بررسی ابعاد پنهان چالشهای کریدور ترامپ برای ایران در نشست تخصصی اندیشکده زاویه
نشست کارشناسی اندیشکده «زاویه» با بررسی تحولات ژئوپلیتیکی قفقاز جنوبی، به تحلیل چرخش ارمنستان به سمت غرب و کاهش نفوذ سنتی روسیه پرداخت. کارشناسان حاضر در این نشست با تمرکز بر مخاطرات «کریدور ترامپ» برای امنیت و اقتصاد ایران، تأکید کردند که تهران باید برای حفظ جایگاه استراتژیک خود، رویکرد واکنشی را کنار گذاشته و با گذار به دیپلماسی ژئواکونومیک و تکمیل زیرساختهای مواصلاتی، حضوری فعالتر در میدانِ بازی قفقاز داشته باشد. خلاصهای از یافتههای اصلی این نشست را در ادامه میخوانید.
اندیشکده زاویه: تحولات ژئوپلیتیکی قفقاز جنوبی پس از جنگهای اخیر قرهباغ و بحران اوکراین، وارد فاز جدیدی از بازتعریف موازنه قدرت شده است. گذار ارمنستان به سمت غرب تحت رهبری نیکول پاشینیان، افول تدریجی و تاکتیکی نقش سنتی روسیه، و تکاپوی جبهه غربی-ترکی برای تحمیل کریدورهای جدید ارتباطی از جمله طرح موسوم به «کریدور ترامپ/زنگزور»، زنگ خطر را برای منافع راهبردی و سنتی ایران به صدا درآورده است. کارشناسان ارشد حوزه اوراسیا در یک نشست نخبگانی به بررسی موشکافانه این دگرگونیها پرداخته و تأکید دارند که تهران باید به فوریت از سیاستِ صرفاً امنیتی و واکنشی، به سمت یک راهبرد فعال ژئواکونومیک و ائتلافسازیهای چندلایه حرکت کند؛ چراکه در جهان امروز، «کریدورها روی کاغذ ساخته نمیشوند، بلکه روی زمین تثبیت میگردند.»
۱. قفقاز جنوبی؛ از پیرامون امنیتی تا کانون تلاقی منافع جهانی
قفقاز جنوبی دیگر نه یک منطقه حاشیهای در حوضه اوراسیا، بلکه به یکی از حساسترین گلوگاههای تلاقی منافع قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای تبدیل شده است. بازیگرانی همچون ایران، روسیه، ترکیه، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، در کنار ایالات متحده آمریکا، اتحادیه اروپا، چین و رژیم صهیونیستی، هر یک به دنبال سهمخواهی از نظم نوین این جغرافیا هستند.
اهمیت راهبردی این منطقه ناشی از موقعیت خاص هندسی آن در پیوندگاه اروپا، آسیا و غرب آسیا، مجاورت با منابع غنی انرژی دریای خزر و نقش بیبدیل آن در کریدورهای ترانزیتی بینالمللی است. جنگهای اخیر موازنه سنتی را برهم زده و پویاییهای جدیدی ایجاد کرده است که غفلت از آنها میتواند هزینههای ژئوپلیتیکی جبرانناپذیری برای امنیت ملی و موقعیت ارتباطی ایران به همراه داشته باشد.
۲. تثبیت نیکول پاشینیان؛ چرخش پایدار ارمنستان از مسکو به سمت غرب
یکی از متغیرهای کلیدی در تحلیل آینده قفقاز، تداوم حضور نیکول پاشینیان در هرم قدرت ارمنستان است. ارزیابیها نشان میدهد که پاشینیان توانسته موقعیت سیاسی خود را در داخل تثبیت کند و سناریوی استمرار طولانیمدت حکمرانی او (شبیه به مدل رهبران باسابقه در کشورهای همسایه مانند ترکیه) بسیار محتمل است.
