آیا هدف بعدی آمریکا پس از ایران ترکیه است؟!
اندرو هیوود در تحلیل نظام سرمایهداری جهانی نشان میدهد که سرمایهداری برای جبران اُفتهای ادواری خود ناگزیر به توسعهطلبی سیاسی و اقتصادی است. در شرایط کنونی، بحرانهای عمیق اقتصادی و سیاسی در جهان غرب، آمریکا را به سمت مداخله در مناطق راهبردی چون ایران و ترکیه سوق داده است؛ وضعیتی که اگر درست تحلیل نشود، میتواند خطاهای راهبردی بزرگی برای بازیگران منطقهای رقم بزند.
شهریار طباطبایی – کارشناس مسائل ترکیه
اندیشکده زاویه: اندرو هیوود در کتاب سیاست، با بررسی ویژگیهای نظام سرمایهداری در سطح جهانی به این نتیجه میرسد که سرمایهداری با تأکید بر سرمایه در سطح جهانی به پیشرفتهای اقتصادی زیادی دست مییابد اما همچنان در گذر زمان، دچار اُفتهای اقتصادی و سیاسی بزرگی نیز میشود که یک راه بیشتر برای جبران آن ندارد. نظام سرمایهداری برای بقای خود از تلاطمهای وحشتناک اُفتهای اقتصادی و سیاسی نیازمند توسعهطلبی سرزمینی و اقتصادی است.
نظام سرمایهداری در آغاز 2026 دچار اُفتهای اقتصادی و سیاسی عمیقی شده است که برای جبران آن، به ونزوئلا هجوم آورد اما نیازمند توسعهطلبی بیشتر بود. از اینرو، دست روی قفقاز جنوبی به عنوان هاب انرژی منطقهای و جهانی گذاشت. سپس گرینلند را هدف بعدی خود قرار داد اما نتوانست در رقابت با چین، به اُفتهای اقتصادی و سیاسی خود غلبه کند. بنابراین اندیشکدههای آمریکایی که مواد خام تصمیمات سیاسی سیاستمداران آمریکا را فراهم میکنند، به این نتیجه رسیدهاند که مهمترین مناطقی که میتوان با تسلط بر آن چه به صورت سرزمینی و چه به صورت اقتصادی، چین را مهار کرد و به اُفتهای اقتصادی و سیاسی جامه عمل پوشاند، مناطقی همچون ایران و ترکیه هستند. لشکرکشی اخیر آمریکا برای جنگ با ایران نیز در این قالب قابل تحلیل میباشد.
نکته مهمی که اینجا مطرح میشود، عدم خطای راهبردی ترکیه در موقعیت حساس کنونی است. درک این مهم که هدف بعدی آمریکا بعد از ایران، میتواند ترکیه باشد، ساختارهای تصمیمساز و تصمیمگیر سیاست خارجی ترکیه را دچار بازبینی و بازاندیشی اساسی خواهد کرد. همانگونه که موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیکی ایران برای آمریکا در رقابت با چین حیاتی است، موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیکی ترکیه نیز به همان میزان برای آمریکا اهمیت دارد. تحلیل چنین وضعیتی در منطقه، مانع خطای راهبردی ترکیه در موقعیت حساس کنونی خواهد شد.
ترکیه با تحلیل مسیر تاریخی میتواند به این نتیجه برسد که ایران صرفاً یک همسایه ساده نیست بلکه درهمتنیدگیهای تاریخی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی عمیقی میان دو کشور است که با توجه به موقعیت جغرافیایی استثنایی هر دو کشور، همگرایی راهبردی را برای آنها در این موقعیت حساس ضروری میسازد. ایده تجزیه ایران و ترکیه، یکی از ایدههای اساسی غربیها و آمریکا است که توسط آنها در طول تاریخ به انحاء مختلف دنبال شده است. اروپا هنوز نتوانسته است فتح قسطنطنیه توسط سلطان محمد فاتح را فراموش کند. بنابراین همگرایی منطقهای و راهبردی با وجود سلیقههای متفاوت سیاسی بین ایران و ترکیه میتواند راهگشای هر دو کشور در مواقع بحرانی و حیاتی باشد.







آیا عوض شدن حزب و رئیس جمهور در ترکیه باعث خطای راهبردی ترکیه میشود که خود باعث عوض شدن محاسبات در منطقه شود ؟