انتظاراتی که ترکیه از اجلاس ناتو در دارد!
میزبانی آنکارا از اجلاس سران ناتو در سال ۲۰۲۶ آزمونی سرنوشتساز برای توازن میان مطالبات صنایع دفاعی و هویت سیاسی ترکیه است. در حالی که دولت اردوغان لغو تحریمهای تسلیحاتی و تثبیت نقش امنیتی خود در اروپا را دنبال میکند، چرخش رسانههای اسلامگرا در قبال ناتو و اقدامات نمادین در پنهانسازی فقر شهری، پرسشهایی جدی پیرامون مرجعیت اخلاقی و مصلحتسنجیهای ژئوپلیتیک مطرح کرده است. این یادداشت به واکاوی انتظارات سهگانه ترکیه و پیامدهای داخلی و خارجی این میزبانی میپردازد.
تحریریه اندیشکده زاویه: در جولای ۲۰۲۶ (تیرماه ۱۴۰۵)، آنکارا میزبان رخدادی است که دولت عدالت و توسعه آن را به عنوان یک «نقطه عطف تاریخی» در دیپلماسی دفاعی خود قلمداد میکند: اجلاس سران ناتو. این نشست در شرایطی برگزار میشود که نظم جهانی پس از تنشهای اخیر در خاورمیانه و تغییرات عمده در کاخ سفید، وارد فاز جدیدی از ناپایداری شده است. آنکارا که همواره تلاش کرده میان شرق و غرب نقش «پل» را ایفا کند، اکنون در سودای نقد کردن چکهای سفید امضایی است که به زعم خود، بابت وفاداری به پیمان آتلانتیک شمالی در سالهای بحرانی اخیر به دست آورده است. اما پشت این ویترین پرزرقوبرق دیپلماتیک، شکافی عمیق میان واقعیتهای میدانی و آرمانهای سیاسی نهفته است که تحلیل آن فراتر از پروتکلهای تشریفاتی است.
سودای سهگانه آنکارا از صنایع دفاعی تا امنیت اروپا
دولت ترکیه با سه انتظار محوری وارد کارزار اجلاس آنکارا شده است. نخستین و حیاتیترین مطالبه، لغو کامل تحریمها و محدودیتهای اعمالشده بر صنایع دفاعی ترکیه از سوی متحدان غربی است. آنکارا بر این باور است که به عنوان دومین ارتش بزرگ ناتو، تداوم محدودیت در دسترسی به فناوریهای حساس نظامی، نهتنها ناعادلانه، بلکه مخل امنیت کل پیمان است.
دومین انتظار، تثبیت و به رسمیت شناختن نقش محوری ترکیه در معماری امنیتی جدید اروپا است. در شرایطی که ناتو تحت فشار انتقادات دونالد ترامپ قرار دارد، آنکارا میکوشد خود را به عنوان «وزنه تعادل» و متحدی جایگزینناپذیر معرفی کند که برخلاف متحدان سنتی نظیر لندن، از اراده نظامی و توان لجستیکی بالایی برخوردار است. سومین محور نیز معطوف به جلب حمایت عملی—و نه صرفاً کلامی—متحدان در مبارزه با گروههایی است که ترکیه آنها را تهدید امنیت ملی خود میداند.
متغیر ترامپ و پارادوکس ستایش
حضور دونالد ترامپ در این اجلاس، ابعاد پیچیدهای به معادلات بخشیده است. ترامپ که پیشتر با زبانی تند از ناتو و برخی اعضا بابت عدم همراهی با ماجراجوییهای واشینگتن در قبال ایران انتقاد کرده بود، اکنون با رویکردی متفاوت نسبت به آنکارا ظاهر شده است. ستایشهای او از «رهبری مقتدرانه» اردوغان و وعده فروش تجهیزات پیشرفته، در حالی مطرح میشود که بسیاری از تحلیلگران مستقل این رفتار را نه یک «هدیه»، بلکه ابزاری برای تحت فشار قرار دادن سایر اعضای ناتو و پیشبرد سیاستهای یکجانبه آمریکا میبینند. برای ترکیه، این ستایشها شمشیری دو لبه است؛ از سویی میتواند گرههای صنایع دفاعی را باز کند و از سوی دیگر، آنکارا را بیش از پیش در مدار سیاستهای تهاجمی واشینگتن قرار دهد.
بحران درونی وقتی «مصلحت» جای «حقیقت» را میگیرد
اما نقد جدی به این اجلاس نه در ابعاد نظامی، بلکه در حوزه «اخلاق سیاسی» و رفتار جریانات فکری داخل ترکیه نهفته است. یکی از چالشبرانگیزترین ابعاد این رخداد، تغییر لحن معنادار رسانههای اسلامگرای حامی دولت در قبال ناتو است. این رسانهها که تا دیروز ناتو را نماد امپریالیسم و دشمن شماره یک جهان اسلام میخواندند، اکنون تحت تأثیر اتمسفر میزبان و ستایشهای مصلحتی ترامپ، به توجیه ژئوپلیتیکی این اتحاد روی آوردهاند.
این تغییر رویکرد، زنگ خطری برای هویت فکری جریانی است که مدعی «ایستادن طرف حق» بود. سکوت در برابر جنایات و تهدیدهای رهبران استکباری، تنها به بهانه منافع کوتاه مدت ملی، پرسشهای سختی را پیش روی روشنفکران ترک قرار داده است. آیا میتوان مدعی صدای مظلومان بودن شد و همزمان برای میزبانی از پیمانی که ریشه بسیاری از بیثباتیهای منطقه است، جشن گرفت؟
نمادگرایی برزنتی پنهانسازی واقعیت
در سطح اجتماعی نیز، اقدامات امنیتی و نمایشی دولت در آنکارا، نقدهای تندی را برانگیخته است. مسدود کردن خیابانها و از آن فراتر، پوشاندن محلات فقیرنشین و مسیرهای نازیبا با برزنتهای بزرگ برای پنهان کردن کاستیها از چشم میهمانان خارجی، نمادی از یک «سیاست لاپوشانی» است. این رفتار که با سکوت یا تأیید رسانههای دولتی همراه شده، نشاندهنده ترجیح دادن «پرستیژ بینالمللی» بر «کرامت داخلی» است. تلاش برای ارائه تصویری بینقص و اتوکشیده از پایتخت، در حالی که لایههای زیرین جامعه با دشواریهای اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند، شکاف میان ملت و روایتهای رسمی دولت را بیش از پیش نمایان میسازد.
جمعبندی
اجلاس ناتو در آنکارا ۲۰۲۶، فراتر از یک پیروزی دیپلماتیک، آزمونی بزرگ برای عیار واقعگرایی و اخلاق در سیاست خارجی ترکیه است. اگرچه ممکن است آنکارا در کوتاهمدت به امتیازاتی نظیر موتورهای جت یا کاهش محدودیتهای تسلیحاتی دست یابد، اما هزینه بلندمدت این رویکرد—یعنی از دست رفتن مرجعیت اخلاقی و تغییر ماهیت آرمانهای حقطلبانه در برابر مصلحتهای سیاسی—بسیار سنگین خواهد بود. رسانهها و اندیشمندان وظیفه دارند فراتر از هیاهوی تبلیغاتی، این واقعیت را یادآور شوند که «قدرت» بدون اتصال به «عدالت»، تنها بازتولید همان نظمی است که ترکیه سالها مدعی نقد آن بود. ناتو برای آنکارا نباید به بهای فراموشی صدای مظلومان و پوشاندن چهره واقعی فقر زیر برزنتهای امنیتی تمام شود.






