ابعاد و پیامدهای بیداری هستهای ترکیه برای موازنه قدرت و امنیت غرب آسیا
همزمان با تحولات بنیادین در نظم جهانی، اظهارات اخیر مقامات ترکیه درباره «ناگزیری» پیوستن به رقابت هستهای، میتواند چالشی جدی برای امنیت منطقه و موازنه قدرت ژئواستراتژیک ایران ایجاد کند. این تحول، با توجه به تاریخچه رقابت تهران-آنکارا و میزبانی ترکیه از تسلیحات اتمی آمریکا، پیامدهای عمیقی چون آغاز مسابقه هستهای زنجیرهای در منطقه و افزایش تنشها با اسرائیل را در پی دارد که نیازمند دیپلماسی فعال منطقهای است.
دکتر نوید کمالی – کارشناس مسائل راهبردی
اندیشکده زاویه: در شرایطی که نظم و نظام بینالملل خاصه در منطقه غرب آسیا با تحولات بنیادین در ساختار قدرت مواجه است و نظم چندجانبهگرایانه جنگ سرد با بحرانهای اعتباری مواجه شده و کشورهای مختلف بر حسب ظرفیتهای ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی در دسترسشان به دنبال بازطراحی نقش خود در منطقه و جهان هستند، تمایل به دستیابی به تسلیحات هستهای در کلام برخی رهبران کشورهای منطقه شنیده میشود.
به طور مثال اظهارات اخیر مقامات ارشد ترکیه درخصوص «ناگزیری» پیوستن به رقابت هستهای منطقهای، زنگ خطری جدی برای آینده امنیت غرب آسیا به صدا درآورده است. این تحولات در حالی رخ میدهد که کشورمان طی دهههای اخیر، با وجود فشارهای یکجانبه و تحریمهای غیرقانونی، همواره بر حق غیرقابل انکار خود در بهرهمندی صلحآمیز از انرژی هستهای تأکید کرده و در عین حال، مخالف سرسخت گسترش تسلیحات کشتار جمعی در منطقه بوده است و در این راه هزینههای سنگین و بعضاً جبران ناپذیری را هم متحمل شده است که نمونه اخیر آن بمباران تاسیسات اتمی کشور توسط بمبافکنهای ارتش ایالات متحده بود.
در چنین شرایطی این سوال مطرح میشود که با توجه به اظهارات تامل برانگیز مقامات ترکیه و ابراز تمایلشان برای حرکت در مسیر اتمی شدن، چگونه باید به «بیداری هستهای» آنکارا نگریست و پیامدهای راهبردی آن برای موازنه قدرت در حوزه نفوذ ژئواستراتژیک کشورمان تحلیل کرد؟ آیا ترکیه میتواند به بازیگری هستهای و حتی مسلح به سلاح اتمی تبدیل شود و این امر چه پیامدهایی برای معادلات امنیتی منطقه در پی خواهد داشت؟
معمای ترکیه!
ترکیه بهمثابه یک بازیگر منطقهای با تاریخچهای طولانی در رقابت ژئوپلیتیکی با کشورمان که تاریخ آن به عهد عثمانی و حتی امپراطوری روم باز میگردد، همواره در پی مهار نفوذ منطقهای ایران و ایرانیان و گسترش دامنه نفوذ خود در آسیای مرکزی، قفقاز و غرب آسیا بوده است. عضویت این کشور در پیمان آتلانتیک شمالی و میزبانی از پایگاه هوایی اینجرلیک که محل نگهداری دهها کلاهک هستهای آمریکایی از نوع B61 است که هر یک بسته به ماموریت تعیین شده قدرتی به اندازه 300 تا 400,000 تن TNT دارند، از یکسو، و ابراز تمایل اخیر مقامات آنکارا برای دستیابی به تسلیحات اتمی، از سوی دیگر، نشاندهنده تحولی راهبردی در نگرش این کشور به ابزارهای بازدارندگی است.
وزیر امور خارجه ترکیه اخیراً با بیان اینکه توسعه تسلیحات هستهای «مسئلهای استراتژیک در سطح بالا» است، از احتمال «ناگزیر» شدن آنکارا برای پیوستن به رقابت هستهای سخن گفته است. این اظهارات در حالی مطرح میشود که ترکیه همچنان اسرائیل را به داشتن زرادخانه هستهای متهم کرده و آن را عامل تضعیف ثبات منطقه میداند.
