اتحاد دشوار ناتو و ترکیه در میانه تناقضهای ژئوپلیتیکی
ترکیه یکی از مهمترین اعضای پیمان ناتو است، اما روابط این کشور با متحدان غربی همواره با تنشها و تناقضهایی همراه بوده است. از اختلافات دفاعی و تنش با برخی اعضا گرفته تا روابط پیچیده با روسیه و اهمیت ژئوپلیتیکی دریای سیاه، مجموعهای از عوامل باعث شده جایگاه ترکیه در ناتو همزمان حیاتی و چالشبرانگیز باشد.
مهرداد محبینیا – کارشناس مسائل ترکیه
اندیشکده زاویه: ترکیه بیش از هفت دهه است که عضوی از پیمان آتلانتیک شمالی به شمار میآید؛ اتحادی که در دوران جنگ سرد برای مهار شوروی شکل گرفت و تا امروز یکی از مهمترین ساختارهای امنیتی جهان باقی مانده است. در این میان، موقعیت جغرافیایی ترکیه باعث شده که این کشور به یکی از ستونهای مهم ناتو تبدیل شود. کنترل تنگههای بسفر و داردانل، همسایگی با روسیه از طریق دریای سیاه، نزدیکی به خاورمیانه و قفقاز و همچنین دسترسی به مدیترانه شرقی، ترکیه را به حلقهای کلیدی در راهبرد امنیتی غرب تبدیل کرده است. با این حال، همین موقعیت خاص در سالهای اخیر به منبعی از چالش و اختلاف میان آنکارا و متحدان غربی تبدیل شده است.
نخستین چالش به شکاف میان جایگاه نظامی ترکیه در ناتو و سطح همکاری دفاعی با این کشور مربوط میشود. ترکیه دومین ارتش بزرگ ناتو را در اختیار دارد و در بسیاری از مأموریتهای این ائتلاف نقش فعالی ایفا کرده است. با این حال، آنکارا بارها از محدودیتهای اعمالشده در حوزه انتقال فناوری نظامی و فروش تسلیحات گلایه کرده است. اختلاف بر سر سامانههای دفاعی، جنگندهها و برخی تجهیزات پیشرفته نشان میدهد که میان انتظارات ترکیه و رویکرد برخی اعضای ناتو فاصله قابل توجهی وجود دارد. این مسئله در نگاه تصمیمگیران ترک به نوعی بیاعتمادی ساختاری در داخل این اتحاد تعبیر میشود.
چالش دوم به روابط پرتنش ترکیه با برخی اعضای ناتو بازمیگردد. روابط آنکارا با یونان و قبرس در سالهای اخیر بارها دچار تنش شده است؛ بهویژه در موضوعات مربوط به مدیترانه شرقی، مرزهای دریایی و منابع انرژی. این وضعیت باعث شده که در درون ناتو نیز نوعی رقابت و اختلاف میان اعضا شکل بگیرد. در واقع، ترکیه در حالی عضو یک اتحاد نظامی مشترک با این کشورهاست که در برخی پروندههای منطقهای در مقابل آنها قرار میگیرد. چنین وضعیتی انسجام تصمیمگیری در ناتو را پیچیدهتر کرده است.
سومین چالش به نقش منطقهای ترکیه مربوط میشود. سیاست خارجی آنکارا در دهه اخیر بیش از گذشته بر استقلال عمل و ایفای نقش قدرت منطقهای تأکید کرده است. ترکیه در پروندههایی مانند سوریه، لیبی، قفقاز جنوبی و حتی بحران اوکراین تلاش کرده رویکردی مستقل از برخی مواضع غربی اتخاذ کند. این سیاست اگرچه در داخل ترکیه به عنوان نشانهای از قدرت و ابتکار دیپلماتیک مطرح میشود، اما در نگاه برخی متحدان ناتو نشانهای از فاصله گرفتن آنکارا از هماهنگی کامل با این اتحاد تلقی میشود.
یکی دیگر از مهمترین نقاط اختلاف، رابطه پیچیده ترکیه با روسیه است. ترکیه از یک سو عضو ناتو و بخشی از ساختار امنیتی غرب محسوب میشود، اما از سوی دیگر روابط اقتصادی، انرژی و حتی همکاریهای دفاعی با مسکو دارد. خرید سامانه دفاع موشکی اس-۴۰۰ از روسیه نمونهای از همین سیاست متوازن بود که واکنش تند آمریکا و برخی کشورهای غربی را به دنبال داشت. برای ترکیه، روسیه همزمان یک رقیب ژئوپلیتیکی، یک شریک اقتصادی و یک همسایه مهم محسوب میشود. همین پیچیدگی باعث شده که آنکارا نتواند مانند برخی اعضای ناتو سیاست تقابلی کامل با مسکو را بپذیرد.
در این میان، دریای سیاه به یکی از حساسترین عرصههای تعامل میان ترکیه و ناتو تبدیل شده است. پس از آغاز جنگ اوکراین، اهمیت این منطقه در معادلات امنیتی اروپا افزایش یافته است. ترکیه به دلیل کنترل تنگههای استراتژیک و اجرای کنوانسیون مونترو، نقش تعیینکنندهای در توازن قدرت دریایی در این منطقه دارد. این موقعیت به آنکارا قدرت مانور قابل توجهی میدهد، اما در عین حال انتظارات متحدان ناتو از ترکیه را نیز افزایش داده است. مدیریت همزمان روابط با روسیه، حفظ امنیت دریایی و همکاری با ناتو، معادلهای پیچیده برای سیاستگذاران ترک ایجاد کرده است.
موضوع دیگری که به چالشهای ترکیه در ناتو دامن میزند، مسئله اعتماد متقابل است. در حالی که بسیاری از تحلیلگران غربی بر اهمیت ترکیه برای امنیت جناح جنوب شرقی ناتو تأکید میکنند، در عمل برخی نگرانیهای امنیتی آنکارا کمتر مورد توجه قرار گرفته است. از دید مقامات ترکیه، تهدیدهای ناشی از تروریسم، بحرانهای مرزی و موجهای مهاجرت باید جایگاه پررنگتری در دستور کار ناتو داشته باشد. اما این اولویتها همیشه با نگاه دیگر اعضای اتحاد همسو نیست.
در مجموع، رابطه ترکیه و ناتو بیش از آنکه یک اتحاد ساده و همسو باشد، نوعی همکاری همراه با رقابت و سوءظن متقابل است. ترکیه تلاش میکند همزمان عضو یک ائتلاف نظامی غربی باقی بماند و در عین حال استقلال راهبردی خود را حفظ کند. در مقابل، ناتو نیز باید با واقعیت ظهور ترکیهای مواجه شود که خود را صرفاً یک کشور مرزی نمیداند، بلکه به دنبال ایفای نقش فعالتر در معادلات منطقهای و بینالمللی است.
به همین دلیل، پرسش اصلی درباره آینده این رابطه نه خروج ترکیه از ناتو، بلکه چگونگی سازگاری این اتحاد با ترکیهای مستقلتر و تأثیرگذارتر است. اگر دو طرف بتوانند اختلافات خود را در قالب نوعی چانهزنی راهبردی مدیریت کنند، ترکیه همچنان میتواند یکی از بازیگران کلیدی ناتو در حوزههایی مانند دریای سیاه، خاورمیانه و اوراسیا باقی بماند. در غیر این صورت، شکافهای موجود ممکن است در آینده به چالشهای جدیتری برای این اتحاد تبدیل شود.






