از جنگ اوکراین تا پیمان مکه: بازآرایی نظم چندقطبی که چین فعلاً برنده است

  • 2026-09-22 07:00

تداوم جنگ اوکراین ثابت کرد که نظم پس از پوتسدام فروپاشیده و غیرقابل بازگشت است. دو ستون اصلی آن نظم یعنی روسیه و به ویژه آمریکا، دیگر توان بازتولید ساختارهای گذشته را ندارند. روند شتابان دلارزدایی، فروش اوراق خزانه آمریکا توسط چین و استفاده روزافزون از ارزهای ملی، همگی نشانه‌های تثبیت یک نظم چندقطبی جدید هستند؛ نظمی که تاکنون اصلی‌ترین برنده متوازن آن چین بوده است.

زهرا اخوان‌زاده – کارشناس مسائل قفقاز جنوبی

اندیشکده زاویه: جنگ روسیه و اوکراین فراتر از یک درگیری منطقه‌ای، به‌مثابه کاتالیزوری عمل کرد که زنجیره‌ای از تحولات ژئوپلیتیکی را در اروپا، دریای سیاه، خاورمیانه و آسیا-اقیانوسیه آزاد کرد. اوکراین به دلیل برخورداری هم‌زمان از توان نظامی-صنعتی، منابع راهبردی، موقعیت ژئوپلیتیک دریایی و پتانسیل کشاورزی، صرفاً یک جغرافیا نیست؛ بلکه کانون رقابت بر سر «بازتعریف نظم بین‌المللی پس از پوتسدام» است.

در این میان، ترکیه در کانون یک معادله پیچیده قرار گرفته است: بازداری و مهار روسیه، مدیریت قدرت فزاینده اوکراین، حفظ روابط راهبردی با غرب و هم‌زمان، جست‌وجوی ساختارهای نوین منطقه‌ای. در چنین فضایی، شکل‌گیری «پیمان مکه» را نباید یک رویداد مجزا دانست؛ بلکه این پیمان – صرف‌نظر از میزان موفقیت عملیاتی آن در آینده – پاسخی واقع‌گرایانه به خلأ قدرت ناشی از افول نظم پیشین و بی‌اعتمادی به چترهای امنیتی سنتی است.

اوکراین؛ جنگ بر سر دارایی‌های استراتژیک و زنجیره تأمین

اهمیت اوکراین در محاسبات قدرت‌های بزرگ، بسیار فراتر از تصورات اولیه است. این کشور بخش مهمی از زیرساخت‌های نظامی و فناوری شوروی سابق (از جمله صنایع ساخت ناو هواپیمابر، موشک‌های بالستیک و زیردریایی) را به ارث برده است. علاوه بر این، وجود ذخایر عظیم فلزات خاکی کمیاب مانند لیتیوم، تیتانیوم و گرافیت، اوکراین را به گلوگاهی حیاتی در زنجیره تأمین صنایع دفاعی، الکترونیک و تکنولوژی‌های پهپادی تبدیل کرده است.

تسلط بر کریمه و بنادر کلیدی دریای سیاه نیز موقعیتی ممتاز در امنیت انرژی و تجارت منطقه‌ای به کی‌یف می‌بخشد. از این‌رو، تهاجم روسیه که نقش دولت‌های غربی در تحریک آن را نباید دستکم گرفت، صرفاً برای اعاده نفوذ سیاسی نبود، بلکه تلاشی برای تصاحب این منابع کلیدی و زیرساخت‌های راهبردی به شمار می‌رفت.

