آیا حزب عدالت و توسعه دچار تغییر ماهیت هویتی شده است؟
موضوع تغییر ماهیت هویتی احزاب همواره محل بحث بوده است. حزب عدالت و توسعه ترکیه به رهبری رجب طیب اردوغان، با عبور از گفتمان اسلامگرایی سنتی اربکان و پذیرش چارچوب سکولاریسم منفعل، مانیفست خود را به سمت محافظهکاری دموکراتیک و تعامل با غرب سوق داده است. شواهد نشان میدهد این حزب با تقدمبخشی به بقای حاکمیت و منافع ملی بر آرمانهای ایدئولوژیک، دستخوش بازتعریف راهبردی هویت سیاسی خود شده است.
دکتر حسن صادقیان – استاد دانشگاه تهران و مدیر میز ترکیه اندیشکده زاویه
اندیشکده زاویه: موضوع تغییر و تحول در ماهیت هویتی احزاب و جریانهای سیاسی همواره محل بحث و مشاجره میان موافقان و مخالفان بوده است؛ بهطوریکه دو گروه در این میان ظهور و بروز داشته و تلاش کردهاند دیدگاه خودشان را به کرسی بنشانند:
- گروه اول، بر این مدعا هستند که اساساً نباید تغییری در ماهیت هویتی و مانیفست احزاب و جریانهای سیاسی اتفاق بیفتد؛ چرا که تغییر در ماهیت، به مثابه تغییر در آرمانها و اهداف است و احتمال تضعیف مقبولیت و انحراف در مسیر را افزایش میدهد.
- گروه دوم، بر این مدعا هستند که بسته به تغییر و تحولات محیط داخلی و بینالمللی و تغییر در رهبری و سطح نخبگانی احزاب و جریانها، امکان بازنگری و تغییر در ماهیت هویتی و متأثر از آن، تغییر در مانیفست و اهداف و آرمانها وجود دارد؛ فلذا دغدغه و نگرانی کاهش مقبولیت و آرای محلی از اعراب ندارد.
طبق تقسیمبندی فوق، حزب عدالت و توسعه با گروه دوم همخوانی و سنخیت بیشتری دارد. در این یادداشت، به تحلیل و ارزیابی این موضوع پرداخته شده و در پی پاسخ به این سؤال هستیم که آیا بهواقع حزب عدالت و توسعه دچار تغییر ماهیت هویتی شده و از حزب اسلامی به حزبی غیراسلامی مبدل گشته است؟
شواهد و قرائن نشان میدهد در طول سه دهه اخیر، بخش نخبگانی و هرم اصلی حزب عدالت و توسعه با جدایی از جناح اسلامگرا، گفتمان جدیدی خلق کردند که دیگر ترکیبی از اسلامگرایی و ارزشهای محافظهکارانه لیبرالدموکراتیک جهانی نیست. آنها ضمن اذعان به اهمیت دین بهعنوان باور شخصی، خود را در چارچوب قانون اساسی سکولار جای دادند.
باید تأکید کرد که در حالی که روشنفکران پسااسلامگرا در ترکیه هنوز استدلالهای خود را بر منابع اسلامی بنا میکنند و مکرراً به اسلام ارجاع میدهند، رهبران حزب عدالت و توسعه پیوندهای گفتمانی خود را با این منابع، تا آنجا که به سیاست مربوط میشود، قطع کردند.
بهعنوان مثال، رجب طیب اردوغان مکرراً اظهار میکند که حزبش یک حزب دموکرات محافظهکار است، که بهطور ضمنی به یک حزب دموکرات مسلمان شبیه به دموکراتهای مسیحی در اروپای غربی اشاره دارد که در آن نوعی «سکولاریسم منفعل» آنگلوساکسون مورد حمایت قرار میگیرد که در آن، حضور عمومی دین پذیرفته میشود.
رهبران حزب عدالت و توسعه بارها اظهار داشتهاند که موضع آنها با ایدههایی که محتوای سیاسی جنبش «چشمانداز ملی» اربکان را تشکیل میداد، بسیار متفاوت است و آنها بر فاصله بین خود و تمام مراجع اسلامگرا تأکید کردهاند. در دیدگاههای حزب عدالت و توسعه، دین تنها یک پسزمینه فرهنگی است، نه بخش فعالی از گفتمان اسلامگرایی. همچنین برخلاف اسلامگرایان، حزب عدالت و توسعه «احتمال وجود حقیقت مطلق غیرقابل مذاکره در یک رژیم دموکراتیک را رد میکند و ضرورت گفتوگو، مصالحه و اجماع برای «حکومت دموکراتیک» را به رسمیت میشناسد».
