علل اصرار بر روایت «استفاده اسرائیل از خاک آذربایجان علیه ایران» در جنگهای اخیر؟
انتشار گزارش CNN درباره استفاده اسرائیل از پایگاههایی در آذربایجان برای عملیات علیه ایران، با وجود تکذیب صریح باکو، به سرعت در رسانههای غربی بازتولید شد. این یادداشت فارغ از صحت و سقم گزارشهای این چنینی که گاهاً در محافل سیاسی و رسانهای آمریکا و اروپا منتشر و بازتولید میشود، استدلال میکند که تداوم این روایت بیش از آنکه به کشف واقعیت مربوط باشد، در خدمت اهداف ژئوپلیتیکی مشخصی قرار دارد که در نوشتار حاضر شناسایی شده است.
تحریریه اندیشکده زاویه: پس از انتشار گزارش جنجالی CNN در ژوئن ۲۰۲۶ مبنی بر استقرار نیروهای ویژه و اطلاعاتی اسرائیل در خاک آذربایجان در جریان جنگ علیه ایران، رسانههای غربی و برخی محافل سیاسی با اشتیاق فراوان به بازتولید این روایت پرداختند. در حالی که مقامات باکو قاطعانه این ادعاها را «کاملاً بیاساس» و «ساختگی» خواندهاند، بررسی الگوی انتشار این گزارش نشان میدهد که اصرار بر این روایت ریشه در سه عامل اصلی دارد: ۱- خدمت به راهبرد منطقهای اسرائیل از طریق عادیسازی توسل به زور، ۲- اعمال فشار بر آذربایجان برای تغییر موازنه در قفقاز جنوبی، و ۳- تغذیه روایت «تهدید وجودی ایران» در افکار عمومی غرب. این یادداشت با بررسی شواهد موجود به این نتیجه میرسد که انتشار هدفمند این گزارشها فارغ از صحت یا سقم آنها، در خدمت منافع ژئوپلیتیکی مشخصی قرار دارد.
روایتی که علیرغم تکذیب قاطع، تکرار میشود
در ۵ ژوئن ۲۰۲۶، CNN با استناد به چهار منبع ناشناس گزارش داد که اسرائیل دهها نیروی عملیات ویژه و افسران موساد را در چندین پایگاه در جنوب آذربایجان، در فاصله کمتر از ۱۰۰ کیلومتری شهر تبریز، مستقر کرده است. بر اساس این گزارش، اسرائیل از این پایگاهها برای جمعآوری اطلاعات، عملیات پهپادی و حتی ترور سردار رحمان مقددام، فرمانده لشکر ویژه اطلاعات سپاه پاسداران، استفاده کرده است.
پاسخ آذربایجان اما آنی و قاطع بود. وزارت خارجه باکو ضمن رد «کامل و قاطع» این ادعاها، آنها را «کاملاً بیاساس» و «فاقد هرگونه شواهد معتبر» خواند و تأکید کرد که آذربایجان «هرگز اجازه نخواهد داد خاکش علیه هیچ کشور ثالثی از جمله ایران استفاده شود.» پارلمان آذربایجان نیز در بیانیهای رسمی از CNN خواست یا مدارک خود را ارائه کند یا رسماً از انتشار این گزارش عذرخواهی نماید.
با وجود این تکذیبهای رسمی و فقدان هرگونه سند مستقل، بازتولید گسترده این روایت در رسانههای غربی ادامه یافت. این تناقض آشکار، پرسشی جدی را مطرح میکند: چرا برخی محافل سیاسی و رسانهای در غرب بر انتشار گزارشی اصرار دارند که راوی اصلیاش (آذربایجان) آن را کاملاً رد میکند؟
علل و انگیزهها
نخست؛ خدمت به راهبرد منطقهای اسرائیل و عادیسازی توسل به زور علیه ایران
نخستین و مهمترین هدف این روایت، خدمت به راهبرد راهبردی اسرائیل در قبال ایران است. گزارش CNN در کنار ادعای حضور در آذربایجان، از استقرار نیروهای اسرائیلی در عراق، امارات و سومالی لند نیز سخن گفته است. این مجموعه گزارشها تصویری از «محاصره همهجانبه» ایران توسط اسرائیل ترسیم میکند که در آن، هیچ مرز امنی برای تهران باقی نمانده است. چنین روایتی ضمن تقویت وجهه بازدارندگی اسرائیل، این پیام را به مخاطبان داخلی و منطقهای اسرائیل میدهد که متحدان عربی و ترکی آن در کمپین ضدایرانی در کنارش ایستادهاند. به عبارت دیگر، صحت یا سقم ادعاهای عملیاتی در درجه دوم اهمیت قرار دارد؛ هدف اصلی، اثبات «قابلیت دسترسی همهجانبه» اسرائیل به عمق خاک ایران است.
