پایان همهچیزخواری ژئوپلیتیکی؛ روسیه از ارمنستان خواست انتخاب کند
ارمنستان در حالی به سوی نزدیکی رادیکالتر با اتحادیه اروپا حرکت میکند که روابطش با ایالات متحده، ایران و روسیه نیز همزمان پیچیدهتر شده است. در فضای بهشدت قطبیشده سیاست داخلی ارمنستان، چنین مسیری میتواند روند صلح منطقهای را بیش از پیش در گرداب رقابتها و دسیسههای ژئوپلیتیکی جهانی فرو ببرد. در همین چارچوب، رئیسجمهور ایالات متحده اخیراً بار دیگر اهمیت اجرای پروژه TRIPP، یعنی کریدور زنگزور با مشارکت آمریکا، را به پاشینیان یادآوری کرد.
اندیشکده زاویه: نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان، در اجلاس اتحادیه اقتصادی اوراسیا (EAEU) شرکت نکرد. او دلیل این غیبت را آمادگی برای انتخابات عنوان کرد، هرچند در روزهای پیش از آن چندین نشست متوالی با رهبران اتحادیه اروپا برگزار کرده بود. پاشینیان اصرار دارد که ارمنستان قصد خروج از بلوک همگرایی با روسیه را ندارد، اما همزمان نگاه انتقادی خود به این چارچوب را نیز پنهان نمیکند. در نهایت، تنها معاون نخستوزیر ارمنستان در اجلاس آستانه حضور یافت.
ارمنستان در حالی به سوی نزدیکی رادیکالتر با اتحادیه اروپا حرکت میکند که روابطش با ایالات متحده، ایران و روسیه نیز همزمان پیچیدهتر شده است. در فضای بهشدت قطبیشده سیاست داخلی ارمنستان، چنین مسیری میتواند روند صلح منطقهای را بیش از پیش در گرداب رقابتها و دسیسههای ژئوپلیتیکی جهانی فرو ببرد. در همین چارچوب، رئیسجمهور ایالات متحده اخیراً بار دیگر اهمیت اجرای پروژه TRIPP، یعنی کریدور زنگزور با مشارکت آمریکا، را به پاشینیان یادآوری کرد.
رهبران اتحادیه اقتصادی اوراسیا در آستانه حتی بخشی از نشست خود را پشت درهای بسته برگزار کردند تا درباره وضعیت ارمنستان گفتوگو کنند. با این حال، خروجی این بحثها به بیانیهای محدود شد که بر اساس آن به دولت ارمنستان پیشنهاد شد برای انتخاب میان اتحادیه اقتصادی اوراسیا و اتحادیه اروپا، همهپرسی برگزار کند. از آنجا که خود پاشینیان نیز پیشتر درباره امکان چنین همهپرسیای سخن گفته بود، این موضعگیری بیش از آنکه نقطه عطفی سیاسی باشد، رنگوبوی تشریفاتی داشت. به این ترتیب، دور تازه هشدارهای تند روسیه به ارمنستان فعلاً بدون اقدام عملی جدی پایان یافت.
نخستین هشدار آشکار از مسکو در ۲۰ مه شنیده شد؛ زمانی که یک گروه کاری ویژه در شورای امنیت روسیه، چرخش ارمنستان به سوی اتحادیه اروپا را بررسی کرد. دبیر شورای امنیت فدراسیون روسیه، سرگئی شویگو، اعتراضات شدیدی را متوجه پاشینیان کرد و مزایای اقتصادی همکاری ارمنستان با روسیه را به او یادآور شد. پیام روسیه روشن بود: ایروان نمیتواند همزمان عضویت خود در اتحادیه اقتصادی اوراسیا را حفظ کند و در عین حال به سوی ادغام با اتحادیه اروپا حرکت کند.
