پشت پرده اشتیاق آنکارا به میزبانی از موشکهای آلمانی
استقبال ترکیه از استقرار سامانههای پاتریوت آلمانی، فراتر از یک نیاز نظامی، گامی راهبردی برای ترمیم روابط آسیبدیده با غرب و ناتو است. آنکارا با این اقدام دیپلماتیک میکوشد در سایه بحرانهای پیاپی پدافندی و تحریمهای تسلیحاتی، پلهای ارتباطی خود با شرکای کلیدی اروپایی بهویژه برلین را بازسازی کند. یادداشت زیر به واکاوی استقبال ترکیه از استقرار پاتریوتهیا آلمانی پرداخته است.
مهرداد محبینیا – کارشناس مسائل ترکیه
اندیشکده زاویه: استقبال آشکار مقامات سیاسی و نظامی ترکیه از استقرار سامانههای پدافندی پاتریوتِ آلمان در خاک این کشور، در نگاه نخست ممکن است یک تصمیم صرفاً فنی و دفاعی به نظر برسد که برای تقویت چتر دفاع هوایی در برابر تهدیدهای پیرامونی انجام شده است. اما اگر زمینههای سیاسی، سابقه پرتنش آنکارا با غرب و وضعیت متزلزل ناتو در سالهای اخیر را کنار هم بگذاریم، روشن میشود که میزبانی از «پاتریوتهای آلمانی» برای ترکیه بیش از آنکه یک معامله تسلیحاتی یا اقدام تاکتیکی باشد، یک پیام چندلایه امنیتی ـ دیپلماتیک است.
نخستین انگیزه ترکیه را باید در «نیاز به نمایش همبستگی در ناتو» جستوجو کرد. آنکارا طی یک دهه گذشته بارها با متحدانش بر سر موضوعاتی مانند سوریه، شرق مدیترانه، خرید سامانه اس-۴۰۰ روسیه و همچنین پروندههای حقوق بشری و سیاسی اختلاف داشته است. در چنین فضایی، هر نشانهای از حضور عملیاتی یک متحد اروپایی در خاک ترکیه، برای دولت اردوغان بهمنزله تأیید این گزاره است که ترکیه هنوز در منظومه امنیت جمعی غرب حذف نشده و همچنان «جناح جنوبشرقی ناتو» بدون آن تعریف نمیشود. این دقیقاً همان چیزی است که آنکارا مایل است هم به افکار عمومی داخلی و هم به بازیگران منطقهای منتقل کند: ترکیه تنها نیست و پیوندهایش با ساختار ناتو، دستکم در سطح میدانی، قابل احیاست.
دومین عامل، «اهمیت سیاسی آلمان» در معادلات اروپایی است. آلمان در اتحادیه اروپا و نیز در تصمیمسازیهای کلیدی ناتو نقش وزنداری دارد و فعال شدن دوباره سازوکار گفتوگوی راهبردی میان دو کشور پس از سالها، زمینه را برای همکاریهای گستردهتر فراهم میکند. استقرار پاتریوتها در این مقطع، از منظر ترکیه یک گام اعتمادساز است: همکاریای که از حوزه نمادین فراتر میرود و به سطح حضور نیرو، هماهنگی عملیاتی و همافزایی در شبکه دفاع هوایی یکپارچه ناتو میرسد. برای آنکارا، چنین همکاریای میتواند مقدمهای باشد برای کاهش تنشها، باز کردن کانالهای مذاکره و حتی اثرگذاری غیرمستقیم بر پروندههای حساستر نظامی و صنعتی.
سومین انگیزه ترکیه به «حافظه تلخ پاتریوت» بازمیگردد. ترکیه سالها در پی خرید و مالکیت دائمی این سامانه بود اما در نهایت با محدودیتها و امتناعهای سیاسی مواجه شد. همین تجربه ناکام، آنکارا را به سمت خرید اس-۴۰۰ سوق داد؛ اقدامی که به تحریمهای سنگین، اخراج از برنامه اف-۳۵ و پیچیدهتر شدن روابط دفاعی ترکیه با آمریکا منجر شد. اکنون، میزبانی از پاتریوت آلمانی—ولو موقت—برای ترکیه نوعی ترمیم تصویر و بازسازی ارتباط با قطب اروپایی ناتو است: این پیام که آنکارا میتواند دوباره با غرب کار کند، بدون آنکه الزاماً از همه گزینههای غیرغربی خود دست کشیده باشد.
چهارمین نکته، «نیاز عملیاتی به تقویت پدافند» در جغرافیای خاص ترکیه است. ترکیه در همسایگی مستقیم با کانونهای ناامن قرار دارد: از سوریه و عراق تا تنشهای مزمن در قفقاز و دریای سیاه. حتی اگر پاتریوت در ادبیات دفاعی امروز با نقدهایی مانند هزینه بالا، حساسیت در برابر جنگ الکترونیک یا دشواری مقابله با حملات اشباع همراه باشد، همچنان برای پوشش بخشی از تهدیدات، بهویژه در قالب یک شبکه یکپارچه و پشتیبانیشده توسط ناتو، ارزش بازدارنده و اطمینانبخش دارد. ترکیه با میزبانی این سامانهها، عملاً در مسیر اتصال عملیاتی به سازوکار دفاع موشکی ناتو حرکت میکند؛ امتیازی که جنبه روانی و بازدارندگی آن دستکم برای مدیریت بحرانهای منطقهای مهم است.
پنجمین عامل را باید در «کارکرد داخلی و تبلیغاتی» این میزبانی دید. دولت اردوغان همزمان دو روایت را پیش میبرد: از یک سو تاکید بر خودکفایی و پروژههای بومیسازی دفاعی، و از سوی دیگر نمایش نقش ترکیه بهعنوان کشوری که قدرتهای بزرگ هنوز برای امنیتش هزینه میدهند و آن را یک شریک ضروری میدانند. حضور پاتریوتهای آلمانی به روایت دوم خوراک میدهد و میتواند در فضای قطبی سیاست داخلی ترکیه، بهعنوان نشانهای از دیپلماسی فعال و بهبود روابط با اروپا عرضه شود.
در نهایت، علاقه ترکیه به میزبانی از پاتریوتهای آلمانی را باید ترکیبی از «نیاز امنیتی»، «پیام سیاسی به ناتو»، «بازسازی پلهای اعتماد با اروپا» و «مدیریت تبعات پرونده اس-۴۰۰» دانست. شاید پاتریوت به تنهایی معادله دفاعی ترکیه را زیر و رو نکند؛ اما برای آنکارا، ارزش اصلی آن در این است که یک سامانه موشکی، به سکویی برای معناهای بزرگتر تبدیل شده است: معناهایی درباره جایگاه ترکیه در ناتو، وزن آلمان در آینده روابط دوجانبه، و تلاش اردوغان برای بازتعریف مسیر همکاری با غرب در دورانی که اتحادهای سنتی دیگر مثل گذشته باثبات نیستند.






