آیا توافق مرموز ایروان و واشنگتن، قفقاز را به لبه پرتگاه امنیتی میبرد؟!
سفر مارکو روبیو به ارمنستان و امضای تفاهمنامهای مرموز با ایروان، آغاز فصلی خطرناک در قفقاز جنوبی است. این توافق که با محوریت پروژه ترانزیتی «تریپ» شکل گرفته، زنگ خطری برای امنیت منطقهای است؛ چرا که حضور مستقیم واشنگتن در زیرساختهای استراتژیک، موازنه قوا در منطقه را بهشدت برهم میزند.
تحریریه اندیشکده زاویه: سفر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده به منطقه قفقاز جنوبی و بهویژه حضور او در ایروان که با تدابیر شدید امنیتی همراه بود، نشاندهنده آغاز فصلی نوین و البته پرمخاطره در مناسبات بینالمللی این منطقه با آمریکا است. دیدار روبیو با همتای ارمنی خود و امضای یادداشت تفاهم «همکاری راهبردی بین جمهوری ارمنستان و ایالات متحده آمریکا پیرامون پروژه تریپ» در شرایطی صورت میگیرد که قفقاز جنوبی به میدان اصلی رقابت قدرتهای بزرگ فرامنطقهای برای بازتعریف مرزهای نفوذ تبدیل شده است. چرخش آشکار دولت نیکول پاشینیان به سمت غرب و تلاش برای کاهش وابستگی تاریخی به مسکو، اکنون با ورود مستقیم واشنگتن به بخشهای زیرساختی و راهبردی ارمنستان، وارد ابعاد پیچیدهتری شده است.
سایه ابهام بر توافق امضاشده
آنچه بیش از هر چیز توجه ناظران و کارشناسان بینالمللی را به خود جلب کرده، پنهانکاری شدید و امتناع مقامات ارشد هر دو کشور از افشای جزئیات این یادداشت تفاهم است. این سکوت سنگین رسانهای و نبود شفافیت در خصوص تعهداتی که ایروان به واشنگتن سپرده، گمانهزنیها را درباره وجود پیوستهای امنیتی، نظامی و اطلاعاتی در دل این توافق تقویت کرده است.
اظهارات محافظهکارانه آرمن گریگوریان، دبیر شورای امنیت ملی ارمنستان که از رسانهها خواست تا زمان انتشار رسمی سند صبوری کنند، بهجای کاهش تردیدها، بر ابهامات پیرامون این سند راهبردی افزوده است. این رویکرد دوپهلو نشان میدهد که طرفین بهخوبی از حساسیتهای شدید منطقهای نسبت به این توافق آگاهند و ترجیح میدهند تا زمان تثبیت گامهای اولیه، ابعاد واقعی آن را مکتوم نگاه دارند. دوری گزیدن از شفافیت معمولاً در پروتکلهای دیپلماتیک زمانی رخ میدهد که مفاد توافق پتانسیل بالایی برای برانگیختن حساسیت بازیگران رقیب داشته باشد.
عملیاتی شدن پروژه «تریپ»، ابزار نفوذ واشنگتن
بسیاری از تحلیلگران معتقدند هسته سخت این پنهانکاری، به کلانپروژه ترانزیتی و ژئوپلیتیکی موسوم به «تریپ» (TRIPP) گره خورده است. این کلانپروژه که بهعنوان ابتکار ترانزیتی واشنگتن در منطقه شناخته میشود، فراتر از یک طرح جادهای یا راهآهن ساده است؛ بلکه ابزاری ژئواستراتژیک برای پیوند زدن کریدورهای ترانزیتی قفقاز به هژمونی غربی و تضعیف موقعیت بازیگران سنتی منطقه مانند روسیه و جمهوری اسلامی ایران به شمار میرود.
تایید دبیر شورای امنیت ارمنستان مبنی بر اینکه مذاکرات فشرده برای پیادهسازی این طرح عملاً از تاریخ ۸ آگوست وارد فاز کاربردی شده، گواه این مدعاست که غرب در حال شتاببخشی به برنامههای خود برای خلع ید از رقبای شرقی در زیرساختهای مواصلاتی قفقاز است. اظهارات پیشین پاشینیان درباره آغاز عملیات ساختوساز این مسیر ترانزیتی در آینده نزدیک، نشاندهنده اراده جدی ایروان برای عبور از خطوط قرمز سنتی منطقه و واگذاری مدیریت این کریدورها به شرکتها و کارشناسان غربی است.
بازی چندگانه ایروان میان فشارهای منطقهای و دلارهای غربی
دولت ارمنستان در تلاش است تا با اتخاذ ادبیاتی چندجانبهگرایانه، از شدت حساسیتهای همسایگان خود بکاهد. تاکید گریگوریان بر اینکه ارمنستان همزمان با دیگر شرکای بینالمللی نیز در حال گفتگوست، تلاشی آشکار برای تعدیل تصویر وابستگی مطلق به آمریکا است. با این حال، واقعیتهای روی زمین و حجم تعهدات مالی و سرمایهگذاریهای کلانی که واشنگتن برای پروژه TRIPP اختصاص داده، این ادعا را به چالش میکشد.
نفوذ نرم غرب از طریق تزریق منابع مالی به زیرساختهای حیاتی ارمنستان (مانند خروج روسیه از راهآهن این کشور)، در حال دگرگون کردن کدهای ژنتیکی سیاست خارجی این کشور است. این روند، گرچه ممکن است در کوتاهمدت برای پاشینیان منابع مالی و حمایتهای سیاسی غربی را به همراه داشته باشد، اما در بلندمدت او را در برابر موازنههای سخت امنیتی منطقه قرار خواهد داد؛ چرا که قفقاز همواره از وابستگی یکطرفه به قدرتهای فرامنطقهای آسیب دیده است.
پیامدها و چشمانداز ژئوپلیتیک منطقه
حضور مستقیم واشنگتن در شریانهای ترانزیتی قفقاز جنوبی، زنگ خطری جدی برای توازن قوای منطقهای و امنیت انرژی به شمار میرود. ایجاد یک کمربند امنیتی-اقتصادی جدید تحت هدایت آمریکا در امتداد مرزهای اوراسیا، آشکارا با هدف منزوی کردن قدرتهای منطقهای و تغییر قواعد بازی طراحی شده است. خلع ید تدریجی روسیه از بخشهای کلیدی زیرساختی ارمنستان و تلاش برای جایگزینی آن با مدلهای غربی، میتواند قفقاز را به کانون جدیدی از رویاروییهای نیابتی تبدیل کند.
در این میان، ارمنستان بازی بسیار خطرناکی را آغاز کرده است؛ بازی با متغیرهای ثابتی چون جغرافیا و همسایگان سنتی، در ازای متغیرهای وابستهای چون حمایتهای عبوری، مشروط و دوردستِ کاخ سفید. آینده قفقاز جنوبی اکنون به این بستگی دارد که آیا ایروان قادر خواهد بود این تعادل شکننده را در میان مخالفتهای جدی منطقهای حفظ کند، یا اینکه توافقات پشت پرده با واشنگتن، این جغرافیای پرآشوب را به سوی یک گسل امنیتی نوین و بیبازگشت سوق خواهد داد.