چرخش ژئوپلیتیکی ارمنستان در دوران هشتساله حکومت پاشینیان (از ۲۰۱۸ تاکنون) از یک گرایش سنتی به روسیه به سمت پیوند عمیق با غرب و ایالات متحده، تصادفی یا موقتی نیست. این تغییر جهت ریشه در بسترها و ساختارهای اجتماعی ارمنستان دارد؛ جامعه و افکار عمومی ارمنی تمایل بالایی به غرب نشان میدهند و بر خلاف برخی کشورهای منطقه، شکاف اجتماعی یا ستیزهجویی تودهای نسبت به آمریکا در این کشور دیده نمیشود. این بستر اجتماعی به واشنگتن و بروکسل اجازه داده است تا نفوذ سیاسی، اقتصادی و حتی امنیتی خود را در ارمنستان به شکل بیسابقهای توسعه دهند.
از نگاه تاریخی و استراتژیک، ارمنستان همواره به عنوان «خاکریز و سنگر امنیتی ایران» در قفقاز عمل کرده است. اما انفعال تهران در تبدیل روابط حسنه سیاسی به پیوندهای محکم ساختاری و اقتصادی، در کنار ضعف زیرساختهای مواصلاتی مرزی، فضا را برای پیشروی و جایگزینی رقبای منطقهای و بینالمللی ایران در ایروان باز کرده است.
۳. کریدور ترامپ؛ فراتر از ترانزیت، ابزار بازتوزیع ژئوپلیتیک قدرت
پروژه موسوم به «کریدور ترامپ» یا «کریدور زنگزور» که هدف آن اتصال جمهوری آذربایجان به نخجوان و ترکیه از طریق استان سیونیک ارمنستان است، نباید صرفاً به عنوان یک جاده مواصلاتی یا طرح تجاری ساده نگریسته شود. این طرح در واقع ابزار اصلی یک بازی بزرگ ژئوپلیتیکی برای دگرگون ساختن مرزهای ترانزیتی و نقشههای انرژی منطقه است.
ورود فعالانه و مستقیم آمریکا به این طرح، ابعاد آن را از سطح یک منازعه محلی میان باکو، ایروان و تهران فراتر برده و آن را به بخشی از استراتژی کلان واشنگتن برای مهار چین تبدیل کرده است. ایالات متحده تلاش میکند از طریق نفوذ بر این مسیر، ابتکار «کمربند و جاده» چین را تحت کنترل یا محدودیت قرار دهد و زنجیرههای تأمین انرژی و کالا به اروپا را مدیریت کند.
این کریدور در صورت تحقق به شکل کنونی، جایگاه ترکیه و جمهوری آذربایجان را به عنوان قطبهای انحصاری ترانزیت شرق به غرب ارتقا میدهد و به طور همزمان، اهرمهای ژئوپلیتیکی ایران را تضعیف کرده و حضور امنیتی ناتو و رژیم صهیونیستی را در مجاورت مرزهای شمالی ایران نهادینه میسازد.
۴. پیامدهای دهگانه انزوای ژئوپلیتیکی ایران در سناریوی جدید قفقاز
در صورتی که ایران نتواند با طرحهای کریدوری رقیب مقابله یا با آنها رقابت مؤثری کند، با پیامدهای زنجیرهای و ناگواری در ابعاد اقتصادی، امنیتی و استراتژیک مواجه خواهد شد. کارشناسان این پیامدها را در ۱۰ محور اساسی خلاصه میکنند:
- تغییر الگوی ترانزیت منطقه: انتقال بخش عمدهای از مسیرهای تجارت کالا و انرژی از قلمرو ایران به مسیرهای موازی و رقیب.
- کاهش درآمدهای اقتصادی: از دست رفتن درآمدهای سرشار حاصل از حق ترانزیت و خدمات لجستیکی.
- تضعیف جایگاه حملونقلی: حاشیهای شدن ایران در پروژههای بزرگ راهآهن و بزرگراههای بینالمللی.
- کاهش وابستگی همسایگان: بینیازی تدریجی کشورهای قفقاز و آسیای مرکزی به قلمرو ایران برای دسترسی به آبهای آزاد.