در ادامه، سرگئی تسیویلف، وزیر انرژی روسیه، هشدار کتبیای به وزارت مدیریت منطقهای و زیرساختهای ارمنستان ارسال کرد و تهدید شد که عرضه گاز، فرآوردههای نفتی و الماس روسیه ممکن است متوقف شود. با این حال، این هشدار چندان قانعکننده به نظر نرسید، زیرا اقداماتی از این دست معمولاً در سطوح بسیار بالاتر سیاسی اعلام میشوند. شاید به همین دلیل بود که مقامهای ارمنستان مدعی شدند اساساً چنین نامهای دریافت نکردهاند و در نتیجه، طرف روسی ناچار شد متن آن را به رسانهها درز دهد.
روز سهشنبه گذشته، شویگو در نشست کمیته دبیران شورای امنیت کشورهای عضو سازمان پیمان امنیت جمعی، آشکارا از این موضوع ابراز تأسف کرد که ارمنستان، بهعنوان یکی از اعضای این سازمان، اکنون به دنبال جلب حمایت کشورهای اروپایی عضو ناتو است. او از ایروان خواست تصمیم بگیرد که میخواهد سوار کدام «قطار» شود.
با این همه، برای رهبری روسیه باید از مدتها پیش روشن میبود که موضع ارمنستان نسبت به سازمان پیمان امنیت جمعی عملاً تحقیرآمیز است. پاشینیان که از ابتدا نیز ارزش چندانی برای این سازمان قائل نبود و حتی در سالهای نخست قدرتگیریاش دبیر وقت آن را بازداشت کرده بود، اینبار هم هیچ نمایندهای به نشست مربوطه نفرستاد. با وجود این، برای ارمنستان پیامد خاصی به دنبال نداشت و این کشور از سازمان کنار گذاشته نشد.
در عمل، آثار اختلافات اخیر با روسیه برای ارمنستان تاکنون عمدتاً به محدودیتهایی در صادرات سبزیجات، میوه، گل، الکل و آب معدنی به بازار روسیه محدود شده است؛ موضوعی که در روابط دو طرف چندان بیسابقه نیست. در عین حال، طرف روسی آشکارا نسبت به چشمانداز «ادغام ارمنستان در اروپا» با تردید برخورد میکند. دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، میگوید عضویت در اتحادیه اروپا برای بسیاری از کشورها همچنان «رویایی تحققنیافته» است و یادآور میشود که این «هویج» برای دههها مقابل ترکیه نگه داشته شد، بیآنکه نتیجهای قطعی حاصل شود. با این حال، خود کرملین هم میداند که مثال ترکیه دقیقاً با وضعیت ارمنستان قابل قیاس نیست. از منظر روسیه، نزدیکی ارمنستان به اتحادیه اروپا بیش از آنکه یک روند طبیعی عضویت باشد، بخشی از پروژه ایدئولوژیک غرب برای گسترش بلوک خود و مهار روسیه است.
با وجود این ارزیابی، بعید است مسکو در این زمینه دچار توهم باشد. به نظر میرسد روسیه فعلاً تصمیم گرفته تا انتخابات ۷ ژوئن ارمنستان صبر کند، شاید با این امید که مخالفان پاشینیان موقعیت بهتری پیدا کنند. در این مقطع، مسکو از اقدامات شدیدتر پرهیز میکند و مثلاً هنوز سراغ قراردادهای گازی نرفته است. پسکوف نیز با اشاره به قیمت ترجیحی گاز برای ارمنستان گفت این سیاست «سهم روسیه در توسعه ارمنستان» است، زیرا ارامنه را «مردم برادر» میداند. در ترجمه سیاسی این حرف میتوان گفت: اگر روسیه قیمت گاز را بالا ببرد، شانس همان نیروهای ملیگرای طرفدار مسکو مانند روبرت کوچاریان را هم تضعیف میکند.
