راهبرد نوین ترکیه در غرب آسیا بر پایه نظریه وابستگی پیچیده نوواقعگرایانه
ترکیه در سال ۲۰۲۶ با گذار از رقابتهای منطقهای به سوی همسویی انتخابی با غرب، راهبردی چندلایه را دنبال میکند. این یادداشت با بهرهگیری از چارچوب نظری وابستگی پیچیده نوواقعگرایانه، نشان میدهد چگونه آنکارا از طریق تقویت کریدورهای ترانزیتی همچون راهآهن حجاز و گسترش همکاریهای دفاعی با پیمان آتلانتیک شمالی، در پی ارتقای جایگاه خود بهعنوان هاب محوری منطقه است. این مدل، عقلانیت رفتاری ترکیه در تعامل با ایران و غرب را تبیین میکند.
حامد حقپناه – کارشناس مسائل ترکیه
اندیشکده زاویه: در نظام بینالمللیِ اقتدارگریز، قدرتهای میانهای مانند ترکیه برای بقا، افزایش نفوذ و کاهش آسیبپذیری، ناگزیرند راهبردهایی منعطف، چندلایه و پویا اتخاذ کنند. چارچوب «وابستگی پیچیده نوواقعگرایانه» و نیز نظریه وابستگی پیچیده، با تأکید بر روابط چندکاناله، نبودِ سلسلهمراتبِ ثابت در موضوعات و کاهش کارکرد عملی نیروی نظامی، ابزاری علمی، دقیق و قابل استناد برای تحلیل رفتار اینگونه بازیگران فراهم میآورد. این مدل امکان میدهد رفتار ترکیه از خلال متغیرهای قابل اندازهگیری، همچون سطح وابستگی اقتصادی ـ انرژی، شاخص توازن نظامی ـ فناورانه و بازخوردهای نهادینهشده در قالب تعهدات دفاعی و پروژههای ترانزیتی، بررسی و ارزیابی شود. در شرایط پس از تحولات منطقهای سال ۲۰۲۶، ترکیه از الگوی رقابت مدیریتشده به سوی نوعی همسویی انتخابی با غرب چرخش کرده است.
میزبانی گرم، رسمی و صمیمی از رئیسجمهور آمریکا و رهبران پیمان آتلانتیک شمالی در نشست آنکارا، نمادی روشن از همین چرخش راهبردی است. رئیسجمهور ترکیه با اعلام اینکه کشورش اقدامات لازم را برای رسیدن به هدف پنجدرصدی هزینههای دفاعی تا سال ۲۰۳۰ انجام خواهد داد، با اختصاص ۲۴ میلیارد دلار اضافی به پروژههای تقویت دفاع هوایی پیمان و نیز با تأکید بر ضرورت برداشتن محدودیتهای موجود بر صنایع دفاعی میان متحدان، سیگنالی آشکار از تعهد نهادینه ارسال کرد.
در چارچوب وابستگی پیچیده، این اقدامات لایه وابستگی متقابل را فعال میکنند: روابط چندکاناله در حوزههای نظامی، اقتصادی و فناورانه، هزینه فاصلهگیری از پیمان را افزایش داده و همکاری را به گزینهای غالب و عقلانی تبدیل میکند. این میزبانی نهتنها اعتبار ترکیه را بهعنوان شریکی قابل اعتماد تقویت کرد، بلکه زمینه را برای بررسی تحویل جنگندههای نسل پنجم نیز فراهم آورد.
کاهش میل به همکاری گسترده با جمهوری اسلامی ایران، در واقع نتیجه محاسبهای دقیق بر پایه منطق هزینه ـ فایده نوواقعگرایانه است. اعلام آمادگی ترکیه برای کمک به پاکسازی تنگه هرمز از مینها، نشاندهنده همسویی با منافع مشترک در تضمین آزادی کشتیرانی است. در مدل وابستگی پیچیده، مسائل اقتصادی، بهویژه انرژی، با مسائل امنیتی همتراز میشوند و در نتیجه، بهکارگیری نیروی نظامی هزینهبر و پرریسک جلوه میکند. در همین راستا، پروژه احیای راهآهن تاریخی حجاز، با نیاز سرمایهگذاری ۱۷ میلیارد دلاری، میتواند یک کریدور ریلی از دریای مدیترانه تا دریای عرب ایجاد کند.
این ابتکار، وابستگی به مسیرهای پرریسک و شکننده را کاهش میدهد، جایگاه ترکیه را بهعنوان مرکز ترانزیت تقویت میکند و موازنه اقتصادی را به سود آنکارا تغییر میدهد. برآوردها نشان میدهد این کریدور میتواند بر نفوذ امارات متحده عربی و نیز بر اهمیت راهبردی تنگه هرمز اثرگذار باشد.
تلاش برای فروش سامانههای پدافندی اس-۴۰۰ به کشورهای حاشیه خلیج فارس، در شرایطی که این کشورها درگیر تنشهای احتمالی با ایران هستند، بازخوردهای چندگانه و پیچیدهای دارد. از منظر نئواقعگرایانه، این فروش میتواند توازن قدرت محلی را بهبود بخشد و برای ترکیه درآمدزایی قابل توجهی ایجاد کند. از منظر وابستگی پیچیده، چنین اقدامی ترکیه را به تأمینکننده دفاعی جایگزین برای کشورهای خلیج فارس تبدیل کرده و شبکه همکاری اقتصادی ـ نظامی را گسترش میدهد.