فرسایشی شدن جنگ و تغییر موازنه میان قدرت‌های مداخله‌گر

شکست استراتژی «حمله برق‌آسا» و مواجهه مسکو با مقاومت اوکراین و طولانی شدن خطوط نبرد، معادلات قدرت را تا حد زیادی دگرگون ساخت. این فرسایش، پای قدرت‌های فرامنطقه‌ای را بیش از پیش به معرکه باز کرد:

  • ورود بازیگران غربی: بریتانیا با ارسال موشک‌های دوربرد (مانند استورم شادو) و انعقاد توافقات تبادل داده‌های جنگی، خود را به متحد فناوری-نظامی اصلی کی‌یف تبدیل کرد. ایالات متحده نیز در ازای کمک‌های مالی و تسلیحاتی، دسترسی به منابع خاکی کمیاب اوکراین را تضمین نمود.
  • تغییر وزن موازنه به سود چین: در سمت مقابل، فشارهای تحریمی، مسکو را به سمت وابستگی شدیدتر به پکن در ابعاد اقتصادی، نظامی و حتی جمعیتی سوق داد. حضور نیروهای کره شمالی و نشانه‌های پررنگ‌تر حمایت چین، معادله نبرد را به یک بازی «برد-برد» برای پکن تبدیل کرده است.

ورود بریتانیا و موازنه پیچیده ترکیه در دریای سیاه

حضور فعال لندن در بحران اوکراین ریشه در منطق ژئوپلیتیک سنتی بریتانیا دارد؛ این کشور دریای سیاه و مدیترانه را حیاط خلوت امنیتی خود و گلوگاه اتصال به کانال سوئز و مسیرهای تجاری آسیا می‌داند. از نگاه لندن، نفوذ هر قدرت متخاصمی در دریای سیاه به‌معنای تهدید خطوط مواصلاتی فرامنطقه‌ای است؛ به‌ویژه در شرایطی که چین با طرح «کمربند و جاده» و توسعه نیروی دریایی خود به دنبال تثبیت حضور در این پهنه است. بنابراین، تقویت اوکراین توسط بریتانیا، سدی در برابر نفوذ هم‌زمان روسیه و چین محسوب می‌شود.

در این میان، ترکیه در وضعیتی دوگانه و شکننده قرار دارد:

از یک‌سو، مهار توان تهاجمی روسیه برای حفظ امنیت مرزهای شمالی آنکارا حیاتی است؛ اما از سوی دیگر، ظهور یک اوکراین فوق‌العاده قدرتمند و متکی به غرب می‌تواند در آینده به رقیبی تازه برای ترکیه در حوضه دریای سیاه تبدیل شود. با این حال، کی‌یف با بهره‌گیری از «دیپلماسی فعال و چندوجهی» توانسته است میان این منافع متضاد بازی کند.

فرسایش بازدارندگی آمریکا و تسریع در انتقال قدرت به شرق

اگرچه ایالات متحده در کوتاه‌مدت از بحران اوکراین سود جست، اما آسیب‌پذیری‌های راهبردی آن نمایان‌تر شد. وابستگی ۷۰ درصدی صنایع دفاعی آمریکا به عناصر خاکی کمیاب چین و تمرکز تولید تراشه‌های پیشرفته در تایوان، واشنگتن را در موقعیت محافظه‌کارانه‌ای قرار داده است.

هم‌زمان، ناتوانی یا عدم تمایل آمریکا در ارائه تضمین‌های امنیتی قاطع به متحدان سنتی خود در خلیج فارس، خلأ بازدارندگی ایجاد کرد. این شکاف امنیتی، جهان عرب را به این نتیجه رساند که تکیه یک‌جانبه بر چتر حمایتی واشنگتن دیگر کافی نیست. همین امر از یک‌سو توجه کشورهای عربی را به شرکای منطقه‌ای نوظهور مانند ترکیه جلب کرد و از سوی دیگر، بریتانیا را واداشت تا مستقیم‌تر وارد ترتیبات امنیتی فرامنطقه‌ای شود.

«پیمان مکه»؛ پاسخ معماری امنیتی جدید به خلأ قدرت

در چنین بستر پرآشوبی، امضای «پیمان مکه»با محوریت عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، نقطه‌عطفی در بازآرایی امنیت منطقه‌ای است. این پیمان که بر پایه دفاع مشترک و همکاری‌های راهبردی شکل گرفته، خروجی مستقیم بی‌اعتمادی به نظم قدیمی است:

