ترامپ در باتلاق اقتصادی: چرا کاخ سفید به جای صلح، جنگ را انتخاب کرد؟ – بخش اول

  • 2026-03-22 10:00

«هاکان توپ‌کورولو»، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر نام‌آشنای اقتصادی در روزنامه «آیدینلیک» ترکیه، در یادداشتی تحلیلی، پرده از دلایل و انگیزه‌های پیچیده‌ای برداشته است که ظاهراً پشت پرده حمله نظامی اخیر آمریکا به ایران قرار دارند. این تحلیل با بررسی دقیق وعده‌های انتخاباتی دونالد ترامپ و در مقابل، واقعیت‌های نگران‌کننده اقتصاد آمریکا، به دنبال پاسخ به این پرسش اساسی است که چگونه کاخ سفید، علی‌رغم شعارهای صلح‌طلبانه ترامپ، ناگهان خود را درگیر یک جنگ تمام‌عیار در منطقه استراتژیک غرب آسیا یافت. توپ‌کورولو مدعی است که این اقدام، بیش از آنکه نتیجه یک استراتژی مشخص باشد، راهکاری اضطراری برای فرار از بحران‌های داخلی اقتصادی آمریکا بوده است.

اندیشکده زاویه: توپ‌کورولو با اشاره به اینکه با گذشت زمان و طولانی شدن جنگ، این پرسش که «چرا آمریکا به ایران حمله کرد؟» به دغدغه‌ای جدی تبدیل شده است، به طیف وسیعی از گمانه‌زنی‌ها در این خصوص اشاره می‌کند. این گمانه‌زنی‌ها شامل مواردی چون: تلاش برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، تأمین امنیت رژیم صهیونیستی، ارائه امتیاز به نتانیاهو در قبال پرونده‌های شخصی ترامپ، طمع به منابع عظیم نفت و گاز ایران (سناریویی مشابه ونزوئلا)، باورهای افراطی جریان‌های اوانجلیست مبنی بر نقش منجی‌گرایانه در نظم نوین جهانی، و در نهایت، هدف قرار دادن شاهرگ حیاتی انرژی چین برای تضعیف پکن می‌باشند.

با این حال، نویسنده معتقد است که در میان تمامی این احتمالات، منطقی‌ترین و محتمل‌ترین دلیل، تلاش آمریکا برای کنترل تنگه استراتژیک هرمز و قطع خطوط حیاتی تأمین انرژی ایران به مقصد چین است. این اقدام می‌تواند ضربه‌ای مهلک به اقتصاد چین و ابزاری برای اعمال فشار حداکثری بر این قدرت نوظهور باشد.

ترامپ و وعده‌های فراموش‌شده: شعار صلح در مقابل واقعیت جنگ

نکته کلیدی در تحلیل توپ‌کورولو، تناقض آشکار میان وعده‌های انتخاباتی ترامپ و سیاست‌های عملی او در قبال ایران است. ترامپ با شعارهایی مبنی بر پایان دادن به «جنگ‌های بی‌پایان» و خروج نیروهای آمریکایی از مناطق درگیر، از جمله سوریه، به قدرت بازگشته بود. او خود را مدعی جایزه صلح نوبل می‌دانست و بر پایان دادن به هفت جنگ در جهان تأکید داشت. وعده‌های اقتصادی او نیز بر محور سیاست‌های حمایتی، افزایش تعرفه‌های گمرکی بر کالاهای وارداتی از کشورهایی چون چین، کانادا، مکزیک، آلمان و ژاپن، و تبدیل آمریکا به یک قدرت تولیدکننده متمرکز بود. شعار اصلی او، «MAGA» (بازگرداندن عظمت به آمریکا)، قرار بود از طریق ابزارهای اقتصادی محقق شود، نه مداخله نظامی.

اما سوال اساسی اینجاست که چه عاملی باعث شد ترامپ از این مسیر منحرف شده و به سمت حمله نظامی سوق داده شود؟ توپ‌کورولو این احتمال را مطرح می‌کند که شاید جریان‌های جهانی‌گرای دموکرات، که سال‌ها بر دستگاه حاکمیتی آمریکا مسلط بوده‌اند، ترامپ را در تله‌ای انداخته‌اند تا سیاست‌های جنگ‌طلبانه خود را از طریق او اجرا کنند. به عبارت دیگر، ترامپ ممکن است ناخواسته به ابزاری برای پیشبرد اهدافی تبدیل شده باشد که خود با آن‌ها مخالف بود.

بحران اقتصادی آمریکا: بدهی‌های کمرشکن و فشار برای راهکارهای اضطراری

تحلیلگر روزنامه آیدینلیک، ریشه اصلی این چرخش ناگهانی به سمت جنگ را در وضعیت وخیم اقتصادی آمریکا جستجو می‌کند. با روی کار آمدن مجدد ترامپ در ابتدای سال ۲۰۲۵، بدهی عمومی آمریکا به رقم نجومی ۳۶ تریلیون و ۲۱۸ میلیارد دلار رسیده بود که معادل ۱۲۱ درصد تولید ناخالص داخلی (GDP) این کشور بود. این ارقام، آمریکا را در آستانه یک بحران مالی قرار داده و آن را به یکی از بدهکارترین کشورهای جهان تبدیل کرده بود.

