عبدالله گل: ترکیه ستون طبیعی امنیت اروپاست، ما را نادیده نگیرید
عبدالله گل، رئیسجمهور سابق ترکیه، در یادداشتی در با انتقاد از “برونسپاری دفاع” توسط اروپا به آمریکا، هشدار داد که قاره سبز دیگر نمیتواند برای امنیت خود به واشنگتن تکیه کند. وی با تأکید بر اینکه معماری نوین امنیتی اروپا بدون حضور آنکارا “ناقص” خواهد ماند، از رهبران اتحادیه اروپا خواست تا در همکاری با ترکیه صادقانه عمل کرده و این کشور را به عنوان یک شریک استراتژیک در سازوکارهایی مانند پروژه “SAFE” بپذیرند.
اندیشکده زاویه: صرف نظر از رویکردی که دولتهای آینده آمریکا اتخاذ خواهند کرد، اروپا دیگر نمیتواند به برتری و حسن نیت آمریکا تکیه کند، به خصوص وقتی که صحبت از دفاع و امنیت خود باشد. تلاش برای استقلال استراتژیک آغاز شده است و باید شامل تعامل مجدد با یکی از قدرتهای نظامی پیشرو ناتو باشد.
اروپا با شدیدترین بحران امنیتی خود در دهههای اخیر روبرو است. اگرچه این موضوع از زمان بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید آشکار شده، اما لازم است ریشه آن را در یک شکست استراتژیک عمیقتر به نام برونسپاری دفاع جستجو کنیم.
هنوز هم اروپا با محور قراردادن شعار ترویج دموکراسی، حقوق بشر و حکمران خوب، مرکز اصلی قدرت نرم است. اما باید فوراً با توسعه یک چارچوب امنیتی معتبر به استقلال استراتژیک دست یابد. این هدف، نیاز به یک چشمانداز گسترده، فراگیر و واقعبینانه دارد. دیدگاهی که به همه ناتو بیاندیشد و اعضای ضروری مانند ترکیه را نیز در بر بگیرد.
معماری امنیتی اروپا، سالهاست که موضوع بحثهای شدیدی بوده است. تنها دو سال پس از آنکه امانوئل ماکرون، رئیس جمهور فرانسه، از «مرگ مغزی» ناتو ابراز تاسف کرد، اروپا خود را در معرض بزرگترین درگیری نظامی از زمان جنگ جهانی دوم دید.
با این حال، آمریکا از نقش دیرینه خود به عنوان ضامن اصلی امنیت قاره ابراز ناراحتی کرده و سیستم بینالمللی گستردهتر با جایگزینی فرصتطلبی و منافع شخصی محدود به جای اتحادها و مشارکتها، شروع به فروپاشی کرده است.
واقعیت این است که این روندها جهانی هستند، اما اروپا بیش از دیگران اثرات آن را احساس میکند. لفاظیهای خصمانه دولت ترامپ به عنوان یک زنگ خطر عمل کرده است. چرا که آمریکا قبلاً سهم قابل توجهی از بار امنیت اروپا را بر دوش کشیده و خود این قاره بدون تمرکز بر لوایح امنیتی، از رفاه برخوردار بوده است. ولی حالا واشنگتن به روشنی اعلام میکند که به عنوان محافظ دائمی قاره عمل نخواهد کرد.
به باور من، هیچ دلیلی برای سرزنش ترامپ وجود ندارد. رهبران اروپایی باید آنچه را که اکنون اتفاق میافتد پیشبینی میکردند. باید قبلاً میفهمیدند که امنیت را نمیتوان برونسپاری کرد.
صرف نظر از چرخشی که دولتهای بعدی آمریکا در پیش میگیرند، اروپا دیگر نمیتواند به برتری و حسن نیت آمریکا تکیه کند. هم اکنون، تلاش برای استقلال استراتژیک آغاز شده و راه برگشتی وجود ندارد. با وجود کاستیهای استراتژیک، اروپا خود را دست کم گرفته است.
این قاره همچنان مهد دموکراسی و منبع الهام برای دیگران در سراسر جهان است که برای سنت پارلمانی، حکمرانی خوب، حاکمیت قانون و احترام به حقوق بشر ارزش قائل هستند. این داراییهای «نرم» در سالهای اخیر به حاشیه رانده شدهاند، اما همچنان از بزرگترین کمکهای این قاره به دنیای مدرن هستند.
دموکراسیها هنوز به یکدیگر نیاز دارند و باید در این دوران آشفته، از ارزشهای مشترک خود دفاع کنند. اروپا باید قدرت سخت خود را بدون کنار گذاشتن اصول و مبانی خود، تقویت کند.
ترتیبات امنیتی جدید اروپایی نباید جایگزین ناتو شود و نباید صرفاً بر پایههای سیاسی و بوروکراتیک اتحادیه اروپا متکی باشد. اروپا بدون متحدان غیراروپایی ناتو، فاقد ظرفیت دفاع از خود است.
