«ترکیه و بازتعریف امنیت ملی؛ استقلال راهبردی در پرتو دیپلماسی نظامی»
در نظام بینالملل پس از جنگ سرد، بهویژه در دهه اخیر که نظم لیبرال با بحرانهای متعددی روبهرو شده، کشورها به بازتعریف سیاست خارجی و امنیت ملی خود روی آوردهاند. ترکیه بهعنوان بازیگری کلیدی در تقاطع ژئوپلیتیکی سه قاره، از این قاعده مستثنی نیست. آنچه رویکرد ترکیه را متمایز میسازد، تلاش برای فراروی از الگوهای سنتی و حرکت به سوی مدلی ترکیبی از دیپلماسی است که در آن «دیپلماسی اقتصادی» و «دیپلماسی نظامی» در هم تنیده شدهاند. پرسش اصلی این است که ترکیه چگونه با تلفیق این دو حوزه در مسیر «استقلال راهبردی» گام برمیدارد و این استقلال چه بازتابهایی بر نقشآفرینی آن در معادلات منطقهای و جهانی داشته است؟
دکتر جواد صبوری کزج – پژوهشگر مطالعات ترکیه
اندیشکده زاویه: «استقلال راهبردی» در ادبیات روابط بینالملل به وضعیتی اطلاق میشود که در آن یک کشور توانایی تصمیمگیری و اقدام در عرصه خارجی را بدون فشار یا وتوی دیگر بازیگران دارد و هزینههای وابستگی به حداقل رسیده است. این مفهوم افزون بر ابعاد نظامی-امنیتی، پیوندی عمیق با دیپلماسی اقتصادی دارد. در مورد ترکیه، این دو ساحت چنان در هم تنیده شدهاند که پیشبرد پروژههای ملی دفاعی با درآمدهای حاصل از توافقات تجاری و انرژی تأمین میشود و همزمان، موفقیتهای نظامی اهرم فشاری در مذاکرات اقتصادی با اتحادیه اروپا و کشورهای حوزه خلیج فارس ایجاد میکند.
در دوران حزب عدالت و توسعه و به ویژه در سالهای اخیر، ترکیه دستخوش دگرگونی عمیقی در پارادایم سیاست خارجی و امنیت ملی خود شده است. آنکارا که زمانی به عنوان «کشور حاشیهای» در جنوب شرقی ناتو و پیرامونی در جهان غرب شناخته میشد، اکنون در تلاش است تا به عنوان قامت «قدرت محوری» درآید و میکوشد از طریق دیپلماسی نظامی پویا و چندوجهی، معادلات قدرت را در اروپا، آسیا و آفریقا به نفع خود بازتعریف کند. در واقع ترکیه با تکیه بر افزایش چشمگیر بودجه نظامی، خودکفایی دفاعی، بهرهگیری از شکافهای ساختاری در پیمان آتلانتیک شمالی و چندجانبهگرایی نظامی راهبرد «استقلال راهبردی» را دنبال میکند؛ هدفی که در آن، آنکارا نه تنها به دنبال ایفای نقشی محوری در ناتو است، بلکه میخواهد اروپا را در حوزه امنیت به خود وابسته سازد و در مقابل، امتیازاتی کلیدی از جمله زمینهسازی برای پیوستن به اتحادیه اروپا را کسب کند.
در مسیر استقلال راهبردی و افزایش نقشآفرینی در جهان و منطقه، جنگ «رمضان» در سال ۲۰۲۶ نیز بسیار اثرگذار بوده است که نمیتوان از آن غافل شد، جنگی که با حملات گسترده آمریکا و اسرائیل علیه ایران در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریه ۲۰۲۶) آغاز شد. این جنگ هرچند اهداف امریکا و اسرائیل را محقق نساخت، اما بازتابهای امنیتی عمیقی در منطقه بر جای گذاشت و ترکیه را بیش از پیش به ضرورت تقویت نظامی و خودکفایی در این عرصه متوجه ساخت و همچنین این کشور تهدیدات امنیتی به ویژه از جانب اسرائیل را بسیار جدیتر و عینیتر احساس نمود. به نظر میرسد ترکیه برای ایجاد بازدارندگی در برابر این تهدیدات در پی یک الگوی راهبردی است که در آن استقلالاش را در عرصه جهانی و نقشآفرینی خود را در منطقه افزایش دهد. به بیان دیگر ترکیه قصد دارد به جای اتکا و وابستگی صرف بر ناتو به سمت افزایش قدرت و وزن خود در این پیمان و ایجاد ائتلافهای منطقهای با کشورهای غیرغربی برود. این یادداشت در پی آن است تا ابعاد این راهبرد را در چهار محور اصلی: بازدارندگی در برابر تهدیدات منطقهای، بازطراحی نقش ترکیه در ناتو، خودکفایی نظامی و افزایش بودجه، و همکاریهای راهبردی با کشورهای منطقه، مورد واکاوی قرار دهد.