این پرسش مطرح است که آیا در ایروان زمینه مادی و سیاسی برای چرخش دوباره به سمت روسیه وجود دارد یا نه. رتبه و نفوذ جریانهای سنتی انتقامجو چندان چشمگیر نیست، هرچند درباره بیطرفی نهادهای نظرسنجی نیز پرسشهایی مطرح میشود. یک ماه پیش، شعبه ارمنی انجمن بینالمللی گالوپ حمایت از حزب حاکم «قرارداد مدنی» را ۲۶.۷ درصد و حمایت از حزب مخالف «ارمنستان قوی» را ۱۴.۱ درصد اندازهگیری کرده بود.
پاشینیان همزمان میکوشد با جلب نظر رأیدهندگان ناراضی و مخالف، موقعیت خود را تقویت کند و به همین دلیل، پیشنهادها و مواضعش رفتهرفته صورتبندی ملموستر و حتی نوعی رنگوبوی «عظمتطلبی جدید» پیدا کرده است، البته در قالبی مدرنتر. از یکسو، او بر فاصله گرفتن از توسعهطلبی ناسیونالیستی قدیمِ ارمنی تأکید میکند و از سوی دیگر، نمایش قدرت نظامی را نیز در دستور کار قرار میدهد. در رژه روز پنجشنبه، پاشینیان با افتخار از موشکها و هواپیماهای جدید سخن گفت و اعلام کرد که علاوه بر خرید تسلیحات از خارج، «کشورهای توسعهیافته قراردادهای چند میلیون دلاری با مجموعه نظامی-صنعتی ما امضا میکنند.» به این ترتیب، دولت ارمنستان میکوشد همزمان با محافل انتقامجو در داخل نیز رقابت کند.
در این میان یک نکته مهم دیگر هم وجود دارد: اتحادیه اروپا عملاً به پاشینیان میدان داده است تا به هر طریقی در انتخابات پیروز شود و دولت ارمنستان نیز از این فضای باز حداکثر استفاده را میبرد. در هفتههای اخیر، روایتها و اتهامزنیهای گوناگونی علیه مخالفان منتشر شده و فضای سیاسی هرچه بیشتر متشنج شده است. تارون چاخویان، معاون رئیس دفتر نخستوزیر، تقریباً هر روز با لحنی تند و گاه شبیه نفرتپراکنی علیه رهبران اپوزیسیون موضعگیری میکند. برای نمونه، او درباره روبرت کوچاریان گفت: «آدمخوار شمعی روشن میکند و وانمود به پرهیزگاری میکند.» فارغ از داوری درباره میراث سیاسی کوچاریان، روشن است که چنین زبانی بهجای حل اختلاف، فقط بر شکافها میافزاید. اگر دولت اتهامی دارد، باید آن را در دادگاه پیگیری کند، نه در میدان تسویهحساب لفظی.
طبیعی است که در چنین فضایی، مخالفان نیز با لحن تندتری پاسخ دهند. آخر هفته گذشته در ارمنستان ویدئویی منتشر شد که در آن گروهی از مردان مسلح، در برابر نمادهای جریانهای ملیگرای ارمنی که در گذشته بخشی از خاک آذربایجان را اشغال کرده بودند، نخستوزیر را تهدید میکردند. این وضعیت نشان میدهد که روند صلح در سوی ارمنستان، در اختیار دولتی قرار دارد که از ثبات سیاسی کامل برخوردار نیست.
پاشینیان با مشاهده اینکه مسکو، با وجود لفاظیهای تهدیدآمیز، هنوز به اقدامات سختگیرانه متوسل نشده، با اعتمادبهنفس بیشتری سخن میگوید. او چهارشنبه گذشته اعلام کرد تهدید ارمنستان با افزایش قیمتها «غیرمنطقی» است و گفت ارمنستان در حال تبدیل شدن به «چهارراه صلح» است؛ کشوری که دیگر نه با هزاران یا میلیونها، بلکه با میلیاردها و تریلیونها در ارتباط خواهد بود. به گفته او، ارمنستان دیگر آن کشور کوچک و مطیعی نیست که با هر چیزی کنار بیاید. روز پنجشنبه نیز تأکید کرد که کشورش نهتنها در اتحادیه اقتصادی اوراسیا باقی خواهد ماند، بلکه از اهرمهای خود برای حفاظت از منافع اقتصادیاش استفاده خواهد کرد. او افزود که «هیچ چیز اقتصاد ارمنستان را تهدید نمیکند» و «میلیاردها سرمایهگذاری» در راه است.
