چرا ایران و ترکیه چاره‌ای جز دوستی و شراکت ندارد؟

  • 2025-11-28 10:30

با وجود تمامی تحریکات بیرونی و نیز وجود برخی چالش‌های ذاتی و اختلاف نظرهای تاکتیکی در مسائل منطقه‌ای، یک حقیقت ژئوپلیتیک انکارناپذیر و تاریخی همچنان پابرجاست؛ ایران و ترکیه چاره‌ای جز «شراکت و رفاقت» در روابط دوجانبه ندارند.

حمید خوش‌آیند، کارشناس مسائل منطقه

اندیشکده زاویه: در طول تاریخ پر فراز و نشیب مناسبات ایران و ترکیه، همواره عوامل مختلفی در عرصه‌های منطقه‌ای، بین‌المللی و حتی داخلی، با انگیزه‌ها و اهداف گوناگون، به دنبال تخریب و تضعیف این روابط راهبردی بوده‌اند. قدرت‌ها و بازیگران فرامنطقه‌ای به‌ویژه آمریکا و اسرائیل، همراه با برخی از کشورهای اروپایی و حتی بازیگران عربی در منطقه، با بهره‌گیری از تمامی سازوکارهای موجود، از جنگ روانی و رسانه‌ای گرفته تا تحریک گسل‌های حساس سیاسی، مذهبی و قومی، به صورت پنهان و آشکار در تلاش بوده‌اند تا با اهداف مشخص زمینه‌های ایران‌هراسی و ترکیه‌هراسی را در جامعه و نخبگان دو کشور تقویت کنند.

این تلاش‌های خصمانه با هدف ایجاد شکاف و دور نگه داشتن دو قدرت تأثیرگذار منطقه، برای تأمین منافع خود و تضعیف ژئوپلیتیک ایران – ترکیه در برابر هژمونی غرب – صهیونیستی صورت می‌گیرد. آنان به خوبی می‌دانند که همگرایی و اتحاد ایران و ترکیه و تجمیع ژئوپلیتیک دو کشور که در یک حوزه تمدنی و فرهنگی و تاریخی قرار دارند و با وجود تنش‌ها و چالش‌های گوناگون در منطقه و محیط پیرامونی و حتی روابط دوجانبه حدود 384 سال در کنار هم در صلح و آرامش زندگی کرده‌اند، موازنه قوا در غرب آسیا را به نفع بازیگران مستقل تغییر داده و نقشه راهبردی آنان برای سلطه بر منطقه را با اخلال جدی مواجه می‌سازد.

با وجود تمامی تحریکات بیرونی و نیز وجود برخی چالش‌های ذاتی و اختلاف نظرهای تاکتیکی در مسائل منطقه‌ای، یک حقیقت ژئوپلیتیک انکارناپذیر و تاریخی همچنان پابرجاست؛ ایران و ترکیه چاره‌ای جز «شراکت و رفاقت» ندارند. این گزاره، شعار دیپلماتیک نیست، بلکه درس مستقیمی است که تاریخ مشترک و جغرافیای پیوسته به دو ملت آموخته است. ایران و ترکیه از معدود کشورهای منطقه و جهان هستند که تنش‌ها در روابط فیمابین‌شان به سرعت فروکش می‌کند.

واقعیت‌های عینی حاکم بر موقعیت دو کشور، آنان را محکوم به همزیستی و همکاری ساخته است. رقابت‌های طبیعی میان دو قدرت منطقه‌ای را می‌توان مدیریت کرد، اما حرکت به سمت دشمنی و کدورت عمیق، خطری استراتژیک و بهایی گزاف برای هر دو طرف خواهد بود که تنها دشمنان مشترک به خصوص آمریکا، اسرائیل، برخی کشورهای اروپایی و دولت‌هایی در منطقه از آن بهره می‌برند. حتی اگر جریان‌های سیاسی کوتاه‌بین یا افراطی در درون هر یک از دو کشور، تحت تأثیر القائات بیرونی یا محاسبات نادرست، مایل به تنش‌آفرینی باشند، این خواست با منطق ژئوپلیتیک و ضرورت‌های تاریخی سازگار نیست.

ریشه‌های این اجبار راهبردی به همکاری را باید در چند عامل کلیدی جستجو کرد. نخست، پیوندهای ناگسستنی تاریخی و فرهنگی است که قرن‌ها همزیستی و تبادل تمدنی بین دو ملت ایجاد کرده است. ترکیه و ایران و کشورهای سلف آن، از زمان امضای معاهده «قصر شیرین» در سال 1639 در دوره شاه «اسماعیل صفوی» هرگز وارد جنگ با یکدیگر نشده‌اند و حریم مرزی یکدیگر را نیز نقض نکرده‌اند.

