نشست ناتو در آنکارا آزمونی بزرگ برای استراتژی چندوجهی ترکیه در نظم در حال گذار
این یادداشت در پی آن است تا با عبور از هیاهوی رسانهای، نشست آنکارا را نه بهمثابه یک «نقطه عطف» یا «پایانخط» بلکه بهعنوان «آزمونی راهبردی» برای کارآمدی رویکرد چندوجهی و معاملهگرایانه ترکیه در فضای بینالمللی بهسرعت درحال تحول تحلیل کند. سئوال اصلی آن است که آیا آنکارا میتواند از این رویداد بهعنوان بستری برای ارتقای جایگاه چانهزنی خود استفاده کند بیآنکه گرفتار تناقضات ساختاری سیاست خارجی و داخلی خویش شود؟
تحریریه اندیشکده زاویه: با نزدیک شدن به میزبانی اجلاس سران ناتو در آنکارا، فضای رسانهای و اندیشکدهای ترکیه به دو قطب تفسیری متضاد تقسیم شده است. در یک سو، روایتهایی اغراقآمیز از «نظم نوین جهانی» که در پایتخت ترکیه رقم خواهد خورد و در سوی دیگر، هشدارهایی درباره فروپاشی قریبالوقوع ائتلاف آتلانتیک شمالی به گوش میرسد. هر دو روایت، اگرچه جذابیت خبری دارند اما از دقت تحلیلی لازم بیبهرهاند. واقعیت، چنانکه در تحلیلهای معتدلتر دیده میشود، بسیار ظریفتر و پیچیدهتر از این دوگانهسازیهای سادهانگارانه است.
پایان عادیسازی کلاسیک و طلوع معاملهگری استراتژیک
نکته کلیدی در خوانش جدید از سیاست خارجی ترکیه که اوزترک بهدرستی بر آن انگشت میگذارد، منسوخشدن پرسش سنتی «بازگشت به غرب» است. در دنیای پساجنگ سرد بهنظمدرآمده و بهویژه در فضای ژئوپلیتیک متلاطم امروز، زبان وفاداریهای ایدئولوژیک و وابستگیهای نهادی صرف، کارایی خود را از دست داده است. آنچه جایگزین آن شده، نوعی «معاملهگری استراتژیک» مبتنی بر همافزایی موقت منافع، مبادلات پروندهمحور و چانهزنی هزینه فایده است.
ترکیه، بهویژه در دوران اردوغان، این قاعده جدید را بهخوبی درک کرده و از آن بهره برده است. عادیسازی دیگر به معنای بازگشت به آغوش غرب با شرمساری یا انفعال نیست بلکه به معنای «احساساتزدایی» از روابط و تبدیل آن به کارزاری برای حداکثرسازی دستاوردهاست. آنکارا امروز با زبانی کاملاً متفاوت با غرب سخن میگوید: «برای همکاری با من بهایی بپرداز.» این لحن، هرچند ممکن است برای برخی از پایتختهای اروپایی خشن یا ستیزهجویانه تلقی شود اما واقعیت انکارناپذیر نظم نوین درحال شکلگیری است؛ نظمی که در آن «تعلق کمتر» و «سود بیشتر» به کدهای رفتاری بدل شدهاند.
میزبانی آنکارا فرصتی برای چانهزنی همزمان
از این منظر، نشست آنکارا یک رویداد دیپلماتیک ساده نیست بلکه صحنهای برای آزمایش توانایی ترکیه در استفاده از «اهرم میزبانی» برای پیشبرد همزمان چندین پرونده حیاتی است. آنکارا میتواند از این فرصت طلایی برای بهروزرسانی معادلات خود با واشنگتن استفاده کند. پروندههایی چون لغو تحریمهای CAATSA، بازگشت به برنامه جنگنده اف۳۵، تأمین موتورهای جنگنده ملی «قاآن» و مسئله کردهای سوریه (ی پ گ) همگی روی میز مذاکره قابل طرحاند.
رابطه شخصی اردوغان و ترامپ نیز میتواند در این میان تسهیلکننده باشد. سبک سیاست خارجی ترامپ که بر توافقات رهبری و ژستهای بزرگ استوار است، با رویکرد اردوغان همخوانی بیشتری دارد تا با فرآیندهای نهادی بوروکراتیک اروپایی. با این حال، نباید از یاد برد که این مبادلات، ماهیتی «موقت و معاملاتی» دارند و نه «دوستی پایدار». واشنگتن نیز بهخوبی میداند که کنارگذاشتن کامل ترکیه، هزینهای سنگین برای معماری امنیتی درحال بازتعریف ناتو، بهویژه در حوزه دریای سیاه، در پی خواهد داشت.
