ابعاد، اهداف و پیامدهای سفر رئیس کمیسیون اروپا به قفقاز
سفر فون در لاین به قفقاز، بیش از آنکه یک مأموریت انرژی یا ترانزیتی باشد، یک «بازآرایی ژئوپلیتیکی» محسوب میشود. اروپا با درک خلأ قدرت در منطقه و آسیبپذیری کریدورهای خود، در تلاش است با طراحی یک «بسته جامع» شامل امنیت، انرژی و اقتصاد، جای پای خود را در قفقاز تثبیت کند. اما سرنوشت این ابتکار به دو متغیر کلیدی گره خورده است: نخست، توانایی اروپا در پر کردن شکاف مالی و ارائه تضمینهای ملموس به باکو برای انجام سرمایهگذاریهای کلان، و دوم، میزان انعطافپذیری ایروان و باکو برای ترجیح منافع بلندمدت همگرایی منطقهای بر حساسیتهای تاریخی.
محمدرضا مصطفینژاد – کارشناس مسائل قفقاز جنوبی
اندیشکده زاویه: سفر «اورسولا فون در لاین»، رئیس کمیسیون اروپا، به باکو و ایروان را باید نقطه عطفی در تکامل رویکرد بروکسل به منطقه قفقاز جنوبی ارزیابی کرد. این سفر که در فاصله کوتاهی پس از اجلاس جامعه سیاسی اروپا در ایروان و در بستر تحولات عمیق معادلات انرژی و ترانزیت جهانی صورت میگیرد، نشان از عزم اتحادیه اروپا برای عبور از نقش یک «تماشاگر منفعل» و ایفای نقش «بازیگر راهبردی» در منطقهای دارد که تا پیش از این، مسکو آن را حیاط خلوت خود میدانست. با این حال، پرسش بنیادین این است که آیا این سفر صرفاً ادامهدهنده روند سنتی گفتگوهاست یا گامی در جهت تغییر پارادایم و ارائه «معاملهای جامع» به بازیگران قفقازی برای کاهش وابستگی به روسیه محسوب میشود؟
ابعاد سفر؛ سهضلعی انرژی، ترانزیت و امنیت
تحلیل ابعاد این سفر بدون توجه به سه مؤلفه به هم تنیده انرژی، کریدورهای ترانزیتی و معماری جدید امنیتی، ناقص خواهد بود. بدیهی است که محور اصلی سفر به باکو، گفتگو درباره افزایش صادرات گاز آذربایجان به اروپا و بسترسازی برای توسعه «کریدور میانی» است. اتحادیه اروپا که با بحران انرژی ناشی از جنگ اوکراین مواجه شد، به سرعت به جبهه جنوبی یعنی آذربایجان به عنوان تأمینکنندهای مطمئن و جایگزین برای گاز روسیه روی آورد. تفاهمنامه ۲۰۲۲، سرآغاز این همکاری راهبردی بود و حالا فون در لاین برای عملیاتیسازی فاز بعدی آن پا به باکو گذاشته است: یعنی تضمین سرمایهگذاری برای افزایش تولید میادین موجود و تسهیل مسیر برای ورود گاز ترکمنستان از طریق خط لوله فراخزر.
اما آنچه این سفر را از مأموریتهای پیشین متمایز میکند، وزن ویژه «بعد ترانزیتی» و «پیوند آن با صلح قفقازی» است. بروکسل به خوبی درک کرده است که مسیر فعلی ترانزیت از طریق گرجستان، به دلیل همسایگی با مناطق جداشده تحت نفوذ روسیه، یک «آسیبپذیری راهبردی» محسوب میشود. از این رو، ایده تبدیل قفقاز جنوبی به یک «پل لجستیکی امن» مستلزم احیای کامل کریدور ترانزیتی از طریق خاک ارمنستان و بازگشایی مرزهای ارمنستان-ترکیه و ارمنستان-آذربایجان است. بنابراین، سفر به ایروان با هدف «فعالسازی بسته حمایتی جدید»، در واقع تلاشی برای ترغیب ایروان به پذیرش نقش فعالتر در این معماری ترانزیتی و نهاییسازی صلح با باکو، در قبال دریافت مشوقهای اقتصادی و کاهش فشارهای ناشی از محدودیتهای روسیه طراحی شده است.