دوم، موقعیت منحصر به فرد ژئوپلیتیک و همسایگی طولانی است که امنیت، ثبات و رفاه هر یک را به طور مستقیم به دیگری گره زده است. هیچ یک از دو کشور نمی‌تواند در بی‌ثباتی یا ضعف دیگری، به دنبال منافع ملی خود باشد، چرا که آتش بی‌ثباتی به سرعت به خانه هر دو سرایت خواهد کرد.

سوم، وجود زمینه‌های وسیع همکاری اقتصادی، انرژی، ترانزیت و تجاری است که می‌تواند موتور محرکه رشد و توسعه متقابل باشد. کریدورهای شمال – جنوب و شرق – غرب، از ترکیه و ایران به عنوان دروازه‌های همزمان اروپا و آسیا یاد می‌کند و این موقعیت تنها با همکاری قابل بهره‌برداری است. چهارم، تهدیدات مشترک امنیتی از جمله تروریسم، تجزیه‌طلبی و قاچاق است که مبارزه مؤثر با آن‌ها بدون همکاری و اعتماد دوجانبه ناممکن است.

بنابراین، منافع ملی حیاتی هر دو کشور حکم می‌کند که بر تمامی اختلافات گذرا و تحریکات بیرونی فائق آیند. دیپلماسی هوشمند و دوراندیش باید بر احساسات و کینه‌توزی‌های زودگذر چیره شود. ایران و ترکیه نه به عنوان رقیب، بلکه به عنوان شریک و دوست می‌توانند نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌دهی به نظم نوین منطقه‌ای داشته باشند.

تقویت نهادهای منطقه‌ای، توسعه مبادلات اقتصادی، گفت‌وگوی مستمر در سطوح نخبگانی و عالی و مدیریت اختلافات از طریق مکانیسم‌های دیپلماتیک، مفاهمه و راه‌حل‌های عملی برای تحقق این شراکت ناگزیر است. آینده منطقه به کیفیت رابطه تهران – آنکارا گره خورده است. انتخاب بین دوستی و دشمنی نیست، بلکه انتخاب بین عقلانیت و خودآزاری است. تاریخ ثابت کرده است که هنگامی که ایران و ترکیه در کنار یکدیگر ایستاده‌اند، نه تنها خود از امنیت و رفاه بیشتری برخوردار شده‌اند، بلکه کل منطقه شاهد دوران‌های طلایی ثبات و پیشرفت بوده است. این درس تاریخ را نباید به بهای آزمون و خطاهای خطرناک نادیده گرفت.

مطالب بیشتر:

پشت پرده حمایت قاطعانه آذربایجان از چین در مسأله تایوان

حمایت صریح آذربایجان از اصل «یک چین» بازتابی از دکترین سیاست خارجی این کشور بر پایه وفاداری به حقوق بین‌الملل، تجربه تلخ قره‌باغ، و محاسبه دقیق منافع ملی است. این…

نگاهی به چندلایگی مرجعیت اجتماعی در جامعه علویان ترکیه

مرجعیت اخلاقی و اجتماعی در جامعه علویان ترکیه، که پیشتر در انحصار دده‌ها بود، امروزه در پیوند و رقابت با نهادهای مدرن، روشنفکران و رسانه‌ها قرار گرفته است. این تحول…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

پشت پرده حمایت قاطعانه آذربایجان از چین در مسأله تایوان

پشت پرده حمایت قاطعانه آذربایجان از چین در مسأله تایوان

نگاهی به چندلایگی مرجعیت اجتماعی در جامعه علویان ترکیه

نگاهی به چندلایگی مرجعیت اجتماعی در جامعه علویان ترکیه

آن سوی تلاش ترکیه برای تبدیل شدن به قطب دیپلماسی اقلیمی

آن سوی تلاش ترکیه برای تبدیل شدن به قطب دیپلماسی اقلیمی

چقدر باید نسبت به پان‌ترکیسم نگران بود؟

چقدر باید نسبت به پان‌ترکیسم نگران بود؟

راه آهن جلفا – کلاله؛ کارت برنده ایران در رقابت کریدوری شرق و غرب

راه آهن جلفا – کلاله؛ کارت برنده ایران در رقابت کریدوری شرق و غرب

اهداف اعلام‌نشده امارات و جمهوری آذربایجان از رزمایش مشترک در سال ۲۰۲۶

اهداف اعلام‌نشده امارات و جمهوری آذربایجان از رزمایش مشترک در سال ۲۰۲۶