بررسی موضع ترکیه در قبال جمهوری اسلامی ایران در اجلاس سران ناتو
اجلاس سران ناتو در آنکارا موقعیتی برای ترکیه ایجاد کرد تا به اصطلاح ضمن تحکیم جایگاه خود در معماری امنیتی ناتو، توازن دشواری را میان تعهدات غربی و روابط راهبردی با ایران حفظ کند. ترکیه با بهرهگیری از نقش میانجیگری و ظرفیتهای دیپلماتیک، در تلاش است تا با مدیریت بحرانهای منطقهای و تأکید بر آزادی کشتیرانی، از یکسو انتظارات پیمان را برآورده سازد و از سوی دیگر از تنشهای نظامی مستقیم با تهران بپرهیزد.
جواد صبوری کزج – پژوهشگر مطالعات ترکیه
اندیشکده زاویه: اجلاس سران ناتو در آنکارا (در 7 و 8 ژوئیه 2026) در شرایطی برگزار شد که ترکیه بهعنوان میزبان و یکی از اعضای اثرگذار پیمان، در مواجهه با پرونده ایران در موقعیتی دشوار و دوگانه قرار گرفته است. از یک سو، آنکارا طی دو دهه اخیر سیاستی متوازن و مبتنی بر همکاری اقتصادی و دیپلماسی فعال در قبال تهران دنبال کرده و همواره با هرگونه مداخله نظامی خارجی در ایران مخالفت ورزیده است. از سوی دیگر، ترکیه بهعنوان متحدی راهبردی در ناتو، ناگزیر از پذیرش چارچوبهای امنیتی پیمان است که در بیانیه پایانی اجلاس آنکارا، مواضعی را در قبال ایران منعکس کرده که با رویکرد سنتی آنکارا ناهمساز به نظر میرسد.
بیانیه پایانی نشست سران ناتو در آنکارا
بیانیه پایانی نشست سران ناتو در آنکارا در بخش مربوط به ایران، دو بند کلیدی را در بر داشت: نخست، تأکید بر اینکه «ایران هرگز نباید به سلاح هستهای دست یابد» و دوم، «احترام کامل به آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز». نکته قابل تأمل آنکه این بیانیه، بدون اشاره به ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای ایران و بدون محکوم کردن تنشآفرینیهای مکرر آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه، صرفاً بر ضرورت جلوگیری از دستیابی تهران به سلاحهای هستهای تأکید کرده است.
آنکارا در سالهای اخیر بارها از لغو تحریمهای ناعادلانه علیه ایران سخن گفته و بر لزوم احترام به حقوق هستهای ایران در چارچوب پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای تأکید کرده است. با این حال، بیانیه ناتو با نادیده گرفتن این واقعیتها، موضعی اتخاذ کرده که نه تنها کمکی به کاهش تنش نمیکند، بلکه میتواند به تشدید بدبینی در تهران دامن بزند.
در زمینه بحث تنگه هرمز، ترکیه ضمن مخالفت صریح با بستهماندن این آبراه حیاتی، از پیامدهای اقتصادی و امنیتی منفی آن برای ترکیه آگاه است. با این حالآنکارا بر این باور است که راهحل تنشهای منطقهای، از جمله مسئله تنگه هرمز، از طریق گفتوگو و دیپلماسی حاصل میشود، نه از طریق عملیات نظامی و جنگ که چندی پیش صورت پذیرفت. ترکیه بهعنوان همسایه ایران و کشوری که روابط اقتصادی و انرژی گستردهای با تهران دارد، بهخوبی میداند که تشدید تنش در منطقه و تنگه هرمز نه تنها به ضرر ایران، بلکه به ضرر تمامی کشورهای منطقه و بهویژه ترکیه خواهد بود. در این چارچوب، آنکارا تلاش کرده است تا در عین همراهی با ناتو، بر ضرورت حفظ کانالهای دیپلماتیک با تهران و نقش میانجی برای کاهش تنشها تأکید کند.
بهرهبرداری ترکیه از موقعیت ژئوپلتیکی خود در معماری امنیتی نوین ناتو
ترکیه بهعنوان نزدیکترین عضو ناتو به خاورمیانه بوده و از موقعیت ژئوپلتیکی خاصی برخوردار است، از اینرو در تلاش است تا از ناامنیهای مزمن این منطقه بهعنوان اهرمی برای ارتقای جایگاه خود در معماری امنیتی پیمان بهره برد. آنکارا بهخوبی دریافته است که در چارچوب «ناتو ۳.۰» و بازتعریف نقشها، توانایی مدیریت بحرانهای منطقهای و ایفای نقش پل ارتباطی میان غرب و خاورمیانه، میتواند برگ برندهای برای افزایش وزن راهبردی ترکیه در درون پیمان باشد.
از این منظر، هرگونه بیثباتی در همسایگی شرقی ترکیه، فرصتی برای نشان دادن قابلیتهای عملیاتی و ظرفیتهای دیپلماتیک آنکارا محسوب میشود. بهویژه اینکه ترکیه در سالهای اخیر با مداخلات نظامی در سوریه، لیبی و قرهباغ، و نیز نقش میانجیگری در بحران اوکراین، عملاً نشان داده است که میتواند در کانون تحولات امنیتی منطقهای و فرامنطقهای ایفای نقش کند. اجلاس آنکارا، این فرصت را در اختیار ترکیه قرار داد تا با ارائه تصویری از خود بهعنوان متحدی راهبردی و توانمند در مدیریت بحرانهای جنوبی، جایگاه خود را بهعنوان یکی از محورهای اصلی معماری امنیتی جدید ناتو تثبیت کند و از این طریق، تا حدی محدودیتهای ناشی از اختلافات با برخی متحدان غربی را جبران نماید.
