واکاوی راهبرد کریدوری آنکارا در اوج درگیری‌های غرب آسیا

  • 2026-07-01 11:00

همزمان با تشدید رقابت‌های ژئوپلیتیکی در غرب آسیا، ترکیه با تکیه بر موقعیت جغرافیایی و پروژه‌های کریدوری تازه، در تلاش است خود را به گره اصلی تجارت، انرژی و ترانزیت میان آسیا، اروپا و خلیج فارس تبدیل کند. آنکارا با «جاده توسعه» و احیای راه‌آهن حجاز، در پی موازنه‌سازی در برابر کریدور آیمک و کاهش نقش محوری اسرائیل در معادلات اتصال منطقه‌ای است.

اندیشکده زاویه – ترجمه اختصاصی: موقعیت جغرافیایی غرب آسیا یکی از ستون‌های اصلی لجستیکی تجارت جهانی محوسب می‌شود. این منطقه باستانی که در تقاطع آسیا، اروپا و آفریقا واقع شده، سه گذرگاه دریایی بسیار مهم جهان یعنی کانال سوئز، باب المندب و تنگه هرمز را در خود جای داده است. این منطقه که تولیدات آسیایی را به بازارهای مصرف غرب و منابع مواد خام آفریقا را به مراکز تولید شرق منتقل می‌کند، به مرکز مبارزات هژمونی جهانی و جنگ‌های کریدوری تبدیل شده است. 

این منطقه، فراتر از موقعیت راهبردی خود، مرکز منابع انرژی نیز است. این منطقه نیمی از ذخایر اثبات‌شده نفت جهان و تقریباً ۴۰ درصد از ذخایر گاز طبیعی آن را در اختیار دارد که ۳۰ درصد از عرضه نفت خام جهانی و نزدیک به ۲۰ درصد از عرضه گاز طبیعی جهانی را شامل می‌شود. البته، اکنون دیگر تنها یک مرکز تولید سوخت‌های فسیلی سنتی نیست؛ بلکه با پروژه‌های هیدروژن سبز، سرمایه‌گذاری‌های عظیم در انرژی خورشیدی و ادغام شبکه‌های برق بین قاره‌ای، به یکی از پویاترین قطب‌های قدرت در ساختار انرژی جهانی آینده تبدیل شده است. در نتیجه، امنیت و کنترل این منطقه مستقیماً همسو با رقابت برای تسلط جهانی است تا رقابت تجاری صرف. 

محور واشنگتن-تل‌آویو

یکی از ملموس‌ترین گام‌ها در چارچوب این رقابت در سپتامبر ۲۰۲۳ در اجلاس گروه ۲۰ در دهلی برداشته شد. تفاهم‌نامه کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا (آیمک) توسط ایالات متحده، فرانسه، آلمان، ایتالیا، عربستان سعودی، هند، امارات متحده عربی و اتحادیه اروپا امضا شد تا گسل جدیدی را در ژئوپلیتیک جهانی ایجاد کند. 

براساس توافق اولیه، مسیر آیمک با حمایت واشنگتن از هند، امارات متحده عربی، عربستان سعودی و اردن تا بندر حیفا در اسرائیل و سپس از طریق دریا به اروپا امتداد می‌یابد. دو هدف راهبردی عمده زیربنای این پروژه بود: نخست، جلوگیری از تغییر مسیر سرمایه و انرژی خلیج فارس به سمت محور چین/بریکس، و دوم ایجاد جایگزینی قدرتمند برای طرح کمربند و جاده پکن (BRI). 

ترکیه و جاده توسعه

براساس ادعای طراحان کریدور آیمک، این مسیر با دورزدن تنگه هرمز دشمنان تاریخی مانند عربستان سعودی و اسرائیل را بر سر میز ژئواکونومیک می‌آورد. در مقابل، بازیگران ریشه‌دار منطقه مانند ترکیه، ایران و مصر خارج از این معادله باقی خواهند ماند. 

