نفوذ آرام و ماندگار روسیه در خاورمیانه با دیپلماسی هستهای
روسیه در سالهای اخیر با بهرهگیری از ظرفیتهای شرکت روساتم، نفوذ هستهای خود را در سراسر خاورمیانه گسترش داده است. از پروژههای بزرگ در ایران و ترکیه تا همکاریهای جدید با مصر و عربستان، مسکو در حال ساخت شبکهای از وابستگیهای فنی و استراتژیک است. این دیپلماسی اتمی ابزاری برای حفظ قدرت در منطقهای است که سایر ابزارهای نفوذ روسیه در آن تضعیف شدهاند.
برسام محمدی – کارشناس مسائل منطقه
اندیشکده زاویه: روسیه در سالهای اخیر کوشیده است جایگاه خود در خاورمیانه را نه فقط از مسیرهای سنتی قدرت، بلکه از راه فناوری و زیرساخت نیز بازتعریف کند. در این میان، صنعت هستهای به یکی از مهمترین ابزارهای نفوذ مسکو بدل شده است. اگرچه نگاهها اغلب بر همکاریهای هستهای روسیه با ایران و ترکیه متمرکز بوده، واقعیت این است که دامنه حضور روساتم اکنون بسیار فراتر رفته و کشورهایی چون مصر، امارات، عربستان، عراق و اردن را نیز در بر گرفته است. این روند نشان میدهد که روسیه در حال ساختن شبکهای از وابستگیهای درازمدت است؛ شبکهای که میتواند حتی در شرایط افت نفوذ نظامی یا سیاسی، برای کرملین اهرمساز باشد.
مزیت اصلی انرژی هستهای برای روسیه در ماهیت بلندمدت آن نهفته است. یک قرارداد هستهای صرفاً به ساخت چند راکتور محدود نمیشود، بلکه زنجیرهای از همکاریهای چند دههای در زمینه طراحی، تأمین سوخت، آموزش نیروهای انسانی، خدمات فنی، ایمنی و حتی مدیریت پسماند را به همراه دارد. به همین دلیل، هر پروژه هستهای برای مسکو چیزی فراتر از یک معامله اقتصادی است؛ این پروژهها در عمل رابطهای پایدار و چندلایه میان روسیه و دولتهای میزبان ایجاد میکنند. در شرایطی که بسیاری از ابزارهای سنتی نفوذ روسیه در خاورمیانه با فرسایش روبهرو شدهاند، چنین پیوندهایی ارزش راهبردی ویژهای پیدا کردهاند.
ایران همچنان مهمترین نمونه این همکاری به شمار میرود. رابطه هستهای تهران و مسکو پیشینهای طولانی دارد و نیروگاه بوشهر نماد اصلی آن است. پروژهای که از دهه ۱۹۹۰ آغاز شد، نه فقط برای ایران اهمیت داشت، بلکه برای صنعت هستهای روسیه نیز در دوره دشوار پس از فروپاشی شوروی نقشی احیاگر ایفا کرد. اکنون این همکاری وارد مرحلهای تازه شده است. روسیه علاوه بر ادامه توسعه واحدهای جدید در بوشهر، در پروژههای بزرگتر و همچنین راکتورهای کوچکتر در ایران نیز حضور یافته است. گرایش ایران به راکتورهای کوچک را میتوان در پرتو ملاحظات امنیتی نیز فهمید؛ تأسیسات پراکندهتر و کمظرفیتتر معمولاً آسیبپذیری کمتری در برابر تهدیدات نظامی دارند و هزینه سیاسی هدف قرار دادن آنها نیز بالاتر است، بهویژه زمانی که پای فناوری و نیروی انسانی روسی در میان باشد.
با این حال، همکاری هستهای ایران و روسیه از ریسکهای ژئوپلیتیکی جدا نیست. تحریمها، کمبود قطعات، فشارهای بینالمللی و تنشهای امنیتی، بارها زمانبندی پروژهها را دچار اختلال کردهاند. جنگها و بحرانهای منطقهای نیز نشان دادهاند که پروژههای هستهای، هرچند متوقف نمیشوند، اما به شدت از محیط امنیتی پیرامون خود تأثیر میپذیرند. با وجود این، شواهد نشان میدهد که مسکو و تهران هر دو مایلاند این همکاری را حفظ کنند، زیرا برای هر دو طرف ابعاد راهبردی فراتر از تولید برق دارد.
