فرصتهای ژئوپلیتیکی جدید ترکیه در اوراسیا از کریدور موسوم به زنگزور / ترامپ
طرح به اصطلاح صلح نوین آمریکا در قفقاز جنوبی، با تمرکز بر کریدور زنگزور، چشمانداز ژئوپلیتیکی اوراسیا را دگرگون ساخته است. برای ترکیه، همانگونه که خط لوله باکو–تفلیس–جیحان در گذشته فرصتهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی مهمی ایجاد کرد، گشایش کریدور زنگزور نیز میتواند جایگاه آنکارا را در شبکه تجارت و انرژی اوراسیا تقویت کند. این مقاله تحلیلی به بررسی پیامدهای راهبردی این پروژه بر موازنه قدرت منطقهای، امنیت انرژی اروپا و رقابتهای پیچیده ایران، روسیه و غرب میپردازد.
دکتر علی اوغوز دیریوز – دانشیار دانشگاه اقتصاد و فناوری دانشگاه توب آنکارا
اندیشکده زاویه: بیانیه صلح امضا شده میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان در اوت ۲۰۲۵ با میانجیگری ایالات متحده، نقطه عطفی در تلاش برای ایجاد ثبات در قفقاز جنوبی به شمار میرود. در مرکز این توافق، کریدور زنگزور قرار دارد؛ مسیری که نه تنها برای دو کشور درگیر، بلکه برای کل فضای ژئوپلیتیکی اوراسیا اهمیت راهبردی پیدا کرده است.
این پروژه در چارچوب طرحی با عنوان TRIPP معرفی شد که هدف آن اتصال قفقاز به شبکه تجارت جهانی و ایجاد معماری ژئوپلیتیکی تازه در منطقه است. در واقع، زنگزور تنها یک مسیر ترانزیتی نیست، بلکه بخشی از تلاش گستردهتر برای بازتعریف موازنه قدرت و اتصال اقتصادی در اوراسیاست.
نگاه ایالات متحده: صلح، مهار ایران و نفوذ ژئوپلیتیکی
منافع ایالات متحده در پروژه زنگزور را میتوان در سه محور اصلی خلاصه کرد:
- صلح و توسعه پایدار: تبدیل قفقاز جنوبی به منطقهای باثبات پس از جنگهای قرهباغ برای امنیت انرژی و تجارت جهانی اهمیت دارد. ثبات در این منطقه میتواند به کاهش ریسکهای ژئوپلیتیکی در مسیرهای انتقال انرژی کمک کند.
- مهار ژئوپلیتیکی ایران: ایجاد گذرگاه زنگزور از طریق ارمنستان میتواند بخشی از اهمیت مسیرهای ترانزیتی شمال–جنوب ایران را کاهش دهد و ابزار فشار ژئوپلیتیکی جدیدی در اختیار واشنگتن قرار دهد.
- تقویت نقش ترکیه: اتصال زنگزور با کریدور میانی، راهآهن باکو–تفلیس–قارص و پروژههای ترانزیتی جدید، ترکیه را به یکی از بازیگران کلیدی شبکه تجاری اوراسیا تبدیل میکند. از نگاه واشنگتن، آنکارا در این ساختار میتواند شریک طبیعی پروژههای اتصال منطقهای باشد.
حافظه تاریخی: تجربه خط لوله باکو–تفلیس–جیحان
برای درک اهمیت این تحولات، یادآوری تجربه خط لوله نفت باکو–تفلیس–جیحان (BTC) ضروری است. این پروژه در دهه ۱۹۹۰ با رهبری کنسرسیومی بینالمللی و حمایت سیاسی آمریکا ساخته شد و ترکیه را به یکی از محورهای اصلی انتقال انرژی به بازارهای جهانی تبدیل کرد.
امروز نیز بسیاری از تحلیلگران معتقدند پروژه زنگزور در واقع نسخه بهروز شده همان منطق ژئوپلیتیکی است؛ یعنی ایجاد مسیرهای جدیدی که هم امنیت انرژی غرب را تقویت کند و هم نقش ترکیه را در معادلات منطقهای افزایش دهد.
پیامدهای کریدور ترامپ برای ترکیه
از دیدگاه ترکیه، این ابتکار چند فرصت مهم ایجاد میکند:
- تقویت جایگاه ژئوپلیتیکی: اتصال کریدور زنگزور با کریدور میانی و مسیرهای ترانزیتی عراق میتواند ترکیه را به حلقه اتصال اصلی تجارت میان چین، آسیای مرکزی و اروپا تبدیل کند.
- جذب سرمایهگذاری جدید: پروژههای زیرساختی در حوزه انرژی، حملونقل و لجستیک با حمایت آمریکا و شرکای منطقهای میتواند موج تازهای از سرمایهگذاری را به سمت ترکیه هدایت کند.
- افزایش امنیت انرژی: تنوع مسیرهای انتقال نفت، گاز و برق موجب افزایش امنیت تأمین انرژی ترکیه خواهد شد.
از سوی دیگر، قرار گرفتن ترکیه در حاشیه بسیاری از درگیریهای منطقهای میتواند این کشور را به محلی امن برای سرمایهگذاری و فعالیتهای اقتصادی تبدیل کند.
انتقادات و چالشها
با وجود مزایا، طرح کریدور زنگزور با انتقادات و چالشهایی نیز روبهرو است.
در ارمنستان برخی جریانها معتقدند اجرای این طرح میتواند به تضعیف حاکمیت ملی این کشور منجر شود. در ایران نیز نگرانیهایی درباره تأثیر این کریدور بر موقعیت ژئوپلیتیکی تهران وجود دارد. در همین حال، کاهش نفوذ روسیه در قفقاز جنوبی باعث شده مسکو با احتیاط و سکوت تحولات مربوط به این پروژه را دنبال کند.
