واکاوی ابتکارات اتحادیه اروپا برای توسعه کریدور میانی
منابع عظیم نفت و گاز آسیای مرکزی، این منطقه را به یک مرکز ترانزیتی کلیدی در اوراسیا تبدیل کرده است. تمرکز اصلی بر توسعه «کریدور میانی» است؛ مسیری ۶۵۰۰ کیلومتری از چین تا اروپا که نقش حیاتی در کاهش وابستگیهای انرژی و تجاری اروپا به روسیه پس از جنگ اوکراین دارد و با ابتکاراتی مانند مجمع سطح بالای ترکمنستان، اتحادیه اروپا سرمایهگذاریهای سنگینی را برای تحقق اهداف ژئواکونومیکی خود در این مسیر دنبال میکند.
دکتر توحید ورستان – کارشناس اقتصاد انرژی
اندیشکده زاویه: منابع عظیم و ذخایر قابل توجه نفت و گاز آسیای مرکزی، آن را به قطب ترانزیت بالقوه تبدیل کرده است که میتواند کل منطقه اوراسیا را به هم متصل کند. پتانسیل راهبردی و تحولآفرین این منطقه با پیشنهادهای مختلفی از سوی مقامات دولتی مواجه شده است.
در این میان، برای مقابله با شوکهای جهانی، تأکید بر استفاده از «کریدور میانی»، به عنوان مسیر حمل و نقل چندوجهی شامل ارتباطات ریلی، دریایی، جادهای و لجستیک بیشتر شده است. این کریدور با طول ۶۵۰۰ تا ۷۰۰۰ کیلومتر، شمال غربی چین را به قزاقستان، دریای خزر، آذربایجان، گرجستان، ترکیه و اروپا متصل میکند.
این کریدور تقریباً برای همه کشورهای شرکتکننده از اهمیت راهبردی برخودار است. در این میان، اتحادیه اروپا با حمایت از این کریدور به دنبال تحقق اهداف ژئواکونومیکی خود مانند دستیابی به منابع نفت و گاز و نیز عناصر خاکی کمیاب منطقه است. پس از جنگ اوکراین، اروپا با کاهش روسیه به دنبال کاهش وابستگی خود به منابع وارداتی از این کشور است که این امر اهمیت آسیای مرکزی و قفقاز و در واقع کریدور میانی را برای بروکسل افزایش میدهد. از همین روی، اتحادیه اروپا با ابتکارات و اقدامات مختلف به دنبال توسعه این کریدور است.
ابتکار هماهنگی
در تاریخ ۳ و ۴ اکتبر ۲۰۲۴، ترکمنستان میزبان یک مجمع سطح بالا برای مقامات اتحادیه اروپا بود تا پلتفرم جدیدی را با تمرکز بر توسعه کریدور میانی اعلام کند. پلتفرم جدید هماهنگی کریدور حمل و نقل ترانس خزر، نشاندهنده تمایل اروپا به آسیای مرکزی است که منطقه وسیعتر خزر را نیز در بر میگیرد. نقش اصلی این پلتفرم، ترویج کریدور میانی و هماهنگی تلاشها برای اجرای پروژههای اولویتدار در زیرساختهای سخت و نرم در آسیای مرکزی خواهد بود. همچنین با سرمایهگذاریها و فعالیتهایی در قفقاز جنوبی و ترکیه هماهنگی ایجاد میکند که مربوط به تقویت کارایی عملیاتی و ارتباطات یکپارچه در سراسر کریدور میانی هستند.
پلتفرم بر تعهد اتحادیه اروپا به اتصال تأکید کرد و آن را «هسته اصلی استراتژی دروازه جهانی اتحادیه اروپا و همچنین عنصر کلیدی در مشارکت ما با آسیای مرکزی، قفقاز جنوبی و ترکیه» توصیف کرد.
اینکه اتحادیه اروپا به کریدور میانی علاقهمند است، مدتهاست که مشخص شده است. در ژانویه ۲۰۲۴، برنامه دروازه جهانی اتحادیه اروپا از سرمایهگذاری ۱۰ میلیارد یورویی در اتصال آسیای مرکزی خبر داد. اما مشارکت بروکسل در رابطه با کریدور میانی، سرمایهگذاریها را عمدتاً در آسیای مرکزی متمرکز کرده است و نه لزوماً در کل طول شرقی-غربی کریدور میانی.
با این حال، نشست ترکمنستان به دلیل ساختار چندجانبه و شمول منطقه وسیعتر دریای خزر از اهمیت بالایی برخودار است. اجلاس عشقآباد نه تنها نمایندگان اروپا و آسیای مرکزی، بلکه نمایندگان بانک توسعه آسیا و بانک جهانی و همچنین مقامات ارمنی، گرجستانی، آذربایجانی و ترکیهای را نیز در بر میگرفت.