اظهارات اردوغان در خصوص «کمک در پاکسازی تنگه هرمز» و «تشکر از ترامپ جهت توافق با ایران»
در این میان، دو نکته دیگر نیز اهمیت مضاعفی در تحلیل مواضع ترکیه پیدا میکنند. نخست، موضوع مینروبی در خلیج فارس و تنگه هرمز است که در خلال اجلاس بهطور مشخص مورد اشاره قرار گرفت. در حالی که برخی از متحدان ناتو رویکردی صرفاً امنیتی و فنی به مسئله تنگه هرمز داشتند، موضع ترکیه با رویکردی دوگانه اتخاذ شد. از یک سو، رئیسجمهور اردوغان در سخنانی صریح، آمادگی ترکیه را برای «ارائه کمکهای لازم برای پاکسازی تنگه هرمز از مینها» اعلام کرد و از این رهگذر، هم بر توانمندیهای فنی و هم بر حسننیت آنکارا برای تأمین امنیت یک آبراه حیاتی تأکید نمود. از سوی دیگر، اما آنکارا بهخوبی آگاه است که راهحل این معضل، صرفاً با اقدامات نظامی میسر نخواهد شد و هرگونه همکاری در این زمینه باید در چارچوب احترام به حاکمیت ایران و از طریق گفتوگوهای دیپلماتیک دنبال شود. این رویکرد عملگرایانه و چندبعدی، نشاندهنده پیچیدگیهای امنیتی منطقه و تلاش برای ایفای نقشی مبتنی بر واقعبینی توسط دولت ترکیه است.
دوم، اردوغان در خلال اجلاس و در واکنش به توافق حاصلشده میان ایران و آمریکا، صریحاً از دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا برای دستیابی به این توافق قدردانی کرد. این اظهارنظر، نشاندهنده رویکرد عملگرایانه آنکارا در قبال تحولات منطقهای است؛ رویکردی که در عین حفظ روابط نزدیک اقتصادی و دیپلماتیک با تهران، از هرگونه ابتکاری که به کاهش تنشها و تأمین امنیت منطقه کمک کند، استقبال میکند و از سوی دیگر سعی دارد فاصله خود را با امریکا کاهش دهد. قدردانی اردوغان از موضع ترامپ بیانگر حمایت ترکیه از روندی دیپلماتیک است. در عین حال، آنکارا این توافق را نه تنها دستاوردی برای آمریکا، بلکه فرصتی برای تقویت نقش میانجیگر خود در منطقه تلقی میکند و بر این باور است که توانسته است با حفظ کانالهای ارتباطی با تمامی طرفهای درگیر، زمینههای این موفقیت دیپلماتیک را فراهم آورد. بنابراین، قدردانی اردوغان از ترامپ، بهمعنای کنار گذاشتن نقش میانجیگر ترکیه نیست، بلکه تأکیدی است بر رویکرد متوازن آنکارا که همزمان با حفظ روابط راهبردی با ایران و آمریکا، بهدنبال تثبیت جایگاه خود بهعنوان بازیگری کلیدی در معادلات امنیتی خاورمیانه است.
نتیجهگیری و سناریوی محتمل
ترکیه در اجلاس آنکارا نشان داد که بهرغم ناهمسازیها، همچنان به تعهدات خود در قبال ناتو پایبند است. آنکارا معتقد است که عضویت در ناتو، با همه محدودیتها و الزامات آن، در شرایط کنونی که غرب به سوی «ناتو ۳.۰» و بازتعریف معماری امنیتی اروپا پیش میرود، برای تأمین منافع راهبردی و امنیتی کشور ضروری است. ترکیه سعی کرد، در این اجلاس نشان دهد که میتواند همزمان متحدی مسئولیتپذیر در ناتو باشد و روابط خود با ایران را در چارچوب همکاریهای اقتصادی و منطقهای حفظ کند. این رویکرد دوگانه، اگرچه دشوار و پرمخاطره است، اما بیانگر واقعگرایی راهبردی ترکیه در مواجهه با پیچیدگیهای ژئوپلیتیکی خاورمیانه است.
در نهایت، اجلاس آنکارا مشخص کرد که ترکیه در تلاش است که به یکی از محورهای اصلی معماری امنیتی جدید ناتو (ناتو ۳.۰) تبدیل شود. پیشبینی میشود که آنکارا در مرحله کنونی، بیش از هر چیز بر فشار دیپلماتیک برای بازشدن تنگه هرمز متمرکز خواهد بود و در صورت هرگونه اقدام جمعی احتمالی از سوی سایر اعضای ناتو، اقدام ترکیه فقط محدود به فشار دیپلماتیک و میانجیگری تنشها باشد. با توجه به رویکرد سنتی ترکیه در قبال ایران و مخالفت دیرینهاش با هرگونه مداخله نظامی خارجی، مشارکت نظامی مستقیم آنکارا علیه ایران در چارچوب عملیات تنگه هرمز، بسیار بعید به نظر میرسد. در عین حال، ترکیه علیرغم مخالفت با بستهماندن تنگه هرمز و تأکید بر لزوم آزادی کشتیرانی، بهطور همزمان سعی خواهد کرد تا با حفظ کانالهای گفتوگو با تهران، از تشدید تنش جلوگیری کرده و نقش میانجیگر خود را در مدیریت این بحران ادامه دهد. آنکارا برای حفظ توازن میان تعهدات ناتو و منافع ملی خود در قبال ایران، ناگزیر از اتخاذ رویکردی هوشمندانه و چندلایه است؛ رویکردی که ضمن پایبندی به اصول پیمان، زمینه را برای همکاریهای منطقهای و دیپلماسی فعال با تهران نیز فراهم آورد.