- افول نفوذ استراتژیک: کاهش قدرت چانهزنی و اهرمهای فشار تهران در معادلات سیاسی منطقه.
- رشد نامتوازن قدرت رقبا: تقویت موقعیت ژئوپلیتیکی و نفوذ منطقهای ترکیه و جمهوری آذربایجان.
- امنیتی شدن محیط پیرامونی: تبدیل مرزهای شمالغربی کشور به کانون تنشهای مداوم و تهدیدهای مرزی.
- نفوذ بازیگران متخاصم: تسهیل حضور اطلاعاتی، امنیتی و نظامی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در مرزهای شمالی.
- رکود مناطق مرزی: آسیب شدید به اقتصاد، اشتغال و فرصتهای کارآفرینی در استانهای مرزی شمالغرب ایران.
- افزایش فشارهای همهجانبه: همافزایی تحریمهای اقتصادی با انزوای فیزیکی و ترانزیتی کشور.
۵. خلاء قدرت روسیه در قفقاز؛ تاکتیک عقبنشینی یا افول استراتژیک؟
تا پیش از تحولات سال ۲۰۲۰، مسکو بازیگر بلامنازع و تنظیمکننده اصلی نظم قفقاز جنوبی بود. حضور نیروهای صلحبان روسی و پایگاههای نظامی در ارمنستان ضامن این برتری بود. اما درگیر شدن روسیه در جنگ اوکراین فرضیات قبلی را دگرگون کرد.
با این حال، کارشناسان معتقدند کاهش نقش روسیه در قفقاز بیشتر جنبه «تاکتیکی» دارد تا «استراتژیک». کرملین به دلیل تمرکز منابع خود بر جبهه غرب (اوکراین)، موقتاً دست رقبا را باز گذاشته است. بر این اساس، آینده حضور روسیه در قفقاز مستقیماً به خروجی جنگ اوکراین بستگی دارد؛ پیروزی یا خروج آبرومندانه مسکو از این بحران میتواند زمینهساز بازگشت قدرتمندانه روسیه به قفقاز جنوبی شود، اما فرسایشی شدن یا شکست در اوکراین، توانایی مسکو برای حفظ نفوذ در قفقاز را برای همیشه به حداقل خواهد رساند. در این میان، ورود شرکتهای امنیتی خصوصی و کنسرسیومهای آمریکایی به ارمنستان نشان میدهد غرب در حال پر کردن سریع این خلاء است.
۶. از امنیتمحوری سنتی به ژئواکونومی؛ ضرورت چرخش در دکترین ایران
انتقاد محوری کارشناسان به سیاست خارجی ایران در قفقاز، غلبه نگاه صرفاً دفاعی، امنیتی و واکنشمحور است. ایران همواره در مواجهه با تحولات مرزی به هشدارهای کلامی و برگزاری رزمایشهای نظامی روی آورده است. اگرچه این اقدامات بازدارندگی موقت ایجاد کرده، اما در درازمدت بدون پشتوانه اقتصادی و زیرساختی کارایی خود را از دست میدهد.
ایران باید مزیتهای ژئواستراتژیک خود (مانند دسترسی آسان به خلیج فارس و کوتاهی مسیرهای خشکی) را به «مزیتهای ژئواکونومیک ملموس» تبدیل کند. تا زمانی که راهآهن رشت-آستارا تکمیل نشود، جادههای ترانزیتی کیفیت لازم را نداشته باشند و تعرفههای گمرکی رقابتی نشوند، جغرافیا صرفاً یک پتانسیل بلااستفاده باقی خواهد ماند.
۷. خزر و چالشهای زیستمحیطی؛ بعد مغفول ماندة کریدورها
توسعه شتابزده مسیرهای ترانزیتی در منطقه قفقاز و خزر با نادیده گرفتن استانداردهای زیستمحیطی همراه بوده است. پروژههای انتقال لوله، فیبر نوری از بستر دریا و افزایش ترددهای کشتیرانی بدون نظارتهای دقیق، اکوسیستم شکننده دریای خزر را تهدید میکند. کاهش مداوم تراز آب خزر و آلودگیهای ناشی از نشت نفت و گاز باید به عنوان ابزار دیپلماتیک فعال در دستور کار ایران قرار گیرد تا از این طریق، استانداردهای سختگیرانهای بر پروژههای ترانزیتی رقیب اعمال شود.
