همکاری نظامی تهران–باکو، امکان‌پذیری، منافع دوسویه و ضرورت پرهیز از تله مخالفان

  • 2026-10-05 07:00

سفر اخیر هیئت نظامی ایران به نمایشگاه دفاعی ADEX-2026، بارقه‌هایی از تغییر در الگوی تعاملات امنیتی میان تهران و باکو را روشن کرده است. آیا همکاری نظامی همسایگان در قفقاز جنوبی، فراتر از یک مانور دیپلماتیک، می‌تواند پایانی بر دوران بی‌اعتمادی و نفوذ بازیگران ثالث باشد؟ این یادداشت با واکاوی ظرفیت‌های راهبردی و موانع موجود، ضرورت گذار از فضای تقابل به سمت «واقع‌گرایی دفاعی» را برای تأمین امنیت پایدار در دریای خزر بررسی می‌کند.

تحریریه اندیشکده زاویه: سفر هیئت نظامی جمهوری اسلامی ایران به باکو و بازدید از نمایشگاه دفاعی «ADEX-2026» و دیدار با رئیس ستاد کل ارتش جمهوری آذربایجان را نباید تنها یک تماس تشریفاتی دید. این رویداد نشان می‌دهد که دو کشور می‌توانند و باید همکاری نظامی خود را در قالبی واقع‌گرایانه، مرحله‌ای و مبتنی بر منافع مشترک شکل دهند و تقویت کنند. برخلاف تصوری که در برخی محافل القا می‌شود، مناسبات تهران و باکو یک بازی صفر نیست؛ همکاری دفاعی می‌تواند برای هر دو طرف دستاورد امنیتی، اقتصادی و راهبردی داشته باشد، به شرط آنکه مخالفان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای این همکاری شناسایی و خنثی شوند.

نخستین پرسش این است که همکاری نظامی تهران و باکو بر چه پایه‌ای می‌تواند شکل بگیرد. دو کشور همسایه، دارای مرز مشترک طولانی، منافع مشترک در دریای خزر، زیرساخت‌های انرژی به‌هم‌پیوسته و نگرانی‌های امنیتی مشابه هستند. قاچاق مواد مخدر، تروریسم، جرایم سازمان‌یافته، قاچاق سلاح، تهدیدات علیه خطوط انتقال انرژی و حوادث دریایی در خزر، حوزه‌هایی هستند که هیچ‌یک از دو کشور به‌تنهایی نمی‌تواند به طور کامل بر آنها مسلط شود. بنابراین، همکاری نظامی نه یک انتخاب ایدئولوژیک، بلکه یک ضرورت جغرافیایی و امنیتی است.

منافع دوسویه این همکاری روشن است. برای ایران، تقویت روابط دفاعی با باکو به معنای کاهش خطر حضور نیروهای خارجی در شمال غربی مرزها، مدیریت بهتر کریدور زنگه‌زور و جلوگیری از تبدیل آذربایجان به سکوی تهدید علیه امنیت ملی ایران است. تهران همچنین می‌تواند از ظرفیت‌های دفاعی و صنعتی خود برای مشارکت در تأمین نیازهای امنیتی همسایه شمالی استفاده کند. برای آذربایجان نیز همکاری با ایران به معنای تنوع‌بخشی به شرکای امنیتی، کاهش وابستگی مفرط به یک یا دو بازیگر خارجی، تأمین امنیت خطوط انرژی و ایجاد فضای اعتماد در مرزهای جنوبی است. باکو می‌تواند از تجربه ایران در مقابله با تروریسم، کنترل مرز و صنایع دفاعی بهره ببرد. در سطح مشترک، دو کشور می‌توانند سازوکارهای اعتمادساز مانند خط تلفن مستقیم میان فرماندهی‌های مرزی، رزمایش‌های مشترک دریایی در خزر، تبادل اطلاعات و آموزش افسران را ایجاد کنند.

اما هرگونه تقویت همکاری نظامی تهران و باکو، مخالفان جدی دارد. بازیگرانی در منطقه و فرامنطقه وجود دارند که سودشان در تضعیف روابط تهران و باکو، حاکم شدن مناسبات سرد و حتی دامن زدن به کشمکش‌های سیاسی میان دو کشور است. رژیم صهیونیستی یکی از اصلی‌ترین این بازیگران است؛ زیرا تداوم تنش میان ایران و آذربایجان، حضور و نفوذ آن را در قفقاز جنوبی توجیه می‌کند. آمریکا و برخی قدرت‌های فرامنطقه‌ای نیز از تقسیم منطقه و جلوگیری از همگرایی کشورهای مستقل سود می‌برند. برخی جریان‌های قوم‌گرا و تندرو نیز با بزرگ‌نمایی اختلافات تاریخی و رسانه‌ای، تلاش می‌کنند فضای بی‌اعتمادی را بازتولید کنند. این مخالفان معمولاً با القای این تصویر که ایران تهدیدی وجودی برای آذربایجان است، وابستگی دفاعی باکو به خارج را تداوم می‌بخشند و هرگونه همکاری دوجانبه را sabotاژ می‌کنند.

