چرا کریدور میانی در بحبوحه یک توسل ژئوپلیتیکی اهمیت دارد؟

  • 2025-07-07 16:30

اندیشکده زاویه – رصد: کریدور میانی، به عنوان «مطمئن‌ترین مسیر تجاری بین آسیا و اروپا» فرصتی تاریخی را در اختیار ترکیه قرار می‌دهد تا خود را به عنوان یک قطب ترانزیت استراتژیک در تجارت اروپا و چین تثبیت کند. تنوع بخشیدن به تأمین‌کنندگان انرژی می‌تواند نفوذ روسیه را در سیاست انرژی ترکیه کاهش دهد و در عین حال نفوذ آن را در آسیای مرکزی گسترش دهد و روابط اقتصادی آن را با اتحادیه اروپا تقویت کند. از دیدگاه ترکیه، این کریدور موقعیت استراتژیک آن را بهبود می‌بخشد و روابط آن را با کشورهای ترک‌زبان در منطقه تقویت می‌کند.

کارل والانسی ستون‌نویس سیاسی و تحلیل‌گر مسائل خاورمیانه و سیاست خارجی در روزنامه شالوم در وب‌سایت «شورای آتلانتیک» نوشت: گسل‌های ژئوپلیتیکی در حال ترسیم مجدد مسیرهای تجاری در سراسر اوراسیا هستند. جنگ روسیه در اوکراین، کشورهای آسیای مرکزی را بیدار کرده است که از طریق همکاری برای توسعه اقتصاد و دستیابی به استقلال، قدرت خود را کشف کرده‌اند. بدون توجه مداوم روسیه، این همکاری به توسعه کریدور میانی، مسیر تجاری کلیدی که چین را از طریق آسیای مرکزی، دریای خزر و قفقاز جنوبی به اروپا متصل می‌کند، کمک می‌کند. این یک جایگزین برای مسیرهای تجاری سنتی شرق به غرب است که روسیه و ایران را دور می‌زند. کریدور میانی یک ابتکار منطقه‌ای است، نه یک ایده خارجی و تحمیلی. این کریدور همکاری منطقه‌ای، انعطاف‌پذیری، رشد اقتصادی و گفتگوی دیپلماتیک را تقویت می‌کند. در حالی که روسیه و چین سعی می‌کنند بر اساس تحولات جدید ژئوپلیتیکی مانور دهند، ایراندر این ابتکارات نادیده گرفته می‌شود.

کریدور میانی نقشی استراتژیک برای ترکیه به عنوان یک قطب انرژی مرکزی که اروپا را به تأمین‌کنندگان دیگر متصل می‌کند، ایجاد می‌کند. اتحادیه اروپا اخیراً علاقه و سرمایه‌گذاری خود را در این کریدور افزایش داده است. با این حال، ایالات متحده هنوز اگرچه کریدور میانی فرصتی حیاتی برای مقابله با تسلط روسیه و چین در منطقه و محدود کردن تمایل ایران برای کاهش اثرات تحریم‌های اقتصادی ارائه می‌دهد در حاشیه نشسته است. علاوه بر این، اتصال بیشتر به معنای دسترسی به ذخایر عظیم عناصر خاکی کمیاب آسیای مرکزی است که برای محصولات غیرنظامی و دفاعی، انرژی جدید و فناوری اطلاعات بسیار مهم است. در حالی که کشورهای کریدور به دنبال دستیابی به بازارهای جدید و کاهش وابستگی خود به روسیه و چین هستند، ترکیه، اتحادیه اروپا و ایالات متحده منافع مشترکی در افزایش همکاری و مقابله با قدرت روسیه و چین دارند.

ظهور کریدورهای تجاری

پس از الحاق کریمه به روسیه در سال ۲۰۱۴، اتحادیه اروپابا بی‌ثباتی بی‌سابقه‌ای روبرو شد و مجبور شد ساختار انرژی خود را مورد بازنگری قرار دهد تا وابستگی متقابل آسیب‌پذیر خود را به کنترل نامتقارن روسیه بر خطوط لوله و تسلیحاتی کردن انرژی کاهش دهد. ابتکار کمربند و جاده چین و اصرار اروپا برای تنوع‌بخشی، نیاز به اتصال را افزایش داد و توجه بین‌المللی را به سمت کریدورهای تجاری معطوف کرد. با تشدید جنگ‌های کریدوری و تبدیل شدن آن‌ها به صحنه جدید رقابت قدرت‌های بزرگ، ایالات متحده به سیاستی قاطعانه‌تر در مورد آسیای مرکزی نیاز دارد. این امر به ویژ‌ه در حالی صادق است که همکاری فزاینده بین روسیه، چین، ایران و تا حدودی کره شمالی با هدف به چالش کشیدن نفوذ غرب با ایجاد مسیرهای تجاری جایگزین همسو با دستور کار سیاسی خود، در حال انجام است. واشنگتن باید به طور فعال در ابتکارات زیرساختی در سراسر آسیای مرکزی مشارکت کند تا این روند را متعادل کند.

