آیا جایگاه ترکیه در ناتو در حال تقویت است یا فقط نتیجه شرایط جدید ژئوپلیتیک است؟
تبدیل شدن ترکیه به یک محور صنعتی در ساختار دفاعی ناتو هنوز با واقعیت فاصله دارد. ظرفیت صنعتی این کشور در مقایسه با اقتصادهای بزرگ اروپایی محدودتر است و بسیاری از پروژههای دفاعی آن همچنان به فناوری یا قطعات خارجی وابستهاند. علاوه بر این، تصمیمگیری درباره توزیع زنجیرههای تأمین در داخل ناتو به عوامل متعددی از جمله ملاحظات سیاسی، رقابتهای صنعتی و روابط دوجانبه میان اعضا بستگی دارد. بنابراین، هرچند ترکیه میتواند بخشی از این شبکه باشد، اما بعید است به مرکز اصلی آن تبدیل شود.
محمدرضا مصطفینژاد – کارشناس مسائل ترکیه و قفقاز
اندیشکده زاویه: مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، اجلاس آتی آنکارا را مهمترین گردهمایی در تاریخ ناتو توصیف کرد. دولت ترکیه، به نوبه خود، این توصیف را بیشتر شبیه یک دستور امنیتی میداند تا یک تعریف: بیش از ۴۰ هزار افسر پلیس به این شهر اعزام شدهاند و جنگندههای اف-۱۶ و سامانههای پدافند هوایی سیپر در پوشش محافظ بالای آن قرار گرفتهاند.
اما آنکارا تنها طرفی نیست که برای ماه ژوئیه تمرین میکند. واشنگتن نیز در این مدت، همزمان با برگزاری اجلاس، خود را برای این اجلاس آماده کرده است. اندیشکدهها میزبان پنلها و مکانهایی برای بررسی دستاوردهای واقعی این اجلاس بودهاند و سیاستگذاران و تحلیلگران نیز در این گردهمایی حضور داشتهاند تا پیش از رهبران اصلی، مواضع خود را مشخص کنند.
تحولات امنیتی چند سال اخیر، بهویژه جنگ اوکراین و تنشهای خاورمیانه، بار دیگر بحث درباره نقش ترکیه در ساختار اما امنیتی غرب را زنده کرده است. در حالی که تا همین چند سال پیش روابط آنکارا با بسیاری از شرکای غربی با بیاعتمادی همراه بود، اکنون نشانههایی از تلاش برای بازتعریف این رابطه دیده میشود. با این حال، این تغییر بیشتر محصول شرایط ژئوپلیتیکی جدید است تا نتیجه افزایش ناگهانی قدرت یا نفوذ ترکیه در ساختار ناتو.
در سالهای گذشته ترکیه اغلب به عنوان یکی از اعضای چالشبرانگیز ناتو شناخته میشد. خرید سامانه دفاع هوایی اس-۴۰۰ از روسیه در سال ۲۰۱۷، اختلافات سیاسی با برخی کشورهای اروپایی و تنشهای دورهای با واشنگتن باعث شد جایگاه آنکارا در داخل اتحاد با تردیدهایی همراه شود. این وضعیت حتی به حذف ترکیه از برنامه جنگنده اف-۳۵ و اعمال برخی محدودیتهای دفاعی از سوی آمریکا منجر شد. به همین دلیل، برای مدتی تصور غالب در بسیاری از محافل غربی این بود که ترکیه بیش از آنکه شریک قابل اتکا باشد، بازیگری غیرقابل پیشبینی است.
با این حال، تحولات اخیر محیط امنیتی اروپا و خاورمیانه باعث شده نگاهها تا حدی تغییر کند. جنگ اوکراین نشان داد که ناتو با چالشهای جدی در حوزه لجستیک، ذخایر تسلیحاتی و ظرفیت تولید صنعتی مواجه است. بسیاری از کشورهای عضو این اتحاد دریافتند که در صورت بروز یک بحران گسترده، توانایی تولید سریع تجهیزات نظامی و تأمین زنجیرههای تدارکاتی به اندازه کافی وجود ندارد. همین مسئله باعث شده بحث بازسازی زنجیرههای تأمین دفاعی در داخل ناتو به یکی از موضوعات اصلی تبدیل شود.
در چنین فضایی، برخی تحلیلگران در غرب معتقدند ترکیه میتواند بخشی از این شکاف صنعتی را پر کند. ترکیه در سالهای اخیر تلاش کرده صنایع دفاعی خود را گسترش دهد و در برخی حوزهها مانند پهپادها یا تجهیزات زمینی به سطح قابل توجهی از تولید داخلی برسد. هزینههای پایینتر تولید نسبت به اروپای غربی نیز از عواملی است که توجه برخی سیاستگذاران غربی را جلب کرده است.