اهداف استراتژیک؛ چرخش ارمنستان و آزمون باکو
نکته ظریف در اهداف این سفر، تفاوت ماهوی رویکرد اروپا نسبت به دو کشور میزبان است. در مورد ارمنستان، سفر فون در لاین نشاندهنده تحکیم یک «روند واگرایی» از مدار روسیه است. پیروزی مجدد پاشینیان، ابهامات سیاسی را کنار زده و بروکسل اکنون با اقتباس از درسهای تلخ تجربه گرجستان و اوکراین، با سرعتی بیسابقه به حمایت عملی از کاهش وابستگی اقتصادی ایروان پرداخته است. هدف روشن است: پر کردن خلأ ایجادشده توسط محدودیتهای اقتصادی روسیه از طریق لغو تعرفههای تجاری و ارائه جایگزینهای مالی، تا مسیر خروج ارمنستان از نفوذ سنتی مسکو غیرقابل بازگشت شود.
اما در مقابل، اهداف اروپا در قبال باکو، بیش از آنکه «جایگزینی» باشد، یک «مشارکت راهبردی مبتنی بر منافع متقابل» است. باکو به عنوان کلید اصلی دسترسی اروپا به انرژی خزر و مسیر آسیای میانه، نقشی بیبدیل ایفا میکند. اما هدف پنهان اروپا، استفاده از همین اهرم انرژی و ترانزیت برای اقناع باکو به پذیرش صلحی است که منجر به بازگشایی مرزها با ارمنستان شود، چرا که بدون این بازگشایی، کریدور میانی هرگز به پتانسیل کامل خود نخواهد رسید. به عبارت دیگر، اروپا میخواهد باکیو را متقاعد کند که «صلح با ارمنستان» یک هزینه نیست، بلکه یک فرصت سرمایهگذاری برای تبدیل شدن به قطب لجستیک منطقه است.
پیامدها و سناریوهای پیش رو؛ از وعده تا عمل
مهمترین پیامد مثبت این سفر، در صورت موفقیت، میتواند «تثبیت چندقطبیگرایی» در قفقاز و کاهش نقش انحصاری روسیه به عنوان ضامن امنیت منطقه باشد. این امر میتواند به بازگشایی مرزها و رونق اقتصادی بیسابقهای منجر شود که کل منطقه را به یک هاب انرژی و ترانزیت متصل به اروپا تبدیل کند.
با این حال، سایه سنگین «شکاف میان وعده و عمل» بر این سفر سنگینی میکند. اظهارات تحلیلگران آذربایجانی در مورد “وعدههای زبانی” اروپا را نباید نادیده گرفت. بحران انرژی اروپا شکننده است و باکو به خوبی میداند که در کوتاهمدت، اروپا جایگزینی برای گاز آن ندارد. اگر سفر فون در لاین با تضمینهای مالی مشخص، قراردادهای بلندمدت خرید و سرمایهگذاری واقعی در زیرساختهای صادراتی همراه نباشد، باکو انگیزهای برای عبور از منافع کوتاهمدت خود و پذیرش امتیازات کلان در پرونده صلح نخواهد داشت. همچنین، موفقیت استراتژی اروپا در گرو آن است که مسکو نیز این واقعیت را بپذیرد که توانایی بازگرداندن ارمنستان به مدار انحصاری خود را از دست داده است، اما در عین حال، نباید انتظار داشت که کرملین به راحتی شاهد تثبیت نفوذ اروپا در این منطقه حیاتی باشد.
جمعبندی
سفر فون در لاین به قفقاز، بیش از آنکه یک مأموریت انرژی یا ترانزیتی باشد، یک «بازآرایی ژئوپلیتیکی» محسوب میشود. اروپا با درک خلأ قدرت در منطقه و آسیبپذیری کریدورهای خود، در تلاش است با طراحی یک «بسته جامع» شامل امنیت، انرژی و اقتصاد، جای پای خود را در قفقاز تثبیت کند.
اما سرنوشت این ابتکار به دو متغیر کلیدی گره خورده است: نخست، توانایی اروپا در پر کردن شکاف مالی و ارائه تضمینهای ملموس به باکو برای انجام سرمایهگذاریهای کلان، و دوم، میزان انعطافپذیری ایروان و باکو برای ترجیح منافع بلندمدت همگرایی منطقهای بر حساسیتهای تاریخی. اتحادیه اروپا نشان داده است که درک راهبردی بالایی از اهمیت قفقاز دارد، اما این سفر، آزمون بزرگی برای سنجش میزان جدیت آن در تبدیل این درک به سرمایهگذاری واقعی و نه صرفاً دیپلماسی ادعایی است. آینده قفقاز در لبه تیغی میان «وعدههای پرشور بروکسل» و «منافع سخت باکو و ایروان» در حال رقم خوردن است و نتیجه این بازی، معماری امنیتی منطقه را برای یک دهه آینده تعیین خواهد کرد.






