رقابت قدرت در قفقاز: تحلیل افول روسیه و صعود ترکیه در منطقه
قفقاز جنوبی در حال تجربه یک جابهجایی مهم ژئوپلیتیکی است. جنگ اوکراین، تحولات قرهباغ و رقابت بر سر کریدورهای ترانزیتی، موازنه قدرت سنتی منطقه را تغییر دادهاند. در حالی که اعتبار امنیتی روسیه رو به کاهش است، ترکیه با راهبردی چندبعدی در حوزه دیپلماسی، اتصال اقتصادی و همکاریهای منطقهای در حال پر کردن خلأ قدرت و تثبیت جایگاه خود است.
تحریریه اندیشکده زاویه: نظم ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی که سه دهه پس از فروپاشی شوروی بر آن حاکم بود، تا پایان سال ۲۰۲۵ دستخوش دگرگونی بنیادین شده است. جنگ اوکراین، شکست نظامی ارمنستان در قرهباغ و گشایش مسیرهای ترانزیتی منطقهای، این سه کشور را از دولتهای حائل درگیر در مناقشات منجمد به هابهای راهبردی ترانزیت و انرژی تبدیل کرده است. در این میان، دو روند همزمان اما در جهتگیری متضاد، معماری قدرت منطقه را بازتعریف میکنند: افول بیسابقه نفوذ روسیه و ظهور نظاممند ترکیه به عنوان بازیگری مسلط.
پرسش محوری این یادداشت آن است که چرا نفوذ روسیه در قفقاز جنوبی به طور پیوسته رو به افول است، راهبرد ترکیه برای پر کردن این خلأ چیست، و آینده رقابت این دو قدرت به سوی همزیستی رقابتی خواهد رفت یا رویارویی؟
افول روسیه؛ فراتر از یک بحران موقت
افول نفوذ روسیه در قفقاز جنوبی پدیدهای صرفاً ناشی از جنگ اوکراین نیست، هرچند این جنگ به عنوان «شتابدهنده» عمل کرده است. تحلیلگران بر این باورند که اعتبار روسیه به عنوان ضامن امنیت منطقهای به شدت آسیب دیده است. مهمترین جلوه این افول را میتوان در سه سطح مشاهده کرد.
نخست، فروپاشی امنیتی در ارمنستان: خشم عمومی ارمنستان از ناتوانی روسیه در حمایت از ارمنیهای قرهباغ در سال ۲۰۲۳، به بازجهتگیری تاریخی این کشور انجامیده است. انتخابات پارلمانی ۷ ژوئن ۲۰۲۶ به عنوان «همهپرسی» درباره نفوذ روسیه تلقی شد؛ حزب غربگرای نیکول پاشینیان با کسب ۴۹.۸ درصد آرا به پیروزی رسید، آنهم در شرایطی که ناظران بینالمللی از «مداخله آشکار و فشار روسیه» سخن گفتند. ولادیمیر پوتین تا روزها پس از انتخابات، پاشینیان را تبریک نگفت و سخنگوی وزارت خارجه روسیه ادعای «فشار بیسابقه بر مخالفان» و «مداخله غرب» را مطرح کرد. با وجود آنکه اقتصاد ارمنستان همچنان عمیقاً به روسیه وابسته است، ایروان به طور فعال در حال کاهش وابستگی سیاسی و امنیتی خود به مسکو است.
دوم، استقلالافزایی جمهوری آذربایجان: باکو که پس از پیروزی در قرهباغ به اعتماد به نفس راهبردی دست یافته، در موضوعات خاص به چالشکشی با مسکو روی آورده و همزمان روابط عملگرایانه خود را حفظ کرده است. سقوط هواپیمای آذربایجانی توسط روسیه در سال ۲۰۲۴ و حملات به شهروندان آذربایجانی در خاک روسیه، کینه عمیقی در باکو برانگیخته است.
سوم، معمای گرجستان: در نقطهای متناقض، وابستگی گرجستان به روسیه افزایش یافته است، در حالی که روسیه با پیشبرد پروژههایی همچون بندر اوچامچیره و اتصالات ریلی، در پی تبدیل سواحل آبخازیا به قطب لجستیکی خود است. با این حال، نفوذ قاطع روسیه در گرجستان همچنان ناقص باقی مانده است.
ظهور ترکیه؛ راهبرد چندبعدی برای پر کردن خلأ
در برابر این خلأ قدرت، ترکیه با راهبردی منسجم و چندلایه به صحنه آمده است. برخلاف رویکرد امنیتی-نظامی روسیه، آنکارا بر سه محور اصلی تمرکز دارد.
