راهآهن کلاله – جلفا راهبردی مؤثر برای مهار مسیر ترامپ در قفقاز
پروژه «مسیر ترامپ» تهدیدی ژئوپلیتیکی برای تثبیت حضور آمریکا در قفقاز و تضعیف جایگاه ایران است. برای خنثیسازی این اقدام، احداث راهآهن کلاله-جلفا نه یک انتخاب اقتصادی، بلکه ضرورتی راهبردی برای امنیت ملی است. تسریع در تکمیل این مسیر با افزایش جذابیت ترانزیتی برای چین و ارمنستان، ضمن کاهش توجیه اقتصادی طرح رقیب، حضور آمریکا را در منطقه بیاثر کرده و امنیت ملی ایران را تضمین میکند.
مهرداد محبینیا – کارشناس مسائل قفقاز جنوبی
اندیشکده زاویه: در ۱۷ مرداد ۱۴۰۴، توافقی در کاخ سفید میان سران آمریکا، جمهوری آذربایجان و ارمنستان منعقد شد که طی آن «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بینالمللی» (TRIPP) بهعنوان جانشینی برای کریدور زنگزور کلید خورد. این پروژه که در ظاهر یک ابتکار اقتصادی برای اتصال جمهوری آذربایجان به نخجوان از طریق خاک ارمنستان تعریف شده، در باطن دارای ابعاد سیاسی-امنیتی عمیقی علیه منافع ملی ایران است.
آنچه در ادامه بهعنوان توافق سهامداری در دیماه ۱۴۰۴ میان مارک روبیو و آرارات میزوریان رقم خورد – واگذاری ۷۴ درصد سهام پروژه به آمریکا – نشان میدهد که این مسیر نه یک کریدور اقتصادی مستقل، بلکه ابزاری برای استقرار هژمونی آمریکا در همسایگی شمالغربی ایران است. در این یادداشت، پس از واکاوی ابعاد تهدیدآمیز مسیر ترامپ، استدلال خواهد شد که احداث راهآهن کلاله-جلفا، راهبردی ترین ابزار برای بیاثر کردن این تهدید و تضعیف صرفه اقتصادی مسیر رقیب محسوب میشود.
مسیر ترامپ؛ پروژهای اقتصادی در نقاب راهبردی-امنیتی
مسیر ترامپ درواقع همان کریدور زنگزور با نامی جدید است. علیاکبر ولایتی، مشاور رهبر معظم انقلاب، بهدرستی تأکید کرده است که «ایالات متحده اغلب با پوشش پروژههای اقتصادی وارد مناطق حساس میشود و بهتدریج حضور خود را به حوزههای نظامی و امنیتی گسترش میدهد.» تجربه حضور آمریکا در تنگه مالاکا – که تسلط واشنگتن بر یکی از گلوگاههای حیاتی تجارت چین را به همراه دارد – گویای این الگوی رفتاری است. کریدور میانی که مسیر ترامپ بخشی از آن محسوب میشود، در صورت کنترل توسط آمریکا، با همان آسیبپذیری تنگه مالاکا مواجه خواهد شد.
علاوه بر این، واگذاری حق بهرهبرداری ۹۹ ساله به یک کنسرسیوم آمریکایی-ارمنی، عملاً حاکمیت ارمنستان بر این مسیر را به چالش میکشد و مرز ایران و ارمنستان را در معرض نفوذ مستقیم واشنگتن قرار میدهد. از سوی دیگر، انتخاب شرکت آمریکایی «ایکام» (AECOM) بهعنوان پیمانکار احداث مسیر، نگرانیها را دوچندان میکند. این شرکت سابقه همکاری گسترده با نهادهای فدرال آمریکا از جمله سپاه مهندسی ارتش، آژانس توسعه بینالمللی (USAID) و شرکت چالش هزاره (MCC) را در کارنامه دارد و بهتازگی نیز قراردادی ۱۵۱ میلیارد دلاری در برنامه دفاعی SHIELD با وزارت دفاع آمریکا منعقد کرده است. این همکاریها نشان میدهد که حضور «ایکام» در قفقاز صرفاً یک سرمایهگذاری خصوصی نیست، بلکه حلقهای از زنجیره توسعهطلبی واشنگتن محسوب میشود.
راهآهن کلاله-جلفا؛ کریدوری راهبردی با مزیتهای چندلایه
در مقابل این تهدید همهجانبه، احداث راهآهن کلاله-جلفا بهعنوان یک راهکار هوشمندانه و عملگرایانه مطرح میشود. این پروژه که تاکنون ۵۰ کیلومتر از ۹۵ کیلومتر مسیر آن اجرا شده، دارای مزیتهای متعددی است که در ادامه به آنها پرداخته میشود:
یک؛ تضعیف صرفه اقتصادی مسیر ترامپ از طریق جذب چین
یکی از مهمترین مؤلفههای موفقیت مسیر ترامپ، جذابیت آن برای چین بهعنوان بخشی از کریدور میانی در طرح کمربند-جاده است. چین برای اتصال به اروپا سه مسیر تعریف کرده: مسیر شمالی از روسیه، مسیر میانی از آسیای مرکزی و دریای کاسپین، و مسیر جنوبی از ایران. هدف اصلی پکن از تنوعبخشی به مسیرها، رهایی از وابستگی به تنگه مالاکا است که تحت تسلط آمریکا قرار دارد.
