سایه سنگین اسرائیل بر امنیت آنکارا و چرخش افکار عمومی ترکیه به نفع تهران

  • 2026-05-24 09:00

مروری بر فضای حاکم بر افکار عمومی و شبکه‌های اجتماعی نشان می‌داد، با آغاز جنگ رمضان، انگاره «امروز ایران، فردا ترکیه» به گفتمان مسلط جامعه ترکیه بدل شد. نظرسنجی‌ها از تغییر نگاه ۸۷ درصدی مردم ترکیه به ایران حکایت دارد؛ تغییری که نه ناشی از محبوبیت ذاتی، بلکه محصول درک تهدید زنجیره‌ای اسرائیل، هم‌ذات‌پنداری با ایران به عنوان نماد مقاومت و هراس از فروپاشی امنیت منطقه‌ای است.

دکتر جواد صبوری کزج – پژوهشگر مطالعات ترکیه

اندیشکده زاویه: با شروع جنگ رمضان، از همان روزهای نخست، این باور در میان مردم ترکیه شکل گرفت که آنچه در ایران می‌گذرد، پیش‌درآمدی برای تهدیدی بسیار نزدیک‌تر یعنی خود ترکیه است. این گزاره که اسرائیل در یک راهبرد بلندمدت، ابتدا ایران را هدف قرار می‌دهد و سپس نوبت به آنکارا خواهد رسید، چنان در فضای عمومی رسوخ کرد که به یکی از گفتمان‌های مسلط و فراگیر در جامعه ترکیه تبدیل شد.

رسانه‌های ترکی و شبکه‌های اجتماعی پیوسته سناریوی «امروز ایران، فردا ترکیه» را بازتاب می‌دادند و عملاً تهران را به مثابه خط مقدم آنکارا در برابر تل‌آویو قلمداد می‌کردند. این باور ریشه در تحلیل‌های غیررسمی از تهدید بودن اسرائیل داشت و اظهارات مقامات اسرائیلی آن را به شدت تقویت کرد. در فوریه ۲۰۲۶، نفتالی بنت، نخست‌وزیر پیشین اسرائیل، صراحتاً ترکیه را «ایران جدید» خواند و آن را تهدیدی خطرناک توصیف کرد. این اظهارات چنان بازتاب گسترده‌ای یافت که در ترکیه نه به عنوان شعارهای سیاسی صرف، بلکه به مثابه تأییدی بر برنامه بلندمدت اسرائیل برای گسترش دایره خصومت تعبیر شد.

این ادراک تهدید زنجیره‌ای به حدی قوی بود که حتی هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، در مصاحبه‌ای صریح هشدار داد که «اسرائیل پس از ایران نمی‌تواند بدون دشمن زندگی کند» و ناگزیر به سراغ ترکیه خواهد آمد. در چنین فضایی، افکار عمومی ترکیه نه تنها خود را در کنار ایران در یک جبهه‌بندی مشترک می‌دید، بلکه عملاً پیروزی ایران را به مثابه پیروزی خود و شکست آن را مقدمه‌ای بر شکست خویش تلقی می‌کرد. بنابراین مسئله اسرائیل، یکی از سنگین‌ترین و پربسامد‌ترین محورهای بحث در فضای مجازی ترکیه بوده است. اهمیت این موضوع از آن رو است که نشان می‌دهد جامعه ترکیه اسرائیل را نه یک بازیگر حاشیه‌ای، بلکه نقطه کانونی تهدیدهای متوجه منطقه می‌داند.

در این میان، آنچه افکار عمومی ترکیه را از موضع یک ناظر بی‌طرف به سوی همدلی با ایران کشاند، صرفاً درک این تهدید زنجیره‌ای نبود، بلکه داده‌های کمّی نیز این همبستگی را تأیید می‌کنند. بر اساس نظرسنجی دقیق و مفصلی که توسط مرکز پژوهش‌های بین‌الملل سازمان هنری رسانه‌ای اوج در طول جنگ رمضان صورت پذیرفت، رویکرد مردم ترکیه نسبت به جمهوری اسلامی ایران به طرز قابل توجهی مثبت ارزیابی شده است. بر اساس یافته‌های منتشر شده از سوی این مرکز در گزارش «نبرد رمضان در اندیشه ترک‎ها»، ۸۷ درصد از افکار عمومی ترکیه نگاه مثبتی به ایران داشته‌اند، در حالی که تنها ۱۳ درصد نگرش منفی از خود نشان داده‌اند. این رقم قابل تأمل، برخلاف بدبینی‌های تاریخی و رقابت‌های ژئوپلیتیک دیرینه میان دو کشور، نشان‌دهنده یک جابه‌جایی موقتی اما عمیق در ادراک عمومی است.

