روسیه در معماری متغیر روابط استراتژیک با چین

  • 2026-07-11 12:34

روابط روسیه و چین در سال‌های اخیر از سطح یک مشارکت تاکتیکی فراتر رفته، اما این همگرایی هم‌زمان با افزایش عدم تقارن قدرت، بی‌اعتمادی تاریخی و ابهام درباره آینده رهبری در مسکو، با محدودیت‌های جدی روبه‌رو است. این یادداشت بررسی می‌کند که چگونه جنگ اوکراین، وابستگی اقتصادی روسیه به چین را تشدید کرده و در عین حال، شکاف‌های راهبردی و نگرانی‌های پنهان کرملین را در این رابطه آشکار ساخته است.

برسام محمدی – کارشناس مسائل منطقه و بین‌الملل

اندیشکده زاویه: در شرایطی که ژئوپلیتیک جهانی دستخوش دگرگونی‌های بی‌سابقه‌ای شده، روابط میان روسیه و چین به عنوان یکی از محوری‌ترین معادلات نظم بین‌الملل، نقشی دوگانه و پیچیده یافته است. آنچه زمانی به‌عنوان مشارکتی راهبردی با چشماندازهای محدود تصور می‌شد، امروز به سطحی از همگرایی رسیده که تحلیلگران را به بازنگری در پیش‌فرض‌های پیشین واداشته است. این یادداشت با تمرکز بر جایگاه روسیه در این معادله، به بررسی ابعاد پنهان و آشکار این رابطه و چالش‌های پیش‌روی مسکو می‌پردازد.

تغییر موازنه قدرت به نفع پکن

جنگ اوکراین و تحریم‌های گسترده غرب، روسیه را در موقعیتی قرار داده که وابستگی بی‌سابقه‌ای به چین پیدا کرده است. این وابستگی، که ریشه در نیاز مبرم مسکو به بازارهای جایگزین و کالاهای تحریمی دارد، موازنه تاریخی روابط دو کشور را به نفع پکن دگرگون کرده است. چین اکنون به شریان حیاتی اقتصاد روسیه تبدیل شده و نقش تأمین‌کننده اصلی کالاهای صنعتی و فناوری و نیز بازار کلیدی صادرات انرژی این کشور را ایفا می‌کند. این عدم تقارن فزاینده، اگرچه از نگاه ظاهری در قالب جلسات منظم رهبران و بیانیه‌های دوستانه پنهان می‌ماند، اما نگرانی‌های عمیقی را در کرملین ایجاد کرده است.

تحلیلگران برجسته، از جمله فیونا هیل از مؤسسه بروکینگز، روسیه را در این پیکربندی به “سگ حمله” چین تشبیه کرده‌اند؛ کشوری که با اقدامات تهاجمی خود، واکنش‌های نظام بین‌الملل را می‌سنجد و زمینه را برای مانورهای استراتژیک پکن فراهم می‌آورد. این استعاره، هرچند تلخ، بیانگر واقعیتی است که مسکو را در موقعیتی آسیب‌پذیر قرار می‌دهد: روسیه با هزینه‌های گزاف انسانی و اقتصادی، عملاً به آزمایشگاهی برای سنجش واکنش غرب تبدیل شده، در حالی که چین با حفظ فاصله محتاطانه، از این آزمون درس‌های راهبردی می‌آموزد.

تفاوت‌های راهبردی در نگاه به نظم جهانی

با وجود همگرایی تاکتیکی، شکاف عمیقی در رویکرد دو کشور به نظم بین‌الملل وجود دارد. روسیه، با رویکردی تجدیدنظرطلبانه و تمایل به استفاده از ابزارهای نظامی، در پی برهم زدن کامل نظم مستقر است. این در حالی است که چین، به‌عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان که منافع گسترده‌ای در ثبات اقتصاد جهانی دارد، رویکردی محافظه‌کارانه‌تر در پیش گرفته و خواستار اصلاح تدریجی نظم موجود است، نه نابودی آن. این تفاوت بنیادین، که ریشه در میزان وابستگی دو کشور به نظام اقتصادی جهانی دارد، یکی از مهم‌ترین موانع تبدیل این مشارکت به اتحادی رسمی و کامل محسوب می‌شود.

بی‌اعتمادی تاریخی و هراس از نفوذ چین

در پس‌زمینه همکاری‌های راهبردی، لایه‌های ضخیمی از بی‌اعتمادی تاریخی میان دو کشور وجود دارد که ریشه در قرن‌ها رقابت و درگیری سرزمینی دارد. مقامات روسیه، علیرغم اظهارات دوستانه، به‌شدت نگران نفوذ روزافزون چین در آسیای مرکزی و خاور دور هستند و گزارش‌هایی از ارزیابی سازمان‌های اطلاعاتی روسیه از چین به‌عنوان “دشمن بالقوه” وجود دارد. پوتین به‌خوبی می‌داند که ملی‌گرایان چین هرگز مناطق از دست‌رفته در قرن نوزدهم را فراموش نکرده‌اند و این آگاهی تاریخی، احتیاط دائمی را در مدیریت روابط دوجانبه ایجاب می‌کند.

