عامل تعیین‌کننده در تقابل ترکیه و اسرائیل: قدرت نظامی یا روان‌شناسی؟

  • 2026-06-04 10:00

در این یادداشت تحلیلی، دکتر هانده اورتای نویسنده ترکیه‌ای به بررسی ماهیت دگرگون‌شده نبرد میان ترکیه و اسرائیل در قرن بیست‌ویکم می‌پردازد. او استدلال می‌کند که فراتر از ظرفیت‌های نظامی، عواملی چون برتری روانی، مدیریت افکار عمومی و دیپلماسی عمومی به محرک‌های اصلی قدرت در خاورمیانه تبدیل شده‌اند. این مطلب با تکیه بر نظریات قدرت نرم و جنگ هیبریدی، رقابت بر سر رهبری منطقه‌ای و انرژی را واکاوی می‌کند.

دکتر هانده اورتای – محقق و پژوهشگر

اندیشکده زاویه: در تاریخ روابط بین‌الملل، جنگ‌ها هرگز تنها بر پایه ظرفیت نظامی شکل نگرفته‌اند. همان‌گونه که کارل فون کلاوزویتس گفته است، جنگ «ادامه سیاست با ابزارهایی دیگر» است. با این حال، در قرن بیست‌ویکم ماهیت جنگ بسیار فراتر از برداشت کلاسیک از امنیت رفته است. امروزه جنگ‌ها فقط در میدان نبرد انجام نمی‌شوند، بلکه از طریق رسانه‌ها، در بسترهای دیپلماتیک، با فشارهای اقتصادی و از رهگذر راهبردهای برتری روانی نیز پیش برده می‌شوند. به‌ویژه در مناطقی مانند خاورمیانه که همواره گرفتار بحران‌های مزمن بوده‌اند، عناصر جنگ روانی اغلب از درگیری‌های فیزیکی نیز تعیین‌کننده‌تر شده‌اند.

امروز اگر به روابط ترکیه و اسرائیل نگاه کنیم، با تصویری مشابه روبه‌رو می‌شویم. به نظر من، مسئله فقط تنش دیپلماتیک میان دو دولت نیست. موضوع اصلی، رقابت برای رهبری منطقه‌ای، نبرد بر سر برتری روانی و تعیین این است که چه کسی در نظم جدید خاورمیانه، بازیگر مؤثرتری خواهد بود. زیرا در نظام بین‌الملل مدرن، دیگر صرفاً قدرتمند بودن از نظر نظامی کافی نیست؛ بلکه بازیگرانی قدرت پیدا می‌کنند که بتوانند ادراک را هدایت کنند، گفتمان بسازند و بر افکار عمومی اثر بگذارند. به‌ویژه پس از روند غزه، لحن تند ترکیه، سیاست‌های امنیت‌محور اسرائیل و شکاف‌هایی که در افکار عمومی جهانی پدید آمده، همگی این واقعیت را نشان می‌دهند که مهم‌ترین بُعد جنگ در روزگار ما، حوزه روانی است.

دگرگونی مفهوم قدرت در جنگ‌های مدرن

بر اساس نظریه رئالیسم ساختاری کنت والتز، دولت‌ها برای بقا در نظام بین‌الملل ناگزیر از انباشت قدرت هستند. در طول سالیان متمادی، این قدرت عمدتاً از رهگذر ظرفیت نظامی تعریف می‌شد. اما با طرح مفهوم «قدرت نرم» از سوی جوزف نای، پارادایم تازه‌ای در روابط بین‌الملل شکل گرفت. از نظر نای، یک دولت تنها از طریق ابزارهای سخت و الزام‌آور نظامی قدرت تولید نمی‌کند، بلکه از راه نفوذ فرهنگی، گفتمان دیپلماتیک و برتری روانی نیز می‌تواند قدرت‌آفرین باشد.

به باور من، رقابت امروز میان اسرائیل و ترکیه دقیقاً در همین نقطه شکل می‌گیرد. اسرائیل به‌طور سنتی دارای درکی امنیتی مبتنی بر برتری نظامی است. در مقابل، ترکیه در سال‌های اخیر ضمن افزایش ظرفیت نظامی خود، به بازیگری تبدیل شده که در پی ایجاد برتری گفتمانی نیز هست.

در این میان، مفهوم جنگ هیبریدی برای توضیح این روند اهمیت زیادی دارد. جنگ هیبریدی به معنای استفاده همزمان از عملیات نظامی، دستکاری رسانه‌ای، فشار اقتصادی، فعالیت‌های تبلیغاتی و عناصر جنگ روانی است. بخش بزرگی از بحران‌های امروز خاورمیانه دقیقاً در همین چارچوب پیش می‌روند.

قدرت نظامی اسرائیل و بازدارندگی روانی آن

راهبرد امنیتی اسرائیل از زمان تأسیس خود، تنها بر دفاع استوار نبوده، بلکه بر بازدارندگی روانی نیز تکیه داشته است. اسرائیل پس از جنگ شش‌روزه ۱۹۶۷، تصویری از «دولت شکست‌ناپذیر» در منطقه ایجاد کرد. این وضعیت صرفاً یک موفقیت نظامی نبود، بلکه راهبردی برای تولید برتری روانی نیز به شمار می‌رفت.