برای خنثی کردن این تله، تهران و باکو باید همکاری نظامی خود را تدریجی، شفاف و محدود به منافع مشترک تعریف کنند. شروع از حوزه‌های کم‌حساسیت مانند امنیت مرزی، امداد و نجات دریایی، مبارزه با قاچاق و رزمایش‌های بشردوستانه می‌تواند اعتماد اولیه را بسازد. سپس می‌توان به حوزه‌های بالاتر مانند آموزش، تبادل تجربه، تعمیر و نگهداری تجهیزات و همکاری صنایع دفاعی وارد شد. تأکید بر اصولی مانند احترام به حاکمیت ملی، عدم مداخله در امور داخلی و عدم استفاده از همکاری علیه ثالث، حساسیت‌ها را کاهش می‌دهد. همچنین دو کشور باید سازوکارهای مشترک برای مدیریت بحران و جلوگیری از سوءتفاهم در مرزها ایجاد کنند.

در جمع‌بندی، همکاری نظامی تهران و باکو نه تنها ممکن، بلکه برای هر دو کشور سودمند است. این همکاری می‌تواند مرزهای دو کشور را از تهدید به فرصت، و قفقاز جنوبی را از میدان رقابت مخرب به عرصه همگرایی منطقه‌ای تبدیل کند. اما تحقق این هدف نیازمند اراده سیاسی، پرهیز از دام مخالفان و سرمایه‌گذاری بر منافع دوسویه است. نمایشگاه ADEX-2026 و دیدار فرماندهان دو کشور می‌تواند نقطه آغازی برای یک مسیر واقع‌گرایانه باشد؛ مسیری که در آن همکاری دفاعی، ضامن امنیت و توسعه دو ملت باشد، نه ابزار بی‌اعتمادی و تقابل.

مطالب بیشتر:

سیاست ایران در قفقاز جنوبی: سه هدف، نتایج متفاوت

اندیشکده تحقیقات سیاست کاربردی ارمنستان در یادداشتی نوشت: ایران پس از جنگ ۲۰۲۰ قفقاز، با بازتعریف سیاست منطقه‌ای خود، بر مقابله با سه چالش کلیدی تمرکز کرده است: جاه‌طلبی‌های ارضی…

معمای پیمان مکه برای ترکیه: بازیگری در راستای منافع ملی یا تأمین‌کننده امنیت محور ریاض-واشنگتن؟

حمایت نظامی ترکیه از عربستان و ورود تدریجی این کشور به جنگ علیه یمن در قالب تعهدات پیمان مکه، موجی از انتقادات سیاسی و امنیتی را برانگیخته است. مخالفان و…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

سیاست ایران در قفقاز جنوبی: سه هدف، نتایج متفاوت

سیاست ایران در قفقاز جنوبی: سه هدف، نتایج متفاوت

معمای پیمان مکه برای ترکیه: بازیگری در راستای منافع ملی یا تأمین‌کننده امنیت محور ریاض-واشنگتن؟

معمای پیمان مکه برای ترکیه: بازیگری در راستای منافع ملی یا تأمین‌کننده امنیت محور ریاض-واشنگتن؟

آیا ترکیه می‌تواند معمار جدید امنیت منطقه‌ای شود؟

آیا ترکیه می‌تواند معمار جدید امنیت منطقه‌ای شود؟

پیمان مکه عملیاتی شد؛ ترکیه سامانه دفاع هوایی و جنگ الکترونیک به عربستان می‌فرستد

پیمان مکه عملیاتی شد؛ ترکیه سامانه دفاع هوایی و جنگ الکترونیک به عربستان می‌فرستد

آذربایجان در زمره کشورهای صادرکننده تسلیحات: پیشرفت‌‏ها و موانع

آذربایجان در زمره کشورهای صادرکننده تسلیحات: پیشرفت‌‏ها و موانع

جهش صادرات ارمنستان به اروپا در سایه کاهش وابستگی به روسیه

جهش صادرات ارمنستان به اروپا در سایه کاهش وابستگی به روسیه