تلاش آنکارا برای حذف اسرائیل از معادله کریدور هند–اروپا
رقابت ژئوپلیتیکی بر سر کریدور اقتصادی هند–خاورمیانه–اروپا وارد مرحله تازهای شده است. ترکیه که از حذف خود از این پروژه ناراضی است، با طراحی مسیرهای جایگزین و همکاری با عراق و عربستان میکوشد نقش اسرائیل در ترانزیت منطقهای را کمرنگ کند. این رقابت نهتنها آینده اتصال هند به اروپا، بلکه توازن قدرت ژئواکونومیک غرب آسیا را نیز تحت تأثیر قرار میدهد و پیامدهای مهمی برای بازیگران منطقه دارد.
میثم فتاحیان – پژوهشگر مطالعات کریدورها
اندیشکده زاویه: در ماههای اخیر، تحولات ژئوپلیتیکی در غرب آسیا وارد فاز تازهای شده است. اختلال در مسیرهای سنتی دریایی – از جمله در بابالمندب و تنگه هرمز – ایده پروژههای بزرگ حملونقل زمینی را بار دیگر به صدر دستورکار قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای بازگردانده است. در این میان، کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC) که در سپتامبر ۲۰۲۳ در نشست سران گروه ۲۰ در دهلی نو رونمایی شد، به یکی از حساسترین صحنههای رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. آنچه این رقابت را پیچیدهتر میکند، تلاش آشکار ترکیه برای تغییر مسیر این کریدور به نفع خود و حذف اسرائیل از معادله ترانزیت منطقهای است.
IMEC، پروژهای فراتر از زیرساخت
IMEC یک کریدور چندوجهی شامل شبکه ریلی، جادهای، خطوط لوله انرژی و زیرساختهای دیجیتال است که هند را از طریق امارات متحده عربی، عربستان سعودی، اردن و اسرائیل به اروپا متصل میکند. این پروژه که از حمایت گسترده آمریکا، اتحادیه اروپا، هند و کشورهای عضو توافقنامه ابراهیم برخوردار است، در صورت تحقق، زمان حملونقل کالا از هند به اروپا را تا ۴۰ درصد کاهش داده و هزینههای لجستیکی را تا ۳۰ درصد پایین میآورد.
با این حال، IMEC افزون بر یک پروژه اقتصادی، بهعنوان یک ابتکار راهبردی برای مقابله با ابتکار کمربند-جاده چین طراحی شده و بهدنبال ایجاد یک معماری ترانزیتی جدید در غرب آسیاست که ایران، روسیه و ترکیه را – بهعنوان رقبای ژئوپلیتیکی غرب – دور میزند. بهعبارت دیگر،IMEC ابزاری برای بازطراحی نقشه ژئواکونومیک منطقه در جهتی است که اسرائیل را بهعنوان هاب ترانزیتی مرکزی تثبیت کرده و همزمان رقبای منطقهای را حذف میکند.
ترکیه؛ از حاشیهنشینی تا طراحی مسیر جایگزین
ترکیه از همان ابتدا نسبت به حذف خود از IMEC معترض بود. رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، صراحتاً اعلام کرد که این کریدور بدون ترکیه قابل اجرا نیست. این اعتراض ریشه در واقعیت جغرافیایی دارد: ترکیه بهعنوان پل طبیعی میان آسیا و اروپا، با زیرساختهای ریلی و بندری موجود، نقشی کلیدی در هر گونه ترانزیت زمینی شرق-غرب میتواند ایفا کند.
اما فراتر از اعتراض دیپلماتیک، آنکارا راهبرد عملیاتی را در پیش گرفته است: طراحی و ترویج کریدورهای رقیب. مهمترین این ابتکارات، پروژه «جاده توسعه» (Development Road) بههمراه عراق است که خلیج فارس را از طریق عراق به زیرساختهای ریلی و بندری ترکیه متصل میکند. پیشبینی میشود مسیرهای اولیه این پروژه تا سال ۲۰۲۷ افتتاح شوند. بهعلاوه، آنکارا با احیای راهآهن تاریخی حجاز در همکاری با عربستان سعودی، کریدور زمینی جدیدی را طراحی کرده است که از طریق سوریه و اردن، کشورهای حاشیه خلیج فارس را به ترکیه و سپس اروپا متصل میکند.
معادله جدید؛ دور زدن اسرائیل
تازهترین تحول در این رقابت، امضای دو یادداشت تفاهم میان ترکیه و عربستان سعودی در حوزه لجستیک و راهآهن در ژوئن ۲۰۲۶ است. بر اساس گزارشهای رسانههای عبری، کریدور پیشنهادی ترکیه-عربستان، کالاها را از طریق خاک سوریه و اردن به ترکیه منتقل کرده و اسرائیل و بندر حیفا را که یکی از ارکان اصلی IMEC محسوب میشود دور میزند.