کریدور میانی: یک جایگزین استراتژیک

مسیر حمل و نقل بین‌المللی ترانس خزر (TITR) یا کریدور میانی، یک مسیر تجاری چندوجهی است که اروپا و چین را از طریق آذربایجان، گرجستان، قزاقستان و ترکیه به هم متصل می‌کند. از زمان حمله تمام عیار روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، اهمیت استراتژیک آن افزایش یافته است زیرا از روسیه و ایران عبور می‌کند. کریدور میانی عمدتاً به زیرساخت‌های ریلی و بندری موجود متکی است و نیاز به توسعه و سرمایه‌گذاری بیشتر دارد. کشورهای مسیر آن در تلاشند تا آن را به عنوان جایگزینی برای کریدور شمالی (مسیر سنتی از طریق روسیه) و کریدور جنوبی (که از ایران می‌گذرد) قرار دهند.

قبل از سال ۲۰۲۲، کریدور شمالی بیش از 86 درصداز حمل و نقل بین اروپا و چین را انجام می‌داد، در حالی که کریدور میانی کمتر از ۱ درصد را تشکیل می‌داد. پس از حمله تمام عیار روسیه به اوکراین، کریدور شمالی به یک مسئولیت مالی و سیاسی تبدیل شد، به ویژه برای کشورهای غربی که قصد مقابله با کنترل روسیه بر مسیرهای تجاری را داشتند. حجم حمل و نقل کریدور شمالی در سال 2023در مقایسه با سال ۲۰۲۲ به نصف کاهش یافت. بخشی از این ترافیک کریدور میانی منتقل شد و به ترتیب در سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴، 89 درصد و 70 درصد افزایش یافت.

کریدور میانی مزایای زیادی دارد. این مسیر نسبتاً امن‌تر است، به خصوص با توجه به اختلالاتی که در کریدور شمالی به دلیل تحریم‌های غرب علیه روسیه و همچنین در دسترسی به کانال سوئز از طریق تنگه باب المندب به دلیل افزایش حملات حوثی‌ها به کشتی‌ها ایجاد شده است. علاوه بر تأمین درآمدهای اقتصادی برای کشورهای مسیر کریدور، برخی کریدور میانی را به عنوان «چهار راه صلح» تعریف می‌کنند که یادآور استراتژی «خط لوله صلح» در گذشته است.

طبق گزارش بانک جهانی، تا سال ۲۰۳۰، کریدور میانی می‌تواند زمان سفر را کاهش دهد، در حالی که حجم بار می‌تواند سه برابر شده و به ۱۱ میلیون تن برسد و تجارت بین چین و اتحادیه اروپا ۳۰ درصد افزایش یابد. با این حال، پیشرفت در کریدور میانی کند است و مشکلات مختلف عملیاتی و نظارتی باعث تأخیرهای غیرقابل پیش‌بینی می‌شود. هنوز چالش‌های لجستیکی و زیرساختی وجود دارد. از همه مهم‌تر، ظرفیت سالانه آن (شش میلیون در سال ۲۰۲۴) به شدت کمتر از ظرفیت سالانه کریدور شمالی با بیش از صد میلیون تناست.

جنگ‌های کریدوری از طریق اتصال

ترکیه به عنوان نقطه ورود طبیعی به اروپا، اهمیت اتصال را برای حفظ روابط اقتصادی، تجاری و سرمایه‌گذاری و همچنین پیوندهای سیاسی و فرهنگی در منطقه درک کرده است. ترکیه در راستای موقعیت ژئواستراتژیک خود، از دهه 1990 در بسیاری از پروژه‌های اتصال، مانند خط لوله باکو – تفلیس – جیحان، کریدور حمل و نقل بین‌المللی، بزرگراه حلقه‌ای دریای سیاه، تونل اوراسیا، پل یاووز سلطان سلیم، راه‌آهن سریع‌السیر ادیرنه – قارص و بزرگراه مرمره شمالی، سرمایه‌گذاری کرده است.

اخیراً، اتصال و تنوع به محرک‌های کلیدی در سیاست بین‌الملل تبدیل شده‌اند و قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی به دنبال گسترش نفوذ خود در کریدور میانی هستند. ژاپن این تحولات را دنبال می‌کند تا مسیرهای تجاری خود را متنوع کند و در عین حال با روسیه و چین مقابله کند. اگرچه شورای همکاری خلیج فارس (GCC) هنوز بازیگر کلیدی در کریدور میانی نیست، اما اجلاس‌های مختلف بین کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و آسیای مرکزی از سال ۲۰۲۳، نشان‌دهنده همکاری رو به رشد و افزایش سرمایه‌گذاری‌های شورای همکاری خلیج فارس در زیرساخت‌های منطقه بوده است.

