انگیزههای مکرون برای پر کردن جای خالی روسیه در قفقاز
شکست ارمنستان در جنگ قرهباغ بحرانی هویتی و سیاسی ایجاد کرده است. امانوئل مکرون تلاش میکند با وعدههای غربی جای خالی روسیه را پر کند، اما جامعه ارمنستان و مهاجران نسبت به این چرخش خطرناک و بیپشتوانه بدبین هستند.
اندیشکده زاویه: یادداشت حاضر خلاصهای است از تحلیلی با عنوان«انگیزههای مکرون برای پر کردن جای خالی روسیه در قفقاز» است که در وبسایت کاسپین پست منتشر شده است: پس از شکست ارمنستان در جنگ ۲۰۲۰ قرهباغ، جامعه این کشور با بحرانی عمیق و چندلایه روبهرو شد؛ بحرانی که تنها به از دست دادن یک سرزمین محدود نبود، بلکه به زخم روانی و ضربهای هویتی تبدیل شد که تا امروز تعیینکننده فضای سیاسی داخلی است. جامعه ناگهان خود را با پرسشهایی دشوار مواجه دید: مسئول این شکست چه کسی است؟ خشم و ناامیدی انباشتهشده باید به کدام سمت هدایت شود؟ و مهمتر از همه، مسیر بعدی سیاست خارجی ارمنستان چیست؟
در چنین فضایی، نیروهای سیاسی مختلف تلاش کردند از احساسات عمومی سود ببرند. برخی، نخبگان سابق را مقصر دانستند. گروهی دیگر، نیکول پاشینیان و دولت او را عامل شکست میدانستند. عدهای نیز انگشت اتهام را به سمت روسیه گرفتند و معتقد بودند که مسکو در لحظه حساس، از حمایت مؤثر از ارمنستان خودداری کرد. این فضای چندصدایی فرصتی ایجاد کرد تا بازیگران خارجی نیز وارد صحنه شوند. در این میان، سیاستمداران غربی – بهویژه امانوئل مکرون – فعالانه تلاش کردند تا نارضایتی جامعه ارمنستان را در راستای تقویت گرایش ایروان به سوی غرب هدایت کنند.
به باور این طیف، استدلال اصلی چنین است: روسیه نشان داده که قابل اتکا نیست؛ پس ارمنستان باید به سمت اتحادیه اروپا، فرانسه و ساختارهای غربی حرکت کند. شکست قرهباغ در این گفتمان، نه یک حادثه نظامی، بلکه دلیلی برای بازتعریف مسیر ژئوپلیتیکی ارمنستان تلقی میشود. این رویکرد در بستری رشد میکند که در آن بخش قابلتوجهی از جامعه ارمنستان نسبت به روسیه دلخوری و بیاعتمادی دارد. استدلال آنها این است که روسیه در جریان جنگ، نه تنها مداخله مؤثر نکرد، بلکه عملاً موضعی خنثی گرفت. این برداشت اکنون از سوی جریانهایی که خواستار فاصله گرفتن ارمنستان از مسکو هستند تقویت میشود.
با این حال، این تحرکات غربی صرفاً از سر همدردی با ارمنستان نیست. هدف اصلی آنها بازتعریف توازن قدرت در قفقاز جنوبی است. برای غرب، این منطقه بیش از آنکه صحنه همکاری برابر باشد، میدان رقابت نفوذ است. فرانسه میکوشد نقش حامی اصلی غربی ارمنستان را برعهده بگیرد؛ بریتانیا در آذربایجان نفوذ سنتی خود را حفظ کرده و گرجستان نیز همچنان برای بازیگران غربی اهمیتی ویژه دارد. در این چارچوب، قفقاز جنوبی به نقطهای تبدیل میشود که غرب تلاش دارد آن را مطابق منافع خود بازآرایی کند.
نیکول پاشینیان در این روند نقشی کلیدی دارد. او از ابتدا سیاستمداری متمایل به غرب بوده و قدرتگیریاش در سال ۲۰۱۸ با حمایت نیروهایی ممکن شد که آرزو داشتند ارمنستان از روسیه فاصله بگیرد و به ساختارهای اروپایی نزدیکتر شود. بنابراین اتخاذ یک خطمشی کاملاً طرفدار روسیه نه با شخصیت سیاسی او سازگار است و نه با گروههای داخلی و خارجی که پشتوانه قدرت او هستند. پاشینیان تلاش میکند انتخاب غرب را مسیر مدرنسازی، امنیت و استقلال از مسکو معرفی کند.
