جنگ نفتکشها در دریای سیاه و تشدید فشار متقابل روسیه و اوکراین
تشدید حملات متقابل روسیه و اوکراین به کشتیها، بنادر و زیرساختهای انرژی در دریای سیاه، نشانه ورود جنگ به مرحلهای تازه است که پیامدهای آن از میدان نبرد فراتر میرود. هدف قرار گرفتن نفتکشها و بنادر اودسا، همزمان صادرات، زنجیره تامین، امنیت غذایی و هزینههای انسانی را تحت فشار قرار داده و ضرورت تحرک دیپلماتیک برای مهار این رویارویی فرسایشی را بیش از گذشته برجسته کرده است.
برسام محمدی – کارشناس مسائل منطقه و بینالملل
اندیشکده زاویه: تحولات میدان نبرد در روزهای اخیر نشان از ورود به فاز تازهای از رویارویی دریایی میان روسیه و اوکراین دارد؛ فازی که میتوان آن را «جنگ نفتکشها» نامید. چهارشنبه گذشته (24 تیرماه)، دریای سیاه و بنادر استراتژیک اوکراین شاهد اوجگیری تنشها بود، بهگونهای که حملات پهپادی و هوایی، خطوط کشتیرانی و زیرساختهای حیاتی صادراتی را به هدف اصلی تبدیل کردهاند.
در تازهترین تحول، فرمانده نیروهای پهپادی اوکراین از یک عملیات گسترده شبانه خبر داد که طی آن ۲۰ کشتی روسی در دریای سیاه مورد اصابت قرار گرفتهاند. سهم نفتکشها در این حمله ۱۷ فروند بوده و دو تانکر گاز و یک یدککش نیز در میان اهداف دیده میشوند.
این ادعا در حالی مطرح میشود که به گفته مقامات کییف، در روزهای اخیر و در دریای آزوف نیز ۱۱۶ کشتی هدف قرار گرفتهاند. در مقابل، وزارت دفاع روسیه با تداوم گلولهباران بنادر اوکراین، پاسخ نظامی خود را تشدید کرده و تأسیسات بندری اودسا و چورنومورسک را بمباران کرده است. مسکو مدعی است که این حملات، تأسیسات تخلیه سوخت، مخازن نفت و کارگاههای مونتاژ پهپاد را که در خدمت ارتش اوکراین است، منهدم کرده است.
با این حال، هزینههای انسانی این درگیریها بر دوش غیرنظامیان سنگینی میکند؛ چنانکه سرهی لیساک، رئیس اداره نظامی اودسا، از کشته شدن سه نفر و زخمی شدن سه تن دیگر در جریان گلولهباران این شهر خبر داده و به خسارات گسترده به ساختمانهای مسکونی اشاره کرده است.
اهمیت این حملات را باید در جایگاه راهبردی بنادر اودسا جستجو کرد. این مجموعه عظیم بندری که شامل اودسا، چورنومورسک و پودنه میشود، نزدیک به ۶۰ درصد از کل جابهجایی کالاهای اوکراین از طریق دریا را مدیریت میکند. این بنادر نهتنها شاهرگ حیاتی صادرات غلات اوکراین به بازارهای جهانی هستند، بلکه گذرگاه اصلی برای انتقال مواد معدنی، فرآوردههای شیمیایی و نفت به شمار میروند.
اتصال این شهر به شبکههای ریلی و خطوط لولهای که به سمت روسیه و اتحادیه اروپا امتداد مییابند، هدف قرار دادن آن را به تهدیدی مستقیم برای زنجیره تأمین و معیشت اقتصادی کییف تبدیل کرده است. روسیه با تخریب تأسیسات تخلیه سوخت، عملاً به دنبال فلج کردن توان لجستیکی و صادراتی اوکراین است و فشار بر اقتصاد شکننده این کشور را به حداکثر میرساند.
در سوی دیگر میدان، کییف با اتخاذ راهبرد تهاجمی، دامنه حملات خود را به عمق خاک روسیه گسترانده است. هدفگیری تأسیسات انرژی و خطوط تأمین در داخل روسیه، کاهش چشمگیر صادرات نفت مسکو و افزایش فشار بر شبهجزیره کریمه را در پی داشته است. اوکراین با بهرهگیری از پهپادهای دریایی، توانسته ضربات مهلکی به ناوگان نفتی روسیه وارد آورد و هزینههای نظامی و اقتصادی را بر کرملین تحمیل کند.
با این حال، این موفقیتهای تاکتیکی با واقعیتی تلخ در سوی دیگر معادله روبرو است. مسکو با تشخیص خلأها و شکافهای روزافزون در پدافند هوایی اوکراین، حملات هوایی خود بر علیه شهرها و زیرساختهای غیرنظامی را به شکل محسوسی افزایش داده است. این جنگ فرسایشی نشان میدهد که هیچیک از طرفین نه توانایی تحمیل شکست کامل بر دیگری را دارند و نه تمایلی به عقبنشینی از مواضع خود نشان میدهند.
با وجود پیشرفتهای اخیر اوکراین در عرصه دریایی، برخی صاحبنظران نسبت به خوشبینی زودهنگام هشدار میدهند و تأکید میکنند که فشارهای اقتصادی و انسانی طاقتفرسا همچنان گریبانگیر کییف است و موفقیت در میدان نبرد بههیچوجه به معنای پایان جنگ به نفع اوکراین نیست.
در چنین شرایط بحرانی، تشدید درگیریها در دریای سیاه و حملات متقابل به تأسیسات انرژی، ضرورت یک اقدام دیپلماتیک فشرده را دوچندان کرده است. به اعتقاد این تحلیلگر، واشنگتن به عنوان بازیگر کلیدی غرب، باید ابتکار عمل را در دست گیرد تا بستری برای آتشبس و آغاز مذاکرات آزاد فراهم آورد. با این حال، نباید فراموش کرد که هرگونه توافق احتمالی در این برهه، صرفاً گام نخست در فرآیندی طولانی و دشوار برای بازسازی نظم امنیتی اروپا خواهد بود.
تا زمانی که این چرخه معیوب حملات متقابل ادامه یابد، نه تنها ثبات اقتصادی منطقه با خطر مواجه است، بلکه امنیت غذایی جهانی نیز تحت تأثیر نوسانات ناشی از این جنگ نفتکشها قرار خواهد گرفت. تداوم این وضعیت، تنها به بیثباتی بیشتر و افزایش هزینههای جبرانناپذیر انسانی منجر خواهد شد و جامعه بینالمللی را ناگزیر از ارائه راهکاری فوری و جامع برای پایان دادن به این بحران میکند.





