مشارکت راهبردی ایران و ارمنستان؛ فرصتها و خطوط قرمز امنیتی
ارتقای روابط ایران و ارمنستان به مشارکت جامع راهبردی، در بحبوحه بازآرایی قدرت در قفقاز جنوبی، فرصتی مهم برای تهران است؛ اما آینده این همکاری با یک خط قرمز گره خورده است: پروژه تریپ. آیا ایروان میتواند همزمان مسیرهای ترانزیتی جدید را توسعه دهد و حاکمیت خود، امنیت مرزهای ایران و منافع مشترک دو کشور را بهصورت پایدار تضمین کند؟
تحریریه اندیشکده زاویه: سفر مسعود پزشکیان به ایروان در حاشیه اجلاس COP17 و دیدارهای او با نخستوزیر ارمنستان، نیکول پاشینیان، با توجه به گفتگوها و توافقاتی که انجام شد، از جمله سفرهای و دیدارهای مهم رئیس جمهوری اسلامی ایران با مقامات ارمنی در سالهای اخیر است.
این سفر در چارچوبی انجام شد که تهران و ایروان رسماً از عزم خود برای نهاییسازی «سند مشارکت جامع راهبردی» سخن میگویند. ارتقای روابط دوجانبه به سطح راهبردی، برای ایران بیش از یک انتخاب دیپلماتیک، پاسخی به تحولات بنیادین ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی است که پس از جنگ دوم قرهباغ، کاهش نفوذ روسیه و افزایش حضور بازیگران فرامنطقهای، محیط امنیتی شمال ایران را دگرگون کرده است. با این حال، هرگونه چشمانداز راهبردی برای این رابطه، بدون تعیین تکلیف صریح با «کریدور زنگزور» یا همان «مسیر ترامپ» (TRIPP)، ناقص و شکننده خواهد بود؛ موضوعی که تهران آن را نه یک پروژه ترانزیتی، بلکه خط قرمز امنیت ملی خود میداند.
ارمنستان به مثابه سپر راهبردی و پنجره گریز
از منظر امنیتی، ارمنستان تنها همسایه مسیحی ایران و دروازه شمالی آن به قفقاز و اروپاست. برای تهران، ایروان کشوری است که نقش مؤثری در دور زدن تحریمها و همچنین مهار نفوذ برخی بازیگران رقیب در قفقاز دارد. در شرایطی که ایران از جنوب با محاصره دریایی آمریکا مواجه است، یک کریدور زمینی پایدار به سمت شمال، ارزشی حیاتی پیدا میکند. از سوی دیگر، ارمنستان محصور در خشکی نیز ایران را به عنوان یکی از دو مسیر دسترسی خود به بازارهای جهانی و خلیج فارس میبیند. این وابستگی متقابل جغرافیایی، پایهای واقعی برای ارتقای رابطه به سطح راهبردی فراهم میکند، اما به خودی خود تضمینکننده آن نیست.
بیشتر بخوانید: راهبردهای گسترش روابط ایران و ارمنستان پس از توافق صلح ۲۰۲۵ قفقاز
تریپ؛ از تهدید وجودی تا پذیرش مشروط
«کریدور زنگزور» همواره برای ایران نماد تهدید وجودی بوده است، زیرا تصور میشد با حذف مرز مشترک ایران و ارمنستان، دروازه شمالی کشور به روی نفوذ عناصر مخرب و حضور نظامی غرب گشوده شود. جمهوری اسلامی ایران این مسیر را صراحتاً تهدیدی امنیتی توصیف کرده است. با این حال، تحول مهم سالهای اخیر، تغییر ماهیت این پروژه از یک طرح دوجانبه آذری-ترکی به یک چارچوب تحت نظارت آمریکا با عنوان «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بینالمللی» (TRIPP) است. تهران در واکنشی عملگرایانه، به جای مخالفت مطلق، شرایط مشخصی را در خصوص آن اعلام کرده است: حفظ کامل تمامیت ارضی و حاکمیت ارمنستان بر استان سیونیک، عدم تغییر مرزها و ژئوپلیتیک منطقه، و عدم استقرار نیروهای نظامی آمریکایی در نزدیکی مرزهای ایران.
مقامات ارمنی نیز تأکید میکنند که نگرانیهای ایران در این چارچوب پاسخ داده شده و شفافیت کامل درباره ماهیت پروژه وجود دارد. به این ترتیب، خط قرمز امنیت ملی ایران نه در اصل «اتصال»، بلکه در «نحوه» اتصال تعریف میشود: هرگونه ترتیبات ترانزیتی که کنترل ارمنستان را تضعیف کند یا حضور نظامی آمریکا را به مرز ایران بیاورد و امنیت و منافع ملی ایران را تهدید کند، غیرقابل پذیرش است. پذیرش مشروط TRIPP، در واقع تلاش تهران برای تبدیل یک تهدید بالقوه به یک واقعیت قابل مدیریت است.