اما جامعه ارمنستان در این مسیر همراهی یکپارچهای با او ندارد. اعتماد عمومی به پاشینیان بالا نیست و بخش بزرگی از مهاجران ارمنی – که جمعیت آنها از جمعیت داخل کشور بیشتر است – سیاستهای او را با دیده تردید و انتقاد مینگرند. برای گروه زیادی از ارمنیها، حکومت او با از دست رفتن قرهباغ و تضعیف موقعیت منطقهای ارمنستان گره خورده است. از نگاه آنان، چرخش سریع به سمت غرب نه یک انتخاب طبیعی تاریخی، بلکه آزمونی پرریسک است که میتواند نتایج دردناکی برای کشور به همراه داشته باشد.
به همین دلیل مسیر سیاست خارجی ایروان موضوع اختلاف جدی داخلی است. ارمنستان میان دو گزینه قرار دارد: حفظ همکاری با روسیه به دلیل پیوندهای قدیمی، تعاملات اقتصادی، نیروی کار مهاجر، پروژههای انرژی و چارچوبهای امنیتی مشترک؛ یا چرخش بهسوی غرب با تکیه بر فرانسه، اتحادیه اروپا و ایالات متحده. اروپا بیشتر مشوقهای سیاسی و وعدههای نظری ارائه میدهد، در حالی که روسیه – با وجود مشکلات – همچنان برای ارمنستان یک شریک عملی در حوزه اقتصاد و امنیت به شمار میرود. از همین رو بخش قابل توجهی از جامعه ارمنستان نگران است که قطع ناگهانی روابط با روسیه، بدون پشتوانه واقعی غرب، کشور را در معرض بیثباتی قرار دهد.
در این میان، نقش فرانسه و شخص مکرون اهمیت ویژهای یافته است. برای مکرون، موفقیت پاشینیان در انتخابات و تثبیت گرایش غربگرای ایروان نهتنها دستاوردی منطقهای، بلکه موفقیتی برای اعتبار ژئوپلیتیکی خود اوست. در سالهای اخیر، فرانسه نفوذ سنتیاش را در آفریقا و برخی مناطق دیگر از دست داده و با چالشهای جدی مواجه شده است. بنابراین قفقاز جنوبی – بهویژه ارمنستان – به یکی از معدود عرصههایی تبدیل شده که پاریس هنوز میتواند در آن نقشآفرینی کند و موفقیت سیاسی نشان دهد.
پیش از انتخابات ارمنستان، رفتوآمدهای دیپلماتیک افزایش یافت و مقامات اروپایی پیامهایی پررنگ درباره آینده اروپایی ارمنستان مطرح کردند. هدف این تلاشها ایجاد این تصور بود که آینده ارمنستان در کنار اروپاست، نه روسیه. با این حال، جامعه ارمنستان همچنان نسبت به وعدههای سیاسی بدون پشتوانه عملی محتاط است. آنها میدانند که حمایت لفظی اروپا جایگزین تضمینهای امنیتی، اقتصادی یا زیربنایی واقعی نمیشود.
در نتیجه، رقابت امروز در سیاست خارجی ارمنستان صرفاً جدال میان دو بلوک بزرگ نیست، بلکه نبردی بر سر سرنوشت راهبردی کشور است. پاشینیان و حامیان غربی او در یک سوی این میدان قرار دارند، و بخشی از جامعه و مهاجران ارمنی – که نگران پیامدهای تغییر ناگهانی جهتگیری کشور هستند – در سوی دیگر. انتخابات پیش رو بیش از یک رقابت سیاسی ساده است: این انتخابی است که میتواند آینده ارمنستان را در دهههای آینده رقم بزند؛ انتخاب میان پیوستن به پروژههای غربی یا حفظ پیوندهای تاریخی و امنیتی با روسیه، آن هم در منطقهای که هرگونه تغییر توازن قدرت با پیامدهای مهم همراه است.
منبع: کاسپین پست






