صلح بدون معاهده در قفقاز جنوبی؛ چرا پایان جنگ به معنای پایان منازعه نیست؟

  • 2026-10-19 07:00

جنگ میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان متوقف شده، اما آیا قفقاز جنوبی واقعاً به صلح رسیده است؟ از معاهده امضانشده و اختلافات مرزی تا کریدور ترامپ و نگرانی‌های امنیتی ایران، مجموعه‌ای از چالش‌های حل‌نشده آینده منطقه را تهدید می‌کند. صلحی که هنوز ضمانت حقوقی ندارد، ممکن است با بحرانی تازه به منازعه بازگردد.

امیررضا کفیلی – کارشناس مسائل ترکیه و قفقاز جنوبی

اندیشکده زاویه: در قفقاز جنوبی سکوت سلاح‌ها واقعیتی مهم است اما برای اعلام پایان منازعه کفایت نمی‌کند. جنگ ۲۰۲۰ و تحولات ۲۰۲۳ موازنه قفقاز را دگرگون کرد. با این حال نظم پس از جنگ هنوز به مجموعه‌ای کامل از تعهدات لازم‌الاجرا تبدیل نشده است. در نشست واشنگتن در ۸ اوت ۲۰۲۵ (17 مرداد 1404) رهبران جمهوری آذربایجان و ارمنستان اعلامیه مشترکی را امضا کردند اما وزیران خارجه تنها متن پیمان صلح را پاراف کردند. خود اعلامیه نیز بر ضرورت امضای نهایی و تصویب پیمان تأکید دارد. این تمایز فاصله اراده سیاسی تا تعهد حقوقی است.

بیشتر بخوانید | تحلیل مرتبط: چگونه ترامپ یک درگیری منجمد را به الگویی برای صلح تبدیل کرد؟!

صلح منفی و مسئله تداوم منازعه

در چارچوب نظری یوهان گالتونگ نبود خشونت مستقیم به معنای صلح منفی است. صلح مثبت زمانی شکل می‌گیرد که مناسبات اجتماعی و سیاسی بازتولیدکننده خشونت نیز دگرگون شوند. این تمایز در قفقاز جنوبی راهگشاست. کاهش احتمال جنگ فراگیر دستاوردی انکارناپذیر است اما اختلاف بر سر مرز و ضمانت‌های امنیتی و راه‌های ارتباطی همچنان می‌تواند زمینه بحران ایجاد کند. صلح پایدار محصول قواعدی است که حتی هنگام تغییر موازنه قدرت معتبر بمانند.

پیشرفت‌هایی که باید جدی گرفت

نباید ناتمام بودن صلح را با فقدان هرگونه دستاورد حقوقی اشتباه گرفت. به گفته نخست‌وزیر ارمنستان مقررات فعالیت مشترک کمیسیون‌های مرزی در سال ۲۰۲۴ از سوی دو کشور تصویب شد و اکنون اعتبار الزام‌آور دارد. او همچنین از تعیین حدود بخشی از مرز مشترک و آغاز مبادلات کالا از مسیر جمهوری آذربایجان سخن گفته است. پس روابط دو کشور تنها به وعده‌های سیاسی وابسته نیست. مسئله اصلی تبدیل این پیشرفت‌های محدود به الگویی فراگیر برای مدیریت اختلافات آینده است.

بسته شدن ساختارهای فرایند مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا در ۳۰ نوامبر ۲۰۲۵ (9 آذر 1404) نیز نشانه عبور از یکی از چارچوب‌های قدیمی میانجیگری بود. این تصمیم پس از درخواست مشترک باکو و ایروان اتخاذ شد. با این همه تعطیلی یک سازوکار بین‌المللی به‌خودی‌خود جای خالی نهادهای جایگزین را پر نمی‌کند. این تحول نیاز به گفت‌وگوی مستقیم و مدیریت بحران مرزی را بیشتر می‌کند.

در دیدار ۳۱ اوت ۲۰۲۶ (9 شهریور 1405) رهبران دو کشور بر صادرات فرآورده‌های نفتی جمهوری آذربایجان به ارمنستان و ترانزیت کالا به مقصد ارمنستان از خاک جمهوری آذربایجان تأکید کردند. تماس میان فعالان اقتصادی نیز بخشی از دستور کار بود. این تحولات هزینه بازگشت به خصومت را افزایش می‌دهند. اما وابستگی اقتصادی به‌تنهایی صلح نمی‌سازد. اگر قواعد دسترسی و حل اختلاف شفاف نباشد همان شبکه‌های ارتباطی می‌توانند در دوره تنش به ابزار فشار تبدیل شوند.

