احیای راهبرد اوکراین در سیاست خارجی ترکیه و پیامدهای منطقه‌ای

  • 2026-07-20 08:00

ترکیه با تعمیق شراکت راهبردی خود با اوکراین و اجرای موافقت‌نامه تجارت آزاد، الگوی موازنه‌گری چندبعدی را در سیاست خارجی خود به نمایش گذاشته است. سفر هاکان فیدان به کی‌یف در ژوئیه ۲۰۲۶، موازنه‌ای هوشمندانه میان تعهدات ناتو و روابط راهبردی با مسکو به شمار می‌رود. این راهبرد مستقل علاوه بر تقویت جایگاه آنکارا در معادلات امنیتی دریای سیاه، پیامدهای ژئوپلیتیک مهمی بر موازنه قدرت و روند صلح در قفقاز جنوبی خواهد داشت.

حامد رضایی – کارشناس مسائل ترکیه

اندیشکده زاویه: در تحلیل حرکت اخیر ترکیه برای تعمیق شراکت راهبردی با اوکراین، می‌توان از «نو واقع‌گرایی» بهره گرفت که بر نقش ساختار نظام بین‌الملل و توازن قوا تأکید دارد. در این چارچوب، ترکیه به‌عنوان یک قدرت میانه با موقعیت ژئوپلیتیک منحصربه‌فرد، در پی موازنه‌گری هوشمندانه میان قدرت‌های بزرگ است. نظریه‌پردازانی چون کنت والتز بر این باورند که دولت‌ها در نظام اقتدارگریز بین‌المللی برای بقا، به دنبال افزایش قدرت و ایجاد موازنه در برابر تهدیدها هستند.

ترکیه اما رویکردی فراتر از موازنه‌گری صرف را دنبال می‌کند که می‌توان آن را «موازنه‌گری چندبعدی» نامید: حضوری هم‌زمان در اردوگاه غرب (ناتو)، حفظ کانال‌های گفت‌وگو با روسیه و ایفای نقش میانجی در بحران‌های منطقه‌ای. این رویکرد با «نظریه وابستگی متقابل» نیز همخوانی دارد که بر اهمیت منافع اقتصادی و نهادهای بین‌المللی در تعدیل رفتار دولت‌ها تأکید می‌کند.

فراتر از یک سفر تشریفاتی

سفر دو روزه هاکان فیدان به کی‌یف در روزهای ۱۵ و ۱۶ ژوئیه ۲۰۲۶ را باید در بستر تحولات کلان منطقه‌ای و جهانی تحلیل و تفسیر کرد. فیدان این سفر را «بسیار ثمربخش» توصیف کرده و بر این نکته تأکید دارد که شراکت راهبردی دو کشور «هر روز قوی‌تر می‌شود». اما چه عواملی این سفر را از یک دیدار تشریفاتی متمایز می‌سازد؟

نخست، تصویب موافقت‌نامه تجارت آزاد توسط پارلمان اوکراین اندکی پیش از این سفر، نقطه عطفی است که فیدان آن را بسیار مهم خواند. این موافقت‌نامه که امضای آن به فوریه ۲۰۲۲ بازمی‌گردد، به دلیل جنگ به مدت چهار سال به تعویق افتاده بود. اجرای آن می‌تواند حجم تجارت دو کشور را از ۶.۲ میلیارد دلار به ۱۰ میلیارد دلار برساند. این بُعد اقتصادی، برخلاف نگاه صرفاً امنیتی به روابط آنکارا-کی‌یف، نشان‌دهنده عمق راهبردی این شراکت است.

دوم، تأکید مجدد بر حمایت از «استقلال، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی» اوکراین. این موضع‌گیری در حالی صورت می‌گیرد که فیدان تنها یک ماه پیش (ژوئن ۲۰۲۶) به مسکو سفر کرده و با سرگئی لاوروف دیدار کرده بود. این دیپلماسی رفت‌وبرگشتی، نشان از راهبرد دوگانه ترکیه دارد: حفظ کانال ارتباطی با روسیه از یک‌سو، و تقویت بی‌پروا‌ی شراکت با اوکراین از سوی دیگر.

