آیا رهبران آنکارا در قبال جنگ صهیونیستی – آمریکایی علیه ایران دچار سردرگمی شدهاند؟
از زمان آغاز تجاوز رژیم صهیونیستی و ایالات متحده علیه ایران، مقامات ترکیه در مواضع رسمی خود این حملات را محکوم کرده و خواستار توقف درگیریها و میانجیگری برای پایان جنگ شدهاند. با این حال، طی روزها و هفتههای اخیر اظهارات متفاوت و گاه متناقضی از سوی مقامات سیاسی و امنیتی آنکارا مطرح شده است. همین مسئله این پرسش را پیش میکشد که آیا در میان مقامات کشوری و لشکری ترکیه نوعی چندصدایی، سردرگمی یا اختلاف نظر در قبال این تحولات شکل گرفته است؟
دکتر حسن صادقیان – استاد دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران
اندیشکده زاویه: برای نمونه، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، با الهام از شعار معروف آتاتورک «صلح در خانه، صلح در جهان» تلاش میکند با تأکید بر ضرورت آرامش و ثبات منطقهای با افکار عمومی کشورش سخن بگوید. اما در سوی دیگر، هاکان فیدان وزیر امور خارجه ترکیه در دیدار با وزرای خارجه ۱۲ کشور عربی در ریاض بیانیهای را امضا میکند که در آن ایران به نقض قوانین جنگ متهم شده و در مقابل، نقش اسرائیل و ایالات متحده کمتر مورد اشاره قرار میگیرد. از سوی دیگر، رئیس سازمان اطلاعات ترکیه (میت) نیز در اظهاراتی هدف پنهان جنگ علیه ایران را ایجاد شکافهای عمیق و درگیریهای طولانیمدت میان ترکها، کردها، عربها و فارسها در منطقه توصیف کرده است.
در داخل ترکیه نیز برخی منتقدان با اشاره به شرایط سیاسی و اقتصادی کشور معتقدند فضای تصمیمگیری در آنکارا با نوعی آشفتگی روبهرو است؛ تا جایی که برخی حتی از نفوذ و نقش پررنگ نهادهای امنیتی و قضایی در روند اداره کشور سخن میگویند.
در پاسخ به این پرسش که چرا چنین مواضع متناقضی در سیاست ترکیه دیده میشود، میتوان چند فرضیه را مطرح کرد:
۱. چندصدایی موجود در مواضع مقامات آنکارا تا حدی بازتاب رویکرد «هیبریدی» یا ترکیبی در سیاستهای حزب عدالت و توسعه است؛ رویکردی که در دو دهه گذشته در سیاست داخلی و خارجی ترکیه مشاهده شده و مبتنی بر انعطاف و موازنه میان بازیگران مختلف بوده است.
۲. سیاست خارجی ترکیه عموماً بر پایه منافع ملی تعریف میشود نه بر مبنای ایدئولوژی؛ از این رو همکاریها و موضعگیریهای منطقهای و بینالمللی آنکارا اغلب بر اساس محاسبه سود و زیان شکل میگیرد.
۳. از یک سو مقامات ترکیه نگران گسترش دامنه جنگ و سرایت آن به منطقه و حتی خاک ترکیه هستند و از سوی دیگر، تقویت جایگاه منطقهای ایران و نمایش توان نظامی آن نیز برای آنکارا نگرانیهایی ایجاد میکند؛ به همین دلیل سیاستی محتاطانه و دوگانه در پیش گرفتهاند.
۴. وابستگی اقتصادی و تجاری ترکیه به کشورهای منطقه، بهویژه کشورهای عربی، و نگرانی از تشدید بحران اقتصادی و افزایش تورم نیز در شکلگیری این رویکرد تأثیرگذار است.
۵. روابط نزدیک و وابستگیهای سیاسی و امنیتی ترکیه با غرب، بهویژه ایالات متحده، عامل دیگری است که بر تصمیمگیریهای آنکارا سایه میاندازد.
۶. در کنار مواضع سیاسی، روابط غیرمستقیم و بعضاً پنهان اقتصادی میان ترکیه و رژیم صهیونیستی، بهویژه در حوزه انرژی و تجارت، نیز بر محاسبات سیاست خارجی این کشور اثر میگذارد.
۷. عضویت ترکیه در ناتو و ملاحظات امنیتی مرتبط با پایگاههای نظامی این ائتلاف و آمریکا در خاک ترکیه، از جمله اینجرلیک و کورجیک، محدودیتهایی برای سیاستگذاری مستقل ایجاد میکند.
۸. در سطح داخلی و منطقهای نیز تحرک برخی جریانهای اسلامگرا یا ملیگرا که بر شکافهای هویتی میان شیعه و سنی یا رقابتهای تاریخی منطقهای تأکید دارند، در شکلدهی به فضای سیاسی بیتأثیر نیست.
۹. علاوه بر این، ممکن است در میان نخبگان سیاسی و امنیتی ترکیه درباره نحوه مواجهه با تهدیدهای آمریکا و اسرائیل علیه ثبات منطقه و حتی تمامیت ارضی ترکیه اختلاف دیدگاههایی وجود داشته باشد.
۱۰. در نهایت، فشارهای سیاسی و اقتصادی مستقیم و غیرمستقیم آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز میتواند در تعیین حدود و جهتگیری مواضع آنکارا نقش داشته باشد.
در مجموع، با توجه به این عوامل، مشاهده نوعی چندصدایی یا حتی تضاد در مواضع برخی مقامات ترکیه چندان دور از انتظار نیست؛ چرا که این مسئله میتواند در سطوح مختلف فردی، نهادی، دولتی، منطقهای و بینالمللی ریشه داشته باشد. با این حال، در بزنگاههای تاریخی انتظار میرود رهبران سیاسی با در نظر گرفتن منافع بلندمدت و ثبات منطقهای تصمیمهایی سنجیدهتر اتخاذ کنند؛ تصمیمهایی که نه تنها منافع کوتاهمدت، بلکه آینده منطقه و روابط میان کشورهای آن را نیز در نظر بگیرد.






