چه کسی آینده قفقاز جنوبی را شکل می‌دهد؟

  • 2025-12-16 08:30

قفقاز جنوبی پس از اعاده حاکمیت آذربایجان و پایان مناقشه ارضی، در حال تغییر شکل استراتژیک عمده‌ای است. با وجود گشایش‌های دیپلماتیک جدید، نظم منطقه‌ای همچنان نامشخص است و توسط بازیگران خارجی رقیب، محدودیت‌های داخلی ارمنستان و بحث‌های حل نشده در مورد اتصال، حکومتداری و چارچوب‌های بلندمدت برای ثبات و همکاری پایدار شکل می‌گیرد.

اندیشکده زاویه: قفقاز جنوبی از اوایل دهه ۱۹۹۰ تاکنون، یکی از عمیق‌ترین تحولات استراتژیک را تجربه می‌کند. نتایج نظامی سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۳ عملاً به بُعد ارضی درگیری ارمنستان و آذربایجان پایان داد و اختلاف اصلی که تقریباً سه دهه دستور کار منطقه‌ای را شکل می‌داد، از بین برد. در حالی که این تحولات فضای بی‌سابقه‌ای برای عادی‌سازی دیپلماتیک ایجاد کرده است، مسیر رسیدن به یک نظم منطقه‌ای پایدار همچنان نامشخص است و ترکیبی از فرصت‌های جدید و محدودیت‌های قدیمی آن را شکل می‌دهد.

احیای حاکمیت آذربایجان اساساً توازن توانایی‌ها بین دو کشور را تغییر داد. این تغییر، اهمیت سازوکارهای مذاکره قبلی را کاهش داد و بازیگران منطقه‌ای و خارجی را مجبور به ارزیابی مجدد استراتژی‌های خود کرد. به جای محیط ایستا و امنیتی سنگینی که سال‌های پس از آتش‌بس را تعریف می‌کرد، اکنون رقابتی بر سر این است که چه کسی معماری نوظهور پس از جنگ را شکل خواهد داد. چشم‌انداز دیپلماتیک این رقابت را منعکس می‌کند: ایالات متحده به دنبال نهادینه کردن نقش خود از طریق قالب‌های جدید است؛ اتحادیه اروپا قصد دارد پس از استقرار قابلیت‌های نظارتی، حضور خود را حفظ کند؛ روسیه تلاش می‌کند علی‌رغم کاهش اهرم‌های نفوذ، نفوذ خود را حفظ کند؛ و ایران خود را به عنوان نگهبان خطوط وضع موجود منطقه‌ای که از نظر استراتژیک ضروری می‌داند، قرار می‌دهد.

تعامل این بازیگران، یک میدان دیپلماتیک چندلایه ایجاد کرده است که ارمنستان و آذربایجان باید در آن انتظارات همپوشانی را هدایت کنند. برای آذربایجان، اولویت، گنجاندن نظم منطقه‌ای پس از 2023 در ترتیبات الزام‌آور قانونی و اطمینان از این است که پروژه‌های اتصال آینده، عمق استراتژیک آن را افزایش می‌دهند.

در همین حال، ارمنستان با یک چالش دوگانه روبرو است: تنظیم جهت‌گیری سیاست خارجی خود در عین مدیریت تنش‌های سیاسی داخلی که چنین تنظیماتی به همراه دارد. شکاف بین تعهدات خارجی و پذیرش داخلی همچنان یکی از محدودیت‌های مداوم بر ظرفیت مذاکره ایروان است.

در این زمینه، ابتکارات جدید ارتباطی – چه به عنوان کریدور، مسیر یا چارچوب‌های ترانزیتی شناخته شوند – به آزمونی برای سنجش تمایل کشورهای منطقه به بازتعریف وابستگی متقابل تبدیل شده‌اند. برای باکو، گسترش ادغام لجستیکی صرفاً یک جاه‌طلبی اقتصادی نیست، بلکه سازوکاری برای تثبیت ثبات از طریق منافع مشترک است. برای ایروان، چنین پروژه‌هایی همزمان انگیزه‌های اقتصادی ارائه می‌دهند و حساسیت‌های سیاسی ایجاد می‌کنند، زیرا مردم در مورد پیامدهای آن‌ها برای حاکمیت، اتحادهای منطقه‌ای و استراتژی بلندمدت بحث می‌کنند.

