نفوذ صوفیان در حاکمیت ترکیه؛ واکاوی نقش طریقت نقشبندیه در سپهر سیاسی آنکارا
در سپهر سیاسی ترکیه، طریقت «نقشبندیه خالدیه» نقشی فراتر از معنویت ایفا میکند. این جریان با تکیه بر اصول اقتصادی «خلوت در انجمن» و ابزار «امر به معروف»، به یکی از حامیان کلیدی اردوغان و حزب عدالت و توسعه بدل شده است. این یادداشت ضمن واکاوی نفوذ پنهان این طریقت، ظرفیتهای آن در معادلات داخلی ترکیه، بهویژه در مسئله کردی و چالشهای پیوند میان دیانت و حاکمیت در آنکارا را بررسی میکند.
علی رحمانی – پژوهشگر مسائل ترکیه
اندیشکده زاویه: از لحاظ علمی، به دلیل ریشهدار بودن سنت دینی در جامعه ترکیه (علیرغم جولانگاه گاهوبیگاه تفکرات برآمده از مکاتب مدرن در این کشور طی سالهای متمادی)، هرگونه بحث و بررسی در خصوص نسبت دین و سیاست در این کشور، نیازمند بازشناسی جایگاه طریقتهای صوفیانه و نسبت هر یک از آنها با سیاست و حکمرانی در ترکیه است.
در این میان، طریقت «نقشبندیه» به دلیل ویژگیهای خاص، جایگاه بالای خود در میان مسلمانان اهل سنت و نیز گستره جغرافیایی منحصر به فرد، همواره از موقعیت برجستهای در معادلات میان دین و سیاست در ترکیه برخوردار بوده است. از همینرو، در ادامه به بررسی کنشهای سیاسی محبوبترین شاخه این طریقت در ترکیه، یعنی «نقشبندیه خالدیه» خواهیم پرداخت.
اصل «خلوت در انجمن» و معادلات سیاسی-اقتصادی
فارغ از اینکه سرچشمه اعتزال سیاسی در جهان اسلام را در چه دوره تاریخی یا عامل مهم اجتماعی بدانیم، باید گفت همواره یک اصل اساسی، شاخههای گوناگون صوفیه را از سایر نحلههای فکری و اجتماعی متمایز میساخته است؛ اصلی که چیزی جز دوریگزیدن از حوائج دنیوی با هدف نزدیکی به خداوند متعال نیست.
با این همه، سلسله نقشبندیه از بدو تأسیس توسط خواجه بهاءالدین محمد نقشبند و جانشینان وی در آسیای مرکزی تا کنون، به دلیل باور به اصلی که بزرگان این طریقت آن را «خلوت در انجمن» مینامند، به لزوم فعالیت اقتصادی و اجتماعی در عین توجه به وظایف دینی و طریقتی اهمیت ویژهای داده است.
احتمالاً مهمترین دلیل شکوفایی اقتصادی این طریقت در مقایسه با بسیاری از طریقهای رقیب از قرون میانه اسلامی تاکنون، همین توجه به معیشت پیروان و تأکید بر لزوم فعالیت اقتصادی بوده است که باعث شده از عصر تیموری تاکنون، بسیاری از موقوفات و بنگاههای اقتصادی جهان اسلام به قبضه پیروان این طریقت درآید و متعاقب آن، بر میزان نفوذ سیاسی-اجتماعی نقشبندیه، بهویژه در ترکیه معاصر افزوده شود. چنین رویکردی به فعالیتهای اقتصادی، تقویت روزافزون بنگاههای اقتصادی وابسته به اسلامگرایان را در دوره حکومت نجمالدین اربکان و جانشینان وی در ترکیه به دنبال داشت.
