آیا در دوره پساجنگ ترکیه به سیاست همگرایی با تهران بازمیگردد؟
تحولات پس از جنگ رمضان و تغییر موازنه قدرت در منطقه، معادلات سیاست خارجی بازیگران پیرامونی ایران را دگرگون کرده است. در این میان ترکیه، که طی سه دهه گذشته میان همگرایی و واگرایی با تهران در نوسان بوده، اکنون ممکن است با درسگیری از تحولات اخیر، رویکرد تازهای مبتنی بر همکاری و همگرایی منطقهای با ایران در پیش گیرد.
دکتر حسن صادقیان – استاد دانشگاه تهران و مدیر میز ترکیه اندیشکده زاویه
اندیشکده زاویه: ترکیه در حدود سه دهه اخیر بهصورت زیگزاگی سیاست همگرایی و واگرایی در قبال ایران اتخاذ کرده است. بهویژه در سالهای اخیر و در برابر افزایش تنشها میان ایران و قدرتهای غربی، میزان همکاری و همسویی گاهوبیگاه آنکارا با بازیگران غربی در منطقه افزایش یافت. بهگونهای که هرچه سطح تنشها میان ایران و غرب بالا میرفت، روند روابط تهران و آنکارا نیز از همگرایی به سمت واگرایی سوق پیدا میکرد. نمونه بارز این روند را میتوان در تحولات غرب آسیا، بهویژه در سوریه و همچنین در قفقاز جنوبی، بهویژه در پرونده آذربایجان، مشاهده کرد؛ تحولاتی که در نهایت به تشدید رقابتها و افزایش تنشها انجامید.
در جنگ تحمیلی دوم و سوم، اگرچه ترکیه این بار با اندکی تغییر در رویکرد خود، از عملیاتی شدن برخی تحرکات علیه ایران جلوگیری به عمل آورد، اما همچنان امیدوار بود که در چارچوب معادلات غربی، جایگاه و نقشی تازه در نظم منطقهای به دست آورد.
با این حال، فرجام جنگ رمضان و مقاومت کمنظیر ایران، بسیاری از معادلات از پیش طراحیشده را بر هم زد و فصلی تازه در تحولات منطقهای رقم زد؛ فصلی که در آن، ایران بهعنوان بازیگری تعیینکننده در ترسیم نقشه نظم نوین منطقهای ظاهر شد.
از این رو، در دوران پساجنگ رمضان باید انتظار تغییر در روند روابط و معادلات منطقهای و حتی جهانی را داشت. بهویژه در سطح منطقهای، کشورهای پیرامونی ناگزیر خواهند بود تغییرات مهمی در الگوی تعاملات خود با ایران ایجاد کنند.
ترکیه بهعنوان یکی از مهمترین کشورهای پیرامونی ایران که همواره دکترین «تغییر در ثبات و ثبات در تغییر» را در سیاست داخلی و خارجی خود دنبال کرده است، بهاحتمال زیاد سیاست بازگشت به همگرایی با ایران و بهرهبرداری حداکثری از معادلات جدیدی را که ایران در شکلدهی به آن نقش محوری خواهد داشت، در دستور کار قرار خواهد داد.
رهبران آنکارا با اظهارات پیدرپی خود که بلافاصله پس از تحقق مذاکرات مطرح شد، نخستین سیگنالهای مثبت را در این مسیر ارسال کردند. در صورت تداوم روند صلح و آغاز فصل تازهای از معادلات منطقهای و جهانی، گامهای بعدی میتواند شامل سفر مقامات عالیرتبه این کشور به ایران و اعلام آمادگی برای همکاریهای گسترده با تهران، بهویژه در حوزههای غرب آسیا و قفقاز جنوبی، باشد.
بنابراین میتوان گفت زمان آغاز دورهای تازه در روابط تهران و آنکارا فرا رسیده است؛ دورهای که رهبران ترکیه پس از پایان جنگ رمضان، در آن با پنج تجربه مهم و تازه روبهرو شدهاند:
۱. جمهوری اسلامی ایران بسیار قدرتمندتر و باثباتتر از آن چیزی است که برخی نظریهپردازان و مشاوران منطقهای و بینالمللی تصور میکردند.
۲. رژیم صهیونیستی و ایالات متحده، در صورت اقتضای منافع خود، حتی جنگ علیه ترکیه را نیز میتوانند در دستور کار قرار دهند و حفظ منافع آنکارا برای آنان اولویت قطعی نخواهد داشت.
۳. ایستادگی، مقاومت، اتکا به توان علمی و تجهیزات نظامی بومی و همراهی مردم میتواند حتی قدرتمندترین بازیگران نظام بینالملل را نیز با شکست مواجه کند و مسیر تاریخ را تغییر دهد.
۴. هرگونه اتکا و وابستگی اقتصادی یا امنیتی به قدرتهای خارجی میتواند یک خطای راهبردی و پرهزینه باشد.
۵. زمان بازتعریف جایگاه و موقعیتیابی جدید فرا رسیده است؛ موقعیتیابیای که در این مرحله بیش از آنکه ماهیتی جهانی داشته باشد، ماهیتی منطقهای خواهد داشت.
بر این اساس، با درسآموزی از این تجارب، رهبران آنکارا احتمالاً سیاست همگرایی با ایران را نه بهعنوان یک تاکتیک موقت، بلکه بهعنوان یک «دکترین پایدار» در سیاست منطقهای خود دنبال خواهند کرد. در چنین شرایطی، تحت تأثیر این دکترین پایدار، امکان شکلگیری ائتلافهای جدید منطقهای و عبور از بخشی از اختلافات سیاسی و حتی ایدئولوژیک میان بازیگران منطقه فراهم خواهد شد.
البته در این دوره جدید، نوع و شیوه سیاستورزی منطقهای و جهانی ایران در قبال محیط پیرامونی نیز باید دچار تحول شود. به بیان دیگر، نقشه نظم جدید منطقهای باید با مشارکت و نقشآفرینی همه کشورهای منطقه ترسیم شود. بسیاری از کشورهای پیرامونی اکنون در حال ارسال سیگنالهای مثبت و چراغ سبز برای همکاری هستند؛ اکنون نوبت ایران است که با بازنگری در شیوه تعاملات خود، روند همگرایی و شکلگیری ائتلافهای تازه منطقهای را تقویت و تثبیت کند.
مسائل غرب آسیا با محوریت سوریه، تحولات قفقاز جنوبی با تمرکز بر قرهباغ و کریدور زنگزور، تحولات آسیای مرکزی و فعالیتهای اتحادیه جهان ترک، مسائل کشورهای حوزه خلیج فارس و تنگه هرمز، موضوع کریدورهای ترانزیتی پیرامون ایران، مسائل کردی و دیگر موضوعات راهبردی منطقهای، همگی باید در چارچوب نظم نوین منطقهای بازتعریف شده و با دستورکاری تازه مورد توجه و پیگیری قرار گیرند.