اما واقعیت آن است که ارزش استراتژیک پاشینیان برای شرکای غربی بیش از هر چیز در نقش او بهعنوان عامل تضعیف چارچوبهای CSTO و EAEU و همچنین بهعنوان بازیگری تحریککننده در کنار پوتین و لوکاشنکو تعریف میشود. برای چنین نقشی، وعده میلیاردها دلار سرمایهگذاری چندان دور از انتظار نیست.
پاشینیان ناخواسته بخشی از دلایل واقعی این اعتمادبهنفس را هم آشکار کرده است. هرچند او باید در این زمینه بیش از اتحادیه اروپا، از ترکیه تشکر کند. او با خرسندی اعلام کرد که راهآهن آخالکالاکی–قارص برای صادرات از طریق ارمنستان باز شده و بهزودی نشستهایی با هیئتهای تجاری برای بررسی بازارهای بالقوه در امتداد این خط برگزار خواهد شد. همزمان، او تأیید کرد که ارمنستان قصد دارد مدیریت راهآهن خود را از شرکت راهآهن روسیه (RZD) پس بگیرد. این اقدام لزوماً به معنای بازگرداندن کامل مالکیت به دولت ارمنستان نیست، بلکه بیشتر نشانه تغییر اپراتور خارجی در راستای جاهطلبیهای ژئوپلیتیکی جدید ایروان است.
در واقع، تغییرات واقعی و مفید برای آینده ارمنستان نه در شرق و نه در غرب، بلکه در روند تدریجی عادیسازی روابط با همسایگانش نهفته است. با این حال، میل بخشی از سیاستمداران ارمنی به تکیه بر امپراتوریهای جهانی و نوعی تعصب ایدئولوژیک مانع از آن میشود که بپذیرند افق واقعی ارمنستان فقط از مسیر باکو، تفلیس و آنکارا میگذرد و تنها پس از آن میتوان به پایتختهای غربی اندیشید.
پاشینیان روز چهارشنبه گذشته همچنین از ساخت خط لوله انتقال گاز از طریق خاک ارمنستان سخن گفت و بار دیگر به گاز تخفیفی روسیه اشاره کرد. او تأکید کرد که ارمنستان دیگر به یک جاده، یک متحد یا یک خط لوله وابسته نخواهد بود. به گفته او، ایروان امیدوار است از طریق مشارکت در پروژه TRIPP نیز به گاز دست یابد. هرچند او جزئیات بیشتری نداد، اما با توجه به جغرافیای قفقاز جنوبی، روشن است که هر پروژه جدی از این نوع فقط با مشارکت آذربایجان یا ترکیه امکانپذیر خواهد بود.
از همان روز نخست به قدرت رسیدن پاشینیان، گرایش او به ساختن یک نظم سیاسی تازه در ارمنستان بر پایه مسیری آشکارا غربگرا پنهان نبود. با این حال، او در کنار این ثبات ایدئولوژیک، همیشه تلاش کرده با همه طرفها کار کند. با بالا گرفتن تنشهای جهانی، حرکت همزمان میان غرب، روسیه و ایران روزبهروز دشوارتر شد، اما این «همهچیزخواری ژئوپلیتیکی» همچنان ادامه یافت.
