دوراهی سرنوشتساز ایروان؛ انتخاب میان «ارمنستان واقعی» و «ارمنستان بزرگ»
اندیشکده چتم هاوس در یادداشتی نوشت: پاشینیان و حزب قرارداد مدنی با شعار «ارمنستان واقعی» در پی صلح نهایی با آذربایجان، کنارگذاشتن ادعاهای ارضی و گسترش اتصال منطقهایاند. همزمان، چرخش او به غرب نگرانی از واکنش روسیه را برانگیخته است. با وجود مخالفتهای طرفداران مسکو، نظرسنجیها همچنان از برتری نسبی او و تداوم پیشرفتش خبر میدهند.
اندیشکده زاویه: در سال ۲۰۲۳، ارمنستان بهطور قطعی کنترل قرهباغ کوهستانی را به آذربایجان واگذار کرد. نزاع بر سر این منطقه در دهه ۱۹۹۰ موتور محرک جنبش استقلال ملی ارمنستان بود و از دست رفتن آن، ملیگرایی ارمنی را از یکی از پایههای اصلیاش محروم کرد. با این حال، همین تحول از جهتی دیگر به کاهش نفوذ روسیه بر سیاست خارجی ارمنستان انجامیده و همزمان نشانهای از افول قدرت مسکو در قفقاز جنوبی و محدودیتهای حمایتی آن است.
«ارمنستان واقعی» و هشدارِ «سناریوی اوکراین»
نیکول پاشینیان، نخستوزیر فعلی، و حزب «قرارداد مدنی» با شعار «ارمنستان واقعی» – یعنی ارمنستانی بدون جاهطلبی برای مرزهای گستردهتر – میکوشند مسیر دستیابی به توافق نهایی صلح با آذربایجان را هموار کنند. هدف آنها پایان دادن به چند دهه درگیری از طریق چشمپوشی نهایی از ادعاهای ارضی و پیوند دادن ارمنستان به پروژههای اتصال منطقهای است.
همزمان، پاشینیان سیاست خارجی ارمنستان را با نوعی «چرخش» گسترده به سمت غرب بازتعریف کرده است؛ رویکردی که به شکلگیری هشدارهای پرشمار درباره «سناریوی اوکراین» دامن زده است. بسیاری از منتقدان بیم دارند که ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، همانگونه که بهدلیل گرایش اوکراین به غرب واکنش نشان داد، در برابر ارمنستان نیز دست به اقدام مشابه بزند.
صحنه سیاسی و جایگاه پاشینیان
مخالفان پاشینیان طیفی از گروههای طرفدار احیای روابط با روسیه تا احزاب کوچکتری را در بر میگیرند که شانس اندکی برای عبور از حدنصاب پارلمان دارند. نظرسنجیها نشان میدهد «قرارداد مدنی» همچنان از نزدیکترین رقیب خود، یعنی بلوک «ارمنستان قوی» به رهبری میلیاردر روسی-ارمنی سامول کاراپتیان، جلوتر است.
با این حال، بخش قابل توجهی از رأیدهندگان هنوز مرددند. در یک نظرسنجی در اواسط ماه مه، ۴۵ درصد از مرددان گفتهاند ارمنستان در مسیر درست حرکت میکند. با وجود نگرانیهای موجه درباره دستکاری اطلاعات از بیرون، بعید به نظر میرسد روند پیشروی پاشینیان بهسادگی متوقف شود.
حمایت عمومی از صلح و شروط باکو
تابستان گذشته رهبران ارمنستان و آذربایجان در نشستی در کاخ سفید با حضور دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، چارچوب یک توافق صلح را کلید زدند (هرچند آن را امضا نکردند). از فوریه ۲۰۲۴ نیز گزارشی از تلفات نظامی ثبت نشده و آذربایجان و ترکیه هر دو اقداماتی برای کاهش اثرات محاصره طولانیمدت ارمنستان انجام دادهاند.