نکته ظریف در تحلیل این داده آن است که این مثبت بودن، لزوما ناشی از محبوبیت ذاتی ایران نزد ترک‌ها نیست، بلکه محصول موقعیت خاص میدان جنگ است. مرکز پژوهش‌های اوج در تحلیل خود تأکید می‌کند که این مثبت بودن «موقعیتی» است و نه مطلق: ایران در این بحران به عنوان «طرف مورد حمله» و «بازیگری که در برابر آمریکا و اسرائیل عقب‌نشینی نکرده» ظاهر شده و همین جایگاه روایی، تصویر او را به «قدرت مقاوم در برابر مداخله خارجی» مبدل کرده است. وقوع عملیات‌های مستقیم و متقابل موشکی و پهپادی میان تهران و تل‌آویو در قالب وعده صادق ۳ و ۴، نقش مهمی در این بازتعریف ایفا کرد و نظریه «دشمنی نمایشی» را که پیش‌تر در برخی محافل رواج داشت، یک‌سره فروپاشاند. مردم ترکیه به روشنی دریافتند که تقابل دو طرف به عمیق‌ترین سطح خصومت نظامی رسیده است و ایران در قامت رکن اصلی محور مقاومت ظاهر می‌شود.

با این حال، همدلی با ایران در افکار عمومی ترکیه هرگز مطلق و بی‌چون‌وچرا نبوده و همواره با «نقدهای مشروط» همراه بوده است. از مهم‌ترین خطوط انتقادی می‌توان به حملات ایران به کشورهای عربی سنی‌مذهب حاشیه خلیج فارس اشاره کرد که از سوی گروه‌های مذهبی اهل سنت در ترکیه به عنوان نشانه‌ای از توسعه‌طلبی شیعی و تهدیدی برای امت اسلامی تعبیر می‌شود. بُعد دیگری از نقدها به این نکته بازمی‌گردد که در اذهان عمومی، ایران به دنبال منافع ملی خود و گسترش نفوذ ژئوپلیتیک‎اش است، نه حل مسئله فلسطین. به همین دلیل، بخشی از افکار عمومی معتقدند حمایت بی‌چون‌وچرا از ایران منطقی نیست.

نکته مهم دیگر آنکه افکار عمومی ترکیه به روشنی میان «حق پاسخگویی ایران» و «حق گسترش جنگ» فرق می‌گذارد؛ طبق افکارسنجی مرکز پژوهش‌های بین‌الملل سازمان هنری رسانه‌ای اوج، از یک سو، ۸۸ درصد از مردم با ادامه جنگ مخالف بوده و تنها ۱۲ درصد خواهان تداوم آن هستند، و همچنین، ۷۸ درصد با بسته بودن تنگه هرمز مخالف‎اند و تنها ۲۲ درصد این اقدام را تأیید کرده‌اند. این ارقام نشان می‌دهد که مردم ترکیه نمی‌خواهند به نام دشمنی با اسرائیل، منطقه وارد جنگی فرسایشی، پرهزینه و بی‌پایان شود و به همین دلیل است که موضوع «پیامدهای اقتصادی جنگ» یکی از محورهای مورد بحث در فضای مجازی ترکیه بوده است.

علی رغم رویکرد مثبت مردم ترکیه به ایران و حمایت های آنها در فضا مجازی، بر اساس نظرسنجی مؤسسه متروپول ۶۸.۱ درصد خواهان بی‌طرفی کامل ترکیه در جنگ هستند و تنها ۲۲.۶ درصد از ایران حمایت می‌کنند؛ این فاصله میان همدلی عاطفی و عدم همراهی با حضور نظامی ریشه در سه عامل ساختاری دارد: نخست، تأثیر مخرب اقدامات ماجراجویانه پیشین دولت ترکیه در منطقه بر اقتصاد و معیشت مردم (مانند بحران پناهندگان سوریه و تورم) و ترس از تکرار آن؛ دوم، سنت دیرپای بی‌طرفی و اولویت امنیت منطقه‌ای در سیاست خارجی ترکیه که مردم را به دوری از درگیری‌های پرهزینه ترغیب می‌کند؛ و سوم، تفاوت‌های مذهبی (سنی-شیعی) و رقابت تمدنی میان دو کشور که باعث می‌شود همراهی با ایران در چارچوب «همدلی راهبردی علیه دشمن مشترک» تعریف شود، نه «هم‌پیمانی نظامی بی‌قیدوشرط».