برای مثال، پاشینیان در حالی به غرب نزدیک شد که از روسیه گاز بسیار ارزان دریافت میکرد و در عین حال، از مخالفان غرب نیز سلاح خرید. چنانکه تصاویر رژه نظامی روز پنجشنبه در ایروان نشان داد، دولت ارمنستان طی سالهای اخیر بهطور محرمانه سامانه پدافند هوایی AD-08 «مجید» و سامانه راداری «کاوش» از ایران خریداری کرده و در کنار آن، تجهیزات چینی از جمله پهپادهای شناسایی–تهاجمی CH-4B را نیز به خدمت گرفته است. پاشینیان در همان رژه گفت: «هیچ مسئلهای وجود نخواهد داشت که ارمنستان برای آن جایگزین نداشته باشد. رژه امروز گواه روشنی بر این است، زیرا محصولاتی از هفت کشور ارائه شد.» اما همانطور که از ترکیب این کشورها پیداست، تقریباً نیمی از آنها، از جمله ایران، چین و روسیه، در زمره رقبای ژئوپلیتیکی غرب قرار میگیرند؛ هند نیز هنوز موضعی کاملاً روشن و ثابت در این معادله ندارد.
اکنون موقعیت بینالمللی پاشینیان از همیشه متزلزلتر است. مسئله فقط تقابل او با روسیه نیست؛ خود غرب نیز در سالهای اخیر به دو اردوگاه مجزا تقسیم شده است: از یک سو ایالات متحده، و از سوی دیگر اتحادیه اروپا و متحدانش. افزون بر این، شکاف دیگری نیز در درون اروپا در حال شکلگیری است؛ میان جریان ضدترکیهای به رهبری فرانسه و آلمان که در عمل با ترکیه و آذربایجان همکاری میکند.
برای ایروان، این شکافهای درون غرب به مسئلهای جدی تبدیل شده، هرچند هنوز در گفتمان عمومی کمتر به آن پرداخته میشود. اگر دقت کنیم که پس از حمایت عملی اتحادیه اروپا از پیروزی قاطع پاشینیان، ایالات متحده چگونه موضع گرفت، نشانههای این شکاف آشکارتر میشود. پنجشنبه گذشته دونالد ترامپ حمایت خود را از پاشینیان در انتخابات پیش رو اعلام کرد. با توجه به سفر وزیر خارجه آمریکا به ایروان در روز قبل، ممکن بود چنین به نظر برسد که پاشینیان توانسته غرب را یکپارچه پشت سر خود قرار دهد. اما واقعیت احتمالاً پیچیدهتر است.
با توجه به روابط پرتنش ترامپ با رهبران یورولیبرالی که برای دیدار با پاشینیان به ایروان رفته بودند، میتوان این موضعگیری آمریکا را نه صرفاً حمایت، بلکه نوعی هشدار به رهبر ارمنستان هم تلقی کرد. ایالات متحده و اروپا دیگر در بسیاری از موضوعات مهم همسو نیستند و نخبگان یورولیبرال نیز خصومت خود را با ترامپ و دولتش پنهان نمیکنند. به بیان دیگر، کاخ سفید با حمایت علنی از پاشینیان، چه در شبکههای اجتماعی و چه در جریان سفر مارکو روبیو، به او یادآوری میکرد که هرقدر هم به مخالفان لیبرال–اروپایی ترامپ نزدیک شود، باز هم ناچار است با واشنگتن حسابشده رفتار کند.
اهمیت این برداشت زمانی روشنتر میشود که به اسناد امضاشده در ایروان توجه کنیم. روبیو سه سند را امضا کرد: توافقنامه چارچوب مشارکت استراتژیک در پروژه TRIPP، توافقنامه چارچوب تأمین منابع معدنی و خاکی کمیاب، و منشور مشارکت استراتژیک میان دو کشور. با این حال، ترامپ در پیام حمایتی خود فقط به پروژه TRIPP اشاره کرد؛ پروژهای که مستقیماً با نام او گره خورده و نقش آمریکا در ساخت کریدورهای حملونقل در جنوب ارمنستان را تثبیت میکند. این پروژه نه فقط روسیه، بلکه ایران و تا حدی حتی اروپا را نیز از مرکز این معادله کنار میزند.