با این همه، این پیشرفت بیسابقه هنوز شکننده و موقت است. به اصرار آذربایجان، امضای توافقنامه به تصویب قانون اساسی جدید در ارمنستان گره خورده و باکو خواستار حذف همه ارجاعات به قرهباغ کوهستانی از قانون اساسی فعلی ارمنستان شده است. تصویب قانون اساسی جدید نیز مستلزم برگزاری همهپرسی پس از انتخابات ۱۶ خرداد است؛ موضوعی که انتخابات را عملاً به یک «همهپرسی مقدماتی» درباره شروط مذاکرهشده توسط پاشینیان و مسیر پیشنهادی او برای آینده کشور تبدیل میکند.
زخم قرهباغ، قطبیسازی و نگرانیهای دموکراتیک
ارمنیها بهطور ملموس بهبود نسبی امنیت را پس از نزدیک به یک دهه خشونت تقریباً مداوم در خط مقدم احساس میکنند؛ از جمله شکست جنگ ۲۰۲۰، حمله آذربایجان به خاک ارمنستان در سپتامبر ۲۰۲۲ و الحاق نظامی قرهباغ توسط باکو در سپتامبر ۲۰۲۳. ضرورت رسیدن به توافقی پایدار با باکو در سطحی گسترده پذیرفته شده است. با این حال، از دست دادن قرهباغ شکافهای عمیقی در سیاست داخلی ارمنستان ایجاد کرده که در کارزار انتخاباتی نیز به شکلهای تند و نگرانکننده بروز یافته است.
پاشینیان در جریان کمپین با شهروندانی که روایت صلح او را به چالش میکشند، برخوردهای لفظی تند داشته و حتی ویدئویی از تهدید خشونتآمیز علیه او توسط مردان نقابدار در فضای آنلاین منتشر شده است. این نوع تهدیدها در کشوری با سابقه خشونت سیاسی از جمله ترور گروهی از رهبران در تیراندازی پارلمان سال 1999یادآور شکننده بودن فضای سیاسی است.
در همین حال، بخشهایی از جامعه مدنی از آنچه «تلاش دولت برای فراموشی» فقدان قرهباغ و آوارگی گسترده جمعیت آن میدانند، ناراضیاند. برخی حتی ادعا میکنند لفاظیهای دولت به نفرتپراکنی علیه ارمنیهای سابق قرهباغ نزدیک میشود. پاشینیان و هوادارانش اما این ادعاها را پوششی برای مقاومت در برابر شروط صلح با آذربایجان تلقی میکنند.
این فضای تبآلود نگرانیها درباره مسیر دموکراتیک ارمنستان را تشدید کرده است؛ زیرا قطبیسازی، نگاه «همه یا هیچ» به وفاداری سیاسی را تقویت میکند. افزایش تنش میان نخستوزیر و طیفهایی از مخالفان، کلیسای حواری ارمنی و ارمنیهای قرهباغ، پرسشهایی جدی درباره جهتگیری فرهنگ سیاسی کشور ایجاد کرده است. برای نمونه، در یکی از مجادلات انتخاباتی، پاشینیان از یک پناهنده ارمنی قرهباغ پرسید چرا هنوز زنده است و تلویحاً گفت او باید در قرهباغ میماند و میمرد؛ فرد یادشده بعداً به اتهام اوباشگری بازداشت شد. چنین رخدادهایی برای ثبات هر توافق آینده نشانه خوبی نیست.
حتی اگر «ارمنستان واقعی» بهعنوان یک واقعیت ژئوپلیتیکی پذیرفته شود، نحوه مواجهه با آوارگان و میراث قرهباغ همچنان پرسشی بیپاسخ باقی میماند؛ پرسشی که نهایتاً خود ارمنیها باید درباره آن تصمیم بگیرند.
«چرخش به غرب» یا گشودگی به جهان؟
بحث ژئوپلیتیک ارمنستان گاه با گفتوگوی سنجیده درباره دموکراسی آن در تعارض قرار میگیرد. «انقلاب مخملی» ۲۰۱۸ که پاشینیان را به قدرت رساند، آگاهانه جنبشی کاملاً داخلی معرفی شد و اتحاد ارمنستان با روسیه دستنخورده باقی ماند. اما سقوط نهایی قرهباغ در سال ۲۰۲۳ پاشینیان را تا حدی از ضرورت حفظ آن اتحاد رها کرد و در مقابل، این باور را در میان مخالفان تقویت نمود که نزدیکی به مسکو تنها راه جلوگیری از فاجعهای بزرگتر است.
