آیا سرمایهگذاری امارات در گرجستان راهبردی است؟
دیدار اخیر ماکا بوچوریشویلی، وزیر امور خارجه گرجستان و سعید بن مبارک الحاجری، وزیر مشاور در وزارت امور خارجه امارات متحده عربی، احتمالاً در نگاه اول تبادل دیپلماتیک معمولی به نظر برسد. اما این امر در شرایط کنونی منطقه معنای بسیار گستردهتری نیز دارد که نه تنها در راستای تقویت روابط دوجانبه بین گرجستان و امارات صورت گرفت، بلکه نشاندهنده تلاش تفلیس برای تقویت جذابیت سرمایهگذاری خود است.
اندیشکده زاویه: براساس اعلام وزارت امور خارجه گرجستان، دو طرف در مورد روابط دوجانبه، پروژههای سرمایهگذاری، وضعیت غرب آسیا و نقش گرجستان در چارچوب قفقاز جنوبی رایزنی کردند. در سیاست خارجی گرجستان، این موضوع از اهمیت ویژهای برخوردار است، زیرا تفلیس تلاش میکند تا باوجود تشدید تنشها با اتحادیه اروپا و ایالات متحده، خود را همچنان پذیرای سرمایه، لجستیک، انرژی و تجارت بینالمللی نشان دهد.
امارات متحده عربی نیز صرفاً یک کشور ثروتمند خلیج فارس نیست، بلکه یکی از قطبهای اصلی سرمایهگذاری جهان است که همواره به دنبال فرصتهای جدید در زیرساختها، حمل و نقل، املاک و مستغلات، انرژی، بنادر، گردشگری و لجستیک است. برای امارات، گرجستان به عنوان پیوند جغرافیایی کلید بین دریای سیاه، قفقاز جنوبی، ترکیه، آسیای مرکزی و اروپا نیز از جذابیت بالایی برخوردار است.
لجستیک؛ فصل مشترک همکاری
از همین روی، نشست تفلیس را نباید یک پروتکل دیپلماتیک مجزا دانست. کشورهای حوزه خلیج فارس منطقه قفقاز جنوبی را سرشار از فرصتهای راهبردی محسوب میکنند و از سوی دیگر، در بحبوحه رقابت جهانی برای مسیرها، بنادر، مراکز حمل و نقل و کریدورهای انرژی، گرجستان به دنبال تثبیت جایگاه خود به عنوان هاب منطقهای است.
کریدور میانی در این زمینه از اهمیت ویژهای برخوردار است. این مسیر چین، آسیای مرکزی، دریای خزر، قفقاز جنوبی، ترکیه و اروپا را به هم متصل میکند که از زمان آغاز جنگ در اوکراین، به عنوان جایگزینی برای مسیرهای شمالی از روسیه مورد توجه قرار گرفته است. این امر، برای گرجستان فرصتی در راستای تقویت نقش خود در لجستیک بینالمللی فراهم میکند و برای کشورهای خلیج فارس، دروازه بالقوه دیگری به بازارهای اروپا از طریق زیرساختهای قفقاز جنوبی ارائه میدهد.
به باور کارشناسان، تمایل کشورهای خلیج فارس به توسعه بنادر و زیرساختهای ریلی گرجستان در چارچوب کریدور میانی قابل توضیح است. از این نظر، گرجستان نه تنها به مقصد سرمایهگذاری تبدیل میشود، بلکه بخشی از نقشه جدید اتصال منطقهای نیز خواهد بود. در اوایل سال ۲۰۰۸، یک نهاد سرمایهگذاری از امارت، توسعه بندر پوتی در دریای سیاه را به دست آورد که نشانمیدهد تمایل ابوظبی به زیرساختهای گرجستان تصادفی نیست، بلکه در راستای اهداف بلندمدت آن است.
بنابراین، اشتیاق هیئت اماراتی به فرصتهای سرمایهگذاری در گرجستان به ویژه در حوزه حمل و نقل، لجستیک و زیرساخت، کاملاً منطقی به نظر میرسد. طبق گزارش رسانههای گرجستان، نمایندگان امارات علاقه ویژهای به فرصتهای سرمایهگذاری در این بخشها ابراز کردهاند که به تبدیل گرجستان از اقتصاد کوچک به قطب مهم ترانزیت بین منطقهای کمک شایانی میکند.
در حال حاضر، اقتصاد گرجستان روند قابل قبولی دارد و طبق دادههای رسمی، اقتصاد این کشور در مارس ۲۰۲۶، تقریباً ۱۰.۷۰ درصد رشد داشت که البته میانگین رشد در سه ماهه نخست به ۹.۱ درصد رسیده است. با توجه به بحران سیاسی، تنش با بروکسل و واشنگتن و اختلافات داخلی بر سر مسیر حزب حاکم، این ارقام چشمگیر به نظر میرسند. این امر نشان میدهد که مدل اقتصادی گرجستان با تکیه بر تجارت، خدمات، گردشگری، حوالهها و لجستیک منطقهای، همچنان مقاوم است.
اما این پرسش کلیدی وجود دارد؛ آیا تفلیس میتواند رشد اقتصادی کوتاهمدت را به یک مزیت سرمایهگذاری بلندمدت تبدیل کند؟ در این راستا، آنها نه تنها به شاخصهای قوی اقتصاد کلان، بلکه به پیشبینیپذیری سیاسی، ثبات حقوقی، اعتماد سرمایهگذاران و توانایی ایجاد موازنه بین قدرتهای خارجی نیز نیاز دارد.