در تضاد مستقیم با تدوین هویت سیاسی اسلامگرایان بر اساس مخالفت با غرب، حزب عدالت و توسعه بر ارزشهای سیاسی غربی تأکید کرده است. در عین حال، این حزب، غرب، بهویژه اتحادیه اروپا را بهعنوان متحدی مهم در دموکراتیزه کردن ترکیه در نظر گرفته است. برخلاف احزاب اسلامگرای اربکان، «حزب عدالت و توسعه جهانی شدن را با امپریالیسم غربی برابر نمیداند، بلکه آن را بهعنوان زمینه در حال تغییر سیاستی میداند که ترکیه باید از طریق تسریع ادغام خود با اتحادیه اروپا با آن سازگار شود».
موضوع دیگر، نگاه ابزاری به اهداف و آرمانها است؛ تاکنون شعارهای ضدغربی حزب عدالت و توسعه تا حد زیادی سطحی بود و رهبران حزب عدالت و توسعه بهراحتی از آن دست کشیدند. سبک زندگی، قوانین پوشش و غیره آنها در هر صورت همیشه با سبک زندگی غربی هماهنگ بوده است.
علاوه بر این، تجربه طولانی حاکمیت نظم نیمهدینی-نیمهسکولار که به سال ۱۸۷۶ برمیگردد و هویت ترکیبی دولت ترکیه نیز به رهبران حزب کمک کرده است تا همیشه طرفدار بقای و تحکیم ساختار حاکمیت باشند و بنابراین از کنش و واکنشهای رادیکال و بنیانافکن دوری کنند. در این رویکرد، آنچه اس و اساس است «بقا و ماندگاری حاکمیت است ولو با تغییر در ماهیت هویتی و قربانی شدن اندیشهها و مسائل ایدئولوژیک.»
علاوه بر این، در این مدت برخلاف اسلامگرایان در اکثر کشورهای دیگر، بخش نخبگانی حزب عدالت و توسعه پیوند خود را با مظاهر سنتی اسلام قطع نموده و تسلیم لفاظیهای طرفداران «مدرنیسم اصلاحطلب» شد. این در حالی است که احزاب اسلامگرا در ترکیه پیوندهای مستقیمی با ریشههای سنتگرا با ماهیت هویتی اسلامی داشتند. طرفه آن است که این امر در هماهنگی کامل با اسلامگرایان «اخوانیِ» اخوانالمسلمین جهان عرب است که دیدگاههای مذهبی «اصلاحطلبانه» آنها از جنبش مدرنیستی اسلامی پیشین که به برداشتهای سنتگرایانه از اسلام پشت کرده بود، گرفته شده بود.
سخن پایانی:
شواهد ارائهشده حاکی از آن است که تحول حزب عدالت و توسعه را میتوان نمونهای از «تغییر ماهیت هویتی» در احزاب سیاسی دانست؛ تغییری که در نتیجه دگرگونیهای محیطی، جابهجایی نخبگان و اقتضائات حکمرانی رخ داده است. رهبران حزب با فاصله گرفتن از گفتمان اسلامگرایی اربکانی، دین را از یک ایدئولوژی سیاسی به یک مرجع فرهنگی و هویتی تقلیل داده و مشروعیت سیاسی خود را بر محافظهکاری دموکراتیک، سکولاریسم منفعل، تعامل با غرب و عملگرایی سیاسی استوار کردهاند. در این چارچوب، تغییر مواضع ایدئولوژیک، تعدیل شعارهای ضدغربی و تقدم حفظ و تداوم ساختار دولت بر آرمانهای ایدئولوژیک، نشان میدهد که حزب عدالت و توسعه بیش از آنکه دچار تغییر تاکتیکی شده باشد، دستخوش بازتعریف راهبردی هویت سیاسی خود شده است؛ هرچند درباره میزان و عمق این تغییر همچنان میان پژوهشگران و صاحبنظران اختلافنظر وجود دارد.
بر این اساس، در تحلیل سیاست داخلی و خارجی ترکیه، ارزیابی رفتار حزب عدالت و توسعه باید بیش از آنکه بر مبنای انگیزههای ایدئولوژیک اسلامی باشد، بر اساس ملاحظات قدرت، منافع ملی، بقای حاکمیت و الزامات محیط داخلی و بینالمللی صورت گیرد.