با این حال، فرمان احتمالی رئیسجمهور آمریکا برای انجام عملیات از خاک ترکیه علیه ایران، هزینههای ساختاری بالایی، از جمله اختلال در تجارت مرزی و تشدید ناامنی انرژی، بر دوش آنکارا تحمیل میکند. بر پایه این چارچوب، ترکیه چنین گزینهای را بهعنوان راهبردی پشتیبان و نه راهبرد اصلی پیگیری میکند تا تعادل میان لایههای مختلف وابستگی حفظ شود.
در بیانیه پایانی نشست، درخواست از ایران برای احترام به آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز و نیز تأکید بر جلوگیری از دستیابی این کشور به سلاح هستهای، بدون محکومیت صریح سایر تنشها، نشاندهنده همسویی جمعی پیمان بود. همچنین تعهد به کمک ۷۰ میلیارد یورویی به اوکراین در سال ۲۰۲۶ و تأکید بر دفاع جمعی، بازخوردهای ساختاری را تقویت کرد. ترکیه با قرار گرفتن در این مسیر همسویی، اهرم چانهزنی تازهای برای دسترسی به فناوریهای پیشرفته بهدست آورده است.
ارزیابی توانایی ترکیه در کسب رضایت برای جنگندهها و مهار دخالت رژیم صهیونیستی
بر پایه این مدل، ترکیه توان و استعداد بالایی برای کسب رضایت رئیسجمهور آمریکا در زمینه جنگندههای نسل پنجم دارد. وابستگی نهادینهشده، در قالب تعهدات دفاعی پیمان و روابط شخصی میان رهبران، در کنار کاهش نگرانیها درباره سامانههای روسی، بسیاری از موانع را تعدیل کرده است. سیگنالهای مثبت آمریکا در خصوص بررسی فروش نیز این وابستگی متقابل را تأیید میکند. مهار دخالت رژیم صهیونیستی نیز در این چارچوب قابل تحقق است: شبکه کریدور حجاز و روابط عمیق با کشورهای خلیج فارس، رژیم صهیونیستی را در معادلات اقتصادی در موقعیتی حاشیهایتر قرار میدهد. مخالفت این رژیم با فروش، بهدلیل نگرانی از برتری هوایی ترکیه، از طریق اهرمهای دیپلماتیک پیمان قابل مدیریت است. موفقیت در این حوزه، ترکیه را بیش از پیش به یک قدرت محوری در منطقه تبدیل خواهد کرد.
عدم بهرهبرداری از رابطه با ایران بهعنوان اهرم فشار بر رژیم صهیونیستی
در چارچوب وابستگی پیچیده نوواقعگرایانه، این انتخاب کاملاً عقلانی و قابل دفاع است. استفاده ابزاری از روابط با ایران، لایه وابستگی با غرب را مختل کرده و هزینههای ساختاری، از جمله انزوای نسبی از پیمان، اختلال در پروژههای اقتصادی و افزایش ریسک امنیتی مستقیم، را بالا میبرد. ترکیه ترجیح میدهد بهجای حرکت در مسیر تعارض، از اهرمهای مثبت چندکاناله، یعنی ابزارهای اقتصادی، ترانزیتی و دفاعی، بهره ببرد و از ایجاد تعادل منفی اجتناب کند. این رویکرد، بقای نسبی در نظام اقتدارگریزانه را بدون تحمیل هزینههای غیرضروری تضمین میکند و اعتبار نهادینه ترکیه را نزد متحدان غربی حفظ مینماید.
نتیجهگیری
چارچوب وابستگی پیچیده نوواقعگرایانه پیشبینی میکند که راهبرد نوین ترکیه ــ یعنی همسویی انتخابی با غرب، تقویت جایگاه خود بهعنوان هاب ترانزیتی از طریق کریدور حجاز و گسترش فروش تسلیحاتی و دفاعی به کشورهای خلیج فارس ــ در شرایط کنونی با موفقیت همراه خواهد بود. این مدل، با محاسبه دقیق هزینه ـ فایده در لایههای مختلف، نشان میدهد که ترکیه میتواند رضایت لازم برای دریافت جنگندهها را کسب کند و همزمان دخالت رژیم صهیونیستی را محدود سازد؛ البته این امر مشروط به پایش مستمر هزینههای احتمالی ناشی از تعامل با ایران است. ترکیه با این رویکرد، از یک بازیگر حاشیهای به یک هاب محوری در غرب آسیا تبدیل میشود. موفقیت نهایی این راهبرد، وابسته به حفظ تعادلی پویا میان توازن قدرت ساختاری و وابستگیهای پیچیده است. ترکیه در حال بازتعریف موازنه منطقهای به سود خود است، اما باید همزمان مراقب شکنندگیهای پنهان در نظام اقتدارگریزانه نیز باشد.