در یک چشمانداز صحیح، یک چارچوب امنیتی معتبر از اقیانوس اطلس تا دریای سیاه امتداد خواهد داشت که شامل ترکیه و انگلیس نیز میشود. این چارچوب باید اروپا را در وسیعترین معنای جغرافیایی و استراتژیک آن در بر بگیرد، نه اینکه محدود به مرزهای نهادی اتحادیه اروپا باشد.
این اتحادیه نمیتواند اشتباهاتی را که در زمان نامزدی ترکیه برای عضویت در اتحادیه اروپا مرتکب شد، تکرار کند. در آن مقطع، قوانین یکجانبه و تکبر سیاسی، اروپا را از مسیر خارج کرد.
اکنون این اتحادیه اروپا است که در موقعیت نیاز قرار دارد. تبدیل شدن به یک نیروی استراتژیک نه تنها نیازمند تغییر در سیاست، بلکه نیازمند تغییر در ذهنیت است. بنابراین، تمایل به نصیحت دیگران باید جای خود را به همکاری واقعی و گفتگوی صادقانه بدهد.
من به عنوان کسی که مذاکرات الحاق ترکیه به اتحادیه اروپا را رهبری میکردم، از نزدیک شاهد بیصداقتی برخی از رهبران اتحادیه اروپا بودم. به خوبی به یاد دارم که چگونه آنها از مسئله قبرس به عنوان بهانهای برای جلوگیری از الحاق ما استفاده کردند. آنها میدانستند که پذیرش قبرس یونانینشین در این بلوک، یک اصل اساسی اتحادیه اروپا را نقض میکند. همان اصلی که میگوید، همه مشکلات مرزی باید قبل از الحاق حل شوند.
این بار، رهبران اروپایی باید در پیگیری همکاری با ترکیه صادقتر باشند. آنها باید این واقعیت را درک کنند که امنیت اروپا نمیتواند در گرو چند کشور عضو اتحادیه اروپا باشد که صرفاً منافع محدود خود را دنبال میکنند.
ترکیه نه تنها قابلیتهای نظامی فراوانی دارد، بلکه دسترسی منطقهای و ژئوپلیتیکی خود را نیز به ارمغان میآورد. ما دومین ارتش بزرگ ناتو را داریم. ما به عنوان یک قدرت منطقهای با نفوذی که از قفقاز تا خاورمیانه و فراتر از آن امتداد دارد، ظهور کردهایم.
صنعت دفاعی رو به رشد ما به منبع اصلی نوآوری نظامی – فناوری در سطح جهان تبدیل شده است. علاوه بر این، ترکیه به طور مداوم برای تامین امنیت اروپا اقدام لازم انجام داده است. ما در طول جنگ سرد، در دفاع از جبهه جنوب شرقی ناتو نقش محوری ایفا کردیم و حتی نیازهای خود را به خاطر کمک به امنیت اروپا، از یاد بردیم. اروپا باید این بدهی اخلاقی را درک کند.
یادمان باشد، ترکیه در طول جنگ داخلی سوریه و بحران مهاجران، هزینههای قابل توجهی را متحمل شد. ما همچنان به ایجاد ثبات در سوریه و منطقه وسیعتر کمک میکنیم. ما اهمیت خود را در طول جنگ اوکراین نشان دادهایم، حمایت خود را از تمامیت ارضی ابراز کردهایم، دیپلماسی با روسیه را دنبال کردهایم و به عنوان ضامن کنوانسیون مونترو در دریای سیاه اقدامات قاطعی انجام دادهایم.
همکاری مجدد ترکیه و اتحادیه اروپا، درست مانند دهه 1950 میلادی به نفع هر دو طرف خواهد بود. ما اکنون فرصتی تاریخی برای تعهد به یک ترتیبات امنیتی جمعی داریم. ترکیه باید بخشی از جهان دموکراتیک باقی بماند، به ویژه در یک زمینه جهانی جدید که هنجارها و قوانین به طور فزایندهای مورد مناقشه قرار میگیرند.
ترکیه یک کشور اروپایی است. ما از نظر فرهنگی، جغرافیایی، تاریخی و سیاسی به این قاره تعلق داریم. با تعامل مجدد با شرکای اروپایی و تجدید روابط پرتنش، میتوانیم از پیشرفتهای داخلی در استانداردهای سیاسی و حکمرانی خوب حمایت کنیم و همچنین جذابیت اقتصادی خود را افزایش دهیم. ترکیه ستون طبیعی امنیت اروپا است و بدون ترکیه، کل ساختار ناقص میماند. پس مهم است که نقش ترکیه در سازوکارهای دفاعی اروپایی مانند SAFE (اقدام امنیتی برای اروپا) مورد توجه قرار بگیرد.
منبع: پراجکت سیندیکیت






