تعادل شکننده باکو در مدیریت مناسبات حساس منطقهای و چالشهای میزبانی از تلآویو
میزبانی آذربایجان از دیدارهای حساس دیپلماتیک میان مقامهای صهیونیستی و کشورهای اسلامی نظیر بحرین و همچنین مدیریت مذاکرات محرمانه منطقهای، این مسأله را برجسته کرده است که باکو به یک بازیگر تسهیلگر ساختاری در قفقاز تبدیل کرده است. این نقشآفرینی که بر پایه پیوندهای راهبردی انرژی و تسلیحاتی استوار است، در عین حال که فرصتهایی برای گسترش نفوذ منطقهای باکو فراهم میآورد، پیامدها و خطرات جدی ناشی از آسیبپذیری در برابر تنشهای پیرامونی را هم به همراه دارد.
تحریریه اندیشکده زاویه: دیدار اسحاق هرتسوگ، رئیس رژیم اسرائیل، با عبداللطیف بن راشد الزیانی، وزیر خارجه بحرین، در حاشیه هفتمین اجلاس «کنفرانس تعامل و اقدامات اعتمادسازی در آسیا» (سیکا) در باکو، بار دیگر نقش آذربایجان را بهعنوان یک «میزبان مورد اعتماد» برای تماسهای حساس دیپلماتیک در چارچوب روند عادیسازی روابط عربی – صهیونستی در منطقه برجسته کرد. این رویداد که رسانههایی چون المانیتور و اورشلیم پست آن را پوشش دادد، نشاندهنده کارکردی است که فراتر از یک نشست تشریفاتی، به باکو امکان میدهد تا طرفهایی را گرد هم آورد که برقراری ارتباط مستقیم میان آنها با دشواریهای سیاسی و امنیتی همراه است.
هرتسوگ خود این دیدار را «عالی» توصیف کرد و گفت که درباره «اهمیت توافقنامههای ابراهیم به رهبری آمریکا در تقویت امنیت، ثبات و رفاه در خاورمیانه» گفتوگو کردهاند. این اظهارنظر، کارکرد باکو را بهعنوان فضایی برای حفظ و مدیریت کانالهای ذیربط با توافقنامههای ابراهیم نشان میدهد. تحلیلهای بنیاد جیمزتاون نیز تأکید میکنند که باکو در سالهای اخیر روابط خود با اسرائیل را علنیتر کرده و از آن برای تثبیت جایگاه خود بهعنوان یک «قدرت میانی» بهره میبرد.
کارکرد محوری دیگر باکو، «دیپلماسی آرام» میان ترکیه و اسرائیل است. خبرگزاری فرانسه (AFP) به نقل از حکمت حاجییف، مشاور ارشد سیاست خارجی آذربایجان، گزارش داد که باکو «بیش از سه دور» مذاکره میان ترکیه و اسرائیل را میزبانی کرده است و هر دو طرف «به ما اعتماد دارند.» این مذاکرات که با محوریت سوریه و برای ایجاد سازوکار پیشگیری از درگیری نظامی انجام شد، نمونهای از نقشآفرینی باکو در مدیریت تنش میان دو متحد منطقهای است که منافع متعارضی در سوریه دارند. سوئیساینفو نیز با بازنشر گزارش فرانسه، این نقش را تلاش باکو برای «توسعه نفوذ منطقهای» از طریق اتکا به روابط نزدیک با آنکارا و تلآویو توصیف کرد.
در بعد راهبردی، پیوند باکو و تلآویو بر پایههای مادی مستحکمی استوار است. بر اساس دادههای بنیاد جیمزتاون، آذربایجان بین ۴۰ تا ۶۰ درصد نفت مورد نیاز اسرائیل را تأمین میکند و در مقابل، تا ۶۹ درصد «سلاحهای عمده» خود را از اسرائیل وارد کرده است. این وابستگی متقابل، انگیزهای ساختاری برای حفظ کانالهای ارتباطی حتی در دورههای تنش سیاسی فراهم میکند.
جوزف اپستین، مدیر مرکز پژوهشی توران، این رابطه را چنین توصیف میکند: «رابطه آذربایجان و اسرائیل همان چیزی است که قابلیت اعتماد به نظر میرسد: دو ملتی که در سختترین لحظات کنار یکدیگر بودهاند، از فناوری دفاعی زمانی که باکو منزوی بود تا امنیت انرژی در جنگ اخیر اسرائیل.» او همچنین استدلال میکند که این رابطه نهتنها بر نگرانیهای راهبردی مشترک درباره ایران، بلکه بر پیوندهای فرهنگی اصیل و تعهد به چندفرهنگیگرایی استوار است و به «الگویی تبدیل شده که باید الهامبخش روابط اسرائیل در سراسر جهان اسلام باشد.»
بیشتر بخوانید: واکاوی دیپلماسی فرهنگی اسرائیل در قفقاز جنوبی و آذربایجان
پروفسور زئوف خانین، از مرکز بگینسادات، نیز با تمرکز بر ابعاد ژئوپلیتیک، آذربایجان را یکی از «ستونهای نظام امنیت منطقهای اسرائیل» میداند. این ارزیابیها نشان میدهد که نقش باکو را نباید صرفاً در چارچوب میانجیگری کلاسیک دید؛ بلکه آذربایجان بهعنوان یک «تسهیلگر ساختاری» عمل میکند که با فراهم آوردن فضا، اعتماد و کانال ارتباطی، هزینههای تماس میان بازیگران متعارض را کاهش میدهد.
با این حال، تعمیق روزافزون تعامل باکو و تلآویو خطراتی جدی به همراه دارد. نزدیکتر شدن این دو بازیگر میتواند آذربایجان را در معرض اتهام تبدیل شدن به «پایگاه پشتیبان» اسرائیل در جهان اسلام قرار دهد و اعتماد عمومی و رسمی طرفهایی را که باکو به میزبانی از آنها میبالد، خدشهدار کند. هر بحران تازه در غزه یا تنش میان ایران و اسرائیل میتواند این هزینه را تشدید کند و باکو را از یک «میزبان بیطرف» به طرفی در منازعه تبدیل سازد.
مطالعه بیشتر: پیامدهای بلندمدت نفوذ اسرائیل بر جامعه شیعی آذربایجان از منظر سازهانگاری
همزمان، وابستگی متقابل انرژی و تسلیحاتی، آذربایجان را در برابر فشارهای تهران و آنکارا و همچنین انتظارات فزاینده تلآویو آسیبپذیرتر میکند؛ وضعیتی که میتواند فضای مانور دیپلماتیک باکو را محدود و حتی امنیت داخلی و اقتصادی آن را در معرض تبعات جانبی تنشهای منطقهای قرار دهد. در چنین شرایطی، نقش «پل ساکت» بیش از آنکه یک دارایی پایدار باشد، به تعادلی شکننده وابسته است که هر لغزشی در آن، هم اعتبار میانجیگری باکو و هم منافع امنیتی آن را تهدید میکند.