۸. بسته پیشنهادی؛ ۱۳ توصیه راهبردی برای بازتعریف سیاست قفقازی ایران
برای خروج از وضعیت انفعالی و تثبیت نقش تاریخی ایران، اقدامات زیربنایی و دیپلماتیک زیر پیشنهاد میشود:
- تدوین دکترین جامع قفقاز: عبور از تصمیمگیریهای مقطعی و پروژهای و تدوین سند راهبردی بلندمدت.
- تکمیل فوری کلانپروژههای زیرساختی داخلی: تسریع در ساخت کریدور شمال-جنوب و مسیرهای جایگزین جادهای ارس.
- تنوعبخشی به ابزارهای نفوذ: انتقال تمرکز از قدرت سخت و نظامی به حوزههای سرمایهگذاری، تجارت، گردشگری و دیپلماسی عمومی در ارمنستان و گرجستان.
- مشارکت هوشمندانه در طرحهای ترانزیتی: بررسی راههای اتصال فنی و تجاری ایران به پروژههای مواصلاتی جدید، مشروط بر حفظ تمامیت ارضی ارمنستان و امنیت مرزی ایران.
- بازطراحی و فعالسازی سازوکار ۳+۳: تطبیق این قالب منطقهای با واقعیتهای جدید و استفاده از آن برای حل مسالمتآمیز اختلافات.
- استفاده از دیپلماسی انرژی و شبکه برق: ایجاد هاب الکتریکی منطقهای با صادرات و تبادل برق با کشورهای آذربایجان، ارمنستان و گرجستان.
- پیشبرد دیپلماسی زیستمحیطی خزر: فعالسازی معاهدات تهران جهت کنترل طرحهای آسیبرسان رقیب در بستر خزر.
- تعامل فعال با چین و هند: متقاعد کردن دهلینو و پکن به سرمایهگذاری بیشتر در مسیرهای ترانزیتی ایران (نظیر بندر چابهار).
- کنترل چندلایه نفوذ رژیم صهیونیستی و ناتو: رصد و خنثیسازی تحرکات امنیتی در مرزهای شمالی با همکاریهای اطلاعاتی-امنیتی مشترک.
- توسعه همهجانبه مناطق مرزی: تقویت زیرساختهای اشتغال، بازارچههای مرزی و گمرکات در شمالغرب کشور جهت پیوند زدن منافع ساکنان مرزی با امنیت ملی.
- بازی مستقل از مسکو: پرهیز از گره زدن تمام کارتهای بازی ایران در قفقاز به مواضع روسیه و اتخاذ دیپلماسی منعطف و مستقل.
- تعامل متوازن با باکو و ایروان: موازنه روابط به نحوی که نه ارمنستان به سمت انزوای کامل سوق یابد و نه روابط با باکو به نقطه تقابل غیرقابل بازگشت برسد.
- تبدیل مزیت جغرافیایی به پروژه روی زمین: سرمایهگذاری مستقیم و سریع در پروژههای راهسازی و ساخت پلهای مواصلاتی مشترک با کشورهای همسایه.
نتیجهگیری
نظم ژئوپلیتیک جدید قفقاز جنوبی منتظر تعلل بازیگران نخواهد ماند. ایران با وجود برخورداری از مولفههای قدرت سخت و موقعیت بینظیر جغرافیایی، تنها زمانی میتواند جایگاه خود را حفظ کند که اراده سیاسی لازم را برای تبدیل این مزیتها به قراردادهای اقتصادی، پروژههای جادهای و ریلی، و ائتلافهای پایدار دیپلماتیک روی زمین به کار بندد. در غیر این صورت، شاهراههای اقتصادی قرن بیست و یکم بدون حضور ایران ترسیم خواهند شد.