اما در صورت احداث مسیر ترامپ، عملاً کریدور میانی نیز با همان معضل – یعنی حضور و کنترل آمریکا – مواجه خواهد شد و چین بار دیگر در دام وابستگی به مسیرهای تحت نفوذ واشنگتن گرفتار میآید. در این شرایط، ایران با احداث راهآهن کلاله-جلفا میتواند با ارائه مزیتهای تعرفهای و ژئوپلیتیکی – از جمله امنیت ترانزیتی و استقلال از نفوذ آمریکا – چین را به استفاده از مسیر جنوبی (از طریق ایران) ترغیب کند. این امر صرفه اقتصادی مسیر ترامپ را بهشدت تضعیف خواهد کرد، چراکه کریدور میانی بدون مشارکت فعال چین، فاقد توجیه اقتصادی خواهد بود.
دو؛ افزایش درآمد ترانزیتی ارمنستان؛ عاملی برای همسویی با ایران
با احداث راهآهن کلاله-جلفا، ارمنستان از طریق مسیر باکو-جلفا-نخجوان-ایروان به کریدور میانی متصل خواهد شد. در این حالت، قطارها بهجای طی مسافت ۳۲ کیلومتری مسیر ترامپ، مسیری بهطول ۱۶۰ کیلومتر را از یراسخ تا گیومری در داخل خاک ارمنستان طی خواهند کرد. از آنجا که هزینه ترانزیت از داخل هر کشور بر اساس تن-کیلومتر محاسبه میشود، ارمنستان درآمد مستقیم و قابلتوجهی از این مسیر کسب خواهد کرد. این موضوع نهتنها انگیزه اقتصادی ارمنستان برای همکاری با مسیر ترامپ را کاهش میدهد، بلکه همسویی بیشتر ایروان با تهران در قبال پروژههای ترانزیتی منطقه را به همراه خواهد داشت. ایران میتواند با تقویت همکاریهای ریلی با ارمنستان – که پیشتر نیز در زمینه حذف تعرفههای ۸۷ درصدی کالاهای تجاری گامهایی برداشته شده – ائتلافی اقتصادی در مقابل مسیر ترامپ شکل دهد.
سه؛ مزیتهای ژئوپلیتیکی برای ایران
راهآهن کلاله-جلفا علاوه بر کارکرد اقتصادی، دارای مزیتهای ژئوپلیتیکی راهبردی برای ایران است. این مسیر ضمن حفظ و تقویت مرز زمینی ایران با ارمنستان – که یکی از دغدغههای اصلی تهران در قبال کریدور زنگزور بوده – ایران را به کریدور میانی متصل کرده و نقش این کشور را در زنجیره تجارت جهانی تثبیت میکند. همچنین این راهآهن، بهعنوان بخشی از کریدور شرق-غرب، امکان دسترسی ایران به بازارهای قفقاز، آسیای مرکزی و اروپا را تسهیل میبخشد.
از منظر امنیت ملی، احداث این مسیر عملاً مزیت انحصاری مسیر ترامپ در اتصال جمهوری آذربایجان به نخجوان را از بین میبرد و وابستگی باکو به مسیرهای ترانزیتی ایران را حفظ میکند – مزیتی که تهران در سالهای اخیر از آن بهعنوان اهرم ژئوپلیتیکی در قبال جمهوری آذربایجان بهره برده است.
نتیجهگیری: ضرورت نگاه امنیتمحور به پروژه کلاله-جلفا
مسیر ترامپ، فارغ از نامگذاری فریبنده آن، یک پروژه ژئوپلیتیکی با هدف تثبیت حضور آمریکا در همسایگی ایران و تضعیف نقش تاریخی و اقتصادی کشورمان در قفقاز است. تجربه نشان داده که حضور آمریکا در مناطق حساس، همواره با گسترش تدریجی به حوزههای نظامی و امنیتی همراه بوده و پذیرش آن – حتی در قالب پروژههای اقتصادی – خطری غیرقابلجبران برای امنیت ملی به همراه خواهد داشت.
در چنین شرایطی، احداث راهآهن کلاله-جلفا نه یک پروژه صرفاً اقتصادی، بلکه یک ضرورت راهبردی برای تأمین امنیت ملی محسوب میشود. این پروژه با تضعیف صرفه اقتصادی مسیر ترامپ از طریق جذب چین، افزایش درآمد ترانزیتی ارمنستان و تقویت نقش ژئوپلیتیکی ایران، عملاً مسیر رقیب را به یک کریدور فرعی و فاقد توجیه اقتصادی تبدیل خواهد کرد. شرکت آمریکایی «ایکام» نیز در صورت بیصرفه شدن پروژه، از تداوم سرمایهگذاری خودداری خواهد کرد و طرح ترامپ با شکستی راهبردی مواجه میشود.
بر این اساس، توصیه میشود که با نگاه امنیت ملی – و نه صرفاً اقتصادی – ساخت راهآهن کلاله-جلفا را در اولویت نخست برنامههای عمرانی قرار بگیرد و با تسریع در تکمیل آن – بهویژه با توجه به پیشرفت ۵۰ کیلومتری فعلی – زمینههای خنثیسازی تهدید مسیر ترامپ فراهم آید.
همانگونه که رئیسجمهور کشورمان بر اهمیت این پروژه تأکید کرده و آن را در ردیف اولویتهای اصلی دولت دانسته است، تحقق آن نیازمند عزمی ملی و هماهنگی تمامی دستگاههای اجرایی است. قفقاز بخشی از هویت تاریخی ایران است و نباید به میدان بازی قدرتهای فرامنطقهای تبدیل شود. راهآهن کلاله-جلفا، شاهکلید حفظ این هویت و حراست از امنیت ملی در برابر توطئههای نوین ژئوپلیتیک است.