اقتصاد: از مبادله پایاپای به همپیوندگی نهادی
بُعد اقتصادی، ملموسترین موتور ارتقای رابطه است. حجم تجارت دوجانبه در سال ۲۰۲۵ به حدود یک میلیارد دلار رسیده است، هرچند تراز تجاری به شدت به نفع ایران و صادرات انرژی است. مدل قدیمی «گاز در برابر برق» که از سال ۲۰۰۹ جریان دارد، در حال بازطراحی به یک پلتفرم تجاری منعطفتر است تا گاز ایران از طریق ارمنستان به خریداران ثالث برسد. همزمان، دو کشور بر ایجاد «کریدور سبز» گمرکی، تبادل الکترونیکی دادهها و بهرسمیت شناختن متقابل اپراتورهای اقتصادی مجاز برای تسریع تجارت توافق کردهاند. ساخت پل دوم مرزی و تکمیل خط سوم انتقال برق نیز در دستور کار است. این پروژهها نشان میدهند که مشارکت راهبردی، در بُعد اقتصادی، بر پایه تبدیل ارمنستان از یک «مشتری» به یک «گره» در زنجیره ترانزیت و انرژی ایران بنا شده است؛ تحولی که میتواند وابستگی متقابل را از سطح مبادله کالا به سطح زیرساخت و مقررات ارتقا دهد.
موانع ساختاری: تحریم، فشار غرب و آسیبپذیری ارمنستان
با وجود این چشمانداز مثبت، موانع جدی بر سر راه تحقق کامل مشارکت جامع راهبردی وجود دارد. نخست، تحریمهای غرب علیه ایران است. ارمنستان به صراحت اعلام کرده که روابط خود با ایران را تا جایی تعمیق میبخشد که با تحریمهای غرب علیه تهران در تضاد نباشد. این محدودیت، توانایی ایروان برای تبدیل ارمنستان به یک کانال پایدار برای دور زدن تحریمها را کاهش میدهد و بانکها و شرکتهای ارمنی را در معرض ریسک ثانویه قرار میدهد.
دوم، ارمنستان سیاست «ابهام راهبردی» را در پیش گرفته و همزمان با نزدیکی به ایران، به دنبال تعمیق روابط با ناتو و اتحادیه اروپا و تنوعبخشی به شرکای امنیتی خود است. این چرخش به سمت غرب، از یک سو فضای مانور ایران را محدود میکند و از سوی دیگر، نگرانی تهران از تبدیل شدن ارمنستان به ابزار فشار غرب را افزایش میدهد.
بیشتر بخوانید: آیا ارمنستان در حال فاصله از ایران و نزدیکی به اسرائیل است؟!
سوم، فشارهای همزمان آمریکا و روسیه بر دولت پاشینیان، فضای سیاسی داخلی ارمنستان را برای یک اتحاد راهبردی تمامعیار با ایران تنگ کرده است. بدون ثبات داخلی و اجماع نخبگان در ایروان، تعهدات بلندمدت راهبردی با ریسک تغییر سیاست مواجه خواهند بود.
بیشتر بخوانید: اهمیت انتخابات پارلمانی ارمنستان برای راهبرد منطقهای ایران
جمعبندی
ارتقای مناسبات ایران و ارمنستان به سطح مشارکت جامع راهبردی، پاسخی خردمندانه به واقعیتهای جدید قفقاز جنوبی است. برای تهران، این رابطه میتواند همزمان امنیت مرزهای شمالی، دسترسی ترانزیتی و نفوذ منطقهای را تقویت کند. اما این مسیر تنها در صورتی پایدار خواهد بود که خط قرمز امنیت ملی ایران یعنی حفظ تمامیت ارضی ارمنستان و ممانعت از حضور نظامی آمریکا در مجاورت مرزهای ایران، به طور نهادی و قابل راستیآزمایی تضمین شود.
پذیرش مشروط TRIPP نشان میدهد که تهران میان «مخالفت مطلق» و «تسلیم» مسیری سوم را برگزیده است. با این حال، بدون مدیریت هوشمندانه تحریمها، بدون شفافسازی مستمر درباره ماهیت پروژههای ترانزیتی، و بدون درک متقابل از آسیبپذیریهای امنیتی یکدیگر، سند راهبردی میتواند به سندی تشریفاتی فروکاسته شود. آنچه این رابطه را از یک «همسایگی ضروری» به یک «مشارکت واقعی» ارتقا میدهد، نه متن سند، بلکه اجرای پروژههای زیرساختی مشترک و تضمینهای امنیتی متقابل و قابل نظارت است.