بیشتر بخوانید: صلح قره‌باغ در بوته آزمون؛ مرور دستاوردها و چالش‌های یک‌سال پس از توافق واشنگتن

گره قانون اساسی و اعتبار تعهدات

باکو اصلاح قانون اساسی ارمنستان را شرط امضای نهایی پیمان معرفی کرده است. الهام علی‌اف در فوریه ۲۰۲۶ اعلام کرد که پس از رفع آنچه ادعاهای ارضی مندرج در قانون اساسی ارمنستان می‌خواند امکان امضای پیمان فراهم می‌شود. این موضع رسمی باکو است نه اثبات حقوقی ادعای سرزمینی در قانون اساسی طرف مقابل. اختلاف واقعی درباره امکان بازتفسیر تعهدات در آینده و سطح اعتمادی است که هر دولت به استمرار سیاست طرف مقابل دارد.

متن پاراف‌شده پیمان در مواد اول و دوم شناسایی متقابل حاکمیت و تمامیت ارضی و خودداری از طرح ادعای سرزمینی را مقرر می‌کند. ماده دوازدهم نیز استناد به قوانین داخلی برای توجیه اجرا نکردن پیمان را نمی‌پذیرد. با این حال ماده شانزدهم لازم‌الاجرا شدن آن را منوط به تکمیل تشریفات داخلی و مبادله اسناد مربوط می‌داند. پس متن پاراف‌شده را نباید معادل معاهده لازم‌الاجرا دانست. گره اصلی انتقال از تفاهم سیاسی به اطمینان حقوقی است.

بیشتر بخوانید: فرجام نامعلوم صلح در قفقاز؛ بازخوانی یک‌سالگی توافق واشنگتن

مرزها و امنیت پس از جنگ

مرزبندی فقط کشیدن خطی بر نقشه نیست. باید میان شناسایی حقوقی تمامیت ارضی و تعیین دقیق مرز در زمین تفاوت گذاشت. ماده ششم متن پیمان ادامه مذاکرات کمیسیون‌های مرزی را پیش‌بینی می‌کند و ماده هفتم از اقدامات اعتمادساز امنیتی و خودداری از استقرار نیروهای طرف ثالث در امتداد مرز سخن می‌گوید. این قواعد از تبدیل حادثه محلی به بحران سیاسی جلوگیری می‌کنند. صلح زمانی آزمون خود را پس می‌دهد که طرفین در وضعیت اختلاف نیز به سازوکار حل مسئله متوسل شوند.

اتصال منطقه‌ای و آزمون حاکمیت

طرح مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بین‌المللی موسوم به TRIPP مسئله ترانزیت را به یکی از محورهای نظم جدید تبدیل کرده است. در توافق چارچوبی ارمنستان و آمریکا در مه ۲۰۲۶ برای شرکت مشترک توسعه سهم ۷۴ درصدی طرف آمریکایی و ۲۶ درصدی ارمنستان پیش‌بینی شده است. اعطای حقوق توسعه و استفاده از زمین برای دوره اولیه ۴۹ ساله نیز در متن آمده است. سند این ترتیبات را هدف اقدامات اجرایی بعدی می‌داند و ماده هشتم حاکمیت ارمنستان بر کنترل مرز و گمرک را تصریح می‌کند. بنابراین بحث دقیق نه واگذاری خودکار حاکمیت بلکه چگونگی توزیع اختیار اقتصادی و تضمین نظارت عمومی است.

وجه انسانی صلح؛ فراتر از توافق دولت‌ها

پیامدهای انسانی منازعه با تغییر کنترل سرزمینی پایان نمی‌یابد. کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در اکتبر ۲۰۲۳ اعلام کرد که بیش از صد هزار نفر ظرف کمتر از یک هفته به ارمنستان پناه برده‌اند. نیازهای مسکن و معیشت و حمایت روانی این جمعیت بخشی از میراث مستقیم بحران است. نادیده گرفتن امنیت انسانی می‌تواند صلح دولت‌ها را در سطح جامعه شکننده کند.