درباره «گرایش» ارمنستان به غرب بسیار گفته شده است، اما واقعیت این است که برخی تحولات چند سال پیش غیرقابل تصور بود؛ زمانی که ارمنستان غالباً «مشتری مطیع» روسیه شمرده میشد. از جمله، ایالات متحده با ابتکار TRIPP—مسیر برنامهریزیشده تجارت، ارتباطات و ترانزیت انرژی از جنوب ارمنستان میان آذربایجان و نخجوان—به میانجی مهمی در روند صلح بدل شده است. ایروان همچنین چند روز پیش از آغاز کارزار انتخاباتی میزبان اجلاس جامعه سیاسی اروپا و نیز نخستین اجلاس اتحادیه اروپا و ارمنستان بود و گفتمان «انتخاب اروپایی» در رسانهها برجسته شد.
با این حال، «چرخش به غرب» برای دموکراسی ارمنستان بیهزینه نیست. هرچه روسیه بیشتر ارمنستان را بازیگری در تقابل با اتحادیه اروپا ببیند، احتمالاً قواعد این رقابت را سختگیرانهتر تحمیل خواهد کرد؛ و این برای کشوری که در انرژی و غذا وابستگیهایی به روسیه دارد و همچنان از حوالههای کارگران مهاجر در روسیه بهره میبرد، پرمخاطره است. در سوی دیگر، هرچه اروپا ارمنستان را آسیبپذیرتر در برابر فشار روسیه تلقی کند، ممکن است آسانتر کاستیهای کارنامه دموکراتیک دولت را به امید حمایت از «گزینه نزدیک به غرب» نادیده بگیرد.
از طرفی، تقلیل انتخابهای سیاست خارجی ارمنستان به دوگانه «روسیه یا غرب» تصویری سادهسازیشده است. چندقطبی بودن از ویژگیهای ذاتی قفقاز جنوبی است و در سیاست خارجی سه کشور منطقه روزبهروز آشکارتر میشود؛ کشورهایی که میکوشند به گرههایی در شبکههای اتصال گستردهتر اوراسیا تبدیل شوند. ارمنستان نیز روابط خود را در جهات مختلف – از جمله با کشورهای خلیج فارس، آسیای جنوبی و چین – ارتقا داده و در عین حال برخی پیوندهای مهم با روسیه همچنان برقرار است: عضویت فعال و اثرگذار در سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) عملاً از میان رفته و بعید است احیا شود، اما عضویت در اتحادیه اقتصادی اوراسیا (EAEU) هنوز مزایای واقعی دارد و روسیه همچنان بزرگترین بازار صادراتی ارمنستان است.
نظرسنجیها نشان میدهد اکثریت شهروندان از عضویت در اتحادیه اروپا حمایت میکنند، اما این هدف فعلاً دور از دسترس است. عضویت ارمنستان در اتحادیه اقتصادی اوراسیا، وضعیت نامعلوم و متوقفشده نامزدی گرجستان، و درگیری اتحادیه اروپا با پروندههای اوکراین و مولداوی، محدودیتهای ساختاری مهمیاند که باید در ارزیابی دامنه واقعی «چرخش به غرب» در نظر گرفته شوند.
در شرایطی که گسترش اتحادیه اروپا فعلاً در دستور کار نیست، اروپا میتواند با حمایت آرام و مستمر، تقویت نهادهای ارمنستان و پرهیز از تحمیل انتخابهای دوگانه که آزادی عمل ایروان را کم میکند، به این کشور کمک کند.
نکته پایانی
در نهایت، کمپین «ارمنستان واقعی» پاشینیان بیانگر نوعی سازگاری ناگزیر با واقعیتهای ژئوپلیتیک و ظرفیتهای داخلی کشور است. با این وجود، فرهنگ سیاسی خصمانه و نگاه تقلیلگرایانه به گزینههای سیاست خارجی میتواند همین دستور کار دردناک اما ضروری را تضعیف کند.