ترکیه دومین میدان مهم نفوذ هستهای روسیه در منطقه است. نیروگاه آکویو صرفاً یک پروژه انرژی نیست، بلکه نمونهای از مدل خاص روساتم در «ساخت، مالکیت و بهرهبرداری» به شمار میرود. در این الگو، طرف روس نه فقط سازنده، بلکه مالک و بهرهبردار اصلی نیز باقی میماند. این مسئله سطح وابستگی کشور میزبان را بهمراتب افزایش میدهد و نفوذ روسیه را از مرحله ساخت به دوره بهرهبرداری بلندمدت گسترش میدهد. برای ترکیه، آکویو بخشی از راهبرد تنوعبخشی به منابع انرژی است؛ اما برای روسیه، این پروژه به معنای حضور نهادی و فنی پایدار در یکی از مهمترین کشورهای منطقه است.
در مصر نیز الگوی مشابهی دیده میشود. نیروگاه الضبعه، با پشتیبانی مالی و فنی روسیه، بخشی از برنامه قاهره برای توسعه سبد انرژی و کاهش فشار بر منابع سنتی است. اما اهمیت این پروژه فقط به انرژی محدود نیست. ادامه همکاری هستهای مصر با روسیه حامل این پیام است که بسیاری از دولتهای منطقه حاضر نیستند روابط راهبردی خود را تنها به یک بلوک جهانی محدود کنند. در واقع، یکی از دلایل جذابیت روساتم برای دولتهای خاورمیانه همین است که بستهای نسبتاً کامل از خدمات را ارائه میدهد، بیآنکه مانند برخی تأمینکنندگان غربی، قرارداد را با شروط سیاسی آشکار همراه کند.
فراتر از این سه کشور، روسیه بهروشنی در پی گسترش بازار خود در سراسر منطقه است. پیشنهاد راکتورهای بزرگ، کوچک و حتی شناور به امارات، تفاهمنامهها با عربستان و عراق و بازتعریف همکاری با اردن در حوزه راکتورهای کوچک مدولار، همگی نشان میدهند که مسکو با انعطاف بالا در حال تطبیق دادن خود با نیازها و محدودیتهای محلی است. این انعطاف، چه در مدل مالی و چه در مقیاس فناوری، یکی از امتیازهای رقابتی روساتم به شمار میرود.
در نگاه کلان، دیپلماسی هستهای روسیه بخشی از چرخش راهبردی این کشور به سوی جنوب جهانی پس از گسست عمیق با غرب است. پروژههای هستهای به روسیه امکان میدهند حضوری مشروع، فنی و درازمدت در کشورها داشته باشد؛ حضوری که هم درآمدزا است، هم به تولید نفوذ سیاسی کمک میکند و هم از مسیر آموزش و انتقال دانش، لایهای از قدرت نرم میسازد. به بیان دیگر، روسیه در حال تبدیل فناوری هستهای به جایگزینی برای بخشی از نفوذ از دسترفته خود در حوزههای نظامی و سیاسی است.
البته این مسیر بدون رقیب نیست. تحریمها هزینه پروژهها را بالا بردهاند و چین نیز بهتدریج در حال تبدیل شدن به رقیبی جدی در بازار هستهای کشورهای در حال توسعه است. اگر شرکتهای چینی بتوانند همان ترکیب تأمین مالی، سرعت اجرا و بسته خدماتی کامل را عرضه کنند، روسیه در سالهای آینده با چالشی واقعی روبهرو خواهد شد. با این همه، در وضعیت کنونی، مسکو هنوز توانسته است جایگاه قابل توجهی در بازار هستهای خاورمیانه حفظ کند.
در مجموع، نفوذ امروز روسیه در خاورمیانه را دیگر نمیتوان فقط با پایگاههای نظامی، ائتلافهای امنیتی یا مداخلات سیاسی سنجید. بخشی از این نفوذ اکنون در قالب قراردادهای فنی، زیرساختی و بلندمدت شکل میگیرد. روساتم در این میان به ابزار اصلی کرملین برای بازآرایی قدرت در منطقه تبدیل شده است؛ ابزاری آرامتر از نیروی نظامی، اما در بسیاری موارد ماندگارتر و عمیقتر.