تناقض بزرگ اهمیت ژئوپلیتیک در برابر زوال نهادی و دموکراتیک
اینجاست که به مهمترین چالش فراروی استراتژی معاملهگرایانه ترکیه برمیخوریم. آنکارا در عرصه بینالمللی بهعنوان یک بازیگر «ضروری» و «قابلمشاهده» ظاهر میشود. توانایی منحصربهفرد آن در گفتگو با روسیه، نقش کلیدیاش در ترتیبات امنیتی دریای سیاه و کریدورهای انرژی، و وزن منطقهایاش در سوریه و قفقاز همگی ارزش ژئوپلیتیکی انکارناپذیری را برای ترکیه رقم زدهاند. پارادوکس در همین نقطه خود را نشان میدهد: این «ضرورت ژئوپلیتیکی» لزوماً به «قابلیت اعتماد نهادی» منجر نمیشود.
گزارشهای انتقادی پارلمان اروپا درباره وضعیت دموکراسی، حاکمیت قانون و استقلال قضایی در ترکیه، زنگهای هشداری جدیاند. آنکارا برای شرکای غربی خود، در عین حال که یک شریک ضروری است، بهطور فزایندهای غیرقابلپیشبینی و غیرقابلاعتماد نیز تلقی میشود. هزینههای هنجاری سرکوب داخلی بهتدریج سرمایهی اعتماد بینالمللی را تحلیل میبرد. این شکاف عمیق میان «اهمیت» و «اعتماد»، بزرگترین نقطهضعف دیپلماسی آنکارا در نشست آنکارا و فراتر از آن است.
هشدار راهبردی ژئوپلیتیک مزیتی موقت نه دائمی
نکتهای که اوزترک بهدرستی بر آن تأکید میکند، سیالیت ژئوپلیتیک است. موقعیت ممتاز ترکیه در تقاطع دو قاره و کریدورهای حیاتی، اگرچه یک برگ برنده است، اما هرگز یک «منبع قدرت دائمی» محسوب نمیشود. ماهیت پویای نظام بینالملل نشان میدهد که امروز یک کشور ممکن است فردا به هزینهای سنگین بدل شود. ظهور مسیرهای انرژی جایگزین، فناوریهای نوین و تغییرات موازنه منطقهای، همگی میتوانند بهمرور از ارزش موقعیت جغرافیایی ترکیه بکاهند.
از این رو، خطرناکترین اشتباه استراتژیک برای آنکارا، تکیه بر «ضرورت ژئوپلیتیک» بهعنوان یک دارایی خودکار و تضمینشده است. این اهمیت ژئوپلیتیکی، اگر با شاخصهای قدرت نرم نظیر ثبات اقتصادی، ظرفیت نهادی کارآمد، پیشبینیپذیری دیپلماتیک و مشروعیت دموکراتیک همراه نشود، به یک «مزیت شکننده» تنزل خواهد یافت. غرب ممکن است ناچار به تعامل با ترکیه باشد اما این نیاز، اعتماد ازدسترفته را بازنمیگرداند و همکاریها را شکننده و مقطعی نگه میدارد.
نتیجهگیری
نشست سران ناتو در آنکارا برخلاف روایتهای اغراقآمیز رسانهای، نه سرآغاز نظم نوین جهانی است و نه آخرین نفس ائتلاف آتلانتیک شمالی. بلکه انعکاسی است که تصویر واقعگرایانهتری از جایگاه جدید ترکیه در نظم درحال گذار را بازتاب میدهد. این رویداد، فرصتی کمنظیر برای آنکارا است تا تواناییهای چانهزنی خود را در بستری کاملاً رقابتی بهنمایش بگذارد و برای دستیابی به دستاوردهای ملموس در صنعت دفاعی، امنیت منطقهای و کریدورهای انرژی، تلاش کند.
با این حال، موفقیت آنکارا در این آزمون، بهاندازهی استفاده از فرصت میزبانی، به تواناییاش در مدیریت «تناقض اساسی هنجاری ژئوپلیتیکی» بستگی دارد. مادامی که فاصله میان «اهمیت ژئوپلیتیکی» و «بیاعتمادی نهادی» در غرب ادامه یابد، دستاوردهای آنکارا در این اجلاس، ناپایدار و کوتاهمدت خواهند بود. آنکارا برای عبور از این مرحله، به استراتژی هوشمندانهتری نیاز دارد؛ استراتژی که در آن، معاملهگری موضعی با سرمایهگذاری بلندمدت برای بازسازی اعتماد و تقویت ظرفیتهای نهادی در سطح داخلی همراه شود. در غیر این صورت، ژئوپلیتیک پرماجرا اما بیپشتوانه، ترکیه را به کشوری مهم اما ناپایدار و همیشه در حاشیهی بحرانها تبدیل خواهد کرد.