کریدور میانی، به عنوان «مطمئن‌ترین مسیر تجاری بین آسیا و اروپا» فرصتی تاریخی را در اختیار ترکیه قرار می‌دهد تا خود را به عنوان یک قطب ترانزیت استراتژیک در تجارت اروپا و چین تثبیت کند. تنوع بخشیدن به تأمین‌کنندگان انرژی می‌تواند نفوذ روسیه را در سیاست انرژی ترکیه کاهش دهد و در عین حال نفوذ آن را در آسیای مرکزی گسترش دهد و روابط اقتصادی آن را با اتحادیه اروپا تقویت کند. از دیدگاه ترکیه، این کریدور موقعیت استراتژیک آن را بهبود می‌بخشد و روابط آن را با کشورهای ترک‌زبان در منطقه تقویت می‌کند.

برای اتحادیه اروپا، کریدور میانی با استراتژی دورازه جهانی آن همسو است. اتحادیه اروپا توسعه کریدور میانی را به عنوان اولویتی برای تضمین اتصال در بخش‌های حمل و نقل و انرژی و ارتقای رشد اقتصادی پایدار در منطقه تعریف کرده است. در حالی که چالش‌های جهانی فعلی نیاز به مشارکت‌های مستحکم را افزایش می‌دهد، آسیای مرکزی یک اقتصاد 340 میلیارد یورویی است که با نرخ متوسط 5 درصد سالانه رشد می‌کند و پتانسیل بیشتری برای همکاری دارد. اتحادیه اروپا کریدور میانی را مسیری سریع و امن‌تر برای اتصال اروپا و چین می‌بیند که به توع‌بخشی به زنجیره‌های تأمین کمک می‌کند.

کریدور میانی به روسیه، چین و ایران خدمت‌رسانی می‌کند

برای چین، توسعه کریدور میانی، دریچه‌ای برای ادغام در بازارهای جهانی و زنجیره‌های تأمین، فرصتی برای کاهش بار مالی و وابستگی به مسیرهای تحت کنترل روسیه و همچنین گریزی از تحریم‌های ایالات متحده است.

روسیه همچنان مانع بزرگی در توسعه کریدور میانی است. برای کشورهای منطقه، مسکو «تمام تلاش خود را برای کنترل جریان‌های تجاری زمینی انجام خواهد داد.» در حالی که روسیه در حال حاضر درگیر جنگ علیه اوکراین است، با توجه به حساسیت‌های روسیه، در مقطعی می‌خواهد دخالت غرب در منطقه را مختل کند یا حتی از این کریدور به نفع خود بهره‌برداری کند. روسیه از قبل بهره‌برداری از دریای خزر و قزاقستان را برای دور زدن تحریم‌های غرب آغاز کرده است. مسکو قصد دارد از اتصال تقویت‌شده دریای خزر برای اهداف نظامی، از جمله انتقال پهپادهای شاهد از ایران، استفاده کند. علاوه بر این از سال 2022 روسیه سرمایه‌گذاری خود را در کریدور حمل‌ونقل بین‌المللی شمال – جنوب (INSTC) افزایش داده است تا مسیرهای تجاری خود را متنوع کند و وابستگی خود را به مسیرهای شرق – غرب کاهش دهد . همسایگان ایران و حتی متحدان آن در پروژه‌های اتصال فعلی، ایران را دور زده‌اند . این نتیجه عمدتاً به دلیل تحریم‌های بین‌المللی، زیرساخت‌های ضعیف ایران و کمبود سرمایه‌گذاری است. در سال ۲۰۲۳، نمایندگان ترکیه، ایران، قزاقستان، ترکمنستان و ازبکستان برای بحث در مورد مسیر ترکمنستان – ازبکستان گرد هم آمدند و تهران بلافاصله جایگزین سومی را برای اتصال این مسیر به ایران پیشنهاد داد. تهران همچنین در مسیرهایی که ایران را از طریق افغانستان به چین متصل می‌کند، سرمایه‌گذاری می‌کند تا جای پای قوی‌تری برای خود ایجاد کند و بر موازنه قدرت در مسیرهای تجاری منطقه‌ای تأثیر بگذارد. ایران کریدور زنگزور را تهدیدی بالقوه می‌داند که ممکن است حضور ترکیه را در نزدیکی مرزهای خود افزایش دهد. برای تهران، این پروژه «بزرگراه ترکیه به توران» است.