این ابتکار، نگرانی جدی در اسرائیل ایجاد کرده است. روزنامه معاریو در تازهترین گزارش خود هشدار داده که ترکیه بهدنبال حذف اسرائیل از گذرگاه اقتصادی هند-اروپا و تصاحب دستاوردهای راهبردی این کریدور است. مقامات اسرائیلی این پروژه را تهدیدی ژئوپلیتیکی و اقتصادی میدانند که میتواند نقش این رژیم را بهعنوان هاب ترانزیت منطقهای تضعیف کند. حتی در کنست (پارلمان اسرائیل)، موضوع ترکیه بهعنوان یک تهدید فوری مطرح شده و برخی نمایندگان هشدار دادهاند که آنکارا در حال ترویج پروژههای کریدوری رقیب برای تضعیف IMEC تحت رهبری آمریکا است.
ابعاد راهبردی رقابت
رقابت بر سر IMEC را میتوان در چند سطح تحلیل کرد:
سطح اول، رقابت بر سر هویت هاب ترانزیتی منطقه: اسرائیل میکوشد خود را بهعنوان دروازه اتصال خلیج فارس به مدیترانه تثبیت کند، درحالیکه ترکیه با اتکا به موقعیت جغرافیایی و ظرفیتهای زیرساختی خود، بهدنبال احیای نقش تاریخیاش بهعنوان پل آسیا-اروپا است.
سطح دوم، رقابت بر سر الگوی نظم منطقهای: IMEC مبتنی بر چارچوب عادیسازی روابط اعراب-اسرائیل (توافقنامه ابراهیم) طراحی شده است. ترکیه اما با اتخاذ مواضع ضداسرائیلی و حمایت از گروههای فلسطینی، تلاش میکند این الگو را بهچالش بکشد و نظم جایگزینی را بر محور آنکارا-ریاض تعریف کند.
سطح سوم، رقابت بر سر دسترسی به بازارهای اروپا: هر دو کریدور بهدنبال کوتاهترین و امنترین مسیر برای اتصال هند و خلیج فارس به اروپا هستند. در این میان، تحولات اخیر در تنگه هرمز – که در پی تشدید تنشهای ایران و آمریکا رخ داده – اهمیت کریدورهای زمینی را دوچندان کرده و رقابت را فشردهتر ساخته است.
چالشهای پیشروی هر دو کریدور
با وجود جاهطلبیهای دو طرف، هر دو پروژه با موانع جدی روبهرو هستند. IMEC بهدلیل جنگ غزه و توقف روند عادیسازی روابط عربستان-اسرائیل با تردیدهای جدی مواجه شده است. همچنین، اسرائیل بهعنوان یکی از بازیگران کلیدی این کریدور، با چالشهای امنیتی و بیثباتی منطقهای دستوپنجه نرم میکند. از سوی دیگر، کریدور ترکیه-عربستان نیز با موانع متعددی از جمله بیثباتی در سوریه، هزینههای سنگین بازسازی راهآهن حجاز و جلب سرمایهگذاری خصوصی در یک پروژه چندمیلیارد دلاری مواجه است.
نتیجهگیری
نبرد کریدورهای اقتصادی در غرب آسیا، فراتر از رقابت بر سر جابهجایی کالا، بازتابی از تغییرات عمیق در موازنه قدرت منطقهای است. ترکیه با طراحی مسیرهای جایگزین که اسرائیل را دور میزند، نهتنها بهدنبال تصاحب منافع اقتصادی IMEC، بلکه درپی تغییر نظم منطقهای به نفع خود و تضعیف چارچوب عادیسازی مبتنی بر توافقنامه ابراهیم است.
برای ایران، این رقابت حاوی پیامهای مهمی است. هر دو کریدور IMEC و مسیر جایگزین ترکیه-عربستان، ایران را دور میزنند و بهدنبال حذف نقش تاریخی این کشور در ترانزیت شرق-غرب هستند. با این حال، رقابت میان آنکارا و تلآویو میتواند فرصتهایی را نیز برای تهران ایجاد کند: الف) تضعیف IMEC بهعنوان پروژهای که با اهداف ضدایرانی طراحی شده، ب) ایجاد فضا برای احیای نقش ترانزیتی ایران در صورت بهرهبرداری هوشمندانه از اختلافات منطقهای، و ج) امکان شکلگیری ائتلافهای جدید اقتصادی با کشورهایی که از هر دو کریدور حاشیهنشین شدهاند.
آنچه مسلم است، غرب آسیا در آستانه بازتعریف بنیادین معماری ترانزیتی خود قرار دارد و نبرد کریدورها، یکی از مهمترین صحنههای رقابت ژئوپلیتیکی در دهه آینده خواهد بود.