بُعد مهم دیگر، ظهور تدریجی تعامل در سطح اجتماعی است. اگرچه چنین ابتکاراتی همچنان محدود هستند، اما تغییر از روایت‌های زمان جنگ به زبان همکاری در میان محافل مدنی، دانشگاهی و تجاری، نشان‌دهنده یک تغییر معنادار است. در منطقه‌ای که برداشت‌های عمومی از نظر تاریخی انعطاف‌پذیری دیپلماتیک را محدود می‌کرد، حتی اعتمادسازی تدریجی نیز می‌تواند آنچه را که از نظر سیاسی امکان‌پذیر است، دوباره ارزیابی کند.

با این حال، تعامل اجتماعی نمی‌تواند جایگزین اصلاحات نهادی شود که ارمنستان را قادر می‌سازد تا مناقشات داخلی را مدیریت کند و نوسانات سیاسی پیرامون تصمیمات سیاست خارجی را کاهش دهد.

دوام صلح در نهایت به این بستگی دارد که آیا منطقه می‌تواند از مدیریت بحران موقت به همکاری قابل پیش‌بینی گذار کند یا خیر. این امر مستلزم سه شرط متقابلاً تقویت‌کننده است: اول، تثبیت یک قالب مذاکره واحد که توسط رقابت خارجی تضعیف نشود؛ دوم، تقویت نهادی نظام‌های سیاسی – به‌ویژه در ارمنستان – برای تضمین تداوم تعهدات؛ و سوم، تبدیل روابط پس از جنگ به پیوندهای اقتصادی و زیرساختی سودمند متقابل.

هیچ یک از این شرایط به سرعت قابل دستیابی نیست. با این حال، مسیر دو سال گذشته نشان می‌دهد که قفقاز جنوبی از دورانی که مذاکرات حول محور حفظ آتش‌بس می‌چرخید، فراتر رفته است. سوال اصلی دیگر چگونگی جلوگیری از خشونت نیست، بلکه چگونگی طراحی یک نظم منطقه‌ای مقاوم در برابر تغییرات ژئوپلیتیکی، تغییرات سیاسی داخلی و میراث روانی ماندگار درگیری است. اگر طرفین – و مجموعه وسیع‌تری از بازیگران منطقه‌ای و جهانی – بتوانند در مورد این اهداف همسو شوند، قفقاز جنوبی ممکن است وارد دوره‌ای شود که نه با مدیریت بی‌ثباتی، بلکه با ایجاد صلح پایدار تعریف می‌شود.

منبع: انجمن خزر آلپ

مطالب بیشتر:

کریدور ریلی ازبکستان – ترکیه؛ دور زدن روسیه و اتصال آسیای مرکزی به اروپا

توافق ازبکستان و ترکیه برای راه‌اندازی قطارهای کانتینری از مسیر ترکمنستان و ایران، تحول مهمی است که افزون بر ابعاد فنی خود، نه‌تنها می‌تواند تجارت و لجستیک منطقه را متحول…

اهداف راهبردی گرجستان از تمرکز بر کشورهای خلیج فارس

گرجستان با حرکتی هدفمند از نیمه دهه ۲۰۲۰ به‌طور فزاینده‌ای روابط خود را با کشورهای حاشیه خلیج فارس، به‌ویژه امارات متحده عربی، گسترش داده است. این سیاست تازه بخشی از…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

کریدور ریلی ازبکستان – ترکیه؛ دور زدن روسیه و اتصال آسیای مرکزی به اروپا

کریدور ریلی ازبکستان – ترکیه؛ دور زدن روسیه و اتصال آسیای مرکزی به اروپا

اهداف راهبردی گرجستان از تمرکز بر کشورهای خلیج فارس

اهداف راهبردی گرجستان از تمرکز بر کشورهای خلیج فارس

نقش آذربایجان در گفتگوی ایران و آمریکا

نقش آذربایجان در گفتگوی ایران و آمریکا

چشم‌انداز و چالش‌های همکاری راهبردی ترکیه و کانادا

چشم‌انداز و چالش‌های همکاری راهبردی ترکیه و کانادا

حضور رو به گسترش ترکیه و شفافیت استراتژیک در هند و اقیانوسیه

حضور رو به گسترش ترکیه و شفافیت استراتژیک در هند و اقیانوسیه

چرا ترکیه تداوم نظام سیاسی ایران را به تغییر ترجیح می‌دهد؟

چرا ترکیه تداوم نظام سیاسی ایران را به تغییر ترجیح می‌دهد؟