فرجام نامعلوم صلح در قفقاز؛ بازخوانی یکسالگی توافق واشنگتن
یک سال پس از توافق واشنگتن، این واقعیت بیش از پیش نمایان شده است که صلح در قفقاز جنوبی فراتر از امضای یک بیانیه مشترک است. تا زمانی که معمای امنیت کریدورها حل نشود، تنشهای ایالات متحده و ایران فروکش نکند و دولت ارمنستان نتواند بر چالشهای حقوقی و داخلی خود غلبه کند، طرح TRIPP در حد یک «آرزوی اقتصادی» باقی خواهد ماند. آینده صلح، نه در اتاقهای مذاکره در واشنگتن، بلکه در زمین بازی پیچیدهای تعیین خواهد شد که در آن بازیگران منطقهای و فرامنطقهای هر یک به دنبال بیشینهسازی سهم خود از نظم جدید قفقاز هستند.
اندیشکده زاویه – گزارش اختصاصی: یک سال از امضای بیانیه مشترک صلح میان ارمنستان و آذربایجان در واشنگتن میگذرد؛ سندی که در زمان خود به عنوان نقطه عطفی در تاریخ منازعات قفقاز جنوبی و سرآغازی بر دوره «صلح و شکوفایی» تلقی میشد. با این حال، در آستانه سپری شدن دوازده ماه، آنچه در عمل مشاهده میشود، فاصله معناداری با خوشبینیهای دیپلماتیک اولیه دارد. روند اجرای این توافق، بهویژه در بخش طرح پیشگامانه «مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بینالمللی» (TRIPP)، دچار سکون شده و با موانع ساختاری متعددی روبهرو است که عبور از آنها نیازمند اراده سیاسی فراتر از دیپلماسی رایج است.
طرح TRIPP؛ کریدوری در محاصره ابهامات
طرح TRIPP که به عنوان ستون فقرات اقتصادی این توافق معرفی شد، در ظاهر گامهایی رو به جلو داشته است؛ از نقشهبرداریهای فنی برای راهآهن عبوری از ارمنستان گرفته تا تأسیس صندوق سرمایهگذاری ترانسخزر. اما در لایههای عمیقتر، این طرح با دو چالش بزرگ دستبهگریبان است:
۱. فقدان امنیت پایدار: مشخص نبودن مکانیسمهای تضمین امنیت مسیر و پروتکلهای گمرکی، اعتماد سرمایهگذاران بینالمللی را سلب کرده است. سرمایهگذاران، بهویژه در شرایطی که بیثباتی ژئوپلیتیک سایه افکنده است، تمایلی به تزریق سرمایه به پروژههای زیرساختی ندارند که هنوز «امنیتِ مسیر» آن تضمیننشده باقی مانده است.
۲. معمای تأمین مالی: اگرچه صندوق سرمایهگذاری با مبلغ اولیه ۲۰۱ میلیون دلار آغاز به کار کرد، اما این رقم در برابر هزینههای عظیمِ ساخت زیرساختهای ریلی و جادهای در مناطق کوهستانی، ناچیز است. تلاشهای دولت ارمنستان برای جذب سرمایهگذاران خصوصی نیز تاکنون به دلیل فقدان اطمینان از خروجیهای اقتصادی و سیاسی پروژه، به تعهدات الزامآور نینجامیده است.
سایه سنگین تقابل واشنگتن و تهران
بدون تردید، مهمترین متغیر خارجی که بر سرنوشت TRIPP سایه افکنده، تنشهای جاری میان ایالات متحده و ایران است. تهران به این کریدور نه به عنوان یک پروژه اقتصادی، بلکه به عنوان یک نفوذ استراتژیک غربی مینگرد که دسترسیاش به منطقه را محدود کرده و «مسیرهای موازی» را تقویت میکند. از منظر ایران، توسعه کریدوری که از نزدیکی مرزهای شمالیاش میگذرد، میتواند نفوذ ژئوپلیتیک سنتی آن را در قفقاز جنوبی کاهش دهد.
در این میان، اقدامات دیپلماتیک ایران در ایروان و توافق بر سر توسعه کریدورهای ترانزیتی جایگزین، پیام روشنی برای واشنگتن دارد: ایران بیکار ننشسته و به دنبال حفظ موازنه قوا در منطقه است. این تقابل استراتژیک، ارمنستان را در وضعیتی شکننده قرار داده است؛ پاشینیان به شدت به حمایت واشنگتن برای خروج از وابستگیهای گذشته نیاز دارد، اما در عین حال نمیتواند الزامات ژئوپلیتیکِ همسایگی با ایران را نادیده بگیرد.
بحران داخلی ارمنستان؛ مانعی فراتر از سیاست خارجی
در سوی دیگر میدان، دولت پاشینیان با یک بنبست داخلی مواجه است. آذربایجان، با تکیه بر دستاوردهای نظامی سال ۲۰۲۳، تغییر قانون اساسی ارمنستان را نه یک پیشنهاد، بلکه «پیششرطی غیرقابلمذاکره» برای صلح نهایی دانسته است. با این حال، نخستوزیر ارمنستان درگیر یک تناقض است؛ او برای پیشبرد صلح باید رضایت داخلی را جلب کند، اما حزب «قرارداد مدنی» در پارلمان فاقد اکثریت لازم (دوسوم آرا) برای تغییر قانون اساسی است.
علاوه بر این، طرح برگزاری همهپرسی ملی که پاشینیان روی آن حساب باز کرده بود، اکنون با تردیدهای جدی روبهرو است. ترس از واکنش افکار عمومی و فشارهای سیاسی جریانهای مخالف، باعث شده است تا هیچ جدول زمانی دقیقی برای این همهپرسی مشخص نشود. در واقع، صلح در قفقاز اکنون به «گروگانِ» تغییرات داخلی ارمنستان درآمده است.
نتیجهگیری؛ گذار از خوشبینی به واقعگرایی
یک سال پس از توافق واشنگتن، این واقعیت بیش از پیش نمایان شده است که صلح در قفقاز جنوبی فراتر از امضای یک بیانیه مشترک است. تا زمانی که معمای امنیت کریدورها حل نشود، تنشهای ایالات متحده و ایران فروکش نکند و دولت ارمنستان نتواند بر چالشهای حقوقی و داخلی خود غلبه کند، طرح TRIPP در حد یک «آرزوی اقتصادی» باقی خواهد ماند. برای باکو، زمان به نفعِ حفظ وضعیت فعلی و فشار برای امتیازات بیشتر است، اما برای ایروان، تداوم این وضعیت میتواند به معنای فرصتهای از دست رفته و افزایش فشارهای ژئوپلیتیک باشد. آینده صلح، نه در اتاقهای مذاکره در واشنگتن، بلکه در زمین بازی پیچیدهای تعیین خواهد شد که در آن بازیگران منطقهای و فرامنطقهای هر یک به دنبال بیشینهسازی سهم خود از نظم جدید قفقاز هستند.