سوم، دیدار فیدان با رهبران تاتارهای کریمه. ترکیه با تأکید بر «حفظ حقوق تاتارهای کریمه»، عملاً موضع خود را در برابر الحاق کریمه توسط روسیه روشن می‌کند؛ اقدامی که می‌توان آن را چالش مستقیم با خطوط قرمز روسیه در نظر گرفت.

اهمیت اوکراین برای ترکیه در افق اجلاس ناتو

اجلاس ناتو در آنکارا چارچوب مهمی برای فهم تحرکات اخیر ترکیه فراهم می‌آورد. آنکارا در این اجلاس، خود را به‌عنوان بازیگری کلیدی در معماری امنیتی یورو-آتلانتیک به نمایش گذاشت. ترکیه تنها عضو ناتو است که عمداً کانال گفت‌وگو با مسکو را حفظ کرده و هم‌زمان از تمامیت ارضی اوکراین حمایت می‌کند.

اهمیت راهبردی اوکراین برای ترکیه را در سه سطح می‌توان تحلیل کرد:

۱. امنیت دریای سیاه: ترکیه به‌عنوان قدرت حاکم بر تنگه‌های بسفر و داردانل، نگران گسترش جنگ به دریای سیاه است. فیدان در این سفر بر غیرقابل‌پذیرش بودن هدف‌گیری کشتی‌های غیرنظامی تأکید کرد. امنیت دریای سیاه برای ترکیه نه‌تنها یک مسئله نظامی، بلکه مسئله حیاتی بقای اقتصادی و امنیت مرزهای شمالی است.

۲. همکاری‌های دفاعی و صنعتی: ترکیه و اوکراین در حوزه پهپادها، موشک‌ها و فناوری‌های دریایی همکاری گسترده‌ای دارند. اوکراین برای صنعت دفاعی نوظهور ترکیه، هم شریک فنی و هم بازار مصرف محسوب می‌شود.

۳. ژئوپلیتیک: حمایت از اوکراین، برگ برنده ترکیه در معادلات با غرب است. این حمایت، تصویر ترکیه را به‌عنوان متحدی قابل‌اعتماد در ناتو تقویت کرده و هزینه‌های سیاسی آنکارا در دیگر حوزه‌های اختلاف‌برانگیز با اعضای ناتو (مانند خرید سامانه اس-۴۰۰ از روسیه) را کاهش می‌دهد.

واکنش روسیه: موازنه‌گری در عمل

روسیه واکنشی دوگانه به این تحرکات ترکیه نشان داده است. از یک‌سو، کرملین بر اهمیت روابط با ترکیه در حوزه‌های انرژی، گردشگری و تجارت تأکید دارد. حجم تجارت دو کشور در سال ۲۰۲۵ به ۴۹ میلیارد دلار رسید و بیش از ۶.۹ میلیون گردشگر روس از ترکیه دیدن کردند. پروژه نیروگاه هسته‌ای آق‌کوی نیز همکاری راهبردی دو کشور را عمیق‌تر کرده است.

از سوی دیگر، روسیه نسبت به مواضع ترکیه در قبال کریمه و حمایت نظامی از اوکراین ناخرسند است. لاوروف در دیدار با فیدان در مسکو (ژوئن ۲۰۲۶) تأکید کرد که «هیچ احتمالی برای حل بحران بدون تعیین‌تکلیف دونباس وجود ندارد». این پیام، آشکارا به ترکیه هشدار می‌دهد که میانجی‌گری آنکارا نمی‌تواند از چارچوب خواسته‌های روسیه فراتر رود.

با این حال، آنچه واکنش روسیه را از تقابل آشکار دور نگه می‌دارد، نیاز راهبردی مسکو به ترکیه به‌عنوان تنها کانال گفت‌وگوی مؤثر با غرب در بحران اوکراین است. ترکیه در سال‌های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۵ میزبان مذاکرات روسیه و اوکراین بود و اوکراین آمادگی خود را برای برگزاری مذاکرات سطح بالا با روسیه در ترکیه اعلام کرده است. این نقش میانجی، مایه امنیت ترکیه در برابر خشم روسیه است.