ترامپ بعداً تأکید کرد که پروژه TRIPP میتواند قفقاز جنوبی را «دگرگون» کند و به شرکتهای انرژی آمریکایی امکان دهد به آسیای مرکزی دسترسی پیدا کنند. میتوان پذیرفت که این طرح واقعاً چنین ظرفیتی دارد؛ نه به این دلیل که طرف ارمنی آن را کنترل میکند، بلکه به این دلیل که پروژه مزبور عملاً به ایجاد کریدور زنگزور منجر میشود؛ مسیری که آذربایجان برای بهینهسازی ارتباطات میان بخشهای مختلف قلمرو خود به آن نیاز دارد. این کریدور میتواند پیششرط مشارکت باکو در پروژهای ژئوپلیتیکی با آمریکا باشد که هدف آن، بازپیوند دادن اقتصادی اوراسیا از مسیر خزر است.
یادآوری ترامپ بههیچوجه تصادفی نبود. پاشینیان نهتنها به نخبگان یورولیبرال نزدیکتر شده، بلکه آنها نیز در حال پیش بردن پروژههایی هستند که میتوانند با TRIPP رقابت کنند. ناظران ارمنی نیز میگویند ایروان اجرای توافقات مربوط با آذربایجان و آمریکا را به تأخیر میاندازد. هنوز توافقنامه TRIPP تصویب نشده و هیچ اصلاحیهای در قوانین برای ثبت شرکتهای مشارکتکننده و آغاز عملیات اجرایی ارائه نشده است. حتی موضوع اعطای وضعیت ویژه به مناطق مرزی نیز، که میتواند زمینه تغییر مالکیت اراضی و حذف مرزبانان روس را برای قرار گرفتن منطقه زیر نظارت آمریکا فراهم کند، همچنان حلنشده باقی مانده است. در واقع، به نظر میرسد طرف ارمنی صرفاً وقتکشی نمیکند، بلکه در پی بازتعریف مفاد توافقات است. پس از سفر روبیو، مقامهای ارمنی شروع کردند به این ادعا که سندی امضا شده که بر اساس آن، ایروان کنترل کامل مناطق پروژه TRIPP را حفظ خواهد کرد.
پاشینیان روز چهارشنبه گذشته همچنین درباره جنبههای دیگری از این طرح سخن گفت. او ابتدا از برنامه ساخت خطوط لوله گاز، نفت، انتقال برق و کابلهای اینترنتی در سراسر ارمنستان حرف زد و سپس بهطور غیرمنتظره اعلام کرد که در چارچوب همین پروژه، ارمنستان ارتباط ریلی با ایران نیز برقرار خواهد کرد و مسیرها را در هر چهار جهت جهان به هم پیوند خواهد زد. او گفت کشورش از این طریق به ارتباط ریلی میان خلیج فارس و دریای سیاه برای صادرات و واردات دست خواهد یافت. به بیان دیگر، این سخنان نشان میدهد که ایروان همچنان در تلاش است ابتدا بر سر یک چارچوب کلی توافق کند و سپس با اصلاحات بعدی، جوهره آن را تغییر دهد؛ روشی که میتواند کل پروژه را تضعیف کند. وارد کردن چنین مؤلفهای به طرحی که قبلاً با ترامپ بر سر آن توافق شده، در شرایط رویارویی کنونی آمریکا و ایران، معنای خاصی دارد.
در مجموع، روند عادیسازی روابط در قفقاز جنوبی و احیای اتصال تاریخی این منطقه ممکن است بهشدت تحت تأثیر رقابت قدرتهای خارجی قرار گیرد. افزون بر این، رهبری ارمنستان اغلب تعامل با قدرتها و بلوکهای جهانی را بر همکاری با همسایگان نزدیک خود ترجیح میدهد. همین امر مسئولیت بیشتری بر دوش دیگر کشورهای منطقه، بهویژه آذربایجان، میگذارد تا در برابر خطرات نوظهور چنین مسیری، واکنش بهموقع و مؤثر نشان دهند. روند صلح، بیش از هر زمان دیگر، به رهبری فعال باکو نیاز دارد.
منبع: کالیبر.آز