از همین روی، تندترین واکنش به این طرح نه از سوی چین یا روسیه، بلکه مستقیماً از سوی آنکارا مطرح شد. اظهارات رئیس جمهور اردوغان مبنی بر اینکه «بدون ترکیه هیچ کریدوری نمی‌تواند وجود داشته باشد»، در واقع اعلام یک واقعیت جغرافیایی بود، بطوریکه در مقابل پایانه مدیترانه‌ای آیمک با محوریت اسرائیل، آنکارا کارت راهبردی خود یعنی پروژه ۱۷ میلیارد دلاری «جاده توسعه» را روی میز گذاشت. برای این منظور، توافق چندجانبه بین ترکیه، عراق، قطر و امارات متحده عربی امضا شد. 

این مسیر به عنوان بزرگترین پروژه زیرساختی تاریخی عراق، با هدف اتصال بندر بزرگ فاو به اروپا از طریق شبکه ریلی و بزرگراه ۱۲۰۰ کیلومتری از عراق و ترکیه طراحی شده است. این مسیر به دنبال کاهش وابستگی به تنگه هرمز و کانال سوئز و کاهش زمان ترانزیت بین شانگهای و روتردام از ۳۳ روز به ۱۵ روز است. این پروژه نه تنها به عنوان یک مسیر لجستیکی، بلکه کریدور انرژی راهبردی برای انتقال نفت، گاز طبیعی و هیدروژن سبز خلیج فارس به اروپا، به همراه انتقال داده دیجیتال، در نظر گرفته شده است. 

بازگشت به تاریخ با راه آهن حجاز

با آغاز بحران غزه از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، عملاً بنیان سیاسی آیمک که بر عادی‌سازی روابط اسرائیل و اعراب بنا شده بود، متوقف شد. سپس آنکارا با مطرح کردن راه‌آهن حجاز در اوج مذاکرات دیپلماتیک جاری بین ایالات متحده و ایران، گام دیگری در دیپلماسی کریدور برداشت. 

بنابراین، توافق اخیر امضا شده بین ترکیه و عربستان سعودی در ریاض با هدف احیای راه‌آهن حجاز، آخرین چشم‌انداز بزرگ اما تراژیک امپراتوری عثمانی، در چارچوب نظم جهانی مدرن صورت گرفته است. چشم‌انداز اعلام شده توسط وزیر حمل و نقل ترکیه، اورالوغلو، بلندپروازانه و شامل خط ریلی برای اتصال ترکیه به حلب، سپس از طریق مسیر موجود حلب-دمشق-اردن به ریاض و در نهایت به عمان امتداد می‌یابد و در نهایت به اقیانوس آزاد می‌رسد. این پروژه نشان دهنده آرزوی آنکارا برای معرفی خود در مرکز ترانزیت منطقه‌ای بین اروپا، شام و خلیج فارس است. 

البته، از نظر فنی غیرممکن است که خطوط راه‌آهن بتوانند به طور کامل جایگزین تجارت عظیم نفت از خلیج فارس به آسیا شوند، یا واگن‌های قطار بتوانند میلیون‌ها بشکه حمل شده توسط ابرنفتکش‌ها را حمل کنند. از همین روی، فرضیه مبتنی براینکه راه آهن حجاز «هرمز را کاملاً حذف خواهد کرد» می‌تواند اغراق‌آمیز تلقی شود. اما بسیار محتمل است که این راه آهن نقش مهمی به عنوان «مسیر پشتیبان راهبردی» در طول بحران‌های انرژی یا درگیری‌های شدید ایفا کند. 

به نظر می‌رسد هدف اصلی ژئواستراتژیک در این پروژه، معرفی یک جایگزین قدرتمند دیگر در کنار جاده توسعه برای پروژه آیمک است که اسرائیل را به عنوان هاب اتصال خلیج فارس به اروپا قرار می‌دهد و از این طریق نفوذ منطقه‌ای اسرائیل را متعادل می‌کند. در واقع، هرچند آیمک دروازه تجارت اسرائیل است، در مقابل راه‌آهن حجاز و همچنین جاده توسعه، نقش دروازه اروپا را برای ترکیه برعهده خواهد داشت. 