ترکیه جدید در عرصه بین‌الملل؟

در پاسخ به این پرسش که آیا با «ترکیه جدید» در عرصه بین‌الملل مواجه هستیم، باید به تحول کیفی در سیاست خارجی آنکارا توجه کرد. ترکیه از راهبرد «صفر مشکل با همسایگان» (که در دهه ۲۰۰۰ توسط احمد داووداوغلو تدوین شد) به راهبرد «بازیگر مستقل در نظام چندقطبی» گذر کرده است.

نشانه‌های این تحول کیفی عبارت‌اند از:

  • دیپلماسی رفت‌وبرگشتی بدون وابستگی: سفر فیدان به مسکو در ژوئن و سپس به کی‌یف در ژوئیه، نشان از استقلال عمل ترکیه در بحرانی دارد که دو سوی آن با غرب و شرق پیوند خورده‌اند.
  • تقویت بُعد اقتصادی شراکت‌ها: تأکید بر موافقت‌نامه تجارت آزاد با اوکراین، نشان از نگاه بلندمدت به روابط، فراتر از منافع کوتاه‌مدت امنیتی دارد.
  • حضور فعال در قفقاز جنوبی: ترکیه هم‌زمان از روند صلح آذربایجان-ارمنستان حمایت می‌کند و بر فعال‌سازی سازوکار «۳+۳» (ترکیه، روسیه، آذربایجان، ایران، ارمنستان، گرجستان) تأکید دارد.

با این حال، این «ترکیه جدید» لزوماً به معنای گسست از غرب یا رویارویی با روسیه نیست. ترکیه همچنان عضوی کلیدی در ناتو است و روابط خود با روسیه را بر «همکاری و اعتماد» بنا نهاده است. آنچه تغییر کرده، ظرفیت ترکیه برای حرکت هم‌زمان در چندین صفحه شطرنج است، بدون آنکه خود را مقید به یک اردوگاه خاص بداند.

پیامدها برای آذربایجان و ارمنستان

تحرکات اخیر ترکیه در اوکراین، پیامدهای غیرمستقیم اما مهمی برای قفقاز جنوبی دارد:

برای آذربایجان، تقویت جایگاه راهبردی ترکیه در برابر روسیه، به معنای تقویت پشتیبان اصلی باکو در معادلات منطقه‌ای است. ترکیه و روسیه در قفقاز بر سر فعال‌سازی سازوکار ۳+۳ به توافق رسیده‌اند و ترکیه از «تغییر رویکرد از رقابت و سلطه‌جویی به همکاری» سخن گفته است. این موضع‌گیری با راهبرد آذربایجان برای توازن‌گری میان روسیه، ترکیه و ایران همخوانی دارد و به باکو اطمینان می‌دهد که آنکارا در قبال منافع آذربایجان در قره‌باغ کوهستانی کوتاه نخواهد آمد.

برای ارمنستان، تحول در سیاست ترکیه می‌تواند هم فرصت‌آفرین باشد و هم چالش‌زا. از یک‌سو، فیدان از «پیشرفت‌های دولت نیکول پاشینیان» استقبال کرده و ترکیه را «آماده برای عادی‌سازی به محض فراهم شدن شرایط» اعلام نموده است. عادی‌سازی روابط ترکیه-ارمنستان می‌تواند به کاهش محاصره اقتصادی ایروان و گشایش کریدورهای ارتباطی جدید منجر شود. از سوی دیگر، تقویت محور ترکیه-آذربایجان در سایه سیاست فعال آنکارا در اوکراین، ممکن است ارمنستان را بیش از پیش به سمت روسیه سوق دهد و روند صلح در قفقاز جنوبی را با پیچیدگی مواجه سازد.