از منظر ساختاری، انگیزههای هستهای شدن ترکیه را باید در بستر بلندپروازیهای ژئوپلیتیکی حزب عدالت و توسعه و تلاش برای استقلال راهبردی از غرب و ناتو جستوجو کرد! در این رابطه باید بدانیم که اردوغان سالها قبل در سپتامبر ۲۰۱۹ در گردهمایی ملیگرایانه شهر سیواس، نارضایتی خود را از عدم دسترسی ترکیه به سلاح هستهای بهعنوان ابزار بازدارنده ابراز داشته بود!
البته ترکیه از سالها قبل تلاش برای دستیابی به فناوری هستهای را آغاز کرده و هم اکنون پروژه نیروگاه هستهای آکویو با همکاری روسیه در حال ساخت است و طبیعتا فرصتی مهم برای انتقال دانش فنی هستهای به مهندسان ترکیهای است اما در صورت عبور ترکیه از آستانه هستهای، معمای امنیتی پیچیدهای در منطقه شکل خواهد گرفت که پیامدهای آن فراتر از مرزهای این کشور خواهد بود.
پیامدهای اتمی شدن ترکیه
پیامدهای راهبردی اتمی شدن ترکیه برای منطقه سنگین و پیچیده خواهد بود. به طور مثال این پیامدها برای کشورمان چندوجهی و عمیق است.
نخست، ظهور یک رقیب منطقهای مسلح به تسلیحات هستهای، موازنه قدرت موجود در قفقاز، خاورمیانه و آسیای مرکزی را دچار اختلال جدی خواهد کرد. ترکیه با بهرهمندی از زرادخانه هستهای، قادر خواهد بود با اطمینان بیشتری به دنبال اهداف تجدیدنظرطلبانه خود در حوزههای نفوذی کشورمان برآید و فضای مانور ژئواستراتژیک ما را محدود سازد.
دوم، احتمال آغاز یک رقابت هستهای زنجیرهای وجود دارد که در آن عربستان سعودی، با بهرهمندی از پیمانهای دفاعی با پاکستان و حمایت مالی گسترده، به سرعت به دنبال دستیابی به سلاح اتمی خواهد رفت. این امر منطقه را به حوزهای پرآشوب از رقابتهای تسلیحاتی تبدیل خواهد کرد که مدیریت آن بسیار دشوارتر از بحرانهای کنونی خواهد بود.
سوم، اسرائیل که هرگز پذیرای همسایهای هستهای در مجاورت خود نبوده و سابقه حملات پیشدستانه به تأسیسات هستهای عراق و سوریه را در کارنامه دارد و در جریان جنگ 12 روزه نیز با کمک ارتش آمریکا تاسیسات اتمی کشور ما را نیز زیر ضربه برد، ممکن است با توسل به اقدامات نظامی علیه آنکارا، بحرانی گسترده را در منطقه برانگیزد. این سناریوها، امنیت و ثبات منطقهای را که برای توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورمان ضروری است، برای دههها تهدید خواهد کرد.
از منظر گفتمانی نیز آنکارا با طرح ادعای «ناعدالتی» در نظام عدم اشاعه، در تلاش است مشروعیت بینالمللی برای برنامه هستهای خود فراهم آورد. این رویکرد در حالی است که کشورمان به عنوان اولین کشور دارای چره کامل فناوری هستهای در غرب آسیا همواره بر مبنای معاهده انپیتی و حقوق مسلم خود در چارچوب آژانس بینالمللی انرژی اتمی، به دنبال بهرهمندی صلحآمیز از انرژی هستهای بوده است.
تفاوت بنیادین در رویکرد دو کشور، در میزان پایبندی به تعهدات بینالمللی و شفافیت در فعالیتهای هستهای نهفته است. با این حال، فقدان اعتماد متقابل و رقابت تاریخی، فضایی را ایجاد کرده که هر گونه تحول در معادلات هستهای منطقه، تلقینکننده تهدید تلقی شود. نکته قابل تأمل آن است که ترکیه با وجود عضویت در ناتو و میزبانی از سلاحهای هستهای آمریکا، از «چتر هستهای» این پیمان بهرهمند است، اما ظاهراً به دنبال استقلال راهبردی کامل و کاهش وابستگی به تضمینهای امنیتی غرب است.