دوم؛ اعمال فشار بر آذربایجان و اهرمی در قفقاز جنوبی
دومین عامل، دستکاری در موازنههای قفقاز جنوبی است. آذربایجان طی سالهای اخیر سیاست خارجی نسبتاً متوازنی را بین اسرائیل، ترکیه، روسیه و ایران دنبال کرده است. باکو ضمن حفظ روابط راهبردی با اسرائیل (به عنوان تأمینکننده مهم تسلیحات پیشرفته)، در مواضع اعلامی همواره بر عدم اجازه استفاده از خاک خود علیه ایران تأکید کرده است. طرح اتهام «همدستی با اسرائیل» از سوی رسانههای غربی، دو هدف را دنبال میکند: نخست، تحت فشار قرار دادن باکو برای افشای سطح واقعی همکاریهای نظامی با اسرائیل؛ دوم، تشدید تنش بین تهران و باکو تا آذربایجان را به سمت اتخاذ موضعی صریحتر علیه ایران سوق دهد. کمیسیون مبارزه با مداخلات خارجی پارلمان آذربایجان نیز دقیقاً به همین نکته اشاره کرده و این گزارش را بخشی از یک «کمپین اطلاعاتی هماهنگشده علیه منافع ملی آذربایجان» خوانده است.
سوم؛ تقویت روایت «تهدید وجودی ایران» در افکار عمومی غرب
سومین انگیزه، تغذیه روایت غالب در گفتمان امنیتی غرب یعنی «تهدید وجودی ایران» است. رسانههای غربی با برجستهسازی استفاده اسرائیل از پایگاههای آذربایجان، عملاً این گزاره را به مخاطب خود القا میکنند که موازنه قدرت منطقهای به نفع اسرائیل در حال تغییر است و ایران در حال محاصره شدن است. این روایت ضمن توجیه هزینههای نظامی فزاینده در منطقه، زمینهسازی افکار عمومی برای هرگونه اقدام نظامی احتمالی علیه ایران را تسهیل میکند.
جمعبندی و نتیجهگیری
علیرغم ادعای CNN مبنی بر بهرهمندی از منابع مطلع، نه آذربایجان و نه اسرائیل هیچیک این گزارش را تأیید نکردهاند و تاکنون هیچ سند مستقلی در حمایت از آن ارائه نشده است. الگوی رفتاری «امتناع از ارائه مدرک» توسط رسانه منتشرکننده و «تکذیب قاطع» توسط دولت هدف، و سپس «بازتولید گسترده» توسط سایر رسانههای غربی، به وضوح نشان میدهد که با یک جنگ روایتها مواجه هستیم.
ارزیابی نهایی این یادداشت آن است که اصرار بر انتشار این گزارشها ریشه در حقیقتیابی ندارد، بلکه ابزاری در خدمت اهداف ژئوپلیتیکی مشخصی است. فارغ از اینکه اسرائیل واقعاً از خاک آذربایجان استفاده کرده یا نه، خودِ انتشار هدفمند این روایت در غرب به سه هدف راهبردی خدمت میکند: تقویت بازدارندگی اسرائیل، اعمال فشار بر باکو برای تغییر موازنه در قفقاز، و تغذیه روایت «ایران هراسی» در افکار عمومی برای توجیه هزینههای نظامی در منطقه. آذربایجان در جایگاهی قرار گرفته که میان منافع متضاد اسرائیل، ایران و غرب گرفتار شده است و این گزارشها بخشی از تلاش برای خروج باکو از وضعیت بیطرفیاش محسوب میشوند.





