استراتژی پیرامونی اسرائیل، دال مرکزی تئوری نژادی برندا شفر

  • 2026-02-23 11:00

که تکیه بر زبان واحد به منظور تشکیل یک هویت ریشه‌دار ملی پیش از به قدرت رسیدن استالین در شوروی و ترویج این نظریه توسط دستگاه‌های تبلیغاتی شوروی سابق عمومیت نداشته است. اما، فارغ از این که استفاده از چنین ایده‌ای برای اثبات منشاء نژادی متفاوت آذری‌ها از سایر ساکنان ایران مورد مناقشه جدی تاریخی و زبان‌شناختی است، آنچه در اینجا مهم است این است که خانم شیفر به عنوان یک نظریه‌پرداز صهیونیست در سراسر کتاب خویش بر لزوم تفکیک هویت ایرانی از آذری با اتکاء به این نظریه کهنه استالیسنیتی و بدون در نظر گرفتن سوابق تاریخی موجود بین آذری‌ها و سایر قومیت‌های ایرانی تأکید می‌کند.

علی رحمانی – کارشناس مسائل منطقه

اندیشکده زاویه: با توجه به پی‌ریزی راهبرد اصلی سیاست خارجی رژیم‌صهیونیستی براساس علایق نژادپرستانه در زمان «داوید بن گوریون» اولین نخست‌وزیر این رژیم، سیاستمداران تل‌آویو پس از سال 1948 میلادی و آشکار شدن اولین نشانه‌های حاصل از مسئله نکبت فلسطین در عرصه بین‌المللی و منطقه‌ای تمام تلاش خود را بر روی ایجاد و تثبیت پروژه‌های تجزیه‌طلبانه قومی – نژادی در کشورهای خاورمیانه متمرکز کردند.

در این میان کشورهای ترک و به طور کلی غیر‌عرب به دلیل ماهیت متفاوتی که از لحاظ نژادی و زبانی با اکثریت کشورهای عربی حاضر در منطقه دارند از جایگاه ویژه‌ای در راهبرد سیاست خارجی تل آویو موسوم به «استراتژی پیرامونی» برخوردار شدند. در ادامه با اتکاء به تحلیلی سیاسی – تاریخی به نقد دیدگاه‌های ارائه شده توسط این نظریه‌پرداز صهیونیست در مشهورترین اثر ترجمه شده وی به فارسی یعنی «مرزها و برادری» خواهیم پرداخت.

تمرکز بر اقلیت‌های قومی با تمسک به افسانه اسباط گمشده بنی‌اسرائیل

طبق داده‌های ادبی – تاریخی موجود در مورد تاریخچه قوم یهود، اصلی‌ترین مستمسک رژیم‌صهیونیستی برای پیشبرد استراتژی پیرامونی به عنوان راهبرد کلان حوزه سیاست خارجی تل‌آویو عبارت است از افسانه‌ای موهوم با عنوان «اسباط گمشده بنی‌اسرائیل».

طبق این دیدگاه که از لحاظ تاریخی مورد تردید جدی برخی از پژوهشگران حوزه تاریخ یهود قرار گرفته بنی‌افرائیم (نوادگان پسری حضرت یوسف نبی) و بنی‌منشه (نوادگان دختری حضرت یوسف) به عنوان دو سبط گمشده بنی‌اسرائیل در طول تاریخ پر فراز و نشیب قوم یهود مطرح هستند. هرچند هواداران این نظریه در عالم ادبیات قرینه‌های فراوانی همچون طایفه یهودی خزران را بر این اسباط قابل انطباق می‌دانند.

اما پس از تشکیل رژیم اشغالگر قدس در سال 1948 میلادی تاکنون یهودیان صهیونیست همواره از این معمای تاریخی به عنوان ابزاری برای بسط نفوذ خود بین اقلیت‌های قومی مختلف نظیر کردها، پشتون‌ها و دست آخر ترکان آذری‌زبان استفاده کرده‌اند. به این صورت که اسرائیل با استفاده از موقعیت خود به عنوان یک موجودیت غیرعرب‌زبان در منطقه همواره در پی آن بوده تا خود را به‌عنوان مهم‌ترین حامی اقلیت‌های قومی موجود در منطقه (به مثابه برادران نژادی خود) معرفی کند.

پروژه اسرائیلی با روکش استالینیستی

پژوهشگران تاریخ جنبش‌های انقلابی چپ بر این مسئله اساسی واقف‌اند که استفاده از عنصر زبان به عنوان مقوله‌ای برای تعیین و تفکیک هویت ملت‌ها از یکدیگر ریشه در آثار و افکار ژوزف استالین به عنوان یکی از مخوف‌ترین دیکتاتورهای تاریخ بشر دارد. البته هر چند نمی‌توان تأثیر عنصر زبان به عنوان یکی از مواد تشکیل‌دهنده هویت ملی در آثار فیلسوفان آلمانی متقدم نظیر فیخته را منکر شد.