محور اول، نهادینهسازی مکانیسمهای سهجانبه: دهمین نشست وزرای خارجه ترکیه، جمهوری آذربایجان و گرجستان در ۸ ژوئن ۲۰۲۶ در استانبول برگزار شد و «بیانیه استانبول» به امضا رسید. هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، بر اهمیت راهبردی روزافزون قفقاز جنوبی در شرایط «افزایش نااطمینانیهای ژئوپلیتیک، آسیبپذیریهای اقتصادی و چالشهای امنیتی» تأکید کرد. این مکانیسم که از سال ۲۰۱۲ فعالیت میکند، به عنوان «بستری مؤثر و نتیجهگرا» در تثبیت ثبات و همگرایی اقتصادی منطقه توصیف شده است.
محور دوم، سرمایهگذاری در اتصال اقتصادی: ترکیه با محوریت کریدور میانی (Middle Corridor) و دالان زنگزور، در پی بازتعریف معماری مواصلاتی منطقه است. دالان زنگزور که قرار است سرزمین اصلی آذربایجان را به نخجوان متصل کند، به عنوان «بخش راهبردی کریدور میانی» و «ارتباط مستقیم ترکیه با جهان ترک» ترسیم شده است. وزیر ترابری ترکیه از تکمیل نزدیک به ۴۰ کیلومتر از این مسیر در جانب آذربایجان خبر داده و اعلام کرده که تنها بخش ۴۱ تا ۴۳ کیلومتری عبور از خاک ارمنستان باقی مانده است. کریدور میانی نیز به عنوان «مسیر تجاری جایگزین مسیرهای عبوری از روسیه» میان چین و اروپا، اهمیتی فزاینده یافته است.
محور سوم، تعادلسازی میان نقش ناتو و منطقه: ترکیه با حفظ روابط خود با ناتو (میزبانی اجلاس سران ناتو در ۷–۸ ژوئیه ۲۰۲۶)، همزمان از بستر «۳+۳» برای همکاری با روسیه و ایران بهره میبرد. به گفته لاوروف، مسکو و آنکارا به حمایت از فعالیتهای این پلتفرم همکاری منطقهای علاقهمند هستند. فیدان نیز از توافق برای راهاندازی و فعالیت قالب «۳+۳» خبر داده است. این دیپلماسی دوگانه، به ترکیه امکان میدهد تا همزمان با غرب و شرق تعامل داشته باشد.
رقابت یا همزیستی؟ منطق دوگانه نظم جدید
آیا روسیه و ترکیه به سوی همزیستی رقابتی گام مینهند یا رویارویی؟ شواهد حاکی از الگوی «رقابت همزمان با همکاری محدود» است. دیدار فیدان از مسکو در ژوئن ۲۰۲۶ و گفتوگوی تفصیلی او با لاوروف درباره قرهباغ و روند صلح ارمنستان-آذربایجان، بیانگر آن است که دو طرف «موافقت کردهاند که در امور منطقهای همکاری نزدیک داشته باشند». با این حال، واکنشهای متباین دو کشور به انتخابات ارمنستان نشاندهنده شکاف عمیق راهبردی است: آنکارا از نتایج استقبال کرد، در حالی که مسکو آن را «مشکوک» و «بحثبرانگیز» خواند. به تعبیر یک تحلیلگر ارمنستانی، «رقابت روسیه و ترکیه، و نیز امکان تفاهم میان آنها، همواره ویژگی شناختهشده سیاست منطقهای بوده است؛ اما هر فاز جدید، با بهای تازهای همراه است».
نتیجهگیری و چشمانداز
قفقاز جنوبی در آستانه نظمی جدید قرار دارد که در آن روسیه، اگرچه همچنان از طریق زنجیرههای انرژی، وابستگی اقتصادی و نخبگان امنیتی حضور دارد، اعتبار خود را به عنوان ضامن امنیت از دست داده است. ترکیه نیز با تلفیق سه ابزار «نهادینهسازی سیاسی»، «سرمایهگذاری زیرساختی» و «دیپلماسی دوگانه»، در حال تبدیل شدن به بازیگر مسلط جدید منطقه است. اما آنچه نظم آینده را تعیین خواهد کرد، نه صرفاً میزان نفوذ هر یک از این دو قدرت، بلکه توانایی آنها در مدیریت «رقابت همزمان» است. پرسش راهبردی برای سالهای پیشرو آن است که آیا «۳+۳» به بستری برای همکاری تبدیل میشود یا به عرصهای برای تثبیت رقابتهای دوگانه؟ پاسخ این پرسش، نه تنها سرنوشت قفقاز جنوبی، بلکه معماری امنیتی گستردهتر اوراسیا را رقم خواهد زد.