در اکتبر ۲۰۲۶ نیز مقام‌های دو کشور درباره تقویت جست‌وجوی مفقودان جنگ گفت‌وگو کردند. گزارش رویترز از تبادل اطلاعات و تلاش برای شناسایی بقایا حکایت دارد و یادآور می‌شود که پیمان پاراف‌شده هنوز امضای نهایی نشده است. رسیدگی به مفقودان سنجه‌ای انسانی و سیاسی برای آمادگی دولت‌ها در همکاری است. اعتماد سیاسی بدون پاسخگویی انسانی ریشه‌ای کم‌عمق خواهد داشت.

ملاحظات ایران در نظم جدید قفقاز

برای ایران مسئله اصلی صرف بازگشایی مسیرهای حمل‌ونقل نیست بلکه چارچوب حاکمیتی و پیامدهای امنیتی آن است. سفیر ایران در ارمنستان در سپتامبر ۲۰۲۶ از اصل اتصال منطقه‌ای حمایت کرد اما بر حفظ وضع موجود ژئوپلیتیکی و پرهیز از تبدیل منطقه به عرصه رقابت مخرب تأکید داشت. تهران باید میان تجارت و حفظ پیوند زمینی با ارمنستان و ملاحظات امنیتی توازن برقرار کند. سیاست مؤثر در این محیط بیش از واکنش به نام کریدورها به ارزیابی دقیق قواعد اداره و دسترسی نیاز دارد.

درپایان باید گفت آزمون واقعی صلح در قفقاز جنوبی امضای یک سند به‌تنهایی نیست. متن پاراف‌شده کمیسیون مشترک نظارت و مسیر مشورت برای حل اختلاف را پیش‌بینی کرده است. اهمیت چنین سازوکارهایی هنگامی آشکار می‌شود که فضای سیاسی دو کشور مساعد نباشد. قفقاز جنوبی از جنگ گسترده فاصله گرفته اما رسیدن به صلح پایدار به مرزهای روشن و تعهدات معتبر و منافع متقابل و رسیدگی به آثار انسانی جنگ وابسته است. پایان جنگ یک تحول در موازنه قدرت بود. پایان منازعه زمانی فرا می‌رسد که اختلافات دیگر برای مدیریت شدن به تهدید نظامی نیاز نداشته باشند.

مطالب بیشتر:

ژئوپلیتیک قواعد در قفقاز؛ چرا مسیرهای ترانزیتی دیگر فقط مسیر نیستند؟

تحولات اخیر قفقاز جنوبی نشان می‌دهد رقابت منطقه‌ای از کنترل فیزیکی خاک فراتر رفته و به عرصه «تنظیم‌گری» و تدوین قواعد حاکم بر کریدورها تبدیل شده است. ایران و ارمنستان…

تعادل شکننده باکو در مدیریت مناسبات حساس منطقه‌ای و چالش‌های میزبانی از تل‌آویو

میزبانی آذربایجان از دیدارهای حساس دیپلماتیک میان مقام‌های صهیونیستی و کشورهای اسلامی نظیر بحرین و همچنین مدیریت مذاکرات محرمانه منطقه‌ای، این مسأله را برجسته کرده است که باکو به یک…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

صلح بدون معاهده در قفقاز جنوبی؛ چرا پایان جنگ به معنای پایان منازعه نیست؟

صلح بدون معاهده در قفقاز جنوبی؛ چرا پایان جنگ به معنای پایان منازعه نیست؟

ژئوپلیتیک قواعد در قفقاز؛ چرا مسیرهای ترانزیتی دیگر فقط مسیر نیستند؟

ژئوپلیتیک قواعد در قفقاز؛ چرا مسیرهای ترانزیتی دیگر فقط مسیر نیستند؟

تعادل شکننده باکو در مدیریت مناسبات حساس منطقه‌ای و چالش‌های میزبانی از تل‌آویو

تعادل شکننده باکو در مدیریت مناسبات حساس منطقه‌ای و چالش‌های میزبانی از تل‌آویو

مشارکت راهبردی ایران و ارمنستان؛ فرصت‌ها و خطوط قرمز امنیتی

مشارکت راهبردی ایران و ارمنستان؛ فرصت‌ها و خطوط قرمز امنیتی

تیرگی روابط رژیم صهیونیستی و ترکیه؛ کالبدشکافی روابط اقتصادی و زوال نامتقارن

تیرگی روابط رژیم صهیونیستی و ترکیه؛ کالبدشکافی روابط اقتصادی و زوال نامتقارن

احتمال رویارویی مستقیم ایران و ترکیه؛ بررسی سه سناریوی خطرناک تشدید تنش

احتمال رویارویی مستقیم ایران و ترکیه؛ بررسی سه سناریوی خطرناک تشدید تنش