زیرا در روابط بین‌الملل، ادراک اغلب به اندازه واقعیت اهمیت دارد. اسرائیل سال‌ها کوشیده این پیام را به رقبای منطقه‌ای خود منتقل کند که: «من از نظر نظامی نیرویی دست‌نیافتنی هستم.» این برتری روانی، اثرات مهمی بر موازنه‌های منطقه‌ای گذاشته است. اما به نظر من، در سال‌های اخیر این تصور دچار شکاف‌های جدی شده است. به‌ویژه بحران‌های انسانی در غزه، تلفات غیرنظامیان و تصاویری که در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شوند، برتری روانی اسرائیل را در افکار عمومی جهانی تضعیف کرده‌اند. پژوهش‌های نوام چامسکی درباره رسانه و تبلیغات نیز نشان می‌دهد که ادراک افکار عمومی در جنگ‌های مدرن تا چه اندازه اهمیت دارد.

در گذشته، دولت‌ها راحت‌تر می‌توانستند جریان رسانه‌ای را کنترل کنند. اما امروز در عصر دیجیتال، میلیون‌ها نفر به‌طور مستقیم از طریق شبکه‌های اجتماعی به تصاویر دسترسی دارند. این تحول، محدودیتی مهم برای ظرفیت سنتی تبلیغات اسرائیل ایجاد کرده است. به نظر من، اسرائیل هرچند همچنان از نظر نظامی قدرتمند است، اما از منظر روانی نسبت به گذشته در دوره‌ای شکننده‌تر قرار دارد.

هویت جدید ترکیه به‌عنوان قدرت منطقه‌ای

ترکیه به‌ویژه در سال‌های اخیر، دیگر فقط یک دولت منطقه‌ای نیست، بلکه به بازیگری با ظرفیت بالای اثرگذاری روانی و دیپلماتیک تبدیل شده است. مواضع تند رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، درباره فلسطین، ادعای رهبری منطقه‌ای ترکیه را تقویت می‌کند.

به ارزیابی من، ترکیه در اینجا صرفاً در حال ارائه چهره یک کشور حامی فلسطین نیست، بلکه همزمان می‌کوشد در جهان اسلام برای خود هویت «کشور رهبر فعال» بسازد. این مسئله از نظر جنگ روانی اهمیت زیادی دارد. زیرا در روابط بین‌الملل مدرن، گفتمان رهبران مستقیماً به یکی از عناصر قدرت راهبردی تبدیل شده است. افزون بر این، نباید پیشرفت‌های ترکیه در صنایع دفاعی را صرفاً در قالب توسعه فنی فهمید. به‌ویژه فناوری پهپادها و پهپادهای رزمی، نه فقط مزیت عملیاتی برای ترکیه فراهم کرده، بلکه نوعی بازدارندگی روانی نیز پدید آورده است. موفقیت‌های به‌دست‌آمده در لیبی، قره‌باغ و سوریه، درک از قدرت منطقه‌ای ترکیه را به‌طور جدی تغییر داده است.

به نظر من، مهم‌ترین نکته این است که ترکیه دیگر در سیاست خارجی، کشوری نیست که صرفاً در مدار غرب حرکت کند. این کشور در حال توسعه نوعی سیاست خارجی مستقل‌تر، چندجانبه‌تر و راهبردی‌تر است؛ موضوعی که اسرائیل آن را با دقت دنبال می‌کند.

بُعد اجتماعی جنگ روانی

جنگ روانی فقط میان رهبران دولت‌ها جریان ندارد. نیروی روحی جوامع، حافظه جمعی و تاب‌آوری روانی آنها نیز سرنوشت جنگ‌ها را تعیین می‌کند. مطالعات میشل فوکو درباره قدرت و گفتمان نشان می‌دهد که قدرت فقط به فشار فیزیکی محدود نمی‌شود.

تحولی که امروز در افکار عمومی جهانی پیرامون مسئله اسرائیل و فلسطین مشاهده می‌شود، باید دقیقاً در همین چارچوب خوانده شود. به‌ویژه اعتراضات برگزارشده در دانشگاه‌های غربی، تظاهرات حمایت از فلسطین در اروپا و کارزارهای شکل‌گرفته در شبکه‌های اجتماعی، همگی وجه اجتماعی جنگ روانی را تشکیل می‌دهند.

به نظر من، ترکیه در این فرایند به یکی از کشورهایی تبدیل شده که از دیپلماسی عمومی به‌شکلی مؤثر بهره می‌برد. راهبردهای ارتباطی‌ای که از طریق شبکه‌هایی مانند TRT World، خبرگزاری آناتولی و سازوکارهای گفتمان دیپلماتیک دنبال می‌شوند، به افزایش دیده‌شدن ترکیه کمک کرده‌اند.

امروز جنگ دیگر فقط در جبهه پیروز نمی‌شود. طرفی که بتواند افکار عمومی را قانع کند، ادراک قربانی‌بودن را مدیریت کند و برتری روانی به دست آورد، مؤثرتر خواهد بود.