شخصیت‌محوری و بحران جانشینی در روسیه

روابط شخصی پوتین و شی، اگرچه به‌عنوان عامل همگرایی مطرح می‌شود، اما در عمل، ماهیتی شکننده و موقت دارد. رهبران چین، از جمله شی، رویکردی عملگرایانه به روابط شخصی دارند و تجربه نشان داده که منافع استراتژیک همواره بر وفاداری‌های فردی اولویت دارد. شورش واگنر در سال ۲۰۲۳، که شی در حمایت از پوتین سکوت اختیار کرد، گواهی روشن بر این واقعیت است. بحران جانشینی در روسیه و کهولت سن پوتین، که در اکتبر ۲۰۲۶ هفتاد و چهار ساله می‌شود، معماری آینده این رابطه را با عدم‌اطمینان مضاعفی مواجه کرده است. روسیه تحت رهبری پوتین، نظامی فاقد ساختارهای نهادی مشخص برای انتقال قدرت ایجاد کرده و این خلأ، چین را به حفظ انعطاف‌پذیری در قبال همسایه شمالی خود ترغیب می‌کند.

افق‌های پیشِ رو

با نگاهی به آینده، به‌نظر می‌رسد که همگرایی چین و روسیه تا زمانی که تهدید مشترکی از سوی آمریکا احساس می‌شود، ادامه خواهد یافت. با این حال، سیاست‌های غیرقابل‌پیش‌بینی دولت ترامپ، که معادلات سنتی را بر هم زده، ممکن است به ارزیابی مجدد هر دو کشور از منافع استراتژیک خود منجر شود. روسیه که بیش از ۳۷۵ هزار نفر از نیروهای خود را در اوکراین از دست داده و به باتلاقی پایان‌ناپذیر گرفتار شده، عملاً قدرت و اعتبار نظامی خود را به چالش کشیده است. در چنین وضعیتی، مسکو بیش از پیش به حمایت پکن نیاز دارد، اما این وابستگی، قیمتی گزاف در ازای از دست‌رفتن استقلال راهبردی دارد. آینده این رابطه، تا حد زیادی به تحولات داخلی روسیه و نحوه گذار از دوران پوتین وابسته خواهد بود؛ چالشی که می‌تواند همگرایی فعلی را یا تثبیت کند و یا به فروپاشی‌ آن منجر شود.

مطالب بیشتر:

مروری بر عملکرد حزب عدالت و توسعه در عرصه سیاست خارجی در 25 سالگی آن

حزب عدالت و توسعه در ۲۵ سال حکمرانی، اگر ترکیه را از یک بازیگر وابسته به غرب به قدرتی منطقه‌ای با شبکه دیپلماتیک گسترده، نقش میانجی‌گر و رویکرد چندبعدی تبدیل…

بنادر گرجستان در کانون کریدور میانی

کریدور میانی در فاصله تنها پنج سال از یک مسیر فرعی و حاشیه‌ای به شاهراه حیاتی تجارت میان آسیا و اروپا تبدیل شده و حجم ترانزیت آن از ۳۵۰ هزار…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

مروری بر عملکرد حزب عدالت و توسعه در عرصه سیاست خارجی در 25 سالگی آن

مروری بر عملکرد حزب عدالت و توسعه در عرصه سیاست خارجی در 25 سالگی آن

بنادر گرجستان در کانون کریدور میانی

بنادر گرجستان در کانون کریدور میانی

ارتقای ترکیه به شریک کامل گفتگوی آسه‌آن؛ گامی راهبردی در مسیر «آسیای نو»

ارتقای ترکیه به شریک کامل گفتگوی آسه‌آن؛ گامی راهبردی در مسیر «آسیای نو»

ابعاد و پیامدهای منطقه‌ای بازنگری قانون اساسی نخجوان

ابعاد و پیامدهای منطقه‌ای بازنگری قانون اساسی نخجوان

تجمع شماری از نمایندگان پارلمان ترکیه در مخالفت با انزوای آبخازیای گرجستان

تجمع شماری از نمایندگان پارلمان ترکیه در مخالفت با انزوای آبخازیای گرجستان

آزمون طراحی نهادی در صلح کردی ترکیه

آزمون طراحی نهادی در صلح کردی ترکیه