باید توجه داشت که جامعه بینالمللی در مواجهه با چالش اشاعه هستهای با محدودیتهای ساختاری جدی مواجه است. شورای امنیت سازمان ملل، بهویژه با توجه به حق وتو اعضای دائم، اغلب در اعمال تحریمهای مؤثر علیه متخلفان ناتوان بوده است.
در سناریویی که ترکیه از تعهدات خود تخطی کند، احتمال وتو قطعنامههای تنبیهی توسط آمریکا یا روسیه بهعنوان متحدان استراتژیک آنکارا وجود دارد. این امر میتواند به چراغ سبز ضمنی برای ادامه برنامه هستهای ترکیه تبدیل شود. از اینرو، اتکای صرف به مکانیزمهای بینالمللی برای جلوگیری از هستهای شدن آنکارا کافی نخواهد بود و نیازمند رویکردی فراگیرتر و منطقهای هستیم.
جمعبندی و توصیهها
به طور کلی آنچه از تحلیل روندهای موجود برمیآید این است که هستهای شدن ترکیه، نهتنها مطلوب منافع ملی و منطقهای ما و دیگر قدرتهای منطقه نیست، بلکه بهمثابه عاملی بیثباتساز، منافع ملی و امنیت منطقهای تمام کشورهای منطقه را با چالشهای جدی مواجه خواهد ساخت. ظهور یک بازیگر هستهای جدید در مجاورت مرزهای شمالغربی، معادلات بازدارندگی را پیچیده کرده و هزینههای راهبردی ما و دیگر کشورهای مستقل منطقه را بهشدت افزایش خواهد داد. از اینرو، دیپلماسی فعال و چندجانبهگرایانه برای پیشگیری از گسترش تسلیحات هستهای در منطقه، ضرورتی انکارناپذیر است.
در چنین شرایطی توصیه راهبردی نخست به دستگاه سیاست خارجی کشورمان، اولاً، تقویت گفتمان صلحآمیز هستهای و تأکید بر حق مشروع کشورها در بهرهمندی صلحآمیز از انرژی هستهای در چارچوب انپیتی است. این گفتمان باید مبتنی بر تمایز روشن بین انرژی هستهای صلحآمیز و سلاحهای کشتار جمعی باشد. ثانیاً، ضرورت دارد از طریق کانالهای دیپلماتیک، کشورهای منطقه را نسبت به پیامدهای مخرب رقابت هستهای آگاه ساخت و ائتلافی منطقهای برای مخالفت با گسترش تسلیحات کشتار جمعی شکل داد. ثالثاً، تقویت همکاریهای راهبردی با بازیگرانی مانند عربستان که منافع آنها نیز در جلوگیری از هستهای شدن ترکیه قرار دارد، از جمله اولویتهای سیاست خارجی کشورمان باید باشد. این همکاریها میتواند شامل گفتوگوهای امنیتی با قدرتهای منطقهای و جهانی باشد که نسبت به ثبات غرب آسیا نگران هستند.
همانگونه که مشخص است آینده منطقه در گروی آن است که آیا جامعه بینالملل و بازیگران منطقهای، از جمله کشورمان، میتوانند با اتخاذ رویکردی فعال و پیشگیرانه، مانع از فروپاشی نظام عدم اشاعه در غرب آسیا شوند یا خیر! سکوت یا سستی در این برهه حساس، ممکن است بهای آن را نسلهای آینده با ناامنی مزمن و رقابتهای تسلیحاتی بیپایان بپردازند. در این میان، کشورمان با اتکا به دیپلماسی خردمندانه و تعامل سازنده با جامعه جهانی، میتواند همزمان با حفظ حقوق مشروع خود، از تبدیل شدن منطقه به میدان رقابتهای هستهای مخرب جلوگیری کند. این مسیر دشوار اما ضروری، تنها راهحل ممکن برای تضمین امنیت پایدار و توسعه پایدار در غرب آسیا است.