استراتژی بالقوه برای ایالات متحده، اتحادیه اروپا و ترکیه

 اگرچه آسیای مرکزی در جنگ‌های جاری کریدورها نقشی محوری دارد، اما این منطقه هنوز اولویت آمریکا نیست . ایالات متحده به یک استراتژی جامع و به‌روز شده برای آسیای مرکزی نیاز دارد . همانطور که مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، اخیراً اشاره کرد، اولین قدم می‌تواند پایان دادن به اصلاحیه جکسون – وانیک باشد که روابط تجاری رسمی با اقتصادهای غیربازاری مانند آذربایجان، قزاقستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان را محدود می‌کند. این منطقه همچنین به سرمایه‌گذاری آمریکا برای نوسازی کریدور میانی نیاز دارد. علاوه بر مزایای اقتصادی مستقیم، ایالات متحده می‌تواند نفوذ روسیه و چین را متعادل کند. در حالی که اتصال زیاد، جاه‌طلبی کشورهای منطقه را ممکن می‌سازد، برای آمریکا دسترسی به ذخایر عظیم معدنی و عناصر کمیاب را که در سطح جهان تحت کنترل قابل توجه چین هستند، تسهیل می‌کندو

کریدور میانی به عنوان یک شریان حیاتی برای منطقه محصور در خشکی عمل می‌کند. کشورهای منطقه اراده و عزم سیاسی برای توسعه پتانسیل این کریدور را دارند. در عصر رقابت قدرت‌های بزرگ، این کشورها فضای مانور قابل توجهی دارند و از سیاست خارجی چندبعدی که برای افزایش استقلال خود دنبال می‌کنند، سود می‌برند. با این حال، عدم تطابق فزاینده‌ای بین انتظارات و ظرفیت کریدور میانی وجود دارد.

ایالات متحده، اتحادیه اروپا و ترکیه باید با این کشورها همکاری و تعامل خود را افزایش دهند تا مشارکت‌های سودمند متقابل ایجاد کنند. ترکیه به طرز چشمگیری موفق است زیرا آنکارا سرمایه سیاسی خود را در تقویت روابط سرمایه‌گذاری می‌کند. تقویت مشارکت با دولت‌های منطقه‌ای و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها به نفع دولت‌های منطقه‌ای و غرب خواهد بود، زیرا آنها می‌توانند نفوذ خود را در شکل‌دهی مسیرهای تجارت جهانی حفظ کنند. با توجه به اینکه روسیه، چین و ایران در تلاش برای جلوگیری از نفوذ روزافزون غرب در منطقه هستند، غرب باید فوراً اهمیت استراتژیک راهروهای ترانزیت را به رسمیت بشناسد. با تشدید جنگ نفوذ بر سر مسیرهای ترانزیت، ایالات متحده باید در مرکز این تحولات – و نه در حاشیه – باشد تا از چالش‌های ژئوپلیتیکی روسیه، چین و ایران بهره‌مند شود و با آن‌ها مقابله کند.

مطالب بیشتر:

روابط ترکیه و فرانسه؛ از تقابل تا موازنه

در میان پرونده‌های سیاسی و امنیتی منطقه، مسئله کردها همواره یکی از اولویت‌های اساسی سیاست داخلی و خارجی ترکیه بوده است. گستردگی مناطق کردنشین و حساسیت‌های امنیتی ناشی از فعالیت…

تأثیرات جنگ رمضان بر وضعیت «اتحادیه جهان ترک»

جنگ موسوم به «رمضان» به‌عنوان یک شوک ژئوپلیتیکی، اتحادیه نوپای جهان ترکیه را وارد مرحله‌ای تازه از بازاندیشی نهادی کرده است. این جنگ، ضمن آشکار ساختن شکاف‌های سیاسی و ناهمگونی‌های…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

روابط ترکیه و فرانسه؛ از تقابل تا موازنه

روابط ترکیه و فرانسه؛ از تقابل تا موازنه

تأثیرات جنگ رمضان بر وضعیت «اتحادیه جهان ترک»

تأثیرات جنگ رمضان بر وضعیت «اتحادیه جهان ترک»

گزارش راهبردی اندیشکده SDE ترکیه از احیای پروژه «چهار دریا» در هندسه جدید قدرت

گزارش راهبردی اندیشکده SDE ترکیه از احیای پروژه «چهار دریا» در هندسه جدید قدرت

کریدور میانی اوراسیا در مسیر تبدیل شدن به شریان جدید تجارت آسیا و اروپا

کریدور میانی اوراسیا در مسیر تبدیل شدن به شریان جدید تجارت آسیا و اروپا

چرا مقاومت در نگاه جمهوری اسلامی راه حفظ استقلال و عزت ملی تلقی می‌شود؟

چرا مقاومت در نگاه جمهوری اسلامی راه حفظ استقلال و عزت ملی تلقی می‌شود؟

هاآرتص: ترکیه نقشه اسرائیل و آمریکا علیه نظام ایران را ناکام گذاشت

هاآرتص: ترکیه نقشه اسرائیل و آمریکا علیه نظام ایران را ناکام گذاشت