ترکیه و معمای دیرینه کشمیر
تحولات اخیر کشمیر بار دیگر جایگاه این مناقشه قدیمی را در معادلات جهان اسلام و سیاست منطقهای برجسته کرده است. در این میان، ترکیه با اتکا به پیوندهای راهبردی با پاکستان، توسعه دیپلماسی نظامی و نگاه فعال به تحولات افغانستان، میکوشد نقش مؤثرتری در پرونده کشمیر ایفا کند. این یادداشت، ابعاد سیاسی، امنیتی و ژئوپلیتیکی رویکرد ترکیه به بحران کشمیر را بررسی میکند و چشمانداز آینده آن را میسنجد.
علی رحمانی – پژوهشگر مسائل سیاسی و بینالملل
اندیشکده زاویه: به گواهی تاریخ سیاسی جهان اسلام، این یک واقعیت است که در صورت عدم اشغال فلسطین توسط صهیونیستها، به احتمال بسیار زیاد مناقشه بر سر منطقه زرخیز کشمیر به پرونده اول جهان اسلام تبدیل میشد؛ چرا که با عنایت به آموزههای اسلامی، از جمله آیه نفی سبیل و حرمت ذاتی و قطعی تسلیم در برابر بیگانگان اشغالگر، در ادبیات دینی مسلمانان واضح است که با وجود جمعیت نسبتاً قابل توجه مسلمانان شبهقاره و تلاش آنها برای بازیابی هویت خاص سیاسی ـ اجتماعی خویش، در صورت همنوایی مسلمانان سایر نقاط جهان با مسلمانان هند، بحران ایجادشده در کشمیر پس از استقلال پاکستان از هند در سال ۱۹۴۷، از لحاظ سیاسی ـ اجتماعی این ظرفیت را داشت که به مسئله اول جهان اسلام تبدیل شود.
با توجه به تحولات اخیر منطقه کشمیر و مواضع آشکارا مثبت و وحدتگرایانه کشور ترکیه در این خصوص، در ادامه به بررسی ابعاد مختلف و آینده مواضع ترکیه در قبال بحران دامنهدار کشمیر خواهیم پرداخت.
کشمیر؛ آتشی زیر خاکستر برای ققنوس اسلامگرایی در ترکیه
با در نظر گرفتن ایده نوعثمانیگرایی به عنوان نقطه کانونی راهبرد سیاست خارجی ترکیه در عصر حاکمیت حزب عدالت و توسعه، باید تلاشهای معنادار و پیگیرانه ترکیه برای حمایت از موضع پاکستان در قبال مناقشه کشمیر را نوعی تلاش راهبردی برای احیای مجد و عظمت خلافت عثمانی دانست؛ زیرا با مطالعه تاریخ خلأ ایدئولوژیک بهوجودآمده ناشی از فقدان خلافت در جهان اهل سنت، میتوان دریافت که جنبش موسوم به خلافت در کشور هند یکی از معدود تلاشهای عملی برای احیای خلافت اسلامی در سطح دنیای اسلام بوده است؛ تلاشی که با وجود به ثمر نرسیدن، نشانگر دغدغه مسلمانان ساکن در این نقطه از جهان برای تمسک جستن به نهاد خلافت به عنوان پناهگاهی در عصر حاکمیت استعمار است. با این حساب، نباید از تلاشهای مضاعف ترکیه تحت حاکمیت AKP برای ایفای نقش راهبردی در حوزه کشمیر، به عنوان قدیمیترین مناقشه جهان اسلام با کشورهای غیراسلامی، تعجب کرد؛ چرا که این نقشآفرینی لازمه سربرآوردن ققنوس اسلامگرایی در دوره کنونی از زیر خاکستر بحران کشمیر است.
روابط راهبردی با اسلامآباد؛ مسیری برای توسعه دیپلماسی نظامی
به سبب اهمیت راهبردی عرصه سیاسی ـ نظامی کشمیر برای سه قدرت اتمی جهان، یعنی چین، روسیه و پاکستان، به عنوان اضلاع مثلث قدرت در جنوب شرق آسیا، و با عنایت به روابط راهبردی ارتش پاکستان با چین، حضور دیپلماسی نظامی آنکارا در این نقطه بحرانی از شبهقاره هند نه تنها میتواند یکی از بهترین بازارهای تسلیحاتی را برای صنایع نظامی تقریباً نوپا و ارزانقیمت ترک فراهم کند، بلکه میتواند با تقویت کارت کشمیر برای ترکیه در مقابل کارت قبرس برای پاکستان، ضمن مهار متقابل رقبای این دو کشور اسلامی، یعنی هند و یونان، میزان ظهور تهدیدات بالقوهای نظیر رژیم صهیونیستی برای جهان اسلام را، به عنوان یکی از نزدیکترین موجودیتهای سیاسی به هند و یونان از زمان جنگ سرد، کاهش دهد.
فارغ از این واقعیت میدانی، نمیتوان همکاریهای گسترده و دامنهدار دو کشور در زمینه مبارزه با تروریسم، به عنوان یکی از پروندههای مبتلابه هر دو طرف، را نادیده گرفت. به همین علت نیز میتوان تا حدود زیادی روابط حسنه دو کشور در پرونده بحران کشمیر را ناشی از پروژههای مشترک دو طرف در زمینه مبارزه با تروریسم دانست؛ موضوعی که البته فضای دیپلماتیک میان اسلامآباد و آنکارا را برای همکاریهای عمیقتر در خصوص پروژههای اقتصادی، نظیر نفت و گاز فراساحلی، مساعد کرده است.
کارت ازبکها؛ روزنهای برای همکاریهای بیشتر در آینده
با در نظر گرفتن روابط دیرینه و راهبردی ترکیه با شخصیتهای اثرگذار ازبک در افغانستان، نظیر ژنرال عبدالرشید دوستم، و توجه به تلاشهای گاهوبیگاه هند برای نفوذ در بدنه اطلاعاتی ـ عملیاتی طالبان افغانستان، میتوان آنکارا را به عنوان متحدی نیرومند برای روزهای سخت پاکستان در افغانستان دید؛ چرا که تمام تلاش سرویس اطلاعاتی قدرتمند هند با عنوان اختصاری RAW بر این نقطه کانونی متمرکز بوده است که با توجه به عدم تراکم نیروهای نظامی پاکستان در خط مرزی دیوبند، از این نقطه به پاکستان ضربه بزند. با این حساب، ترکیه میتواند با اعمال نفوذ بر جریان قومیتی ازبک در افغانستان، به عنوان متحدی مفید برای پاکستان در عرصه این کشور جنگزده ظاهر شود. به علاوه، نباید فراموش کرد که ایران نیز به عنوان قطب مبارزه با انواع تروریسم در مرزهای شرقی خود، میتواند بهخوبی از این اتحاد در حوزههایی نظیر مبارزه با تروریسم تکفیری منتفع شود.






