برای نخستین بار قدرت هوایی ترکیه را در قالب یک نبرد آشکار به نمایش گذاشت. این مسأله در زمانی رخ میدهد که ساختار امنیتی سومالی با تحولات عمیقی روبروست: از یک سو مأموریت اتحادیه آفریقا به دلیل قطع بودجه از سوی آمریکا در آستانه فروپاشی است و از سوی دیگر به رسمیت شناختن سومالیلند توسط اسرائیل، موازنه منطقهای را بر هم زده است. آنکارا از این فرصت استفاده میکند تا از طریق ابعاد نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک، حوزه نفوذ جدیدی برای خود در شاخ آفریقا ترسیم کند.
از پایگاه آموزشی تا خط مقدم: جهش سهگانه حضور نظامی ترکیه
همکاری نظامی ترکیه و سومالی سه مرحله را پشت سر گذاشته است. مرحله اول با افتتاح پایگاه TURKSOM در سال ۲۰۱۷ آغاز شد؛ این پایگاه به عنوان بزرگترین تأسیسات نظامی فرامرزی ترکیه، هزاران سرباز سومالیایی را آموزش داده است. مرحله دوم، صدور تجهیزات از جمله پهپادهای مسلح «بیرقدار» TB2 و استقرار جنگندههای اف-۱۶ بود. مرحله سوم، عملیات هوایی ۳۰ ژوئن است که در آن جنگندههای ترکیه در منطقه گودی، غارها، انبارهای سلاح و پناهگاههای الشباب را منهدم کرده و حدود ۳۵ عضو این گروه را کشتند.
وزارت دفاع سومالی ابتدا بیانیهای صادر کرد و از ترکیه قدردانی نمود، اما نسخه بعدی آن به جای اشاره به ترکیه، از «شرکای بینالمللی» نام برد. این تغییر لحن نشان میدهد که احتمالاً هماهنگی چندجانبهای در کار بوده است. با توجه به اینکه نیروهای آمریکایی تا سال ۲۰۲۶ دستکم ۶۸ حمله هوایی در سومالی انجام دادهاند، عملیات ترکیه تقریباً به ناچار با فرماندهی آفریقای آمریکا هماهنگ شده است. پرواز جنگندههای ترکیه در حریم هوایی که آمریکا نیز فعال است، نشان از وجود سازوکار هماهنگی نسبتاً پیشرفته بین دو طرف دارد.
انگیزههای استراتژیک: ژئوپلیتیک، منافع منابع و خلأ امنیتی
سه عامل اصلی، ترکیه را به سمت تشدید مداخله سوق داده است. نخست، در سطح ژئوپلیتیک، در دسامبر ۲۰۲۵ اسرائیل بهطور رسمی سومالیلند را به رسمیت شناخت که مستقیماً تمامیت ارضی سومالی را به چالش کشید و واکنش شدید سازمان همکاری اسلامی و بیش از ۲۰ کشور را برانگیخت. آنکارا با تقویت حمایت نظامی از موگادیشو، بر وحدت سومالی تأکید کرده و در عین حال به دنبال مهار نفوذ اسرائیل در آبراه استراتژیک دریای سرخ و خلیج عدن است.
دوم، منافع منابع طبیعی است. ترکیه و سومالی در سال ۲۰۲۴ قراردادی برای اکتشاف هیدروکربن امضا کردند که بر اساس آن سه بلوک فراساحلی در اختیار آنکارا قرار گرفته است. در سال ۲۰۲۶، حفاریهای ترکیه با کشتی «چالابه» در آبهای سومالی آغاز شد و اولین حفاری عمیق در تاریخ این کشور را رقم زد. در صورت موفقیت، ذخایر بالقوه آن تا ۱۰ میلیارد بشکه برآورد میشود. حملات هوایی عملاً امنیت این داراییهای گرانبهای فراساحلی را تأمین کرده است.
سوم، پر کردن خلأ امنیتی است. مأموریت اتحادیه آفریقا در سومالی (AUSSOM) که نیرویی حدود ۱۱٬۸۲۶ نفری است، به دلیل قطع کمکهای مالی آمریکا در معرض انحلال قرار گرفته و ستون فقرات امنیتی سومالی را تهدید میکند. خروج آمریکا فرصتی استراتژیک برای ترکیه ایجاد کرده تا خود را به عنوان شریک امنیتی اول سومالی تثبیت کند.
مخاطرات و محدودیتها: هزینه مداخله
با این حال، مداخله ترکیه با سه خطر جدی روبروست. در سطح نظامی، درگیری در سومالی اساساً به بنبست رسیده است. نیروهای دولتی پس از بازپسگیری بخشهایی از مرکز سومالی در سالهای ۲۰۲۲-۲۰۲۳، در سال ۲۰۲۵ بیشتر آن مناطق را از دست دادند و الشباب هنوز بر نواحی وسیع روستایی خارج از حومه پایتخت تسلط دارد. صرفاً با قدرت هوایی نمیتوان این بنبست را شکست؛ ترکیه ممکن است مانند آمریکا در افغانستان در دام تعهدات امنیتی نامحدود نسبت به یک متحد شکننده گرفتار شود.
در سطح مالی، هزینههای حفظ حضور نظامی در خارج از کشور بسیار بالاست. یکی از دلایل اصلی خروج ارتشهای غربی از آفریقا، ناتوانی در تحمل بار مالی حمایت از دولتهای ضعیف بوده است. اقتصاد ترکیه نیز با فشارهای داخلی مواجه است و ادامه عملیات جنگی در سومالی میتواند به سرچشمهای پایانناپذیر برای مصرف منابع تبدیل شود.
در سطح سیاسی، مداخله ترکیه ممکن است باعث نگرانی کشورهای منطقه شود. اتیوپی و مصر بهعنوان قدرتهای منطقهای، با احتیاط به گسترش نفوذ ترکیه در شاخ آفریقا مینگرند. همچنین اگر روابط آنکارا با دولت فدرال سومالی بیش از حد به نفع یک جناح خاص تلقی شود، میتواند شکافهای سیاسی داخلی را تشدید کند.
نتیجهگیری
ارتقاء نظامی ترکیه در سومالی، نقطه عطفی در «استراتژی آفریقایی» آنکارا محسوب میشود و نشاندهنده گذار از کمکهای اقتصادی و همکاری آموزشی به تعهدات مستقیم امنیتی است. این استراتژی هم جاهطلبی ترکیه بهعنوان یک قدرت متوسط نوظهور برای کسب نفوذ منطقهای را منعکس میکند و هم محاسبه عملگرایانه آن برای پر کردن خلأ امنیتی در فضای رقابت قدرتهای بزرگ.
با این حال، قدرت نظامی هرگز نمیتواند جایگزین دولتسازی شود. ریشه مشکلات سومالی در انشعابات سیاسی، حکمرانی ضعیف و رکود اقتصادی نهفته است. بدون فرآیند آشتی سیاسی و ظرفیتسازی همزمان، صرف تکیه بر حملات هوایی نمیتواند ثبات پایدار ایجاد کند. ترکیه باید میان مداخله نظامی و راهحل سیاسی تعادل برقرار کند تا از تکرار دام «وابستگی امنیتی» که قدرتهای بزرگ غربی در آفریقا با آن مواجه شدند، پرهیز نماید. موفقیت یا شکست استراتژیک آنکارا نهتنها جایگاهش را در شاخ آفریقا تعیین میکند، بلکه محک مهمی برای توانایی قدرتهای نوظهور در ارائه الگویی متفاوت از استعمارگری سنتی در قبال آفریقا خواهد بود.