نرخ بهره استقراض نیز همچنان بالا بود و علی‌رغم فشارهای ترامپ بر رئیس فدرال رزرو، کاهش قابل توجهی نیافت. طبق آموزه‌های اقتصاد نئولیبرال، حفظ نرخ بهره بالا تنها راه مقابله با تورم پایدار محسوب می‌شود، اما این سیاست فشار مضاعفی بر بدهی‌های انباشته شده وارد می‌کرد.

بزرگترین اهرم اقتصادی آمریکا، یعنی توانایی چاپ دلار و تزریق آن به بازارهای جهانی، با کسری عظیم تراز تجاری، به یک شمشیر دولبه تبدیل شده بود. این رانت، تا زمانی که اعتماد جهانی به دلار حفظ شود، کارآمد است؛ اما افزایش بی‌رویه بدهی‌ها، این اعتماد را به شدت تهدید می‌کند.

شروع امیدوارکننده، اما فریبنده: بازگشت زودهنگام به دام بحران

در دو سه‌ماهه نخست سال ۲۰۲۵، آمارها به ظاهر نشان‌دهنده بهبود وضعیت بودند. بدهی عمومی و نسبت آن به GDP اندکی کاهش یافت و همه چیز خوب به نظر می‌رسید. اما این آرامش پیش از طوفان بود. از سه‌ماهه دوم سال ۲۰۲۵، ورق برگشت و استقراض مجدداً شتاب گرفت و نسبت بدهی به GDP نیز افزایش یافت.

آمارها از ابتدای سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که سیاست کاهش حجم پول در گردش که از سال ۲۰۲۲ آغاز شده بود، معکوس شده و حجم پول مجدداً در حال افزایش است. این نشان می‌دهد که پول حاصل از استقراض دیگر قادر به پوشش هزینه‌های فزاینده دولت نیست.

نتیجه‌گیری: بن‌بست اقتصادی و فرار به سوی جنگ

شواهد حاکی از آن است که واشنگتن با یک بن‌بست جدی در روند استقراض مواجه شده است. در چنین شرایطی، برای تأمین هزینه‌های داخلی و جلوگیری از فروپاشی اقتصادی، روی آوردن به چاپ بدون پشتوانه پول اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد. این وضعیت بحرانی، کاخ سفید را ناگزیر ساخته تا برای فرار از مشکلات داخلی و شاید ایجاد یک “دشمن خارجی” برای اتحاد ملی، به جنگ‌افروزی خطرناک در خارج از مرزها، به ویژه در منطقه غرب آسیا، روی آورد. حمله به ایران، در این تحلیل، نه یک انتخاب استراتژیک، بلکه یک ضرورت اضطراری برای بقای اقتصادی و سیاسی آمریکا تلقی می‌شود.

مطالب بیشتر:

ترکیه و اتیوپی؛ شراکت راهبردی در شاخ آفریقا و رقابت پنهان با تل‌آویو

روابط ترکیه و اتیوپی در دو دهه اخیر، از احیای مناسبات دیپلماتیک تا گسترش همکاری‌های اقتصادی، انرژی و امنیتی، به یکی از مهم‌ترین پیوندهای راهبردی در شاخ آفریقا بدل شده…

ترکیه چگونه سیاست خارجی را به موتور اقتصاد تبدیل کرد؟!

اقتصاد سیاسی ترکیه طی دو دهه اخیر با دکترین‌های بلندپروازانه‌ای چون عمق راهبردی و وطن آبی پیوند خورده است. این رویکرد اگرچه به توسعه صنایع دفاعی و ارتقای جایگاه ترانزیتی…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

ترکیه و اتیوپی؛ شراکت راهبردی در شاخ آفریقا و رقابت پنهان با تل‌آویو

ترکیه و اتیوپی؛ شراکت راهبردی در شاخ آفریقا و رقابت پنهان با تل‌آویو

ترکیه چگونه سیاست خارجی را به موتور اقتصاد تبدیل کرد؟!

ترکیه چگونه سیاست خارجی را به موتور اقتصاد تبدیل کرد؟!

اقتدار درون‌زای ایران و ضرورت بازتعریف نظم ژئوپلیتیکی در قفقاز جنوبی

اقتدار درون‌زای ایران و ضرورت بازتعریف نظم ژئوپلیتیکی در قفقاز جنوبی

واکاوی اهمیت گسترش بازارهای گازی آذربایجان به آلمان و اتریش

واکاوی اهمیت گسترش بازارهای گازی آذربایجان به آلمان و اتریش

عادی‌سازی روابط ترکیه و ارمنستان؛ خیلی دور، خیلی نزدیک

عادی‌سازی روابط ترکیه و ارمنستان؛ خیلی دور، خیلی نزدیک

ارتقاء مداخله نظامی ترکیه در سومالی و مخاطرات بالقوه آن

ارتقاء مداخله نظامی ترکیه در سومالی و مخاطرات بالقوه آن