1) بازدارندگی در برابر تهدیدات منطقهای
ترکیه قصد دارد با قدرت فزاینده نظامی خود بازدارندگی ایجاد کند. جنگ رمضان محیط امنیتی خاورمیانه را به شدت متشنج ساخت و آنکارا را به این واقعیت رهنمون ساخت که در همسایگی ایران و در مجاورت غزه و لبنان، نمیتوان نسبت به ظرفیت جنگافروزی قدرتهای فرامنطقهای و رژیم صهیونیستی بیتفاوت بود. وزیر خارجه ترکیه، هاکان فیدان، هشدار داده است که توسعه فعالیتهای نظامی اسرائیل در جنوب سوریه میتواند نقطه تنش جدیدی در مرزهای ترکیه ایجاد کند. در چنین شرایطی، آنکارا روند خودکفایی نظامی را با سرعت بیشتری دنبال میکند و با افزایش بودجه دفاعی، سامانههای موشکی دوربرد مانند موشک بالستیک قارهپیمای «ییلدیریم هان» با برد ۶۰۰۰ کیلومتر و سرعت ۲۵ ماخ را وارد چرخه عملیاتی کرده است.
2) بازطراحی نقش ترکیه در ناتو
تقابل فزاینده میان اروپا و آمریکا در سالهای اخیر، روح جمعی ناتو را تضعیف کرده و فرصتی کمنظیر برای ترکیه فراهم آورده است تا نقش خود را در این پیمان افزایش دهد. در جنگ رمضان، ناتو عملاً به نفع امریکا وارد جنگ نشد و حتی زمزمههای خروج آمریکا از ناتو به گوش رسید. این فضا، نیاز اروپاییها را به شرکای قدرتمند و قابل اتکا دوچندان کرده است. ترکیه با استفاده از موقعیت خود بهعنوان میزبان اجلاس سران ناتو در ژوئیه ۲۰۲۶ در آنکارا، قصد دارد کارتهای برنده خود را رو کند: موشک «ییلدیریم هان»، ناو هواپیمابر ملی «موجم»، جنگنده نسل پنجم «کاآن» و سامانه پدافند هوایی «چلیک کوبّه». پیام آنکارا روشن است: امنیت قاره اروپا بدون وابستگی به ترکیه تأمین نخواهد شد.
3) افزایش بودجه نظامی و حرکت در مسیر خودکفایی
به طور کلی ترکیه در سالهای اخیر افزایش بودجه قابل توجهی در زمینه نظامی و امنیتی داشته است، از سوی دیگر این کشور توجه ویژهای نیز بر روی خودکفایی نظامی و ساخت تسلیحات بومی داشته است. مطابق گزارش مؤسسه استکهلم (SIPRI)، هزینههای نظامی ترکیه در سال ۲۰۲۵ با 7.2 درصد رشد نسبت به سال قبل به ۳۰ میلیارد دلار رسید. نرخ بومیسازی در صنعت دفاعی ترکیه نیز از ۲۰ درصد در دو دهه پیش به بیش از ۸۰ درصد رسیده است. برای نمونه موشک «ییلدیریمهان» نمادی از خودکفایی نظامی است که اخیرا و در مه 2026 رونمایی شد. جنگ رمضان این حقیقت را به همه کشورهای منطقه فهماند که مسائل امنیتی با اتکا به دیگران حلوفصل نمیشود؛ ازاینرو خودکفایی نظامی به اولویت غیرقابلانکار تبدیل شد.
4) چندجانبهگرایی نظامی
روابط دفاعی با پاکستان (۲۴ توافقنامه همکاری در فوریه ۲۰۲۵) و مذاکرات برای تشکیل پیمان دفاعی سهجانبه میان ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی، شبکه متحدان ترکیه را گسترش میدهد. همچنین تمایل به همکاری نظامی با ایران، بهویژه پس از جنگ رمضان، به دلیل ناامنیهای منطقهای و تهدیدات مشترک، به یک ضرورت تبدیل شده است. افزون بر این، ترکیه با آذربایجان (کمک نظامی متقابل)، قطر (همکاری صنایع دفاعی)، دولت وحدت ملی لیبی (پیمان دفاعی برای بازسازی ارتش) و سومالی (آموزش نظامی و توسعه زیرساختها) همکاریهای گستردهای دارد.
نتیجهگیری
استقلال راهبردی در عمل به معنای کاهش هزینههای وابستگی و افزایش توانایی برای کنشگری مستقل در محیطی آکنده از ریسکهای سیال است. جنگ رمضان بهعنوان یک هشدار راهبردی عمل کرد و ضرورت تکمیل پروژه خودکفایی را به اولیتی فوری تبدیل نمود. دیپلماسی نظامی، حلقه گمشده میان قدرت سخت و قدرت نرم در سیاست خارجی ترکیه است. موفقیت این راهبرد در گرو عبور از دو پارادوکس اساسی است: «وابستگی در عین استقلال» (نیاز به سرمایه و فناوری خارجی برای تأمین مالی پروژههای دفاعی) و «بازدارندگی بدون تشدید» (اجتناب از درگیری مستقیم با اسرائیل و پرهیز از تبدیل شدن به سپر در برابر روسیه). افق پیشِ رو، نه پایان وابستگی، بلکه مدیریت وابستگیهای متقابل است. ترکیه در دهه ۲۰۲۰ تصویری از یک «قدرت میانه موازنهگر» را به نمایش میگذارد که با بازی در چند صفحه شطرنج (ناتو، جهان اسلام، بالکان و آفریقا) به دنبال استقلال راهبردی است؛ اما ماندگاری این الگو به بازتولید مستمر توانمندیهای نظامی همراه با اصلاحات اقتصادی و سیاسی بستگی دارد، در غیر این صورت قدرت نظامی به «قدرت نمایشی» تنزل خواهد یافت.