اما به‌طور کلی می‌توان گفت که تکیه بر زبان واحد به منظور تشکیل یک هویت ریشه‌دار ملی پیش از به قدرت رسیدن استالین در شوروی و ترویج این نظریه توسط دستگاه‌های تبلیغاتی شوروی سابق عمومیت نداشته است. اما، فارغ از این که استفاده از چنین ایده‌ای برای اثبات منشاء نژادی متفاوت آذری‌ها از سایر ساکنان ایران مورد مناقشه جدی تاریخی و زبان‌شناختی است، آنچه در اینجا مهم است این است که خانم شیفر به عنوان یک نظریه‌پرداز صهیونیست در سراسر کتاب خویش بر لزوم تفکیک هویت ایرانی از آذری با اتکاء به این نظریه کهنه استالیسنیتی و بدون در نظر گرفتن سوابق تاریخی موجود بین آذری‌ها و سایر قومیت‌های ایرانی تأکید می‌کند.

بنابراین می‌توان اثر وی را که صرفاً با اتکاء به برخی برهه‌های تاریخی کم فروع نظیر دوران کوتاه حکومت فرقه دموکرات در تبریز، سعی در تجزیه هویت ارگانیکی ایرانی دارد، مقدمه تئوریک آغاز فتنه‌ای اسرائیلی (بین ایران و کشورهای حوزه قفقاز) با روکشی از تفکرات پوسیده استالینیستی دانست.

تلاش آشکار برای برهم زدن هارمونی هویت ایرانی؛ مشخصه بارز کتاب برندا شفر

 با دقت در فصول پایانی مشهورترین کتاب ترجمه شده شفر به فارسی درخواهیم یافت که این نظریه‌پرداز با نفوذ حوزه انرژی و اقلیت‌های نژادی سعی دارد تا ضمن تقابل آشکار با ارزش‌های اجتماعی موجود در گفتمان سیاسی ایران پساانقلابی به عنوان سیمان اجتماعی هویت ایرانی در عصر تعارضات بین‌المللی با دمیدن بر کوس تجزیه‌طلبی قومی و برجسته کردن جریانات جدیدالتأسیسی نظیر حزب «گوماح» به رهبری محمود چهرگانی برهم زدن هارمونی هویت ایرانی را تنها راه بازیابی هویت آذری در عصر کنونی قلمداد کند.

البته اتخاذ چنین رویکردی توسط یک نظریه‌پرداز بی‌طرف و آکادمیک بعید به نظر می‌رسد. به همین دلیل باید گفت: آثار شبه‌آکادمیک شفر در زمینه هویت و فرهنگ آذری‌های مقیم قفقاز و آذربایجان چیزی جز یک تلاش نافرجام جهت هدایت افکار عمومی به سمت بالکانیزه کردن قفقاز با هدف یافتن مأمنی جدید برای استراتژی پیرامونی تل‌آویو نیست.

مطالب بیشتر:

افزایش ۱۰ برابری عبور بار از ۱.۵ به ۱۵ میلیون تن با اتصال راه‌آهن نخجوان–ارمنستان

الهام علی‌اف در گفتگویی الهام علی‌اف از افزایش ۱۰ برابری ظرفیت حمل بار راه‌آهن نخجوان به ۱۵ میلیون تن خبر داد. وی تأکید کرد: با تکمیل کریدور زنگزور، راه‌آهن در…

بن‌بست ایروان و مسکو در سازمان پیمان امنیت جمعی

سایت کالیبر.آز در یادداشتی نوشت: موضوع عضویت ارمنستان در سازمان پیمان امنیت جمعی دوره‌ای در روابط روسیه و ارمنستان مطرح می‌شود که به سختی می‌توان آن را از ابتدا مثبت…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

افزایش ۱۰ برابری عبور بار از ۱.۵ به ۱۵ میلیون تن با اتصال راه‌آهن نخجوان–ارمنستان

افزایش ۱۰ برابری عبور بار از ۱.۵ به ۱۵ میلیون تن با اتصال راه‌آهن نخجوان–ارمنستان

بن‌بست ایروان و مسکو در سازمان پیمان امنیت جمعی

بن‌بست ایروان و مسکو در سازمان پیمان امنیت جمعی

اندیشکده زاویه برگزار می‌کند: واکاوی مصوبه پارلمان ترکیه درباره پ‌ک‌ک

اندیشکده زاویه برگزار می‌کند: واکاوی مصوبه پارلمان ترکیه درباره پ‌ک‌ک

احیای خط لوله کرکوک-بانیاس تهدیدی برای هاب انرژی ترکیه

احیای خط لوله کرکوک-بانیاس تهدیدی برای هاب انرژی ترکیه

مروری بر عملکرد حزب عدالت و توسعه در عرصه سیاست خارجی در 25 سالگی آن

مروری بر عملکرد حزب عدالت و توسعه در عرصه سیاست خارجی در 25 سالگی آن

بنادر گرجستان در کانون کریدور میانی

بنادر گرجستان در کانون کریدور میانی