از شکاف تا عادیسازی روابط روسیه و آذربایجان
دیدار اخیر جیحون بایراموف از مسکو و اعلام «عادیسازی کامل» روابط با روسیه، نقطه عطفی در دیپلماسی باکو پس از بحران موشکی دسامبر ۲۰۲۴ است. این چرخش استراتژیک، با تکیه بر پروژههای حیاتی نظیر کریدور «شمال-جنوب» و همکاریهای امنیتی منطقهای، نشاندهنده بازتعریف مناسبات دو کشور بر مدار عملگرایی است. باکو در این مسیر ضمن حفظ استقلال راهبردی، در تلاش است تا با مدیریت توازن میان قدرتهای بزرگ، همکاری ائتلافی جدیدی را با کرملین پایهریزی کند.
تحریریه اندیشکده زاویه: دیدار رسمی دو روزه جیحون بایراموف، وزیر امور خارجه جمهوری آذربایجان، از مسکو در ۱۷ ژوئیه ۲۰۲۶، میتواند به نقطه عطفی در تاریخ روابط دو کشور تبدیل شود. بایراموف در نشست خبری مشترک با سرگئی لاوروف، همتای روس خود، بهصراحت اعلام کرد که روابط دو کشور «کاملاً عادی» شده و «دوران دشوار» مناسبات دوجانبه پشت سر گذاشته شده است.
این اظهارات تنها اندکی بیش از یک سال پس از سانحه سقوط هواپیمای شرکت هواپیمایی آذربایجان (AZAL) در دسامبر ۲۰۲۴ مطرح شد؛ حادثهای که طی آن یک فروند هواپیمای مسافربری آذربایجان بر اثر اصابت موشک روسی هدف قرار گرفت، ۳۸ نفر جان باختند و روابط دو کشور را تا مرز سردی کامل پیش برد. از «بحران موشکی» تا «عادیسازی کامل»، ترمیم سریع روابط روسیه و آذربایجان نشاندهنده تحولات عمیق در ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی است.
همکاری اقتصادی، موتور محرکه ترمیم روابط است. بایراموف در نشست خبری اعلام کرد که حجم تجارت دوجانبه در سال ۲۰۲۵ به ۴.۹ میلیارد دلار رسیده که نسبت به سال ۲۰۲۴ رشد ۲.۵ درصدی را نشان میدهد. حجم سرمایهگذاری مستقیم روسیه در آذربایجان حدود ۱۰.۷ میلیارد دلار برآورد میشود و بیش از ۱۴۰۰ شرکت با سرمایه روسی در آذربایجان فعالیت میکنند. پروژه کریدور حملونقل بینالمللی «شمال-جنوب» نیز از اهمیت راهبردی بیشتری برخوردار شده است؛ این مسیر زمینی که روسیه، آذربایجان و ایران را به هم متصل میکند، فاصله حمل کالا از هند و ایران به اروپا از طریق خاک روسیه را بیش از نصف کاهش میدهد.
لاوروف پس از مذاکرات تأیید کرد که ایران مرحله تخصیص زمین برای بخش ریلی رشت-آستارا را تکمیل کرده و مانع کلیدی که سالها بر سر راه این پروژه وجود داشت، برطرف شده است. آذربایجان برنامه دارد ظرفیت حملونقل ریلی در بخش داخلی خود را تا سال ۲۰۲۸ به ۵ میلیون تن برساند. برای روسیه، ارزش راهبردی این کریدور در شرایطی که بحران اوکراین دسترسی آن به دریای سیاه را بهطور فزایندهای محدود کرده است، بیش از پیش نمایان میشود؛ این کریدور جایگزینی زمینی و قابل اتکا فراهم میکند که از مناطق حساس آبی عبور نمیکند.