با این حال، تبدیل شدن ترکیه به یک محور صنعتی در ساختار دفاعی ناتو هنوز با واقعیت فاصله دارد. ظرفیت صنعتی این کشور در مقایسه با اقتصادهای بزرگ اروپایی محدودتر است و بسیاری از پروژههای دفاعی آن همچنان به فناوری یا قطعات خارجی وابستهاند. علاوه بر این، تصمیمگیری درباره توزیع زنجیرههای تأمین در داخل ناتو به عوامل متعددی از جمله ملاحظات سیاسی، رقابتهای صنعتی و روابط دوجانبه میان اعضا بستگی دارد. بنابراین، هرچند ترکیه میتواند بخشی از این شبکه باشد، اما بعید است به مرکز اصلی آن تبدیل شود.
عامل مهم دیگری که باعث شده توجه دوبارهای به نقش ترکیه جلب شود، موقعیت جغرافیایی این کشور است. کنترل تنگههای بسفر و داردانل و اجرای کنوانسیون مونترو در جریان جنگ اوکراین اهمیت ژئوپلیتیکی ترکیه را برجسته کرد. محدود شدن عبور کشتیهای جنگی به دریای سیاه باعث شد روسیه نتواند بهراحتی ناوگان خود را تقویت کند. این اقدام در بسیاری از پایتختهای غربی بهعنوان نشانهای از نقش عملی ترکیه در مدیریت توازن منطقهای تلقی شد.
با این حال، این موقعیت ژئوپلیتیکی لزوماً به معنای نفوذ سیاسی گستردهتر ترکیه در ناتو نیست. بسیاری از تصمیمات کلیدی در این اتحاد همچنان توسط قدرتهای بزرگتر مانند ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه و آلمان شکل میگیرد. ترکیه در بهترین حالت میتواند از موقعیت جغرافیایی و ظرفیتهای منطقهای خود برای افزایش وزن سیاسی استفاده کند، اما این وزن همچنان محدود به چارچوب کلی سیاستهای ناتو باقی میماند.
از سوی دیگر، روابط ترکیه با روسیه نیز همچنان پیچیده و چندلایه است. آنکارا از یک سو عضو ناتو است و در بسیاری از پروندهها با غرب همکاری میکند، اما از سوی دیگر روابط اقتصادی و انرژی قابل توجهی با مسکو دارد. این سیاست موازنهگرانه گاهی برای ترکیه فرصت ایجاد کرده، اما در عین حال باعث تردید برخی شرکای غربی نیز شده است. در نتیجه، اعتماد کامل میان ترکیه و برخی اعضای ناتو هنوز شکل نگرفته است.
پروندههایی مانند خرید اس-۴۰۰ نیز همچنان بهعنوان میراثی از اختلافات گذشته باقی ماندهاند. هرچند در سالهای اخیر تلاشهایی برای کاهش تنش در این زمینه صورت گرفته، اما حل کامل این مسئله نیازمند تصمیمات سیاسی دشوار در هر دو سوی اقیانوس اطلس است. در واشنگتن نیز دیدگاههای متفاوتی درباره نحوه برخورد با ترکیه وجود دارد؛ برخی بر ضرورت همکاری تأکید میکنند و برخی دیگر همچنان نسبت به سیاستهای آنکارا بدبین هستند.
در کنار این مسائل، باید توجه داشت که سیاست خارجی ترکیه نیز طی سالهای اخیر ترکیبی از عملگرایی و تلاش برای حفظ استقلال نسبی بوده است. آنکارا در بسیاری از بحرانهای منطقهای، از خاورمیانه تا قفقاز و دریای سیاه، تلاش کرده نقش میانجی یا بازیگر فعال داشته باشد. با این حال، نتایج این سیاستها همیشه مطابق انتظار ترکیه نبوده و در برخی موارد حتی باعث افزایش تنش با شرکای غربی شده است.
به همین دلیل، تصویر ترکیه در ناتو امروز نه یک قدرت تعیینکننده، بلکه عضوی است که در برخی حوزهها میتواند مفید باشد و در برخی موارد نیز چالشهایی ایجاد میکند. اهمیت این کشور بیشتر از موقعیت جغرافیایی، ظرفیتهای منطقهای و نقش آن در برخی مسیرهای لجستیکی ناشی میشود، نه از قدرت تعیینکننده در تصمیمگیریهای راهبردی اتحاد.
در نهایت، آینده روابط ترکیه با ناتو احتمالاً در چارچوبی عملگرایانه ادامه خواهد یافت. غرب بهدلیل تحولات امنیتی جدید تمایل دارد همکاری با آنکارا را حفظ کند، اما این همکاری لزوماً به معنای تبدیل ترکیه به بازیگر مرکزی در اتحاد نخواهد بود. در مقابل، ترکیه نیز تلاش میکند از فرصتهای موجود برای افزایش نقش خود استفاده کند، بدون آنکه به طور کامل در چارچوب سیاستهای غرب حل شود.
بنابراین، جایگاه کنونی ترکیه در ناتو را میتوان نوعی توازن میان ضرورت و محدودیت دانست. این کشور برای اتحاد اهمیت دارد، اما این اهمیت بیشتر ناشی از شرایط جغرافیایی و تحولات منطقهای است تا قدرت ساختاری یا نفوذ سیاسی گسترده در درون ناتو. در چنین شرایطی، رابطه میان آنکارا و متحدان غربی احتمالاً همچنان ترکیبی از همکاری، احتیاط و رقابت باقی خواهد ماند.