  • مزایای پیمان برای ترکیه: این پیمان در صورتی که از پیمانی بر روی کاغذ به ترتیباتی مؤثر در منطقه تبدیل شود، از طریق پاکستان امنیت مرزهای شرقی و عمق استراتژیک ترکیه را تقویت می‌کند و از طریق عربستان، دروازه نفوذ و همکاری‌های اقتصادی-امنیتی آنکارا را به جهان عرب می‌گشاید. همچنین بازار دائمی و پایدار برای صادرات صنایع دفاعی نوپای ترکیه فراهم می‌سازد.
  • چشم‌انداز فرامنطقه‌ای: پتانسیل پیوستن بازیگرانی چون ژاپن، کره جنوبی، اندونزی، مالزی و سنگاپور به این ترتیبات، می‌تواند کمربند امنیتی و کم‌هزینه‌ای را از دریای سرخ تا دریای سیاه و آسیا-پاسفیک ایجاد کند. به‌ویژه ژاپن با ظرفیت‌های بالا در فناوری‌های هسته‌ای و رباتیک، مکمل فوق‌العاده‌ای برای توانمندی‌های منطقه‌ای ترکیه خواهد بود.

نتیجه‌گیری

تداوم جنگ اوکراین ثابت کرد که نظم پس از پوتسدام فروپاشیده و غیرقابل بازگشت است. دو ستون اصلی آن نظم یعنی روسیه و به ویژه آمریکا، دیگر توان بازتولید ساختارهای گذشته را ندارند. روند شتابان دلارزدایی، فروش اوراق خزانه آمریکا توسط چین و استفاده روزافزون از ارزهای ملی، همگی نشانه‌های تثبیت یک نظم چندقطبی جدید هستند؛ نظمی که تاکنون اصلی‌ترین برنده متوازن آن چین بوده است.

مطالب بیشتر:

اروپا در تب‌وتاب رویارویی احتمالی با روسیه؛ آیا حمله به ناتو نزدیک است؟!

اروپا با بزرگ‌ترین تهدید امنیتی پس از جنگ سرد مواجه است. در حالی که ناتو از نبود حمله قریب‌الوقوع خبر می‌دهد، رهبران قاره از حملات هیبریدی، خرابکاری‌های موشکی و بسیج…

تثبیت اکثریت مطلق حزب روسیه متحد و پیامدهای راهبردی انتخابات دومای ۲۰۲۶

انتخابات دومای دولتی ۲۰۲۶ به عنوان نخستین محک پارلمانی سراسری روسیه پس از تحولات ژئوپلیتیک اخیر، با مشارکت کم‌سابقه و تثبیت مجدد اکثریت قانون اساسی حزب «روسیه متحد» پایان یافت.…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

از جنگ اوکراین تا پیمان مکه: بازآرایی نظم چندقطبی که چین فعلاً برنده است

از جنگ اوکراین تا پیمان مکه: بازآرایی نظم چندقطبی که چین فعلاً برنده است

اروپا در تب‌وتاب رویارویی احتمالی با روسیه؛ آیا حمله به ناتو نزدیک است؟!

اروپا در تب‌وتاب رویارویی احتمالی با روسیه؛ آیا حمله به ناتو نزدیک است؟!

تثبیت اکثریت مطلق حزب روسیه متحد و پیامدهای راهبردی انتخابات دومای ۲۰۲۶

تثبیت اکثریت مطلق حزب روسیه متحد و پیامدهای راهبردی انتخابات دومای ۲۰۲۶

معادله نفوذ جدید در آفریقا؛ ترکیه چگونه خلأ قدرت فرانسه در منطقه ساحل را پر می‌کند؟

معادله نفوذ جدید در آفریقا؛ ترکیه چگونه خلأ قدرت فرانسه در منطقه ساحل را پر می‌کند؟

شتاب پروژه جاده توسعه عراق و ترکیه در سایه بحران هرمز

شتاب پروژه جاده توسعه عراق و ترکیه در سایه بحران هرمز

آمادگی همه‌جانبه ناتو در برابر تهدیدات روسیه؛ هشدار فرمانده ارشد نظامی درباره سناریوی «پرچم دروغین»

آمادگی همه‌جانبه ناتو در برابر تهدیدات روسیه؛ هشدار فرمانده ارشد نظامی درباره سناریوی «پرچم دروغین»