دو وزیر امور خارجه همچنین برنامه مشورتی وزارتخانههای خود را برای سالهای ۲۰۲۶-۲۰۲۷ امضا کردند تا گفتوگوهای دوجانبه نهادینه شود. دو طرف همچنین توافق اولیه کردند که نشست معاونان نخستوزیر آذربایجان و روسیه در ماه سپتامبر برگزار شود. افزون بر این، احیای چندین پرواز مستقیم که در پی حادثه سقوط هواپیما متوقف شده بود نیز در دستور کار قرار گرفته است.
دستور کار امنیت منطقهای، ستون دیگر همکاری دوجانبه را تشکیل میدهد. بایراموف در مسکو بار دیگر تأکید کرد که جمهوری آذربایجان همچنان آمادگی خود را برای میزبانی دور بعدی نشستهای پلتفرم «۳+۳» حفظ کرده است. این پلتفرم شامل شش کشور آذربایجان، ارمنستان، گرجستان، روسیه، ایران و ترکیه است و هدف آن حلوفصل مسائل امنیتی و توسعهای قفقاز جنوبی از طریق همفکری کشورهای منطقه است. لاوروف صراحتاً اعلام کرد که روسیه «پتانسیل بالایی برای این پلتفرم» قائل است.
در همین حال، مسکو اعلام کرد که همچنان از روند عادیسازی روابط بین باکو و ایروان، از جمله انعقاد پیمان صلح، ترسیم مرزها و گشایش کریدورهای حملونقل و اقتصادی، حمایت میکند. بایراموف نیز خواستار حل مسالمتآمیز مناقشه روسیه و اوکراین شد و بر پایبندی آذربایجان به اصول حقوق بینالملل تأکید کرد. این موازنه ظریف، یعنی تعمیق همکاریهای عملی با مسکو در عین حفظ موضع اصولی در قبال مسئله اوکراین، بیانگر محاسبات دقیق باکو در حفظ استقلال راهبردی خود در بازی قدرتهای بزرگ است.
همکاریهای زیستمحیطی، فضای جدیدی برای گفتوگو گشوده است. کاهش مستمر سطح آب دریای خزر به چالشی مشترک برای امنیت زیستمحیطی کشورهای ساحلی تبدیل شده است؛ در پنج سال گذشته سطح آب ۰.۹۳ متر و در ده سال گذشته ۱.۵ متر کاهش یافته است. بایراموف در مذاکرات بهطور ویژه بر پیامدهای جدی زیستمحیطی و اقتصادی-اجتماعی این پدیده تأکید کرد. لاوروف نیز اعلام کرد که طرف آذربایجانی از پیشنهاد روسیه برای حل مشکل کمآبی دریای خزر حمایت میکند. دو طرف همچنین بر تسریع روند تصویب «کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر» تأکید کردند.
بهطور کلی، «عادیسازی کامل» روابط روسیه و آذربایجان انتخابی راهبردی است که بر اساس عملگرایی صورت گرفته است. برای روسیه، آذربایجان گرهگاه کلیدی کریدور شمال-جنوب و شریکی مهم در قفقاز جنوبی محسوب میشود؛ برای آذربایجان نیز حفظ روابط پایدار با این قدرت جهانی، هم ضرورتی اقتصادی و هم بخشی از دیپلماسی چندجانبه و متوازن آن به شمار میرود.
با این حال، این «عادیسازی» به معنای بازگشت به گذشته نیست؛ همانگونه که رئیسجمهور الهام علیاف پس از حادثه سقوط هواپیما موضعی مستقل به نمایش گذاشت، روابط باکو و مسکو بر مبنایی جدید و متوازنتر در حال بازسازی است. بایراموف روابط دو کشور را «همکاری ائتلافی» توصیف کرد، اما در عین حال تأکید نمود که این روابط بر پایه «پیوندهای چندصدساله تاریخی، فرهنگی و انسانی» استوار است. میتوان پیشبینی کرد که در آیندهای قابل پیشبینی، روابط روسیه و آذربایجان در کشاکش «همکاری عملی» و «استقلال راهبردی» به مسیر تکامل خود ادامه دهد و ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی نیز پیوسته دستخوش دگرگونی خواهد شد.