با این حال، برای ترکیه این روند همچنان میتواند فرصتهای تازهای فراهم کند. اگر آنکارا بتواند با تقویت نهادها، حاکمیت قانون و استانداردهای اقتصادی نزدیک به اتحادیه اروپا عمل کند، احتمال جذب سرمایهگذاری خارجی بیشتر افزایش خواهد یافت.
سکوت روسیه و سیاست موازنهگرای ترکیه
در این میان، رفتار روسیه نیز اهمیت ویژهای دارد. دیدار هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، با ولادیمیر پوتین در شهر کازان در ژوئن ۲۰۲۶ بار دیگر توجهها را به سیاست موازنهگرایانه آنکارا جلب کرد.
کازان، پایتخت جمهوری تاتارستان، شهری با پیشینه تاریخی ترکتباران در روسیه است و انتخاب آن برای این دیدار نمادین تلقی شد. ترکیه در سیاست خارجی خود تلاش میکند گفتوگو با روسیه را حفظ کند و همزمان جایگاه خود را در ساختار امنیتی غرب به خطر نیندازد.
روابط دو کشور نیز همواره پیچیده بوده است؛ از پنج قرن رقابت و جنگ گرفته تا دورههایی از همکاری. در سه دهه اخیر، حوزههایی مانند انرژی، گردشگری، تجارت و دفاع نوعی وابستگی متقابل همراه با رقابت میان دو کشور ایجاد کرده است.
نقش آذربایجان در امنیت انرژی اروپا
در کنار این تحولات، جمهوری آذربایجان به یکی از بازیگران مهم در امنیت انرژی اروپا تبدیل شده است. این کشور اکنون به بیش از ۱۶ کشور گاز طبیعی صادر میکند و سهم قابل توجهی از بازار انرژی اروپا را در اختیار دارد.
گاز آذربایجان از طریق کریدور گاز جنوبی شامل خط لوله قفقاز جنوبی، خط لوله ترانس آناتولی (TANAP) و خط لوله ترانس آدریاتیک (TAP) به اروپا منتقل میشود.
در سال ۲۰۲۵ تولید گاز این کشور به حدود ۵۱.۵ میلیارد متر مکعب رسید که از این میزان بیش از ۱۲ میلیارد متر مکعب به اروپا صادر شد. اتحادیه اروپا نیز آذربایجان را یک تأمینکننده قابل اعتماد و بلندمدت انرژی میداند، بهویژه در شرایطی که اروپا در حال کاهش وابستگی به گاز روسیه است.
زنگزور؛ بیش از یک کریدور ترانزیتی
بحث درباره زنگزور اغلب به عنوان یک گذرگاه باریک حملونقل مطرح میشود، اما در واقع این پروژه بخشی از معماری ژئوپلیتیکی جدید در امتداد مرز شمالی ایران است.
افتتاح این کریدور میتواند آذربایجان را از طریق نخجوان به طور مستقیم به ترکیه متصل کند و در عین حال مکمل کریدور میانی باشد. در عین حال، این پروژه ممکن است نفوذ سنتی روسیه در قفقاز جنوبی را کاهش داده و استراتژی اتصال شمال–جنوب ایران را نیز محدود کند.
به همین دلیل، زنگزور نه تنها یک مسیر ترانزیتی، بلکه صحنه رقابت برای نفوذ و حاکمیت در منطقه محسوب میشود.
آذربایجان میان قدرتهای منطقهای
آذربایجان امروز در میان چندین قطب قدرت قرار دارد: ترکیه، اتحادیه اروپا، ایالات متحده، ایران و حتی بازیگرانی مانند عربستان سعودی. در چنین شرایطی، سیاست خارجی متوازن برای باکو اهمیت حیاتی دارد.
روابط با ترکیه به عنوان مهمترین شریک راهبردی ادامه دارد، اما همکاریهای انرژی با اروپا، روابط امنیتی با اسرائیل و تعامل محتاطانه با ایران نیز بخشی از این معادله هستند.
رقابت بزرگ در اوراسیا
جنگ روسیه و اوکراین موجب شد بسیاری از بازیگران جهانی توجه بیشتری به کریدور میانی شرق–غرب از طریق دریای خزر نشان دهند. این مسیر که آسیای مرکزی را به قفقاز و ترکیه متصل میکند، در حال تبدیل شدن به یکی از مسیرهای مهم تجارت جهانی است.
در این چارچوب، آذربایجان تنها یک صادرکننده انرژی نیست، بلکه گره اتصال زیرساختها، انرژی و دیپلماسی منطقهای به شمار میرود.
نتیجهگیری
تحولات مربوط به کریدور زنگزور و ابتکار موسوم به «کریدور صلح ترامپ» نشان میدهد قفقاز جنوبی در حال ورود به مرحلهای تازه از رقابتهای ژئوپلیتیکی است. این پروژه میتواند هم بر موازنههای منطقهای و هم بر معادلات جهانی تأثیر بگذارد.
برای ترکیه، همانگونه که خط لوله باکو–تفلیس–جیحان در گذشته فرصتهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی مهمی ایجاد کرد، گشایش کریدور زنگزور نیز میتواند جایگاه آنکارا را در شبکه تجارت و انرژی اوراسیا تقویت کند.
در نهایت، آینده ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی بر سه مفهوم کلیدی استوار خواهد بود: صلح، اتصال و پیشبینیپذیری؛ مفاهیمی که بدون همکاری منطقهای و مدیریت رقابت قدرتهای بزرگ، تحقق کامل آنها دشوار خواهد بود.