نکته کلیدی این است که ترکیه در قفقاز به دنبال نظم جدیدی است که در آن همکاری جایگزین سلطه‌جویی شود. این چشم‌انداز، در صورت تحقق، می‌تواند زمینه‌ساز صلحی پایدار بین آذربایجان و ارمنستان باشد؛ صلحی که ترکیه و روسیه هر دو آن را «به نفع خود» می‌دانند.

نتیجه‌گیری

سفر فیدان به کی‌یف و تعمیق شراکت راهبردی ترکیه و اوکراین، نقطه عطفی در تحول راهبرد بین‌المللی ترکیه محسوب می‌شود. آنکارا با پذیرش خطر احتمالی چالش غیرمستقیم با روسیه در حوزه قفقاز و دریای سیاه، خود را به‌عنوان بازیگری مستقل و چندبعدی در نظام بین‌الملل تثبیت می‌کند. این راهبرد، نه بر اساس موازنه‌گری صرف در برابر یک قدرت خاص، بلکه بر پایه حداکثرسازی منافع ملی از طریق حفظ کانال‌های گفت‌وگو با همه بازیگران کلیدی استوار است.

«ترکیه جدید» در عرصه بین‌الملل، ترکیه‌ای است که هم‌زمان در ناتو باقی می‌ماند، با روسیه همکاری می‌کند، از اوکراین حمایت می‌نماید و در قفقاز به دنبال نظم همکاری‌محور است. این چندسویگی، اگرچه با ریسک همراه است، اما در شرایط نظام بین‌الملل چندقطبی، می‌تواند به افزایش وزن ژئوپلیتیک ترکیه و ایجاد فضاهای جدید برای مانور دیپلماتیک این کشور منجر شود. پیامدهای این تحول برای قفقاز جنوبی، اگرچه مبهم است، اما می‌تواند در صورت هوشمندی بازیگران منطقه‌ای، به صلحی عادلانه‌تر و پایدارتر بین آذربایجان و ارمنستان بینجامد؛ صلحی که در آن ترکیه به‌جای نقش دشمن تاریخی ارمنستان، به تسهیل‌گر منطقه‌ای تبدیل شود.

مطالب بیشتر:

تلاش آمریکا برای تبدیل قفقاز جنوبی به حلقه راهبردی فشار بر ایران

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، قفقاز جنوبی را از منطقه‌ای پیرامونی به بخشی از محیط راهبردی بحران تبدیل کرده است. این تحول، پیوند امنیتی میان غرب آسیا و اوراسیا…

از شکاف تا عادی‌سازی روابط روسیه و آذربایجان

دیدار اخیر جیحون بایراموف از مسکو و اعلام «عادی‌سازی کامل» روابط با روسیه، نقطه عطفی در دیپلماسی باکو پس از بحران موشکی دسامبر ۲۰۲۴ است. این چرخش استراتژیک، با تکیه…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

تلاش آمریکا برای تبدیل قفقاز جنوبی به حلقه راهبردی فشار بر ایران

تلاش آمریکا برای تبدیل قفقاز جنوبی به حلقه راهبردی فشار بر ایران

احیای راهبرد اوکراین در سیاست خارجی ترکیه و پیامدهای منطقه‌ای

احیای راهبرد اوکراین در سیاست خارجی ترکیه و پیامدهای منطقه‌ای

از شکاف تا عادی‌سازی روابط روسیه و آذربایجان

از شکاف تا عادی‌سازی روابط روسیه و آذربایجان

واگذاری معدن استراتژیک «تغوت» ارمنستان به شرکت آمریکایی نزدیک به ترامپ

واگذاری معدن استراتژیک «تغوت» ارمنستان به شرکت آمریکایی نزدیک به ترامپ

جنگ نفتکش‌ها در دریای سیاه و تشدید فشار متقابل روسیه و اوکراین

جنگ نفتکش‌ها در دریای سیاه و تشدید فشار متقابل روسیه و اوکراین

تأملی بر ابعاد، پیامدها و چشم‌انداز تهدید باکو مبنی بر خروج از شورای اروپا

تأملی بر ابعاد، پیامدها و چشم‌انداز تهدید باکو مبنی بر خروج از شورای اروپا