همزمان، تفاوت میان بسترهای ارتباطی نیز قابل تأمل است: در اینستاگرام که مخاطب عام و انبوه دارد، حمایت از ایران (به عنوان نماد مقاومت) بسیار پررنگ‌تر از توییتر است که محیطی نخبه‌محور، تحلیلی و اغلب منتقدانه محسوب می‌شود. دو پدیده فرهنگی غیرمنتظره نیز به تقویت این همراهی دامن زد: نخست، مداحی‌های انقلابی ایرانی (به ویژه مداحی حسین ستوده) که با سبک عرفانی و احساسی خود، بازخورد مثبتی در شبکه‌های اجتماعی ترکیه برانگیخت؛ و دوم، بازنمایی صحبت‌های ترکی مردم تبریز که حس همزبانی و نزدیکی قومی را تقویت کرد.

در نهایت، تصویری که از افکار عمومی ترکیه در جنگ رمضان به دست می‌آید، تصویر جامع و چندلایه‌ای است که هم‌زمان دربردارنده سه مؤلفه کلیدی است: ترس از سرایت جنگ، همدلی راهبردی با ایران (که عمدتاً ناشی از جایگاه ایران به عنوان قربانی تجاوز و نماد مقاومت است، با تأکید بر اینکه ۸۷ درصد مردم نگاه مثبت به ایران داشته‌اند)، اولویت‎ ثبات منطقه (مخالفت با موضوعاتی از جمله ادامه جنگ، مشارکت نظامی ترکیه در جنگ و بستن تنگه هرمز) و نفرت ریشه‌دار از اسرائیل (که فراتر از این بحران خاص و ریشه در حافظه تاریخی و هویتی جامعه ترکیه دارد). آنکارا به خوبی دریافته است که امروز از پشت شانه‌های ایران به دشمن می‌نگرد و فردا ممکن است خود هدف مستقیم باشد؛ پس از ایران، نوبت ترکیه است. به همین دلیل، در حالی که رسماً بر بی‌طرفی و میانجی‌گری پافشاری می‌کند، در عمق استراتژیک خود، پیروزی نمادین ایران را به سود امنیت ملی خویش ارزیابی می‌نماید و از هرگونه تضعیف یا فروپاشی همسایه شرقی به عنوان پیش‌درآمدی برای بی‌ثباتی مرزهای خود می‌هراسد.


مطالب بیشتر:

نفوذ آرام و ماندگار روسیه در خاورمیانه با دیپلماسی هسته‌ای

روسیه در سال‌های اخیر با بهره‌گیری از ظرفیت‌های شرکت روس‌اتم، نفوذ هسته‌ای خود را در سراسر خاورمیانه گسترش داده است. از پروژه‌های بزرگ در ایران و ترکیه تا همکاری‌های جدید…

پایان همه‌چیزخواری ژئوپلیتیکی؛ روسیه از ارمنستان خواست انتخاب کند

ارمنستان در حالی به سوی نزدیکی رادیکال‌تر با اتحادیه اروپا حرکت می‌کند که روابطش با ایالات متحده، ایران و روسیه نیز هم‌زمان پیچیده‌تر شده است. در فضای به‌شدت قطبی‌شده سیاست…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

نفوذ آرام و ماندگار روسیه در خاورمیانه با دیپلماسی هسته‌ای

نفوذ آرام و ماندگار روسیه در خاورمیانه با دیپلماسی هسته‌ای

پایان همه‌چیزخواری ژئوپلیتیکی؛ روسیه از ارمنستان خواست انتخاب کند

پایان همه‌چیزخواری ژئوپلیتیکی؛ روسیه از ارمنستان خواست انتخاب کند

قفقاز جنوبی و تعادل هیبریدی کریدورها در نظم راهبردی جهانی

قفقاز جنوبی و تعادل هیبریدی کریدورها در نظم راهبردی جهانی

بررسی معاملات تجاری اخیر آذربایجان و گرجستان

بررسی معاملات تجاری اخیر آذربایجان و گرجستان

آیا جامعه علوی، دچار آگاهی جهانی واژگونه است؟

آیا جامعه علوی، دچار آگاهی جهانی واژگونه است؟

بازخوانی حکم قضایی علیه رهبری حزب جمهوری‌خواه خلق ترکیه

بازخوانی حکم قضایی علیه رهبری حزب جمهوری‌خواه خلق ترکیه