امر به معروف و نهی از منکر؛ ابزاری برای دخالت در سیاست
اگر دیدگاه اقتصادی نقشبندیه خالدیه را مهمترین پشتوانه تئوریک اعضای این جنبش برای ورود به عرصه اجتماع بدانیم، میتوان «اصل لزوم امر به معروف و نهی از منکر» را مهمترین دستآویز رهبران و اعضای این فرقه صوفیانه برای ورود به بازیهای سیاسی (بهویژه در شاخه خالدیه به عنوان محبوبترین شعبه این طریقت در ترکیه) دانست.
رهبران شاخههای مختلف نقشبندیه نظیر «شیخ زاهد کوتکو» (که مدتی مرشد رجب طیب اردوغان و برادران اوزال بوده)، حتی زمانی که مانند جنبش نور مدعی تأسیس یک فرقه مذهبی نیستند، همواره از این حربه فکری برای تبلیغ، گسترش و تسلط دیدگاههای فرازمانی و فرامکانی خود نسبت به نصوص اسلامی استفاده کردهاند.
احتمالاً به همین دلیل است که در تحولات ترکیه معاصر، بهویژه پس از کودتای نافرجام ۲۰۱۶ تاکنون، همواره نقشبندیه خالدیه و شعب متعدد آن را در کنار اردوغان و به عنوان یکی از حامیان جدی سیاستهای وی دیدهایم؛ چرا که رهبران نقشبندیه طبق مانیفست سیاسی فرقه خود، از هر فرصتی برای نزدیک شدن به حاکم جهت ارشاد وی و نهادینهسازی ارزشهای دینی مدنظر خود در جامعه استفاده میکنند.
پتانسیل سیاسی نقشبندیه خالدیه برای مهار جریانهای کردی
با توجه به اصالت کردیِ نقشبندیه خالدیه و انتساب آن به مولانا خالد شهروزی، و نیز سابقه محبوبیت طریقتهای مشابه با ریشه کردی در ترکیه (همچون طریقت برزنجی)، در کنار قرار گرفتن مقبره آخرین قطب طریقت خالدیه (شیخ محمدعثمان سراجالدین ثانی) در استانبول، میتوان گفت طریقت خالدیه با عنایت به محبوبیت روزافزون خود، یکی از بهترین ابزارهای سیاسی برای اسلامگرایان این کشور جهت نیل به اهداف خود در زمینه حل مسالمتآمیز مسئله کردی است.
اما نکته اساسی اینجاست که ظاهراً سیاستمداران حزب عدالت و توسعه (AKP) با وجود استفاده موفق از ابزار صوفیه پای صندوقهای رأی و در کوران بحرانهای سیاسی مختلف، هنوز توفیق چندانی در زمینه استفاده از ظرفیت طریقت محبوب خالدیه برای حل این بحران بلندمدت سیاسی کسب نکردهاند.
پیوند سرنوشت سیاسی نقشبندیه و حزب عدالت و توسعه
آنچه میتوان با استفاده از شواهد موجود در مورد آینده سیاسی نقشبندیه خالدیه فهمید این است که با وجود مخفی بودن فعالیتها و میزان نفوذ سیاسی این طریقت در ترکیه به دلیل ملاحظات امنیتی و قانونی، این جریان دینی به سبب پیوندهای عمیق تاریخی با حزب حاکم و کلیت جریانهای اسلامگرا و حتی احزاب میانهروی ترکیه، به تعمیق نفوذ سیاسی خود در سالهای آتی ادامه خواهد داد.
در آرمانیترین حالت، این طریقت خواهد توانست ضمن اتحاد با جریانهای مشابه خود نظیر «جریان نورسی»، به مثابه پلی برای انتقال خواستههای بخش بزرگی از کردهای ترکیه و حتی سوریه و عراق به حکومت مرکزی ترکیه عمل کند. اما نباید از این نکته غافل شد که با گره خوردن هرچه بیشتر سرنوشت این جریان دینی با حزب عدالت و توسعه، رهبران طریقت خالدیه ضمن تلاش برای افزایش میزان ریسک سیاسی خود، مجبور خواهند شد بیش از پیش در قالب طبقهای از «وعاظالسلاطین» به ایفای نقش سیاسی بپردازند.