احتمالا امارات در این راستا به شریک مهمی برای گرجستان تبدیل شود. سرمایه اماراتی نیز معمولا تمایالات عملگراینه دارد و اولویتهای کلیدی مانند مسیرها، داراییها، سودآوری، زیرساختها و منطق ژئواکونومیک بلندمدت جزو اولویتهای آن محسوب میشود. اگر گرجستان بتواند بنادر، جادهها، راهآهن، پروژههای انرژی، مناطق گردشگری را به همراه یک محیط تجاری مناسب ارائه دهد، احتمالاً علاقه امارات به تفلیس افزایش خواهد یافت.
تهدیدها و پیچیدگیها
همچنین، این امر با افزایش پیچیدگی روابط گرجستان اتحادیه اروپا و ایالات متحده از اهمیت بالایی برخوردار است. مقامات این کشور سعی میکنند تا روابط اقتصادی خارجی را متنوع کنند تا به یک روند سیاسی واحد وابسته نباشد. همکاری نزدیکتر با امارات، این اجازه را گرجستان میدهد تا روابط خود را با غرب آسیا تعمیق بخشد، سرمایهگذاری خلیج فارس را جذب و خود را به عنوان بستری مناسب برای سرمایه بینالمللی معرفی کند.
اما این راهبرد با تهدیدهایی نیز همراه است. سرمایهگذاریهای کشورهای حوزه خلیج فارس میتواند تأثیر اقتصادی سریعی، بهویژه در املاک و مستغلات، گردشگری، لجستیک و زیرساختها، داشته باشد. اما نمیتوانند بهطور کامل جایگزین بازار اروپا، مؤسسات مالی غربی، حمایت سیاسی اتحادیه اروپا یا دسترسی به برنامههای نوسازی بلندمدت شوند. از همین روی، گرجستان باید یک سیاست اقتصادی خارجی چندلایه ایجاد کند.
اوضاع خلیج فارس نیز اهمیت این دیدار را دوچندان میکند. امارا یکی از بازیگران کلیدی در منطقه است که به دنبال حفظ تعادل بین آزادی اقتصادی، امنیت منطقهای و انعطافپذیری دیپلماتیک است. گرجستان نیز در منطقهای واقع شده که منافع روسیه، ترکیه، اتحادیه اروپا، ایالات متحده، ایران، آذربایجان و ارمنستان در آن تلاقی میکند. بنابراین این دیدار نشان میدهد که رایزنی بین گرجستان و امارات فراتر از اقتصاد بوده و به مسائل گستردهتر امنیت منطقهای میپردازد.
برای قفقاز جنوبی نیز این دیدار پیام مهمی است. این منطقه به تدریج به عرصهای برای رقابت اقتصادی جهانی تبدیل میشود. آذربایجان در حال تقویت نقش خود به عنوان هاب انرژی و حمل و نقل است. ارمنستان قصد دارد تا روابط خود را با اتحادیه اروپا و غرب تقویت کند. و گرجستان نیز به دنبال حفظ نقش خود به عنوان پل ترانزیتی دریای سیاه است. در این زمینه، سرمایه امارات و دیگر کشورهای خلیج فارس میتواند رقابت برای پروژههای زیرساختی، مسیرهای لجستیکی و جریانهای سرمایهگذاری را افزایش دهد.
چالش اصلی برای گرجستان استفاده بهینه از فرصتهای پیشرو است. این کشور موقعیت جغرافیایی مطلوبی داشته، به دریای سیاه دسترسی دارد و سرمایهگذاران خارجی علاقه فراوانی به آن نشان میدهد. البته به دلیل آشفتگیهای سیاسی و تنش با شرکای غربی، پرسشهای در مورد وضعیت نهادهای آن روبرو است. سرمایهگذاران احتمالا به مسیرها و داراییها علاقهمند باشند، اما ضریب ریسک را نیز در معادلات خود ارزیابی میکنند.
از همین روی، دیدار بین ماکا بوچوریشویلی و سعید بن مبارک الحاجری نه تنها از منظر دیپلماتیک، بلکه به عنوان شاخصی از یک روند کلان اهمیت دارد. گرجستان در تلاش است تا دیپلماسی اقتصادی خود را تقویت، سرمایه خلیج فارس را جذب و خود را در معماری جدید اتصالات منطقهای قرار دهد. از سوی دیگر، احتمالا امارات گرجستان را به عنوان یک نقطه ورود بالقوه به قفقاز جنوبی، منطقه دریای سیاه و کریدور میانه در نظر خواهد داشت.
اگر تفلیس بتواند فضای باز سرمایهگذاری را با پیشبینیپذیری سیاسی ترکیب کند، همکاری با امارات میتواند به یکی از عناصر مهم راهبردی در اقتصادی جدید گرجستان تبدیل شود. اما اگر بحران سیاسی تعمیق یابد و روابط با غرب تشدید شود، علاقه کشورهای ثروتمند خلیج فارس نیز نمیتواند اعتماد از دست رفته به گرجستان را جبران کند. گرجستان همچنان برای سرمایهگذاران جذاب است، اما آینده آن به این امر بستگی دارد که آیا میتواند جغرافیا را به راهبرد و جلسات دیپلماتیک را به پروژههای واقعی تبدیل کند یا خیر.
منبع: کاسپین پست