رقابت در مدیترانه شرقی و مسئله انرژی

این‌که تنش ترکیه و اسرائیل را صرفاً به مسئله فلسطین محدود کنیم، نگاهی ناقص خواهد بود. از نظر من، رقابت بر سر انرژی در مدیترانه شرقی یکی از مهم‌ترین زمینه‌های پشت‌پرده این تنش است. پروژه‌های انرژی اسرائیل، تلاش‌های آن برای شکل‌دادن به ائتلاف‌های منطقه‌ای و تحرکات ژئوپلیتیکی‌اش در مدیترانه شرقی، از سوی ترکیه با دقت رصد می‌شود.

در مقابل، ترکیه با دکترین «میهن آبی» در معادله منطقه‌ای موضعی فعال اتخاذ کرده است. این رویکرد فقط یک پیام نظامی نیست، بلکه حامل پیامی روانی نیز هست. ترکیه می‌کوشد نشان دهد که «بازیگری نیست که بتوان او را از معادلات منطقه‌ای کنار گذاشت.»

به باور من، در آینده مسئله امنیت انرژی در روابط ترکیه و اسرائیل نقشی تعیین‌کننده‌تر خواهد یافت. زیرا انرژی دیگر فقط یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه ابزاری ژئوپلیتیکی برای اعمال قدرت است.

نتیجه‌گیری

در نتیجه، ارزیابی روابط ترکیه و اسرائیل صرفاً بر مبنای قدرت نظامی، ناکافی خواهد بود. زیرا ماهیت جنگ‌های مدرن دگرگون شده است. امروز بازیگرانی قدرتمندتر می‌شوند که بتوانند ادراک را مدیریت کنند، برتری روانی ایجاد کنند و بر افکار عمومی جهانی اثر بگذارند.

اسرائیل ممکن است همچنان از نظر نظامی یکی از قوی‌ترین بازیگران منطقه باشد. اما در حفظ برتری روانی خود، نسبت به گذشته با روندی دشوارتر مواجه است. ترکیه نیز هم‌زمان با افزایش ظرفیت نظامی خود، در حال گسترش قدرت گفتمانی منطقه‌ای خویش است.

از نظر من، در دوره پیش رو، عامل تعیین‌کننده در تنش ترکیه و اسرائیل نه جنگ مستقیم و داغ، بلکه ظرفیت جنگ روانی، برتری دیپلماتیک و ارتباطات راهبردی خواهد بود. زیرا جنگ‌های قرن بیست‌ویکم دیگر فقط در میدان نبرد تعیین نمی‌شوند، بلکه در ذهن جوامع، در عرصه رسانه و در سپهر افکار عمومی جهانی رقم می‌خورند.

بنابراین، در خاورمیانه مدرن، قدرتمندترین بازیگر تنها کسی نیست که بزرگ‌ترین ارتش را دارد، بلکه کسی است که بتواند تاب‌آوری روانی خود را حفظ کند و برای اقداماتش مشروعیت تولید کند.

منبع: مرکز تحقیقات سیاست خارجی ترکیه

مطالب بیشتر:

تثبیت جایگاه حزب حاکم در انتخابات پارلمانی ارمنستان

نتایج اولیه انتخابات پارلمانی ارمنستان از تثبیت موقعیت حزب حاکم «پیمان مدنی» به رهبری نیکول پاشینیان حکایت دارد. این حزب با نزدیک به ۵۰ درصد آرا در آستانه تشکیل دولت…

ارمنستان در تلاقی رقابت قدرت‌ها و صلح پرهزینه در قفقاز جنوبی

قفقاز جنوبی بار دیگر به کانون رقابت‌های ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. ارمنستان پس از جنگ‌های اخیر و کاهش وابستگی به روسیه، با رویکردی چندجانبه به همکاری با ایران، هند و…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

تثبیت جایگاه حزب حاکم در انتخابات پارلمانی ارمنستان

تثبیت جایگاه حزب حاکم در انتخابات پارلمانی ارمنستان

ارمنستان در تلاقی رقابت قدرت‌ها و صلح پرهزینه در قفقاز جنوبی

ارمنستان در تلاقی رقابت قدرت‌ها و صلح پرهزینه در قفقاز جنوبی

توان دریایی ترکیه، چالشی برای معادلات امنیتی اسرائیل در شرق مدیترانه

توان دریایی ترکیه، چالشی برای معادلات امنیتی اسرائیل در شرق مدیترانه

رونمایی ترکیه از طرح بلندپروازانه خود برای گسترش راه‌آهن حجاز به عمان

رونمایی ترکیه از طرح بلندپروازانه خود برای گسترش راه‌آهن حجاز به عمان

ابعاد و پیامدهای کریدور زمینی ترکیه – سوریه – اردن – خلیج فارس

ابعاد و پیامدهای کریدور زمینی ترکیه – سوریه – اردن – خلیج فارس

اهمیت انتخابات پارلمانی ارمنستان برای راهبرد منطقه‌ای ایران

اهمیت انتخابات پارلمانی ارمنستان برای راهبرد منطقه‌ای ایران