راهبرد سه بعدی آنکارا

آنکارا از طریق این اتصالات ریلی، نفوذ تاریخی خود را در شام، سوریه-اردن-لبنان، تقویت و همچنین، نقش ترانزیتی متمرکز بر اسرائیل را در چارچوب آیمک مستقیماً متعادل می‌سازد. در حال حاضر، ترکیه سه محور اصلی کریدوری را پیش روی ژئوپلیتیک تجارت جهانی و انرژی قرار داده است: 

  • کریدور میانی: محور شرق-غرب که چین و آسیای مرکزی را از طریق دریای خزر به قفقاز و ترکیه متصل می‌کند. 
  • جاده توسعه: محور جنوب-شمال که انرژی و پتانسیل لجستیکی عراق و خلیج فارس را به صورت عمودی به اروپا منتقل می‌کند. 
  • راه‌آهن مدرن حجاز: کریدور شام-خلیج فارس که از سوریه و اردن عبور و ترکیه را از طریق عربستان و عمان به اقیانوس متصل می‌کند. 

در طول تاریخ جهان، مسیرهای تجاری همیشه برندگان و بازندگان رقابت جهانی را تعیین کرده‌اند و در سال‌های اخیر نیز، مفهوم توسعه اتصالات اقتصادی و تجاری جدید بین کشورها و قاره‌ها شتاب بالایی یافته است. ایده زندگی در صلح از طریق ارتباط نزدیک مسیرهای تجار، بدون تردید بسیار جذاب است. اما در غرب آسیا که دشمنی‌ها پایان نمی‌یابند و تنش‌های ساختاری حل نشده باقی می‌مانند، چنین پروژه‌هایی به جای افزایش رفاه اجتماعی، پتانسیل دامن زدن به رقابت و درگیری را دارند و اصطکاک‌های نهفته را آشکار می‌کنند. 

با توجه به اینکه، این مسیرها به دارایی‌های حیاتی برای قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای تبدیل می‌شوند، بدون تردید رقابت کریدوری و جنگ انرژی می‌تواند آتش جنگ در غرب آسیا را شعله‌ور کند. در این منطقه، همیشه ساده‌ترین کار کشیدن مسیر جدید روی نقشه‌های رنگارنگ بوده است؛ اما سخت‌ترین قسمت، پیمودن ایمن آن مسیرهاست. 

منبع: اوراسیا ریویو

مطالب بیشتر:

ترکیه و اتیوپی؛ شراکت راهبردی در شاخ آفریقا و رقابت پنهان با تل‌آویو

روابط ترکیه و اتیوپی در دو دهه اخیر، از احیای مناسبات دیپلماتیک تا گسترش همکاری‌های اقتصادی، انرژی و امنیتی، به یکی از مهم‌ترین پیوندهای راهبردی در شاخ آفریقا بدل شده…

ترکیه چگونه سیاست خارجی را به موتور اقتصاد تبدیل کرد؟!

اقتصاد سیاسی ترکیه طی دو دهه اخیر با دکترین‌های بلندپروازانه‌ای چون عمق راهبردی و وطن آبی پیوند خورده است. این رویکرد اگرچه به توسعه صنایع دفاعی و ارتقای جایگاه ترانزیتی…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

ترکیه و اتیوپی؛ شراکت راهبردی در شاخ آفریقا و رقابت پنهان با تل‌آویو

ترکیه و اتیوپی؛ شراکت راهبردی در شاخ آفریقا و رقابت پنهان با تل‌آویو

ترکیه چگونه سیاست خارجی را به موتور اقتصاد تبدیل کرد؟!

ترکیه چگونه سیاست خارجی را به موتور اقتصاد تبدیل کرد؟!

اقتدار درون‌زای ایران و ضرورت بازتعریف نظم ژئوپلیتیکی در قفقاز جنوبی

اقتدار درون‌زای ایران و ضرورت بازتعریف نظم ژئوپلیتیکی در قفقاز جنوبی

واکاوی اهمیت گسترش بازارهای گازی آذربایجان به آلمان و اتریش

واکاوی اهمیت گسترش بازارهای گازی آذربایجان به آلمان و اتریش

عادی‌سازی روابط ترکیه و ارمنستان؛ خیلی دور، خیلی نزدیک

عادی‌سازی روابط ترکیه و ارمنستان؛ خیلی دور، خیلی نزدیک

ارتقاء مداخله نظامی ترکیه در سومالی و مخاطرات بالقوه آن

ارتقاء مداخله نظامی ترکیه در سومالی و مخاطرات بالقوه آن