باید توجه داشت که قفقاز جنوبی و ترکیه برای کریدور میانی حیاتی هستند و آخرین حلقه این مسیر را قبل از رسیدن به بازارهای اروپا تشکیل میدهند. کالاها و منابع قبل از عبور از دریای مدیترانه یا سیاه از بنادر ترکیه و گرجستان خارج میشوند. با تلاش ارمنستان و آذربایجان برای دستیابی به یک توافق صلح و عادیسازی روابط و متعاقباً امکان بازگشایی مرزهای ارمنستان با ترکیه، ترانزیت کریدور میانی از طریق قفقاز جنوبی میتواند در چند سال آینده رونق بگیرد.
اتحادیه اروپا و «دروازه جهانی» آن با وعده کمک ۱۰ میلیارد یورویی در اوایل سال گذشته توجه زیادی را به خود جلب کردند. اما ابتکار هماهنگی اعلام شده، اطلاعات اساسیتری در مورد چگونگی تعامل بیشتر اروپا با منطقه خزر ارائه میدهد. به نظر میرسد هماهنگی با کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی، نقش بزرگتری را برای اروپا در منطقه در سالهای آینده پیشبینی میکند.
کریدور میانی و انرژی
چشمانداز سیاست خارجی آذربایجان اکنون نهادینهسازی کریدور میانی را بر اساس ساختاری دیجیتال، لجستیکی و سبز هدف قرار داده است. این مسیر به دلیل جنگ اوکراین، به یکی از امنترین مسیرهای تجارت جهانی تبدیل شده و موفقیت این کریدور مستقیماً با مشارکت فعال کشورهای آسیای مرکزی در این فرآیند مرتبط است. کشورهایی مانند قزاقستان و ترکمنستان، گشودن دروازه ترانزیتی به آذربایجان از طریق دریای خزر و در نتیجه به بازارهای اروپا را به عنوان راهبردی برای به کاهش وابستگیهای ساختاری خود به مسکو ارزیابی میکنند.
اهمیت راهبردی کریدور میانی برای اروپا فراتر از تجارت است. امنیت انرژی همچنان یک نگرانی اساسی برای اروپا است که به دنبال تنوع بخشیدن به منابع تأمین و کاهش وابستگی به مسیرها یا تأمینکنندگان واحد است. قفقاز جنوبی، که در قلب این کریدور قرار دارد، دسترسی حیاتی به منابع انرژی و زیرساختهایی را فراهم میکند که میتوانند به دستیابی به این هدف کمک کنند. این کریدور با ارائه یک مسیر ترانزیت جایگزین برای هیدروکربنها و سایر کالاهای انرژی، نه تنها به تنوع انرژی اروپا کمک خواهد کرد، بلکه امنیت اقتصادی جهانی را نیز تقویت میکند. از این نظر، کریدور میانی صرفاً یک پروژه منطقهای نیست؛ بلکه جزئی از معماری گستردهتر شبکههای انرژی و تجارت قرن بیست و یکم است.
به طور ویژه، پروژه کابل «انرژی سبز» که با عبور از بستر دریای خزر از طریق گرجستان به رومانی و مجارستان میرسد، بیشتر شبیه یک انقلاب ژئوپلیتیکی است تا یک موفقیت فنی. این خط، پتانسیل انرژی بادی و خورشیدی دریای خزر را با اهداف «معامله سبز» اتحادیه اروپا پیوند میدهد و قفقاز جنوبی را به بخشی مهم و راهبردی از سیستم انرژی اروپا تبدیل میکند.
همچنین، کریدور زنگزور/ترامپ، به عنوان یکی از مهمترین بخشهای این فرآیند ادغام، اتصال زمینی بدون وقفه و با ظرفیت بالا به اروپا از طریق نخجوان و ترکیه را میدهد. این خط که از باکو شروع و تا قارص امتداد مییابد، فراتر از یک مسیر حمل و نقل صرف، به عنوان یک گام راهبردی عمل میکند که پتانسیل اقتصادی کشورهای آسیای مرکزی را به بازارهای جهانی متصل میکند.
پروژههای بزرگ پیشگفته، همچنین باعث تغییر اساسی در رویکرد سیاستهای اتحادیه اروپا در قبال کریدور میانی شدهاند. متنافه اقتصادی باعث شد تا بروکسل از اواسط دهه ۲۰۲۰، به سمت محور «رئالیسم راهبردی» در برخودر با کشورهای شرکت کنند در این کریدور تغییر جهت دهد. بحران انرژی ناشی از بحران اوکراین و استفاده روسیه از انرژی به عنوان سلاح، اتحادیه اروپا را مجبور کرده است که منافع خود را در تعادل بین سیاست خارجی ارزشمحور و منافع ملی در اولویت قرار دهد.






